Select Page

انتخابات شهرداری های استان بریتیش کلمبیا ـ اکتبر ۲۰۱۸/یک سئوال ساده!/کیقباد اسماعیل پور

انتخابات شهرداری های استان بریتیش کلمبیا ـ اکتبر ۲۰۱۸/یک سئوال ساده!/کیقباد اسماعیل پور

کانادا در سراسر دنیا به عنوان یک جامعه به واقع دموکراتیک مورد احترام است و خلاف بعضی از کشورها که ادعای دموکراتیک بودن دارند، شهروندان کانادایی می توانند در اداره امور کشورشان مشارکت داشته باشند. حقوق و مسئولیت های شهروندان در کانادا بر پایه ارزش های مشترک دموکراسی کانادایی بنا شده است. این ارزش های مشترک بخش مهمی از فرهنگ سیاسی کانادا می باشد. این ارزش ها شامل: برابری، احترام به تصمیم گیری دموکراتیک، احترام به حقوق فردی، آزادی بیان و پاسخگو بودن دولت در مقابل مردم است.

(از کتاب راهنمای حقوق شهروندی ـ از انتشارات مشترک انجمن آزادی های مدنی بی سی و کانون همکاری های اجتماعی ایرانیان   ـ سیویک آی سی)

 

 

همه ما که کانادا را برای زندگی انتخاب کرده ایم، خواهان برخورداری از حقوق شهروندی برپایه منشور حقوق و آزادی های فردی کانادا که در قانون اساسی کانادا آمده است می باشیم، ولی به قول قاضی “وات”، قاضی امور مهاجرت کانادا، سکه حقوق شهروندی کانادا دو رو دارد، روی حقوق و  روی مسئولیت ها.

 

 

از اولین مسئولیت های شهروندی ما در این جامعه رأی دادن است. مسئولیت های دیگر شامل شرکت در جلسات عمومی، پیوستن به گروه های شهروندی و همکاری با احزاب سیاسی است.

جامعه ایرانی در شهرهایی مثل نورت ونکوور یا وست ونکوور و کوکیتلم که  بیشترین تمرکز جمعیتی را دارد و یکی از مهمتریی اقلیت های قومی ساکن آن شهر می باشند، تاکنون مشارکت قابل توجهی در  این جهت نداشته است.

البته با توجه به جوان بودن جامعه مهاجر ایرانی باید بپذیریم که ما تجربه مشارکت کمتری از این اقلیت ها داریم. چرا که در مقام مقایسه، اقلیت اروپایی مهاجر در کانادا بیش از ۳۰۰ سال ( اوایل قرن ۱۷ ام  Nova Scotia & New Brunswick)، اقلیت مهاجر چینی بیش از ۲۰۰ سال (۱۷۸۸-Nootka Sound, Vancouver Island)، و اقلیت مهاجر هندی بیش از ۱۰۰ سال (۱۹۰۴-Vancouver Island) سابقه ی مهاجرت در کانادا را دارند.

  اگر به شهرهای محل زندگی  ایرانیان نگاه کنیم، می بینیم که در گذشته بهترین سابقه مشارکت ایرانیان کانادایی ساکن بریتیش کلمبیا در شهر کوکیتلم در انتخابات دو دوره قبل در سال  ۲۰۱۱  بود، که در آن انتخابات دو کاندیدای ” قابل انتخاب” ایرانی شرکت کردند ولی علیرغم حضور فعال این افراد در جامعه ایرانی و جامعه کانادایی، آنان  نتوانستند به شورای شهر راه یابند.

در شهر کوکیتلم بر حسب یک آمار غیر رسمی،  بیش از ۲۳۰۰  شهروند ایرانی – کانادایی واجد شرایط رای دادن زندگی می کردند. نتایج انتخابات نشان داد که کل ایرانیانی که در انتخابات رای داده اند بیش از ۵۰۰ نفر نبودند. (عدد ۵۰۰  از شمارش تعداد نام ایرانی شرکت کننده در انتخابات توسط کانون همکاری های اجتماعی ایرانیان در آن زمان به دست آمد). در آن انتخابات آقای فرد صوفی بیش از ۷۳۰۰ رأی و آقای آراز ریسمانی بیش از ۳۹۰۰ رای آوردند  که این امر نشان دهنده این بود که این دو کاندیدای ایرانی توانسته اند بخش عمده ای از آرای شهروندان غیر ایرانی را نیز جذب کنند، ولی جامعه ما باید راه رای دادن و تمرین برای مشارکت را ادامه دهد.

همین جا یک سئوال ساده پیش می آید!

چطور می توان جامعه کانادایی را متقاعد کرد که به ما رای دهند،  چطور می توان اثبات کرد که ما هم صلاحیت و توان لازم برای نشستن بر مسند کرسی تصمیم گیری و ارائه راه حل برای مشکلات جامعه را داریم؟

چرا که برای موفقیت در یک پیروزی سیاسی نمی توان فقط به آرای جامعه ایرانی تکیه کرد و یا اگر جامعه ایرانیان در انتخابات رای نمی دهند، چگونه می توان انتظار داشت که شهروندان جامعه ی کانادایی به کاندیداهای ما رأی دهند و آنها را برای اداره جامعه خود انتخاب کنند؟

راه حل آنست که:

الف ـ ما رأی دادن را تمرین کنیم. یعنی بدانیم که باید مسئولیت خود را  در این جامعه بپذیریم، در انتخابات شرکت کنیم و به همه سیاستمداران جامعه نشان دهیم که جامعه ما با قدرت در انتخابات شرکت می کند و از قدرت حق رأی خود به خوبی استفاده می کند. تنها پس از عبور از این مرحله است  که سیاستمداران کانادایی شروع به گوش دادن به خواسته های ما خواهند کرد.

ب ـ در مرحله دوم، پس از اثبات قدرت رأی دهی جامعه  ایرانی، می توان تعدادی کاندیداهای “با صلاحیت لازم” را به جامعه معرفی کرد.  این کاندیداها بایستی در جامعه خود و جامعه کانادا فعال بوده و به مسائل و مشکلات جامعه آشنایی داشته باشند. در این مرحله است که می توان انتظار داشت، هم جامعه ایرانی و هم بخشی از جامعه  ی کانادایی به کاندیداهای ما رأی دهند و به ایرانی تباران اعتماد کنند که می توانند اداره امور این جامعه را به پیش برند.

بدون رأی دادن و بدون داشتن”کاندیداهای با صلاحیت” نمی توان از شهروندان جامعه ی مادر خواست تا به کاندیداهای ما رای دهند. مشارکت شهروندان در اداره ی امور یک جامعه باید با مشارکت و تمرین هر روزه و مستمر در این دموکراسی همراه باشد. با نگاهی به سوابق نمایندگان موفق در انتخابات می بینم که اکثر آنان سال های سال در تمامی پیکره ی جامعه ی خود فعال بوده و به شکلی علاقه مندی خود را به خدمت به مردم ثابت کرده اند. به طور مثال نمی توان انتظار داشت در شهری که اولین اقلیت قومی آن ایرانیان هستند، ولی حتی در یکی از کمیته های شهری شورای شهر تا به حال هیچ ایرانی داوطلب نبوده است، ما بخواهیم کل شورای شهر در دست ایرانیان قرار گیرد (معرفی ۵ کاندیدای ایرانی در نورت ونکوور برای ۶ پست موجود!). البته راجع به این موضوع بحث نمی کنیم که آیا اگر شهروندان یک شهر تصمیم بگیرند که  اداره ی شهر را کلا به نمایندگان جامعه ی ایرانی یا هر ملیت دیگری، صرف نظر از صلاحیت های لازم، بسپارند، چه شرایطی پیش خواهد آمد و آن شهر به کجا خواهد رفت. خوب با دقت بیشتر سعی می کنیم با توجه به نتایج انتخابات ۲۰۱۸ شهرداری های بی سی، چگونگی مشارکت جامعه ایرانی را در رابطه با دو عنصر رای دادن و کیفیت کاندیداها بررسی کنیم.

در این انتخابات در شهر نورت ونکوور ما شاهد هجوم جامعه ی ایرانی، نه به عنوان رای دهنده بلکه به عنوان کاندیدا برای در دست گرفتن کرسی های تصمیم گیری برای شهر روبرو شدیم. در این دوره در شهر نورت ونکوور کاندیداها برای پست شهرداری (۶ کاندیدا، ۱ کاندیدای ایرانی)؛ پست نماینده شورای شهر (۲۴ کاندیدا، ۵ کاندیدای ایرانی)، پست معتمدین مدارس (۱۰ کاندیدا، ۱ کاندیدای ایرانی) بودند. از بین ۷ کاندیداهای ایرانیِ خواهان پست های مختلف، هیچکدام موفق به کسب آرای لازم برای انتخاب نشدند.

از ۷ کاندیدای معرفی شده:

الف- کاندیدای پست شهردار با کسب ۲۳۰ رای معادل ۱.۸% آرای شهرداران کار خود را پایان داد. در کارنامه این کاندیدا، تا آنجا که ما نگاه کردیم، هیچگونه سابقه ای از آشنایی با اداره ی امور شهری ارائه نشده است.

ب – در بین کاندیداهای پست شورای شهر بیشترین رأی اخذ شده برای یک ایرانی متعلق به یک کاندیدای ایرانی بود (آقای شروین شهریاری)، که با ۳۱۷۶ رأی  در مقام ۱۱ ام قرار گرفتند. این میزان رأی با توجه به اینکه ایشان اولین بار در انتخابات کاندیدا شده اند و با توجه به عدم مشارکت کافی ایرانیان، نشان ازکسب اعتماد بخشی از شهروندان غیر ایرانی به ایشان می باشد. دلیل این کسب اعتماد نیز فعال بودن این کاندیدا در جامعه در سطحی بزرگتر از جامعه ی ایرانی در سازمان های مختلف می باشد. به نظر می رسد این کاندیدای ایرانی بتواند به شرط برآورده شدن شرط های دیگر، در انتخابات آینده شانس خوبی برای موفقیت داشته باشد.

۴ کاندیدای ایرانی دیگر آرایی از ۲۱۲۳ تا ۴۲۶ رأی دارند و در مقام های بین ۱۵ ام  تا  ۲۳ ام در بین ۲۴ شرکت کننده قرار گرفته اند.

ج- در بخش معتمدین مدارس (۱۰کاندیدا، ۱کاندیدای ایرانی)، کاندیدای ایرانی علیرغم فعال بودن در جامعه ایرانی نتوانست بیش از ۸۱۴ رای به دست اورد و در بین شرکت کنندگان در مقام ۱۰ ام قرار گرفت. این موضوع آشکارا نشان می دهد که برای موفقیت در یک پیروزی سیاسی نمی توان فقط به آرای جامعه ایرانی تکیه کرد.

و در آخر، جامعه ی دموکراتیک ویژگی هایی دارد که انسان های منتخب برای اداره ی جامعه  را- فارغ از قومیت، نژاد ، مذهب، جنسیت، سن و غیره – با تکیه بر “قابلیت های” شان انتخاب می کند. جامعه ی کانادا تاکنون بر این اساس ساخته و اداره  شده است.  رأی دادن به یک فرد به دلیل داشتن تبار ملی یا قومی خاص بدون توجه به توانایی های شخص در این جامعه به رسمیت شناخته نمی شود و بیشتر به انتخابات قبیله ای می ماند.

پس اکنون که در جامعه ی کانادا، محصول زندگی و تلاش مشترک شهروندانی از بیش از  ۱۵۰ کشور جهان زندگی می کنیم، به زادگاهمان  ایران عشق بورزیم، به فرهنگ غنی آن افتخار کنیم، ولی در کانادا با نگاه به کانادا زندگی کنیم، به عبارت دیگر:

اگر خواهان مشارکت در اداره ی امور جامعه هستیم، نخست باید رأی دهیم. اگر می خواهیم رأی دهیم، به بهترین کاندیداها، فارغ از تبار قومی و ملیتی آنان، رأی دهیم.

اگر خواهان مشارکت در اداره  ی جامعه خود (رأی گرفتن) هستیم، دلیل آن داشتن انسان های با قابلیت برای نشستن در مکان های تصمیم گیری جامعه برای ساختن این جامعه باشد.

کاندیداهای ما برای موفقیت در دوره های بعد چه کنند؟

۱- فعالیت اجتماعی، سیاسی داوطلبانه خود را در این جامعه از همین امروز شروع کنند. این فعالیت باید فعالیتی باشد، فارغ از تجارت و کسب و کار و برای خدمت به جامعه.

۲- به جامعه ی  کانادا به عنوان یک جامعه  دموکراتیک  نگاه کنند و فعالیت های خود را خارج از پیله ی قومیتی گسترش دهند.

۳- از آنجا که  فعالیت سیاسی و مشارکت در اداره ی امور جامعه نیاز به دانش و آگاهی دارد، برای کسب این دانش و تجربه، در “مسیر” گام بردارند. به عنوان مثال برای کاندیداتوری شورای شهر جهت حل مسائل و مشکلات شهری، کاندیداها باید با ساختار دولت محلی، کمیته های شورای شهر و برنامه ریزی و توسعه شهری آشنایی داشته باشند.

۴- تجربه امروز را درسی برای موفقیت فردای خود قرار دهند.

امیدواریم که بتوانیم با نگاهی خردمندانه و با همفکری همدیگر، نقشی گسترده تر در اداره ی امور جامعه داشته باشیم.

*کیقباد اسماعیل پور، مسئول هیات مدیره کانون همکاری های اجتماعی ایرانیان (سیویک آی سی)

Civic Association of Iranian Canadians (WWW.CIVICIC.COM)

(Visited 1 times, 14 visits today)

About The Author

۱ Comment

  1. جناب کیقباد در مقاله خود چنین مینویسد.
    ” جامعه ی دموکراتیک ویژگی هایی دارد که انسان های منتخب برای اداره ی جامعه را- فارغ از قومیت، نژاد ، مذهب، جنسیت، سن و غیره – با تکیه بر “قابلیت های” شان انتخاب می کند. جامعه ی کانادا تاکنون بر این اساس ساخته و اداره شده است. رأی دادن به یک فرد به دلیل داشتن تبار ملی یا قومی خاص بدون توجه به توانایی های شخص در این جامعه به رسمیت شناخته نمی شود و بیشتر به انتخابات قبیله ای می ماند.”
    این یک باور غلطی بیش نیست، همانطور که اکثر مهاجرین براین باورند که در کشوری مانند کانادا دموکراسی به معنای واقعی وجود دارد. اگر گفته جناب کیقباد اسماعیل پور صحت داشت اشخاصی مانند ترامپ و فوردها به قدرت نمیرسیدند. آنجائی که انتخابات حزبی است بیشتر روابط و سیاست بازی ها حرف آخر را میزنند که اینهم به گونه ای قبیله ای رفتار کردن است. و آنجائیکه مانند انتخابات شورای شهر در ظاهر احزاب و وابستگی حزبی نقشی بازی نمیکنند، باز قبیله ای عمل میشود و اینبار “سپید ها” ، و آنهائیکه خود را بیشتر کانادائی میدانند صندلی های شورای شهر را رها نمیکنند.
    تا زمانیکه ما مهاجرین خودمان را مشکل میدانیم نظام تغییری نخواهد کرد و نابرابری در انتخابات باقی خواهد ماند.

    Reply

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This