Select Page

کسوف/ حسین اکراد

قرار بود از مرز شب که گذشتیم

سری به باغ زنیم و کنار سیب گلاب

به سایه اش بنشینیم و با شکیبایی

به انتظار بمانیم

که سیبی از درخت بیافتد

و ما ازسیب رسیده، چهار لغزه ی یکسان

میان سفره نهیم

 

قرار بود؛

ولی پایداری شب را

کسی نکرده تصور،

به انتظار بمانیم…

و لاجرم با شمع

به میوه زار، کنار درخت سیب گلاب

به صبر و حوصله بنشینیم

 و…

عمرها سپری شد…

و سیبی از درخت نیافتاد.

و کس نگفت که باری

ـ به شایوَرد شمع ـ

به شاخسار درخت کهنسال نظاره کنیم…

ـ که خشکسالی ها

بیداد کرده بودند.

 

هلند ـ دهم بهمن ماه ۱۳۸۹

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

۱ Comment

  1. :لطفاً بخوانید
    فرار بود که از مرز شب که بگذشتیم
    …………
    که سیبی از درخت بیفتد
    ………….
    به شاخسار درخت کهن نظاره کنیم

    Reply

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This