در سالگرد کوچ ابدی بزرگ استادمان محمد بهمن بیگی/ علیرضا جهانگیری

در سالگرد کوچ ابدی بزرگ استادمان محمد بهمن بیگی/ علیرضا جهانگیری

از خوانندگان

 بهار آمد، تابستان شد، پاییز رسید، زمستان گشت و چرخ روزگار چرخید و یکسال گذشت و درست در چنین روزی، پیکر عظیم و سنگین همچون الوندت را که تابوتش به گلیم دستباف قشقایی آذین گشته بود بر دوشهایمان کشیدیم و در کوچه باغ های شهرمان شیراز تابت دادیم. از خرد و کلان، پیر و جوان در سوگ کوچ ابدیت گریستیم و به آرامگاه ابدیت سپردیم. از کوچه باغ ‌های قصر الدشت گذشتیم، در حافظیه طوافت دادیم و این بار قرعه فال به نام کشن افتاده بود، در دل‌ زحمتکشان عشایر و روستاییان فارس – کشن این مرکز مهاجران قربانی ستمشاهی انقلاب شکست خورده سفید و اصلاحات ارضی قریب به نیم قرن پیش با فرار از روستاها و عشایر نشینی برای امرار معاش به شهر پناه آورده بودند. آری در قلب ستمدیدگانی که در دلهایشان مشعل پر فروز ضد جهل و بیسوادی افروختی و در قلب هایشان نطفه دانش کاشتی. در دل‌ زحمتکشانی که با آغوش باز پذیرایت بودند.

بهمن بیگی پدر آموزش عشایر ایران

و فریاد بر می‌‌آورد‌ند و خروشان می‌‌سرودند آواز

بپذیر سلام ما را

       بپذیر وداع ما را 

              بپذیر مکان ما را

 و کلامی از حافظ ” لسان الغیب ” را چنین نثار تابوتت می‌‌کردند

” رواق منظر چشم من آشیانه توست

                           کرم نما و فرود آی که خانه خانه توست” 

به راستی از زمانی‌ که در این مکان آرمیده ای طراوت خاصی‌ به گل های محله داده ای، برگ‌های درختان سبز ترند. بلبلان و قمری‌هایش بیشتر ترانه سرایی می کنند و جنب و جوش و غلیان خاصی‌ در اینجا حاکم است. همان خلجانی که همواره در منزل ۸ متری نادر و بعد ها خانه ی قصر الدشتی ات حاکم بود 

و ” هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق

              ثبت است بر جریده عالم دوام ما”

در سوگ محمد بهمن بیگی

آرامگاهت حافظیه وار – میعادگاه عاشقان بیقرار راهت گشته است. عاشقان فرهنگ و هنر، عاشقان ضد جهل، تاریکی و بیسوادی، میعادگاه رفقایت، یارانت، و دوستداران راهت.

در سالگرد فقدانت – همه با هم عهد و میثاق می‌‌بندیم تا راه پر عظمتت را استوار ادامه دهیم- و یادت را همواره در دل هایمان زنده نگاه داریم. و تکرار کنیم

 

“آری آری زندگی‌ زیباست

              زندگی‌ آتشگهی دیرنده پا بر جاست

گر بیفروزیش، رقص شعله ‌اش در هر کران پیداست. 

              ور نه خاموش است و خاموشی گناه ماست.” 

 

تورنتو  کانادا، اردیبهشت ماه ۱۳۹۰

 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This