Select Page

میزهای ایران سولیداریتی در تورنتو/ یدی محمودی

میزهای ایران سولیداریتی در تورنتو/ یدی محمودی

چهارشنبه گذشته پنجم اکتبر نهمین هفته برپائی میزهای ایران سولیداریتی در تورنتو را پشت سر گذاشتیم. طی نه هفته گذشته روزهای چهارشنبه از ساعت ١٢ تا ٢ بعدازظهر در تقاطع خیابان های یانگ و دانداس، یکی از شلوغترین نقاط شهر تورنتو، به مدت ٢ ساعت و به همت دوستان و عزیزان زیادی از فرصت هوای گرم و شلوغی آن نقطه استفاده کرده و با مردم صحبت کرده ایم، امضا جمع کرده ایم و ده ها نفر با بلند کردن پلاکاردهایمان حمایت خود را از مبارزات مردم ایران علیه یکی از هارترین حکومت های تاریخ جامعه بشری اعلام کرده اند. در این مدت با مردم زیادی آشنا شدیم که دوست دارم به برخورد و صحبت های تعدادی از آنها، برای نمونه اشاره کنم.

فکر کنم چهارمین هفته بود که پسر جوانی سر میز ما آمد و با دیدن عکس دیکتاتورها سر صحبت را باز کرد. خود را عدنان و اهل بحرین معرفی کرد. بعد از صحبت های اولیه، شروع کرد به نوشتن شعاری علیه دیکتاتور بحرین و با تأکید می خواست که عکس دیکتاتور بحرین را نیز به عکس بقیه دیکتاتورها اضافه کنیم. از آن روز به بعد عدنان یکی از کسانی بوده که هر هفته پای میزهای ایران سولیداریتی بوده و ما را یاری داده است. می گوید: بسیاری از جاهای ایران را گشته است. با جریانات سیاسی ایرانی هم آشنایی دارد و در تظاهرات مردم بحرین علیه دیکتاتور آن کشور نیز نقش ایفا کرده است. تعجب می کرد که ایرانیان مخالف جمهوری اسلامی آنطور که باید و شاید از مردم بحرین حمایت نکرده اند. می گفت شاید فکر می کنند که جمهوری اسلامی پشت ماجراست! اما واقعیت اینطور نیست و “با اطمینان می گویم که مردم بحرین نه برای جمهوری اسلامی دیگری، بلکه برای رفاه و آزادی علیه دیکتاتوری به میدان آمدند.”

استقبال مردم از میزهای اطلاعاتی ایران سولیداریتی در تورنتو

هفته پیش یک دختر جوان اهل عربستان به میز ما نزدیک شد و گله داشت که چرا عکس پادشاه جلاد عربستان هم در میان عکس دیگر دیکتاتورها نیست. دو هفته پیش دوستی، عبدالرحمان، از افغانستان که یک پای خود را در جنگ از دست داده بوده و با ویلچر راه می رفت به میز نزدیک شد. بعد از اطلاع یافتن از موضع ما و میز آنجا، با صندلی چرخدارش روی عکس دیکتاتورها ایستاد و خواست از او عکس بگیریم. می گفت: “مسبب قطع پای من همین خامنه ای جنایتکار است.” گفت تا مدتی دیگر با تعدادی از دوستانش در دفاع از حقوق بشر با ویلچر از تورنتو به طرف مقر سازمان ملل در نیویورک حرکت خواهند کرد و خواهان حمایت و پشتیبانی از حرکتشان بود.

نمونه دیگر، در یکی از اولین هفته های میز اطلاعاتی ایران سالیداریتی بود که اخبار سرکوب مردم سوریه و نقش جنایتکارانه جمهوری اسلامی در آن سرکوب ها همه جا را فرا گرفته بود. برای افشای چهره کریه هر دو رژیم بشار اسد و جمهوری اسلامی، پلاکاردی را با مضمون “دست رژیم اسلامی از مبارزات مردم سوریه کوتاه، زنده باد انقلاب در سوریه” درست کرده و در کنار بقیه پلاکاردها گذاشته بودیم. این شعار یک زوج جوان اهل سوریه را به میز نزدیک کرد. پرسیدند کجائی هستید؟ گفت: “واقعا تا الان فکر می کردیم همه مردم ایران علیه ما مردم سوریه که علیه بشار اسد می جنگیم هستند.”بعد از صحبت های کوتاهی با هم، پارچه بزرگ اعتراضی را امضا کردند و قول دادند که با نهاد ایران سولیداریتی در تماس باشند.

باز همین هفته دختر جوانی بعد از چند دقیقه گوش دادن به صحبت هایمان متاسف شد که تمام پولش را خرج بستنی کرده، چرا که می توانست کمکی به هدف کمپین ما بکند.

یک مورد دیگر، یک دختر و پسر جوان ایرانی آمدند و هدف ما را از این میز اطلاعاتی جویا شدند. بعد از چند دقیقه صحبت، پسر جوان شروع به درددل کرد و گفت: “بعد از سه سال زندگی در کانادا حکم دیپورت گرفته و می خواهند دیپورتش کنند.” به فدراسیون سراسری پناهندگان ایرانی در تورنتو معرفی کردم و خبردار شدم که غروب همانروز همراه با ایرج رضائی، دبیر این فدراسیون، با سازمان “هیچکس غیرقانونی نیست” در مورد وضعیت خودش ملاقات داشته است.

داستان نزدیک شدن یک مرد یهودی به میز ما، برایم بسیار جالب بود. با تعجب بسیار ما را نگاه کرد. نزدیکتر شد و چند سئوال پرسید و بعد از توضیحاتی از من، پارچه را امضا کرد و آخرش هم گفت راستی شهر محل تولد شما از شیراز دور است؟ دلیل این سئوال را از وی پرسیدم. گفت که مادرش اهل شیراز است. او هم قول داد هفته های بعد هم به سر میزمان بیاید.

یک مرد ایرانی به میز نزدیک شد و گفت: “من سیاسی نیستم اما واقعا به کارتان افتخار می کنم.” یکبار در حالی که عکس سکینه را بلند کرده بودم و در مورد سرنوشت او، از سبعیت حکومت اسلامی صحبت می کردم، زن و مرد میانسالی جلو آمدند و ما را تشویق کردند. گفتند در ضمن ما همشهری سکینه هستیم. مردم زیادی در این روزها از وضعیت مردم ایران اطلاع یافتند. آدم های زیادی خودشان را در اهداف ما شریک احساس کردند.

در پایان این گزارش لازم است که به حضور بسیار زیاد ایرانیان تورنتو بر سر میز اشاره کنم و از تشویق و محبت های بی پایانشان قدردانی کنم. قصد داریم تا جائی که هوا اجازه دهد میزهای اطلاعاتی ایران سولیداریتی را ادامه دهیم و بخصوص اکنون که اعتراضات علیه دستگیری فعالین کارگری در جریان هست و همه دارند خود را برای روز اعتراض جهانی به جمهوری اسلامی و در دفاع از کارگران زندانی در روز ۵ نوامبر آماده می کنند، قطعاً ما هم در این مدت تمرکز اصلی مان زندانیان سیاسی و بویژه کارگران زندانی خواهد بود و تمام تلاشمان را خواهیم کرد که صدای کارگران در بند را هر چه رساتر کنیم و رژیم جنایتکار بی آبرو اسلامی را بی آبروتر کنیم! همینجا از همه آزادیخواهان و مخالفان جمهوری اسلامی در شهر تورنتو می خواهم که به هر شکلی که می توانند ما را یاری رسانند. روزهای چهارشنبه سر میزهای اطلاعاتی ایران سولیداریتی بیایند و درباره جنایات رژیم آدمکش اسلامی با مردم صحبت کند و صدای مبارزه مردم ایران علیه جانیان اسلامی باشند. تریبون ایران سولیداریتی بر روی مخالفان رژیم اسلامی باز است و همینجا دست تک تک همه کسانی که تا هم اکنون ما را یاری داده اند به گرمی می فشارم.

برای مشاهده فعالیت های ایران سولیداریتی می توانید به صفحه فیس بوک ما مراجعه کنید و همچنین از طریق ایمیل با ما در تماس باشید.

 

Facebook: IranSolidarityToronto

E-mail: iransolidaritytroronto@gmail.com

 

هشتم اکتبر ٢٠١١

 

 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This