مروری بر تاریخ سینمای ایران /فرح طاهری

مروری بر تاریخ سینمای ایران /فرح طاهری

سخنرانی دکتر حمید نفیسی استاد ارتباطات و سینما در تورنتو

شصتمین نشست کانون کتاب تورنتو با همکاری پیشتاز ایرانیان تورنتو و دکتر محمد توکلی به سخنرانی دکتر حمید نفیسی درباره ی سینمای ایران اختصاص داشت. دکتر نفیسی شب پیش از این جلسه هم در دانشگاه تورنتو در همین زمینه به انگلیسی سخنرانی داشت. جمعه ۹ دسامبر ۲۰۱۱، حدود یکصد تن از ایرانیان در سالن اجتماعات مرکز شهری نورت یورک جمع شدند، تا از تاریخ سینمای ایران بشنوند.سعید حریری از کانون کتاب تورنتو سخنران را معرفی کرد. دکتر حمید نفیسی استاد ارتباطات، رادیو تلویزیون و فیلم در دانشگاه نورت وسترن آمریکا، یکی از صاحب نظران پیشتاز سینما و تلویزیون در خاورمیانه است. او تعداد زیادی فیلم های آموزشی و تجربی تهیه کرده و تعداد زیادی کتاب و مقاله چاپ و منتشر کرده است.

حمید نفیسی در سخنرانی کانون کتاب تورنتو

دکتر نفیسی دو جلد از چهار جلد کتاب تاریخ سینمای ایران را منتشر کرده  و این جلسه اختصاص به توضیحات او در مورد این کتاب ها بود.  

استاد دانشگاه نورت وسترن با تشکر از برگزارکنندگان، درباره ی کتابش گفت: مقدمه ی کتاب شرح حال بزرگ شدن من با سینماست در ایران.

وجود یک معلم فرهیخته باعث شد که او در سن ۹ سالگی شانزده نقد فیلم بنویسد که یکی از آن ها را به روی پرده به ما هم نشان داد و کمی از آن را خواند.

به گفته ی دکتر نفیسی،کتاب چهار بخش دارد که از ۱۸۹۷ تا ۲۰۱۰ سینمای ایرانیان را مورد توجه قرار می دهد. جلد اول به اواخر دوران قاجار می پردازد دورانی که ایرانیان برای اولین بار فیلم دیدند. اولین کسی که بعدا سینماچی(سینمادار) شد، در خارج از ایران فیلم می بیند و در دفترچه خاطراتش شرح می دهد که فیلم دیده و این تاریخ می شود پایه ی سینمای ایران در پژوهش دکتر نفیسی.

جلد دوم دوران محمدرضا پهلوی از ۱۹۴۱ تا آخر دوره ی پهلوی است. در این زمان سینما به صورت یک صنعت همه گیر درمی آید و فیلم به طور انبوه تولید میشود.

کتاب سوم دوران گذار است از پهلوی به جمهوری اسلامی که دوران پر تنشی ست و بسیاری از سینماها نابود و پاکسازی می شود. تعدادی از سینماگران و هنرمندان از کشور خارج می شوند و موج جدیدی از سینما را در خارج به وجود می آورند.

دختر لر، میرزاابراهیم خان عکاسباشی، حاجی آقا اکتور سینما و ... در تاریخ سینمای ایران جایگاه مهمی دارند

کتاب چهارم هم تمرکزش بر سینمای مهمی ست که در دوران جمهوری اسلامی به وجود آمد. سینمای مستند ایران که خیلی جالب شده، سینمای زنان که خیلی مستحکم شده. در دهه ی اول بعد از انقلاب یک مرتبه تعداد زنانی که به فیلمسازی روی می آورند از کل آنان در هشت دهه ی گذشته بیشتر است و این که چرا این اتفاق می افتد بحث خوبی ست. سینمای هنری جمهوری اسلامی و در آخر هم سینمای تبعیدی و مهاجرتی ایرانیان.

دکتر نفیسی از شروع سینما در ایران می گوید. او گفته هایش را با اسلاید و نمایش بخش هایی از فیلم های مورد بحث، همراه می کند و همین سخنرانی او را بسیار شنیدنی و دیدنی می کند.

او درباره ی ویژگی های سینمای دوران قاجار، می گوید: سینمای این دوران یک سینمای کارگاهی ست. یک اوستاکار بوده که تمام کارها را انجام می داده و ممکنه یکی دو شاگرد هم داشته ولی اوستاکار است که همه کاره است. 

 اولین عمل سانسور به خاطر نمایش زن

ابراهیم خان صحاف باشی که تاجر بوده و به ژاپن و کانادا و آمریکا سفر می کرد، در کانادا برای اولین بار فیلم می بیند و در کتاب خاطراتش مختصر می گوید که چه دیده است.

یکی از تزهای کتاب دکتر نفیسی این است که سینما با خودش مدرنیته می آورد. تز دیگر نقش مهم اقلیت های مذهبی و قومی در به وجود آوردن سینما در ایران است. بهائی ها، ارمنی ها، یهودی ها … به چند دلیل: اقلیت ها اغلب چندزبانه بودند، به خارج مسافرت کرده و با فرهنگ های دیگر آشنا بودند و راه و چاه مسافرت را می دانستند و همانطور که محصولات خارجی را می آوردند افکار خارجی را هم می آوردند.  

به گفته ی سخنران، اهمیت تصویر زنان بر پرده ی سینما موجب اولین عمل سانسور در ایران می شود. سال ۱۹۰۴ است و صحاف باشی همان تاجری که در کانادا فیلم دیده بود، حالا در اتاق پشت مغازه اش بساط نمایش فیلم راه انداخته و به مردم فیلم نشان می دهد. شیخ فضل الله نوری شنیده که در سینمای صحاف باشی زن بی حجاب نشان داده شده، که موجب فتوا میشود و در مغازه اش را می بندند و در اولین سینمای عمومی ایران بعد از یک ماه به خاطر تصویر زن بسته می شود.

سینماچی ها اما می دانند که حضور زنان برای کار و کسب شان چقدر اهمیت دارد. زنان هستند که خانواده و بچه ها را با خودشان می آورند. زنان تنها تنها به سینما نمی آیند و اگر بیایند یک باره مشتری ها چند برابر می شود. اگر سینماچی ها با تمهیداتی همچون زنانه، مردانه کردن سالن سینما، جدا کردن ورودی و گذاشتن پاسبان برای حفظ نظم و امنیت داخل سالن، می خواستند هرچه بیشتر زنان را به سینما بکشانند،  به خاطر اعتقادشان به تساوی حقوق زن و مرد نبوده بلکه برای رونق بیزنس شان بوده.  

 اولین فیلمبردار ایرانی

میرزا ابراهیم خان عکاسباشی، عکاس دربار مظفرالدین شاه، اولین ایرانی ست که فیلم گرفته. او در سال ۱۹۰۰ با مظفرالدین شاه به پاریس می رود و در آنجا برای اولین بار سینما را پنج سال بعد از اختراع آن می بینند. شرح  حال این دیدار را مظفرالدین شاه در خاطراتش می نویسد و می گوید از اینها خوشمان آمد و به عکاسباشی دستور دادیم وسایلش را بخرد.

دکتر نفیسی بخش هایی از اولین فیلم هایی که عکاسباشی از مظفرالدین شاه گرفته به نمایش درآورد و حین نمایش این فیلم های صامت گفت:  برخلاف آمریکا که اولین فیلم ها برای تماشای مردم عادی بوده، در ایران این طور نبوده و سینما در اول یک پدیده ی خصوصی بوده و اسپانسر دولتی و طبقات بالا را داشته و بنابراین فیلم هایی که می گرفتند از منابع و چیزهایی بوده که مورد علاقه همان طبقات بوده.

در یکی از فیلم های عکاسباشی، برای اولین بار در تاریخ سینمای ما، زنان ایران را در محیط باز و عمومی می بینیم. زنان با چادر و چاقچور وارد ایستگاه ماشین دودی (قطار) شاه عبدالعظیم می شوند و بعد سوار واگن مخصوص زنان می شوند.

فیلمبرداری از دلقک های شاه، کتک کاری های نمایشی، بازسازی صحنه شکار مظفرالدین شاه و … از دیگر فیلم های به نمایش درآمده بود.

دکتر نفیسی به نقش سینما در آوردن مدرنیته به ایران که یکی از بحث های هر چهار کتاب اوست، اشاره کرد و از دلایل آن گفت: یکی از دلایلش این است که خود فیلمسازان هم آدم های مدرنی بودند. فکل کراواتی بودند مثل ابراهیم خان عکاسباشی و آرداشس باتماگریان.

سینما مدرنیته می آورد چون تصاویر چیزهای مدرن را نشان می داد. اولین فیلم های ایرانی و فیلم های زمان رضاشاه تاکید داشته که مدرنیته ایران را نشان بدهند. قطار، اتوموبیل و صحنه های شهریت را نشان بدهند.

دکتر نفیسی افزود: در کتاب اول نشان می دهم که سینما کارگاهی بوده و مدرن نبوده، در بخش دوم که دوران پهلوی دوم است، سینما مدرن و صنعتی می شود. تعداد فیلم ها بالا می رود، استودیوهای متعددی به وجود می آیند، هر استودیو کارکنان ماهر در زمینه های مختلف با تخصص های مختلف به کار می گیرد، تلویزیون می آید، و تولید انبوه و سینما باز خودش مدرنیته می آورد چون در وجودش حرکت است.  

اولین های ناطق و صامت

اولین فیلم ناطق ایران در خارج ایران در سال۱۹۳۳ ساخته می شود. عبدالحسین سپنتا به هند می رود و اردشیر ایرانی او را تشویق به یادگیری فیلم می کند و دختر لر ساخته می شود و این فیلم در ایران مثل بمب صدا می کند.

همزمان با این فیلم ناطق، اولین فیلم صامت ایران هم درمی آید به نام “حاجی آقا اکتور سینما” به کارگردانی یک ارمنی ایرانی روسی تاجیکی، به نام آوانس اوگانیانس. او در روسیه درس سینما خوانده بود و وقتی به ایران آمد به سختی فارسی حرف می زد. از اولین فیلمش به نام “آبی و رابی” هیچ اثری نمانده. فیلم دومش “حاجی آقااکتور سینما”ست در هشت پرده که فیلم بسیار جالبی ست.

صحنه هایی از حاجی آقا اکتور سینما به نمایش درمی آید با سه زیرنویس فارسی، انگلیسی و روسی.

سخنران به کتاب دوم که زمان محمدرضا پهلوی را در بر می گیرد نیز پرداخت و گفت: در دوره ی دوم، نه تنها سینما که صنعت صفحه سازی و موسیقی، رادیو، تلویزیون و بالاخره تمام صنایع سرگرم سازی به وجود می آیند و موجب می شود که سیستم ستاره سازی به وجود بیاید.

دکتر نفیسی همچنین به سیاست های هنری و سرگرم سازی انگلیس و آمریکا و شوروی بعد از جنگ جهانی دوم در ایران پرداخت و اینکه هر کدام از این کشورها به چه شیوه هایی در این زمینه ها در ایران کار می کردند و تأثیر می گذاشتند.

از فیلم های مستند این دوران گفت و از فیلم فروغ فرخزاد و فیلم های کامران شیردل. در این دوران دو نوع سینمای داستانی در ایران به وجود می آید سینمای فیلمفارسی و موج نو.

از ویژگی های فیلمفارسی، خشونت از طرف مردان و سکس از طرف زنان عوامل اصلی بودند. این فیلم ها در ژانرهای مختلف بودند مثل سینمای جاهلی و لوطی. کافه و کاباره ها و صحنه های رقص یکی از مکان های ثابت این فیلم هاست. و یکی از ویژگی هاش نگاه هیز دوربین نسبت به زن است. این سینمای جاهلی حتی در خارج کشور هم ادامه پیدا کرد که بهمن مفید در خیابان های بورلی هیلز با کلاه مخملی و قمه راه می رود. قیصر هم در ژانر موج نو قرار دارد و هم سینمای جاهلی. این سینما بخش مفصلی از کتاب دوم را به خود اختصاص داده است.

سینمای موج نو، سینمای دیگر این دوران است که به گفته ی سخنران هم از طرف دولت حمایت و هم سانسور می شد.

دکتر نفیسی از نمونه های این سینما از “گوزن ها”ی مسعود کیمیایی نام برد و به برخی صحنه های آن پرداخت. از “گاو” داریوش مهرجویی گفت و عنصر ترس و وهم در فیلم و بخشی از فیلم گاو را به نمایش گذاشت. همچنین بخشی از فیلم “سایه های بلند باد” ساخته ی بهمن فرمان آرا را نیز نشان داد، آنجا که مترسک های روستا تکثیر شده بودند و روستائیان با لباس های سرخ به لشگر مترسک های سیاه حمله می کنند. این فیلم در جمهوری اسلامی فقط یک بار به نمایش درآمد.   

دکتر نفیسی در پایان سخنرانی اش گفت: با مرور فیلم های موج نو می بینیم، نطفه هایی از انقلاب در آنها یا پیش بینی شده یا خشم و دردی که موجب انقلاب می شود به نحوی در این فیلم ها نشان داده شده است.

او همچنین خبر داد که دو بخش دیگر کتاب در ماه می و پائیز سال آینده منتشر خواهند شد.

در بخش پرسش و پاسخ، از دکتر نفیسی پرسیدم، در مستندی که به تازگی در اینترنت از نادر تکمیل همایون درباره ی سینمای ایران با نام Iran: A Cinematographic Revolution دیدم، تعدادی از سینماگران برجسته ی ایران در مورد سینما نظر می دهند. در جایی مضمون گفته های یکی از آنان این بود که به واسطه برهنه گرایی زیاد پیش از انقلاب در سینما، در مقطع انقلاب هم چپ و هم مذهبی ها با سینما ضدیت داشتند و سینماها مورد هجوم و تخریب قرار گرفت. می خواستم نظرتان را بپرسم که آیا  می شود گفت سینمای قبل از انقلاب به نحوی “فاحشه خانه” بوده؟ 

دکتر نفیسی با اشاره ای طنزگونه گفت، اصطلاح سینما به عنوان فاحشه خانه هم به تازگی مد شده و افزود: من فیلم تکمیل همایون را هنوز ندیده ام، بنابراین نظری راجع به فیلم نمی توانم بدهم. در اواخر انقلاب به خاطر همین فیلم های بازاری که زنان لخت و نگاه هیز مردانه را نشان می داد یک رابطه ی مستقیم بین فیلم و زن و فساد در ذهن افراد ایجاد شده بود و زنان به خاطر حضور شاخص شان در این فیلم ها شده بودند عامل فساد. و به نظر من یکی از دلایلی که سینماها، عرق فروشی ها و بانک ها مورد هدف تخریب قرار گرفتند به خاطر این بود که عامل فساد محسوب می شدند. در همین سینما بعد از تصفیه ها، یک دهه بعد زنان فیلمسازی به عرصه آمدند که هر یک بیش از یک فیلم ساخته اند و این اتفاق در سینما خیلی جالب است.

برنامه ی بعدی کانون کتاب تورنتو، ۱۳ ژانویه ۲۰۱۲، میزگردی با عنوان معمای روشنفکری ایرانی و روشنفکری دینی با حضور دکتر رامین جهانبگلو، دکتر محمد توکلی و دکتر سروش دباغ خواهد بود.

 

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

جشن بیست و پنجمین سالگرد انتشار شهروند

Pin It on Pinterest

Share This