Select Page

به مناسبت ۲۰ اکتبر، روز تولد حضرت باب

گفتاری در تاریخ آیین بهایی

از تولد تا رسالت (۳)

درگیر و دار گسترش و انتشار این ندای سحرآسا شهریار زمان، محمدشاه برآن شد که محققی آگاه و دانا که در دانش و درایت سرآمد همگان باشد و در پاکی نهاد و سیرت یکتا  بیگانه زمان برگزیده به نیت کشف حقیقت و کاوش در این رستاخیز شورانگیز به پیشگاه حضرت باب اعزام دارد. بعد از جستجو  مشورت قرعه فال به نام سید یحیی دارابی ملقب به وحید افتاد.

وحید رادمردی بود آزاده و به سرشت و سیرت آسمانی آراسته از دنیا وارسته بود و به دین دلبسته. به نام و مقام نظری نداشت و از ابراز حقیقت و راستی بیم و باکی نداشت. در قلمرو حکمت و معرفت یکتا و یگانه ی زمان زمان بود و در عرصه ی ادب و سخن سرآمد همگنان. قرآن کلام پیامبر یزدان را سراسر از برمی خواند و سی هزار حدیث از گفتار گهربار امامان در گنجینه خاطر داشت. هرگاه به محفلی قدم می نهاد حاضران را پروانه وار محو جمالش می ساخت. دریایی بود مواج از دانش و اختری پرتابش و درخشش. سخنش سحر مبین بود و گفتار شیوایش جان بخش و دلنشین.

برگزیدن چنین دانشوری گرانقدر از جانب شهریار زمان محمدشاه برای انجام چنین مسئولیتی خطیر به سبب جمع این همه مناقب بی نظیر و بی مانند بود که یکجا در این رادمرد بلند همت گردآمده او را محبوب همگان و سرحلقه عارفان و سرآمد همگنان می نمود.

باری گفتگوی این سخنور نامدار و یگانه و این دانشور بلندپایه با جوانی ۲۵ ساله که سراسر روزگار را به تجارت و عبادت گذرانده و از خرمن دانش عالمان خوشه نچیده در انظار بسیار شگفت آسا می نمود.

سید یحیی پس از فراهم کردن و سائل سفر از طهران عزم شیراز کرد و به یاری یکی از دوستان سه بار به حضور باب باریافته و به گفت و گو پرداخت. در نخستین ملاقاتش سوالاتی چند به حضور تاجر جوان عرضه داشت و در هر مورد پاسخ های قانع کننده و مختصر شنید به حدی که موجب شگفتی بسیارش گشت. در ملاقات دوم او را چنان اضطراب و هیجانی غالب گشته بود که پرسش ها یک یک از خاطرش محو و ناپیدا شد و به ناچار سوالاتی دیگر عرضه داشت. سپس در غایت حیرت و اعجاب دریافت که حضرت باب پرسش های فراموش شده ی او را یک یک پاسخ می گوید. تجربیات و مشاهدات این بار هیجان قلبی او را بیش از پیش زیادت بخشید. در ملاقات سوم سید یحیی برآن شد که کار را یکسره کند به این صورت قلباً و باطناً از حضرت باب بخواهد که تفسیری بر سورهی کوثر بنگارد. اگر حضرت باب از نیتش آگاه شود و بدون تقاضا یا پرسش و اشارتی از جانب او تفسیری بی نظیر به سبکی شیوا و دلپذیر بر این سوره آسمانی بنگارد بی درنگ سخنش را پذیرا گردد و مقامش را اذعان کند و الا پی کار خود گیرد و دست از دامن این جوان سحرآفرین بردارد. بجاست داستان پرماجرای ملاقات سوم را از قول خود وحید آنچنان که در تاریخ ؟؟؟؟ آمده بشنویم. به محض اینکه به حضور باب رسیدم احساس ترسی که علت آن را نمی دانستم ناگهان بر من غالب شد. همینکه چشمانم بر صورت او افتاد اعضاء بدنم لرزیدن گرفت. من که بارها بدون کمترین اثری از ترس به حضور شاه رسیده بودم چنان لرزشی به پاهایم افتاد که یارای ایستادن نداشتم.

بقیه در هفته ی آینده

خوانندگان عزیز: در صورتی که راجع به این تعالیم و یا تعالیم دیگر آئین بهائی سئوالاتی داشتید می توانید به پیام گیر ما به شماره

 ۹۹۱۹ـ ۴۲۶- ۶۴۷ تلفن فرموده تا جواب سئوالات شما داده شود.

 

“به هنر فکر می کنیم”

آرتا گالری از ۴ نوامبر تا ۱۷ نوامبر

نمایشگاه گروهی با آثاری از بابک اطمینانی “دوره خاکستری” و همراه با گروهی از هنرمندان پیشتاز کانادایی

افتتاحیه با حضور بابک اطمینانی ۴ نوامبر از ساعت ۷ تا ۹ عصر

۹

درگذشت حسن شهرزاد شاعر و روزنامه نگار را به جامعه مطبوعاتی ایران و به همسرش فرزانه و دخترش شادی تسلیت می گوییم.

دوستان و همکاران آن زنده یاد در تورنتو

۱۰

جواب به ۹ دانشمند معترض به آگهی های شهروند

اینجانب دکتر جهانگیر ونوس، ایرانی ـ یهودی نژاد ـ بهایی، فتوای شما را پذیرا هستم اگر دو خانه و مطب مرا در سوسنگرد از چنگال امام جمعه  و عباسی محضردار برایم پس بگیرید و قول بدهید تا میلیون ها سال هیچ امام زمان و پیغمبر راست یا دروغ نخواهد آمد.

سید باب در سن ۳۱ سالگی در ۱۶۷ سال قبل در مکه پایان اسلام و قرآن را اعلام کرد و در تبریز تیرباران شد. بهاء الله پدر عبدالبها (عباس افندی) هر دو در فلسطین درگذشتند.

دکتر جهانگیر ونوس

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This