Select Page

رابطه مدارس هوشمند با توسعه یافتگی/علی نظری نفوتی

رابطه مدارس هوشمند با توسعه یافتگی/علی نظری نفوتی

 مقدمه:

یکی از مهمترین ویژگی های عصر حاضر شتاب فزاینده تحولات علمی، تکنولوژیکی، اجتماعی و … در آن است. در چنین زمانی که تنها پدیده با ثبات تغییر و بی ثباتی است، جوامع انسانی و سازمانها برای بقا، پویایی و ایجاد تحولات سازنده در آینده ناگزیر از دستیابی به گرایش های نوین می باشند چرا که به گفته تافلر “تنها با بهره گیری خلاقانه از تغییر برای هدایت خود تغییرات است که می توان از آسیب شوک آینده در امان ماند و به آینده ای بهتر و انسانی تر دست یافت.”

 همچنین تئودور شولتز در کتاب گذر از جامعه سنتی می گوید: انسانی که همچون نیاکان خود زراعت می کند هر چند هم که خودش سخت کوش و زمینش حاصلخیز باشد نخواهد توانست مواد غذایی زیادی تولید کند اما زارعی که از معلومات علمی برخوردار بوده و به رموز استفاده از آن در مورد زمین، گیاه و دام دسترسی داشته باشد می تواند حتی در اراضی نامرغوب هم مقدار زیادی مواد غذایی تولید نماید. بنابراین نقش علم و دانش پررنگ می گردد.

گفته می‌شود اولین مدارس هوشمند در سال ۱۹۹۶ در انگلستان تاسیس شد و سپس مالزی در برنامه توسعه خود در پروژه «بیست بیست» مدارس هوشمند را جزو یکی از برنامه‌های اساسی خود قرار داد.

بنابراین امروزه، دیگر از مکتب خانه خبری نیست. دانش آموزان نیمکت نشین شده اند و اگر چه در بسیاری مدارس، هنوز معلم گوینده و شاگرد شنونده است ولی با ایده راه اندازی مدارس هوشمند و پیشرو، قرار بر این است که ضمن آموزش علوم تجربی، مفاهیم ریاضی، زبان و علوم اجتماعی، کوشش جهت داری نیز برای ارتقای مهارت های زندگی دانش آموزان به عمل آید و به طور کلی مهارت های لازم برای داشتن یک زندگی موفقیت آمیز، با در نظر گرفتن تحولات اجتماعی، به دانش آموزان آموخته شود.

مدرسه پیشرو، براساس این تعابیر، مدرسه ای است که قادر است کارکرد خود را با توجه به نیازهای روز جامعه و کودکان تغییر دهد و ارزیابی کند. در این مدرسه، دانش آموز شریک معلم در آموزش و پرورش حرفه ای اوست. ویژگی و شاخصه ی مهم این مدارس، توجه به تمام ابعاد وجودی و شخصیتی دانش آموز در مدرسه و وظیفه مدارس پیشرو و هوشمند آن است که مهارت های زندگی را به دانش آموز بیاموزد و فرصت تمرین آنها را نیز در کلاس و مدرسه به وجود آورد.

جایگاه پژوهش در آموزش و پرورش:

مهمترین و اساسی ترین رکن نظام پژوهشی هر کشور را نیروی انسانی محقق که از توانایی ها، قابلیت ها و مهارت های لازم پژوهشی برخوردار باشند، تشکیل می دهند. آموزش و پرورش به عنوان اولین پایگاه رسمی فرهنگ سازی در این زمینه وظیفه ای خطیر و بزرگ بر عهده دارد که همانا تربیت نسلی جستجوگر، اندیشمند، دانا و توانا است. امر پژوهش باید با قدرت، قوت، جدیت و گستردگی بیشتری در نظام آموزشی کشور (از پیش دبستان تا تحصیلات تکمیلی و آکادمیک) توسعه و دنبال شود تا دانش آموزان به پژوهش و پژوهشگری علاقه مند شده و آینده تحقیقاتی کشور را به نحو مطلوب محقق نمایند. کسانی که مهمترین نقش را در این زمینه دارند، معلمان هستند که در ارتباط نزدیک و مستقیم با دانش آموزان قرار دارند. امروزه بار مسئولیت سنگین گسترش فرهنگ پژوهش در سطح جامعه بر دوش معلمان است. بنابراین پیش از آن که معلمان در امر پژوهش نقش داشته باشند ابتدا باید فرهنگ پژوهش در میان آن ها به اندازه کافی گسترش یافته و همه گیر شود.

معلم براساس اهداف آموزشی، ویژگی‌های دانش آموزان، نیازها و علاقه‌مندی آن‌ها و امکاناتی که برعهده دارد، تدریس خود را به سمتی سوق می دهد که منجر به حس کنجکاوی در شاگردان شود. تدریس او به گونه‌ای است که با پرسیدن سئوالات متنوع، زمینه را برای کسب اطلاعات بیشتر و کسب دانش فراتر فراهم می کند. معلم در ابتدا باید شیوه و مراحل تحقیق کردن را آموزش دهد و سپس بعد از بررسی میزان اطلاعات شاگردان در مورد موضوع مورد نظر که می‌بایست بر اساس اهداف، نیازها و علاقه دانش آموزان باشد، به بحث و گفت و گو با آن‌ها بپردازد و با ایجاد چالش فکری به منظور دستیابی به اطلاعات بیشتر از آن‌ها خواسته شود در یک مدت زمان معین به تحقیق بپردازند در این صورت آن‌ها قدرت حل مساله مطرح شده را پیدا می‌کنند و به دنبال راه حل و جمع‌آوری اطلاعات می‌پردازند.

چنانچه آموزش و پرورش قصد توسعه فرهنگ پژوهش در مدارس را دارد، باید این فرهنگ را در دوره ابتدایی ایجاد نموده و در دوره های تحصیلی بالاتر آن را بسط و گسترش دهد. در برنامه درسی باید جایی برای پژوهش در نظر گرفته شود و صد البته تنها بر محفوظات تکیه نشود و درصدی نیز به فعالیت های علمی آنان اختصاص یابد.

با عنایت به نقش حساس معلمان در بهبود امر آموزش، اجرای درست تغییرات و سیاست ها و راهبردهای آموزشی، کمک به تحقیق کامل اهداف آموزشی، اداری، خدماتی و پرورشی و ترویج اقدام پژوهشی و پژوهش کارآمد و توجه به معلم پژوهشگر می تواند انگیزه پژوهش و فعالیت تحقیقی را در معلمین تحقق بخشد و به همین نسبت معلم پژوهنده می تواند دانش آموز کنجکاو و محقق بار آورد و جامعه ای پویا و در حال رشد ایجاد نماید. پس می توان گفت برای داشتن جامعه ای توسعه یافته باید روی کارهای پژوهشی تمرکز کرد که آن هم باید از آموزش و پرورش و از مقطع ابتدایی آغاز نمود. کارهای پژوهشی ارتباط مستقیم با ارائه سوالات دارد و آن هم ارتباط مستقیم با محیط هوشمند دارد.

توسعه معمولا در سه زمینه به صورت همزمان  صورت می گیرد توسعه اقتصادی، توسه سیاسی و توسعه فرهنگی از مجموعه پژوهش های موجود در جامعه پژوهش فرهنگی می تواند اولین و قوی ترین پژوهش ها باشد زیرا با قبول تقدم توسعه فرهنگی بر توسعه اقتصادی و سیاسی است که این فرض مطرح می شود. در نهایت با توجه به نگاه سیستمی که ارتباط بین پژوهش های فرهنگ اجتماعی، اقتصادی و سیاسی را ضروری می داند امکان نظری و عملی توسعه توأمان اصل قرار گرفته و انتقال یافته ها و تجربیات به همه عرصه ها و بخش های جامعه ضروری گردیده و حرکت جامعه و عناصر آن معنی دار می شود. در همین راستا یکی از روی کردهایی که می تواند در جهت پاسخگویی به نیاز فوق در نظام های آموزشی مفید واقع گردد و امروزه در بسیاری از کشورهای توسعه یافته اجرا شده و یا در حال اجرا شدن است، گسترش استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات در نظامهای آموزشی و به تبع آن تأسیس و توسعه مدارس هوشمند است.

تعریف مدارس هوشمندsmart school  :

مدرسه هوشمند (smart school) در واقع مرحله برتری در کاربری فناوری اطلاعات در نظام آموزش کشور است. مدرسه ای است که مدیریت و کنترل آن مبتنی بر فناوری شبکه و رایانه است و محتوای بیشتر درس های آن الکترونیکی است، و نظام ارزشیابی و نظارت آن نیز هوشمند ( الکترونیکی) است…

کره جنوبی از کشورهای آسیایی ست که به آموزش هوشمن رو آورده است

دیوید پرکینز و همکارانش در دانشگاه هاروارد، طرح مدارس هوشمند را به عنوان تجربه ای نوین در برنامه های آموزش و پرورش، با استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات ارائه نمودند. این طرح به تدریج در چند مدرسه اجرا گشت و بعدها تا حدودی توسعه یافت، به طوری که امروزه برخی از کشورهای توسعه یافته در امر فناوری اطلاعات، همچون مالزی، از این مدارس جهت تربیت نیروی انسانی در برنامه های توسعه خود استفاده می کنند. در تعریف این نوع مدارس گفته شده است که مدرسه هوشمند یک مدرسه و محیط آموزشی فیزیکی است که کنترل و مدیریت آن مبتنی بر فناوری رایانه و شبکه می باشد و محتوای اکثر دروس الکترونیکی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن نیز هوشمند است و در فرایند آموزش به تفاوت استعداد و توانایی دانش آموز توجه می شود. مدارس هوشمند با تغییرات  در جامعه همراه است  و این طور می توان عنوان کرد:

اگر برای مسئولان و متولیان امر، معلمان و مردم این موضوع که زمان تکرار شیوه های سنتی به اتمام رسیده است، قابل پذیرش نباشد در آن صورت هرگز شیوه های جدید نخواهند پذیرفت، زیرا زیربنای «تغییر دادن» و «تغییر یافتن» آمادگی و علاقمندی برای پذیرش آن است، در غیر این صورت تغییر لزوماٌ اتفاق نمی افتد، نتایج پیش بینی شده را به همراه ندارد و همواره با مقاومت و حالت های تدافعی افراد همراه است. نکته مهم دیگری که بایستی در همین راستا مورد مداقه قرار گیرد آن است که بدانیم فناوری ابزار است و بکارگیری کارآمد هر نوع فناوری از اندیشه، فرهنگ و مناسبات عمیق اجتماعی نشأت می گیرد. بنابراین برای بهره گیری موثر و کارآمد از فناوری اطلاعات، به ویژه در توسعه آموزش نیازمند بهبود رویکردها، بازبینی سیاست های آموزشی، سازمان دهی مجدد محتوا، بهسازی نیروی انسانی، طراحی برنامه های درسی اثر بخش و تحول معیارهای فرهنگی برای فراهم کردن همزیستی با فناوری نوین هستیم.

نظام آموزش و پرورش نیز به نوبه خود با وارد کردن فناوری های ارتباطی در این عرصه تلاش کرده تا حداکثر بهره برداری را از این دستاورد بشری داشته باشد. مدارس هوشمند در دنیا حاصل به کارگیری از این امکانات است. گفته می‌شود اولین مدارس هوشمند در سال ۱۹۹۶ در انگلستان تاسیس شد. کشور مالزی در سال ۱۹۹۸ برای اولین بار به عنوان نخستین کشوری بود که مدارس هوشمند را در نظام آموزش و پرورش راه اندازی کرد و پروژه «بیست بیست» مدارس هوشمند را جزو یکی از برنامه‌های اساسی خود قرار داد. و با ارایه الگوی موفق توانست تجربه خود را به سایر کشورها نیز منتقل کند و امروزه علاوه بر مالزی دیگر کشورها نیز برای هوشمند کردن مدارس خود اقدام کرده اند که به طور مثال می توان از فرانسه به عنوان کشوری موفق در این عرصه نام برد .

برای ایجاد این نوع مدارس ابتدا باید یک برنامه دراز مدت را مدنظر داشت به عنوان مثال مدرسه‌ای که امروز به نام هوشمند ایجاد می‌شود ممکن است حتی بیشتر از ۱۰ سال طول بکشد تا ابزار خود را که شامل زیرساخت ارتباطی، محتوای مناسب، آموزش معلمین، تغییر روش‌های آموزشی و فرهنگ‌سازی والدین است کامل کند. شکل این نوع مدارس هم از نظر فیزیکی یعنی چیدمان صندلی‌ها و کلاس‌ها و هم از نظر معماری و شکل ساختمان متفاوت است و باید فضا به گونه‌ای ایجاد شود که دانش‌آموز به راحتی بتواند آزمایشگاهی را نیز در کنار میز درسی خود داشته باشد. از سوی دیگر معمولا در این کلاس‌ها معلم نقش راهنما را داشته و بیشتر کار از طریق درگیر کردن دانش‌آموز با مطالب انجام می‌شود. این نحوه آموزش باعث می‌شود که هر دانش‌آموز مطالب مورد نظر را هم از نظر تئوری و هم عملی درک نماید و بداند که اگر در آینده به مشکلی برخورد کرد از چه جایی دسترسی به اطلاعات برای رفع مشکل خواهد داشت.

در ضمن می توان گفت، مدرسه هوشمند با مدرسه مجازی فرق دارد، مدرسه هوشمند اگر بخواهد مطلوب باشد باید دانش‌آموزان در آن حضور فیزیکی داشته باشند و تفاوت آن با مدارس مجازی این است که معمولا به مدارس از راه دور گفته می‌شوند که دانش‌آموز و معلم می‌توانند کیلومترها از هم فاصله داشته باشند.

هدف آموزش و پرورش در هزاره سوم سوق دادن فضای آموزشی به سمت آموزش کارآفرینی است لذا بدون وجود اینترنت و دسترسی به ابزار فناوری اطلاعات و ارتباطات امکان رسیدن به این هدف وجود ندارد.

مقایسه مدارس هوشمند و سنتی:

آموزش رایج در مدارس کشور، یک آموزش سنتی و یا به عبارت دیگر آموزش فقط شنیداری می باشد. حداکثر اقدام تصویری در خصوص موضوعات مورد آموزش، نصب بعضی پوسترهای رنگی بر روی تخته سیاه کلاس می باشد. در روش دیداری- شنیداری سعی می شود آموزش به کمک فیلم ، انیمیشن، نماهنگ و … ارائه گردد. در این روش ماندگاری مطلب قریب به ۲۰ سال می باشد در حالی که ماندگاری مطلب در روش شنیداری حداکثر ۶ ماه است. در ضمن در روش دیداری- شنیداری مطالب علمی در محیطی جذابتر و در مدت زمان کمتر قابل انتقال است

 در مدارس معمولی، طرح درس معلم شامل مجموعه ای از دستورالعمل ها، برنامه های درسی، سئوالات تمرینات اضافه، امتحانات کلاس و … می شود. اما در مدارس چندرسانه ای علاوه بر این موارد، معلم از مواد آموزشی چند رسانه ای شامل فیلم، عکس، صدا، اسلاید و … استفاده می کند تا کیفیت و ماندگاری آموزش را ارتقا بخشد. این قدم اول در راه حرکت به سمت مدارس هوشمند است.

درباره ی تأثیر فناوری اطلاعات و ارتباطات بر نظام آموزشی (و به طور خاص مدارس) دو رویکرد متفاوت وجود دارد. برخی معتقدند، اثر فناوری های جدید تدریجی است و صرفاً انتقال برنامه ی درسی سنتی را کارآمدتر می سازد و در واقع، دسترسی به اطلاعات سریع تر می شود. رویکردی دیگر معتقد است ورود فناوری اطلاعات و ارتباطات به مدرسه ها، هدف ها و ابزارهای تعلیم و تربیت را به طور اساسی تغییر می دهد. از این دیدگاه فناوری اطلاعات بر مرزهای ساختاری نظام آموزش سنتی فایق می آید.

 با این که موارد بالا از دستاوردهای استفاده از فناوری اطلاعات است، با این حال ساده لوحانه است اگر تصور کنیم ورود فناوری اطلاعات  (در جلوه های متفاوت آن: اینترنت، رایانه، چند رسانه ای و … ) به تنهایی باعث انقلاب آموزشی شود. اگر فرهنگ یاد دهی – یادگیری در نظام آموزشی تحول نپذیرد، ورود فناوری های اطلاعاتی نه تنها تحولی ایجاد نخواهد کرد، بلکه به تقویت سنت های محافظه کارانه ی آموزشی منجر خواهد شد. لذا تغییر در مدرسه سنتی به سوی مدرسه هوشمند نیازمند تغییر در نظام آموزش و پرورش کشور می باشد و هیچگاه راه اندازی مدارس هوشمند میسر نخواهد شد مگر ساختار نظام آموزش و پرورش تغییر یابد. این امر نیازمند برنامه ریزی حداقل بیست ساله می باشد. این تغییر می بایست قدم به قدم و با درایت و تفکر باشد.

قرن ۲۱ به سمتی می‌رود که اکثر مشاغل به دانش و مهارتهای کامپیوتری نیاز خواهند داشت. ورود به این عرصه به نوع جدیدی از آموزش نیاز دارد که با آموزش سنتی کنونی همخوانی ندارد. مدتی است برخی کشورهای جهان به تأسیس مدارس الکترونیکی یا مدارس هوشمند دست زده‌اند. در مدارس هوشمند کامپیوتر در نحوه تدریس و ارزشیابی تأثیر می‌گذارد و برنامه‌های درسی را تا حدودی تغییر می‌دهد. ولی در عین حال کارکردهای اجتماعی مدارس بر جای خود باقی می‌ماند چون در روابط اجتماعی به دانش‌آموزان یاری می‌رساند. در این مدارس دانش‌آموزان می‌توانند با منابع علمی جهان و معلمان و بچه‌های مدارس دیگر ارتباط برقرار کنند.

مدرسه هوشمند مدرسه‌ای فیزیکی است و کنترل و مدیریت آن، مبتنی بر فناوری کامپیوتر و شبکه انجام می‌گیرد و محتوای اکثر دروس آن الکترونیکی و سیستم ارزشیابی و نظارت آن هوشمند است. در چنین مدرسه‌ای یک دانش‌آموز هوشمند، با صرف وقت بر روی موضوعات به شکل مستمر، منابع و قابلیتهای اجرایی خود را توسعه و تغییر می‌دهد و این نکته‌ای است که به مسئولان مدرسه اجازه می‌دهد تا با توجه به تغییرات به وجود آمده و افزایش سطح اطلاعات دانش‌آموزان، آنها را برای اخذ اطلاعات جدید آماده نمایند.

مدرسه هوشمند مدرسه‌ای است که جهت ایجاد محیط یاددهی ـ یادگیری و بهبود نظام مدیریتی مدرسه و تربیت دانش‌آموزان پژوهنده طراحی شده است.

مدرسه هوشمند مؤسسه آموزشی است که در جهت فرآیند یادگیری و بهبود مدیریت به صورت سیستمی نظام یافته بازسازی شده تا کودکان را برای عصر اطلاعات آماده سازد.

دانش‌آموزان در مدرسه هوشمند نقش یاددهنده و یادگیرنده را برعهده دارند. در این مدرسه، برنامه درسی محدودکننده نیست و به دانش‌آموزان اجازه داده می‌شود از برنامه‌های درس خود فراتر گام بردارند. در این مدرسه روش تدریس براساس دانش‌آموز محوری است. تأکید بر مهارت فکر کردن و فراهم ساختن محیط یاددهی ـ یادگیری از راهبردها و خط مشی های مدرسه هوشمند است.

نتیجه گیری:

ما به طور کلی شاهد سه تحول در رشد و پیدایش مدارس هستیم:

مکتب خانه ۲) مدارس سنتی ۳) مدارس هوشمند که تکامل یافته مدارس سنتی و اساس جوامع توسعه یافته است.

هر جامعه ای از دو بخش کلی تشکیل شده است:

ثروت و دارایی. در واقع می توان گفت، ثروت هر جامعه ای افراد تحصیل کرده آن جامعه است و هر چه افراد تحصیل کرده بیشتر باشد ثروت جامعه بیشتر خواهد بود بخصوص اگر افراد تحصیل کرده  افرادی باشند که از مدارس هوشمند وارد دانشگاه شده وکارهای پژوهشی انجام داده باشند و هرچه تعداد پژوهش در هر جامعه ای بیشتر باشد روند رو به توسعه جامعه بیشتر خواهد بود.

یکی از فاکتورهای جامعه توسعه یافته تعداد پژوهشهای آن جامعه است.

دارایی در واقع منابع طبیعی هر کشور می باشد مثل نفت، طلا و…که با داشتن مدیریت صحیح می توان در جهت توسعه پایدار از آن ها استفاده کرد.

در بعضی از جوامع  یا ثروت وجود دارد ( جوامع توسعه یافته ) مثل آلمان یا دارایی وجود دارد ( جوامع جهان  سوم) مثل عربستان یا هم دارایی و هم ثروت (جوامع ابر توسعه) مثل آمریکا که هم منایع طبیعی دارد و هم متخصصین و دانشگاهیان بسیار.

از آن جایی که توسعه هر جامعه روی سه چیز بنا شده است یعنی توسعه اقتصادی، توسعه سیاسی و توسعه فرهنگی می توان این طور نتیجه گیری کرد توسعه فرهنگی که یک بخشی از آن مبتنی بر مدارس هوشمند وکارهای پژوهشی است می تواند زیر بنای سایر عوامل توسعه ای دیگر باشد و هرچه تعداد مدارس هوشمند در یک جامعه بیشتر باشد کارهای پژوهشی در آن جامعه بیشتر خواهد بود وجامعه به صورت تکثر گرایی در خواهد آمد و یک جامعه باز مبتنی بر تفکرات انتقادی خواهد بود که اندیشمند پرور خواهد شد و راه را برای توسعه اقتصادی و سیاسی باز خواهد کرد و شاهد یک جامعه توسعه یافته خواهیم بود.

* علی نظری نفوتی کارشناس ارشد روابط بین الملل است.

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This