Select Page

پاسخ های ۵ اقتصاددان به پرسشهای مهم روز/ حجت گلپایگانی

شماره ۱۲۰۸ ـ پنجشنبه ۱۸ دسامبر  ۲۰۰۸

بدترین بحران اقتصادی که در دهه های اخیر بی سابقه بوده است، در سراسر دنیا بیداد می کند و از مدتها پیش، تقریبا در همه جا، موضوع سخن روز است. مجله ی معتبر کانادایی MacLean’s  به همت Steve Maich ، گزارشی خواندنی در این باره منتشر کرده و عکسهای دیدنی و تفکرانگیزی از Sami Siva  را زینت بخش صفحات آن کرده بود. مبنای آن گزارش، گفت وگوهای جداگانه با ۵ نفر از روشن ترین مغزهای اقتصادی کانادا بوده است. چکیده ی کوتاهی از مهمترین بخش هایش را با هم می خوانیم.


 

کاهش شدید ارزش سهام


 

در هفته ای که گذشت، شاهد سقوط شدید دیگری در بازار سهام بودیم و بعد هم از کمک ۳۰۰ بیلیون دلاری بانک مرکزی آمریکا، برای جلوگیری از ورشکستگی بانک عظیم Citigroup ، با خبر شدیم. شاخص ترکیبی بازار سهام تورنتو (S&P/TSX Composite Index) از ماه ژوئن تاکنون  ۴۴ درصد کاهش داشته و در واقع مبلغی بیش از سودهای به دست آمده طی چهار سال اخیر، دود هوا شده است. میلیونها نفر، نگران امنیت شغلی خود، پایین رفتن ارزش خانه هایشان و مشکلات به واقعیت پیوستن رویاهای دوران بازنشستگی خویش هستند. با وجود این که به لحاظ تعطیلات کریسمس و سال نو میلادی، آمریکای شمالی پر فروش ترین فصل سال را آغاز کرده است، شرایط اقتصادی هم چنان در مرحله ی حساسی قرار دارد.


 

نگاهی به آینده


 

در این که وضعیت موجود اقتصادی در همه جا نابسامان و تیره و تار است، تردیدی نداریم، ولی پرسش اساسی این است که در آینده، وضع چه خواهد شد؟ یکی از اقتصاددان های برجسته، George Vasic  می گوید؛ وضعیت بازار بورس اصلا باور کردنی نیست! این در حالِ سقوط ترین و کاهش یابنده ترین بازار سهام، بعد از بحران بزرگ اقتصادی (سالهای ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۹) می باشد. احساس می شود در گردابی گرفتار شده ایم که هر روز بیشتر در آن غرق می شویم!

 Don Drammond  نیز به این نظر است که ارزش سهام، هنوز به پایین ترین سطح خود نرسیده و باز هم به شکل پایان ناپذیری در حال سقوط است. در پاسخ این پرسش که چرا لحن و حال و هوای سخنان اخیر هارپر، نخست وزیر کانادا در کنفرانس  APEC (۱)، ترس آور و اندوهناک به نظر رسیده است،  George Vasic اعتقاد دارد که نخست وزیر می خواهد مردم را برای این واقعیت آماده کند که کانادا در آینده به جای مازاد بودجه، “کسر بودجه” خواهد داشت. کارشناس دیگر، Patricia Croft  هم بر این باور است که هدف نخست وزیر از این که بالاخره اصطلاح رکود اقتصادی را بر زبان رانده است، نوعی کنترل یا تبدیل سطح انتظارات عمومی بوده است.

Drammond  می گوید؛ اثرات شدیدتر و عمیق تری از آن چه تاکنون دیده ایم، مورد انتظار بود یعنی این که وضع می توانست به مراتب بدتر باشد. در شرایط ناپایداری و بی ثباتی اقتصادی، یکی از اولین بخش هایی که دچار کسادی و رکود می شود، بخش فروش اتومبیل است. در کانادا، فروش اتومبیل، هر چند به میزان کم، افزایش داشته (۲) و حتی مشاغل جدیدی هم ایجاد شده که این خود جزیی از یک اسباب بازی پازل  (Puzzle) است ولی هنوز فکر می کنم که در کانادا، شاهد پی آمدهای اقتصادی ناگوارتری (البته نه به بدی آمریکا) خواهیم بود. به عبارتی دیگر، وضع پیش از این که بهبود یابد، از این هم بدتر خواهد شد.  David Rosenberg باور دارد که هر چه در آمریکا رخ بدهد، ناگزیر آثارش به شمال مرز (یعنی به کانادا) هم خواهد رسید، زیرا آسیب پذیری های کانادا در این است که سود شرکت ها، عمدتا مبتنی بر فروش کالا و محصولاتی است که خریداران آن ها، بیشتر آمریکاییان هستند و علاوه بر این ها، به طور نامتناسبی در معرض نوسانات صنعت اتومبیل سازی قرار داریم. حالا که وضع چنین است، ببینیم در آمریکا چه می گذرد؟ مردم آمریکا، مصرف کنندگان بیش از ۷۰ درصد تولید ناخالص ملی  (
GDP)
آن کشور و یا تقریبا ۲۰ درصد تولید ناخالص جهانی هستند. از همین روست که در اواخر تابستان گذشته، همین که مردم دست از آن گونه خرج کردن برداشتند، قیمت نفت، شروع به کاهش کرد. این گسترده ترین رکود اقتصادی امریکا، در دوران پس از جنگ جهانی دوم می باشد که تبدیل به یک پدیده ی جهانی گردیده است. در آمریکا تاکنون ۲/۱ میلیون نفر بیکار شده اند و احتمالا ۳ میلیون نفر دیگر نیز به جمع آن ها اضافه خواهد شد. پیش بینی شده است که تا اوایل سال ۲۰۱۰، نرخ بیکاری، به ۵/۸ تا ۹ درصد خواهد رسید. به نظر Rosenberg مردم کانادا باید خود را برای روزهای سخت آماده کنند. کانون این زلزله یا مرکز این گرفتاری ها، آمریکا است ولی ما در خلاء زندگی نمی کنیم. یک رکود جهانی وجود دارد و کانادا هم متاثر از اقتصاد دنیا است.  Croft بر این عقیده است که هر کس بگوید ارزش سهام تقریبا به پایین ترین حد خود رسیده است، حرفش را نباید باور کرد؛ “من نمی دانم نقطه ی پایان سقوط قیمت ها  کجا است؟” امیدوارم نزدیک به آن مرحله باشیم ولی هنوز نگرانی ها برطرف نشده و بازارها، طی چند ماه آینده، باز هم افت و خیز بسیاری خواهند داشت.


 

وضع کی خوب می شود؟

Don Drammond پاسخ می دهد؛ همان طوری که وزیران شرکت کننده در کنفرانس APEC  گفته اند، ۱۸ ماه و بعد با خنده اضافه می کند، نه ۱۷ ماه و نه ۱۶ ماه!

سپس می گوید ما باید یک دوره ی بسیار  طولانی کاهش نسبت وام به دارایی (de-Leveraging) را در سراسر دنیا پشت سر بگذاریم. یعنی این که شرکت ها و افراد، باید بدهی هایشان را بازپرداخت کنند و من فکر می کنم که این امر رشد تولید را محدود خواهد کرد. ممکن است تا تابستان ۲۰۰۹، بدترین وضعیت اقتصادی تمام شود ولی فکر می کنم که مشکلات برای مدت بیشتری ادامه خواهد یافت. وقتی هم که وضع بهتر شود، تا مدتی، اقتصاد با سرعت تمام حرکت نخواهد کرد و پیشروی لنگان لنگان و کندی خواهد داشت.

 Vasic رسیدن به رونق اقتصادی گذشته را مستلزم این می داند که قیمت نفت به بشکه ای بیش از ۱۰۰ دلار و بازار محصولات و کالاها (Commodities) نیز به سطح بهای سال گذشته برسد. وی نتیجه گیری می کند که چنین اتفاقاتی در سال ۲۰۱۰ و شاید هم در سال ۲۰۱۱ رخ خواهد داد.

اما اقتصاددانی دیگر به نام Avery Shenfeld  کمتر نسبت به آینده خوش بین است و نظر می دهد که به طور متوسط حدود ۳ سال زمان لازم است که ضررهای وارده بر بازار سهام جبران شود و اگر بهبود اقتصادی چندان جدی و محکم نباشد، این زمان ممکن است، تحت شرایطی تا ۵ سال به درازا بکشد.


 

آینده ی بازار املاک و مسکن

 

Croft در پاسخ این پرسش که “تا چه اندازه باید نگران بازار املاک و مسکن باشیم؟” می گوید؛ نه خیلی زیاد! من از کاهش شدید قیمت املاک در آمریکا شگفت زده هستم. در آنجا، پیش از این که وضع به حالت عادی برگردد، قیمت املاک ۳۰ درصد کاهش خواهد یافت، ولی در اینجا (یعنی در کانادا) آن قدرها کاهش قیمت نخواهیم داشت. شاید ۵ تا ۱۰ درصد دیگر.


 

اثر تعطیلات کریسمس و سال نو میلادی


 

 Vasic  می گوید؛ در آمریکا، مصرف کنندگان، سال بسیار سختی را پیش رو خواهند داشت، زیرا مردم از اثر ضربه هایی که بر آنان وارد شده، هنوز رها نشده اند. در کانادا، سقوط ارزش سهام، اثری منفی در روحیه مردم به جای گذاشته ولی تکان های بازار، چندان محسوس نبوده و بیشتر مردم، از سقوط بازار بورس، هنوز آسیب مستقیمی ندیده اند. بنابر این مردم تا حدودی ترسیده و وحشت زده شده اند که حق هم دارند و در نتیجه انتظار می رود بازار آرام و کساد باشد ولی نه به بدی وضع بازار آمریکا.


تکلیف چیست؟


 

از Rosenberg سئوال می شود که به نظر وی، مردم چه کارهایی می توانند بکنند که این دوره ی سخت را به بهترین نحو ممکن پشت سر بگذارند؟ او در پاسخ ۲ راه حل اساسی پیشنهاد می کند:

۱ـ تمرکز بر روی پرداختن یا حداقل سبک کردن بار بدهی ها

۲ـ یافتن راه هایی برای کاستن از هزینه ها و افزایش نقدینگی

او اضافه می کند که صرفه جویی و قناعت، “مد روز” خواهد شد و برای بیان بهتر منظورش چند مثال می آورد؛ یکی مثلا این که به جای دو بار شام خوردن در بیرون، مهمان هایمان را در خانه، دور هم جمع کنیم و هر کس غذای ساده ای را همراه بیاورد (potluck)و دیگر این که به جای راندن به محل کار، از وسایل نقلیه عمومی و یا از روش هم پیمایی و چند سرنشینی  (carpool)استفاده نماییم. 

Rosenberg در پایان چنین می افزاید:

“مردم فکر می کنند که این آینده ی همراه با صرفه جویی و قناعت، سخت است ولی آن ها ممکن است در شرایط جدید، خود را خوشحال تر و سعادتمندتر بیابند.”


 

پانویس ها:

۱ـ سازمان همکاریهای اقتصادی آسیا ـ اقیانوسیه مرکب از ۲۱ کشور حاشیه ای اقیانوس آرام

۲ـ لازم به توضیح است که نگارنده، بعد از تدوین این مقاله، آگاه شد که آمار فروش اتومبیل در کانادا، علیرغم سرسختی و مقاومتی که طی بیشترین مدت سال ۲۰۰۸ از خود نشان داده بود، در ماه نوامبر معادل ۳/۱۰ درصد کاهش یافته است. بنابر این به نظر می رسد که آمار و اطلاعات مورد استفاده ی آقای Don Drammond ، در زمان گفت و گو با مجله ی  MacLean’s منعکس کننده ی این تغییر نبوده است.


 

golpayegani@sympatico.ca


 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This