Select Page

عرصه را بر عوامل رژیم اسلامی تنگ تر کنیم/بابک یزدی

عرصه را بر عوامل رژیم اسلامی تنگ تر کنیم/بابک یزدی

 جامعه ایران امروزه در یک حالت انفجاری بسر می برد. یک گوشه از خشم توده های معترض را در سال ١٣٨٨ و به دنبال مضحکه انتخاباتشان دیدیم. برای خلاص شدن از شر این رژیم جهل و خرافه، لازم است که عرصه را بر پادوهایش در خارج کشور هم، که گاه لباس فرهنگی و هنری به تن می کنند، گاه در قالب نویسنده و فیلسوف و یا تاجر و غیره عرض اندام می کنند، تنگ تر کرد. کانادا از یک طرف بهشت امن خاوریها و سران فراری رژیم و مزدوران فرهنگی و سیاسی قدیم و جدید جمهوری اسلامی است و از طرف دیگر یکی از مراکز مخالفت و مبارزه دایمی علیه رژیم اسلامی می باشد و به همین دلیل لابی ها و پادوهای مستقیم و غیر مستقیم رژیم نیز همیشه در این عرصه فعال بوده اند. بر ما مخالفان رژیم اسلامی است که نگذاریم سران فراری آن از یک طرف و پادوها و مزدوران ریز و درشت آن در هر لباس و تحت هر عنوانی کانادا را عرصه جولان خود کنند. مخالفان جمهوری اسلامی در بیست سال گذشته اجازه نداده اند که عوامل جمهوری اسلامی کانادا را جولانگاه و عرصه‌ تاخت و تاز خود کنند. در اینجا من به چند مورد از فعالیت هایی که در سال های گذشته موفقیت چشمگیری برای مخالفان رژیم به دست داده و شخصا از نزدیک درگیرشان بوده ام، اشاره می کنم.

تظاهرات مقابل پلازای ایرانیان

* حدود ۱۶ سال پیش زمانی که خاتمی چی گری مد شده بود و نیمه اپوزیسیونی ها نیز طرفدار به اصطلاح اصلاحات خاتمی شده بودند و هر چند یک بار شخصیت های دو خردادی از گنجی و نبوی و بهنود و فرخ نگهدار و … را از داخل و خارج دعوت می کردند ما یک پای افشای آنها و خار چشم آنها بودیم.

* دوازده سال پیش در زمان انتخابات  مجدد سید خندان “خاتمی”  که شبه اپوزیسیونی ها هم به  او رای می دادند و دیگران را هم به دنباله روی از او تشویق می کردند، ما توانستیم در تورنتو  انتخابات آنها را به هم بزنیم.

*  ده سال پیش یک جریان حزب الله لبنانی به نام الهدا به رهبری شیخ ابراهیم از عروس خمینی (به قول ایشان زوجه احمد خمینی) برای سخنرانی دعوت کرده بود که در اتاوا صدمین سال تولد خمینی، این جنایتکار برخاسته از گور را جشن بگیرند. با بودجه رژیم اسلامی اتوبوس های حزب الله را از شهرهای مونترال، تورنتو و اتاوا به محل می آوردند. هر چند این برنامه را در مکانی مخفی و پرت تدارک دیده بودند ولی با اطلاع یافتن دوستان و همکاران کانون خاوران، ما توانستیم در اتاوا یکی از بزرگترین و موفق ترین اعتراضات را در جلوی این محل سازمان دهیم. به فراخوان کانون خاوران (آن موقع سازمان دفاع از زندانیان سیاسی ایران)، حزب کمونیست کارگری ایران و دیگر جریانات رادیکال و انقلابی این مراسم را بر سرشان خراب کردیم. این اعتراض آن چنان گسترده و قوی بود که پلیس اتاوا آخوندهای دعوت شده به این مراسم را مجبور کرد که قبل از رسیدن به در ورودی از فاصله ای خیلی دور عمامه ها را از سر برداشته و بدون عمامه با اسکورت پلیس به محل برده می شدند. گزارش کامل آن که در شهروند آن زمان چاپ شد در لینک زیر قابل دسترس است:

http://babakyazdi.com/Maghalat/ALHODA.html

*  نه سال پیش، لابی های رژیم اسلامی سفیر این رژیم جانی را به بهانه “خدمت به هموطنان ایرانی و رفع مشکلات سفارتی” به هتل شرایتون (های وی ۷ و لزلی) دعوت کرده بودند. با اینکه این برنامه تا حدودی قرار بود مخفی برگزار شود و ما چند ساعت قبل از آن خبردار شدیم، در سرما و بوران و برف زیر ٢٠ درجه تجمع بزرگی سازمان دادیم و کاری کردیم که سفیر را از در پشت هتل فراری بدهند. در جریان این اعتراض ۱۴ نفر از مخالفان رژیم دستگیر شدند که با اعتراض علیه رفتار پلیس آزادشان کردیم.

* حزب کمونیست کارگری هشت سال پیش کمپین گسترده علیه دادگاه های شریعه که هما ارجمند در رأس آن بود،  را راه انداخت و توانست پس از ۴ سال تلاش و مبارزه و مجادله با اسلامیست ها بساط برقرار شدن دادگاه شریعه را به شکست بکشاند.

* پنج سال پیش در تظاهرات با شکوهی مخالفان جمهوری اسلامی در جلوی سفارت این رژیم در اتاوا، وقتی مزدوران رژیم، کارگردان و فیلمساز مبارز و مخالف رژیم مسعود رئوف را موقع فیلمبرداری از رای دهندگان در داخل سفارت دستگیر کردند موفق شدیم در کمتر از دو ساعت با محاصره سفارت و با تهدید اشغال سفارت و جمع کردن رسانه ها، مسعود را از چنگ مزدوران رژیم بیرون بیاوریم.

* چهار سال پیش وقتی به بهانه جشن فرهنگی و نوروزی سفیر رژیم را به هتل Westin (لزلی و دان میلز) دعوت کرده بودند باز ما مخالفان انقلابی رژیم با تظاهرات گسترده در بیرون و با حضور بیش از ده نفر در داخل سالن، جشن آنها را به محلی برای افشاگری علیه رژیم تبدیل کردیم.

* سه سال پیش و هنگام اعدام فرزاد کمانگر معلم مبارز و انسان دوست درکردستان و چهار نفر دیگر از زندانیان سیاسی، ما مخالفان رژیم اسلامی “مرکز ایران شناسی” که مرکزی دائر شده از سوی مقامات جنایتکار اسلامی در تورنتو می باشد را برای مدتی به اشغال خود در آورده و بر در و دیوارهای آن شعار نویسی کردیم و همچنین بنر بسیار بزرگی را بر در آن آویزان کردیم که نوشته بود” این مرکز تروریستی بسته شد” .

* دو سال پیش وقتی بهروز افخمی کارگردانی که با بودجه‌ رژیم اسلامی فیلم خمینی را ساخته بود، و تحت عنوان کلاس فیلم و هنر می خواست بساط رژیم اسلامی را در کانادا پهن کند کارگاه “هنر”ش را بر سرشان خراب کردیم.

* در دو سال گذشته و هر سال به مدت بیش از ۷ ماه اکثر چهارشنبه ها در یکی از شلوغترین تقاطع های تورنتو (یانگ و دانداس) نهاد “ایران سولیداریتی” به همت یدی محمودی و دهها نفر از مخالفان رژیم اسلامی مرکزی بوده برای افشای چهره کریه این رژیم  و جلب پشتیبانی مردم شریف کانادا از مبارزات مردم ایران .

* در سال های گذشته قبل از بسته شدن سفارت رژیم در اتاوا، ده ها تجمع اعتراضی به همت مخالفان رژیم در مقابل آن برگزار شده و به ویژه فعالان آزادیخواه و کمونیست جلوی این لانه‌ جاسوسی و تروریستی جمع شده و خواستار تعطیلی و بستن آن شدند.

گزارش اکثر موارد بالا را رسانه های شهر و از جمله نشریه شهروند کم و بیش پوشش خبری داده اند.

اینها بخش کوچکی از مبارزات مخالفان رژیم اسلامی در سالهای گذشته بود تا از یک طرف رژیم و مزدوران و عواملش را افشا و منزوی کرده و از طرف دیگر جو اعتراض و مخالفت را بالا نگه داریم. اما اخیرا لابی های رژیم در معیت برخی به اصطلاح “ضد امپریالیست ها” و حتی برخی به ظاهر مخالف رژیم، تحت عنوان دلسوزی برای مردمی که به خدمات سفارت احتیاج دارند، پتیشن و طوماری را دست به دست می کنند تا از طریق یکی از احزاب رسمی به دولت ارائه دهند و دوباره بساط رژیم را در کانادا باز کنند. اما چنان جو اعتراضی بالا است و چنان جمهوری اسلامی منفور و بی آبرو است که اینها هم جرات علنی کردن پتیشن را ندارند و خجولانه آن را مخفیانه دست به دست می کنند. تلاشی که در همان نطفه خفه شده است. خواست تحریم سیاسی جمهوری اسلامی و بستن سفارت ها و مراکز فرهنگی و سیاسی آن در کشورهای مختلف یک خواست مشروع برای تضعیف این حکومت و انداختن آن است. رژیمی که کارنامه سیاهی از جنایت، اعدام، شکنجه، آپارتاید جنسی، فساد و دزدی و تحمیل کثیف ترین قوانین مذهبی و ضدزن بر جامعه دارد، رژیمی که فقری غیر قابل توصیف، اعتیاد میلیونی و تن فروشی میلیونی را به مردم تحمیل کرده است، نباید در هیچ مرجعی به رسمیت شناخته شود. این خواست مشروع مردم ایران است و بسته شدن سفارت این رژیم در کانادا که حاصل مبارزه جانانه مردم در داخل و خارج کشور است، یک موفقیت برای مردم به حساب می آید. هر تلاشی برای باز کردن این لانه جاسوسی با هر توجیهی صورت گیرد، اقدامی است علیه مردم و مایه رسوایی مبتکران آن.

در مواردی شاهد این بحث از جانب لابی های رژیم هستیم که طرفداران رژیم هم حق دارند در فلان برنامه باشند و یا در فلان جلسه شرکت کنند و یا در فلان انجمن رای بدهند و رای بیاورند! این استدلالات آخوندی خفت بارتر از آن است که نیازی به پاسخ داشته باشد. جمهوری اسلامی در ایران زندان و شکنجه و اعدام و سنگسار می کند و طرفدارانش در اینجا می خواهند درس دموکراسی بدهند! گویی نمی دانند که هرکس وارد دیالوگ با حکومت اسلامی شد آبرویی برایش نماند.

هوشیار و آماده باشیم که رژیم را از هرگونه عملکردی که حتی یک گام هم به نفعش باشد محروم کنیم.

مخالفان جمهوری اسلامی همانطور که تاکنون تودهنی محکمی به حکومت اسلامی و لابی های حقیرش زده اند، باید با عزمی راسخ تر نه تنها مانع باز شدن سفارت جمهوری اسلامی شوند، بلکه دولت کانادا را وادار کنند جنایت های هرروزه حکومت اسلامی علیه زنان، علیه کارگران، علیه اقلیت های مذهبی و علیه کل مردم ایران را محکوم کند و از هر مراوده سیاسی با این رژیم خودداری کند. مخالفان جمهوری اسلامی در عین حال باید لابی های این حکومت را مدام زیر ذره بین داشته باشند و هر حرکت آنها را در نطفه خفه کنند و سرجنبانان آنرا سر جای خود بنشانند. اکنون که جمهوری اسلامی بن بستش عمیق تر و در سطح جهانی بی آبروتر از همیشه است، در خارج کشور باید فعال تر از همیشه در کنار مردم آزادیخواه در داخل ایران بایستیم و صدای آنها را در میان افکار عمومی مردم انساندوست در کانادا و در سراسر جهان رساتر کنیم.

در اینجا نکته ای را لازم می دانم تاکید کنم و آن این که لابی های رژیم در نهادهایی می توانند رخنه کنند که پلاتفرم روشنی برای سرنگونی و خواست محاکمه سران جمهوری اسلامی نداشته باشد. به هر درجه نهادهایی که در خارج کشور تشکیل می شوند بر خواست های صریح و بی چون و چرای مردم مانند محاکمه سران جمهوری اسلامی، لغو قانون اساسی و کلیه قوانین ضدزن و ضد انسانی حکومت، جدایی کامل مذهب از دولت، آزادی بی قید و شرط بیان و عقیده و اعتراض و اعتصاب، برابری کامل زن و مرد، لغو مجازات اعدام و لغو کلیه قوانین قصاص اسلامی و خواست های به حق مردم ایران تاکید کنند، هم مشروعیت بیشتری در میان مردم به دست می آورند و هم یک سانتیمتر جا برای کسی که بخواهد به هر شکل موذیانه ای از حکومت دفاع کند، نمی ماند.

۲۴ آوریل ۲۰۱۳

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This