مجتبی و انتخابات جدید

محسن مخملباف ـ در مورد انتخابات تز مجتبی این بود: طرفداران مخالف سوسولند. دو تا باتوم بخورند در می روند. تزی که جواب نداد. پس از انتخابات وقتی شعار 

 


 

شهروند ۱۲۶۲ ـ پنجشنبه ۳۱ دسامبر ۲۰۰۹


 

اشاره:

این مطلب که از سوی افراد بسیاری به دفتر شهروند ایمیل شده، بخشی از مطلب بسیار بلند و مفصلی ست که با عنوان "رازهای خامنه ای"در آدرس زیر قرار دارد. با اینکه سیاست ما معمولا بر بازچاپ مطالب منتشر شده در سایت های دیگر نیست، اما نظر به اهمیت افشاگرانه ی آن، نسبت به بازچاپش اقدام کردیم. بدیهی است صحت و سقم اطلاعات داده شده در آن به عهده نویسنده ی آن است. 

http://www.scribd.com/doc/24565326/


 

شهروند


 


 

در مورد انتخابات تز مجتبی این بود: طرفداران مخالف سوسولند. دو تا باتوم بخورند در می روند. تزی که جواب نداد. پس از انتخابات وقتی شعار (مجتبی بمیری، رهبری رو نبینی) بر سر زبان ها افتاد، بسیاری از زندانیان سیاسی شلاق خوردند تا کسی یا کسانی که این شعارها را بر سر زبان ها انداخته بودند، شناسایی شوند. تصور دفتر رهبری و خود مجتبی این بود که نام او هر چه کمتر بر سر زبان ها بیفتد، راحت تر می تواند به کارهایش ادامه بدهد. حیرت مجتبی و دفتر رهبری این بود که نام مجتبی را چه کسی بر سر زبان ها انداخته است. چرا که مجتبی تا قبل از انتخابات اخیر بیشتر پشت پرده بود. در حال حاضر بعد از خامنه ای، مجتبی پرقدرت ترین شخص ایران است که با هماهنگی سپاه، فرمانده اصلی کودتای پس از انتخابات است. مجتبی در بعضی از موارد حتی خلاف نظر پدرش علی خامنه ای رفتار می کند. به عنوان مثال در آبان ماه سال ۱۳۸۸ به رئیس دادگاه مربوط به متهمان تجاوز و شکنجه در کهریزک توسط فیروزآبادی اطلاع داده شد که آقای خامنه ای دستور آزادی متهمان کهریزک را داده است. متهمان آزاد می شوند، اما رئیس دادگاه از لاریجانی رئیس قوه قضائیه می پرسد: چرا بیت رهبری از طریق شما به من امر نکرده اند؟ لاریجانی اظهار بی اطلاعی می کند،  اما اصرار می کند که قضیه را مسکوت بگذارد تا از شخص آقا بپرسد، و می گوید قرار است پس فردا شرفیاب شوم. دو روز بعد از آقای خامنه ای می پرسد: چرا از طریق من به رئیس دادگاه ابلاغ نفرمودید؟ خامنه ای اظهار بی اطلاعی می کند و می گوید من چنین دستوری نداده ام. فیروزآبادی که در آن لحظه برای بازدید در قزوین بوده است احضار می شود و با هلیکوپتر خودش را به بیت می رساند. خامنه ای از او می پرسد: تو چنین دستوری داده ای؟ فیروزآبادی می گوید: بله من گفتم. خامنه ای می پرسد: از چه کسی چنین دستوری گرفتی؟ فیروزآبادی می گوید اجازه بدهید خصوصی عرض کنم. خامنه ای به او حکم می کند تا فوری گزارش دهد. و او می گوید: آقا مجتبی فرمودند. و دوباره خامنه ای دستور دستگیری مجدد متهمان کهریزک را صادر می کند.

در مورد انتخاب شدن احمدی نژاد هم قصه از این قرار بود که کروبی در موقع شمارش آرا خوابش برد و وقتی از خواب برخاست احمدی نژاد از او پیشی گرفته بود. قالیباف نیز نقل می کند که قرار بود من رئیس جمهور شوم اما یک باره عنایت آقا از من برداشته شد. در همه موارد این مجتبی بوده است که به سپاه و بسیج می گفته است که آقا می خواهد شما به چه کسی رای بدهید. این موضوع را کروبی پس از انتخابات احمدی نژاد در دور اول افشا کرد. تا پیش از انتخابات، مجتبی خامنه ای به عنوان نفر دوم دفتر رهبری، تنها برای سیاسیون درجه اول نظام شناخته شده بود، اما حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ نام مجتبی را به عنوان عامل اصلی کودتا بر سر زبان ها انداخت.


 

مجتبی و ولیعهدی او


 

بسیاری معتقد بودند که آقای خامنه ای برای بعد از خودش به شاهرودی فکر کرده است، زیرا خامنه ای نمی تواند با جانشینی مجتبی پسرش احساس نظام پادشاهی یا موروثی را برای مردم تداعی کند. موضوع جانشینی پسر به جای پدر حتی در زمان خمینی هم مطرح شد. عده ای به خمینی پیشنهاد کردند که احمد آقا پسر او پس از خمینی جانشین او باشد. خمینی خود بیش از هر کسی مخالف بود. او صراحتاً به هاشمی رفسنجانی گفت: هر کس را می خواهید بجز احمد جانشین من کنید، اما در حق من چنین جفایی را نکنید. نگذارید مردم بگویند مثل شاه قدرت از خودش به پسرش ارث رسید، اما عده ای و کم کم حتی مردم این فرض را پذیرفته اند که در جمهوری اسلامی هر چیز می تواند اتفاق بیفتد. انتشار یک وصیت نامه پس از مرگ خامنه ای، و یا حتی یک کودتای نظامی توسط سپاه، با اعلام مریضی نابهنگام خامنه ای می تواند قدرت را به طور کامل در اختیار مجتبی قرار دهد. مجتبی در حوزه علمیه درس خارج خوانده است و در مدرسه گلپایگانی درس فقه می دهد. او بیش از هر کسی روی پدرش اثر دارد. در بیت رهبری کارهای مختلف بین پسران خامنه ای تقسیم شده است. سهم مجتبی مسئولیت سازمان های نظامی و امور اقتصادی و امور شخصی خامنه ای است.


 

مصطفی خامنه ای


 

با آن که مصطفی پسر اول و ارشد خامنه ای است، اما مجتبی گوی سبقت را از او ربوده است. شرکت مخابرات که به سپاه داده شد، دعوای مجتبی و مصطفی بوده است. چون مجتبی ایرانسل را داشت. مصطفی رفت تا از طریق سپاه مخابرات را صاحب شود و چون کسی از سپاه حساب پس نمی خواهد، پس مصطفی پشت سپاه می تواند خود را مخفی کند. مصطفی نیز درس طلبگی خوانده است. و اگرچه در حاشیه مجتبی به سرکوب مشغول است، اما علاقه او بیشتر به امور اقتصادی است. در ایران هر پژویی که فروخته می شود، حدود ۱۵۰ هزار تومان سهم مصطفی است. تا به حال در ایران ۲ میلیون پژو فروخته شده. فراموش نشود در ایران سالانه بیست و چند هزار نفر در تصادفات می میرند و بخش عمده آن به وضعیت بد ماشین های در حال تردد بر می گردد که صرفاً برای سود بیشتر آقازاده ها تولید می شوند، نه برای مصرف بهینه مصرف کنندگان. مصطفی در طلبگی درس خارج خوانده و اصول و فقه درس می دهد. همسر مصطفی، دختر آیت اله خوشوقت است. کسی که حکم قتل ها را به همراه محسنی اژه ای در مورد ترور لات ها صادر کرد. مصطفی صاحب یک فرزند به نام جواد است. و مسئولیت سازمان های مذهبی در بیت رهبری با اوست.


 

ثروت مصطفی: یک ونیم میلیارد دلار

۱میلیارد در حساب بانکی آفریقای جنوبی و سوریه

۴۰۰میلیون دلار ملک در آفریقای جنوبی و آلمان،

۱۰۰میلیون دلار الماس و پول نقد در تهران.

قرارداد پژو در زمان نژادحسینیان وزیر صنایع سنگین بسته شد. سال های اول سودی در کار نبود تا غروی آمد. بعد ایران خودرو زیر نظر مصطفی کار می کرد. دو میلیون پژو فروختند.۱۵۰ هزار تومان بابت هر پژو به مصطفی رسید. پسر محمدی گلپایگانی که در فرانسه درس حقوق می خواند، مسئول اداره پژو و امور ایرباس در فرانسه شد. وقتی پسر محمدی گلپایگانی به تهران آمد کار را به خود مصطفی منتقل کرد.


 

امور اقتصادی دیگر مصطفی

مصطفی در شهر تهران کار خرید و فروش زمین می کرد و می کند. دعوای رفیق دوست در سال ۷۴ و ۷۵ دعوا سر تقسیم پول با بچه های خامنه ای بود و در همین رابطه خداداد را دستگیر کردند. شرکت خط هوایی کاسپین که ده هواپیما دارد زیر نظر مصطفی کار می کند. ابتدا زیر نظر رجبی نامی کار می کرد که رجبی را بیرون کردند. واردات "بی ام و" نیز مال مصطفی است.

یک ماجرای باور نکردنی: هواپیمای پادشاه برونئی را به مبلغ ۱۰۰ میلیون دلار خریدند. مصطفی و گلپایگانی و پسر گلپایگانی برای معامله به سفر رفتند. یک سوری دلال معامله بود.۷۰ میلیون دلار پول نقد داده شد، اما دلال سوری پول را خورد و هواپیما را هم نداد و در دنیا گم و گور شد. عده ای هم می گویند گلپایگانی سر مصطفی کلاه گذاشته است. پروژه مصطفی این است: هر ایرانی یک پژو.


 

مسعود خامنه ای


 

متولد ۱۳۵۳ است. همسر او سوسن خرازی فرزند آیت اله خرازی و خواهر صادق خرازی است. پس از انتخابات خانواده آیت اله خرازی بابت آبرویی که از آن ها به سبب حوادث پس از انتخابات رفته است، مسئله دار شده اند و سوسن خرازی به خانه پدری برگشته و در شرف طلاق از مسعود است. مسعود بیش از برادران دیگر خود روشنفکر نشان می دهد. او در دانشگاه درس حقوق خوانده و مسئولیت بنیادها در بیت رهبری و مسئول سایت خامنه ای است.

ثروت مسعود: ۵۰۰ میلیون دلار

۴۰۰ میلیون دلار حساب بانکی در فرانسه ، لندن ، سوریه

۱۰۰میلیون دلار نقد در تهران

واردات رنو مال مسعود است. قرارداد رنو زمان خاتمی بسته شد. بچه های وزارت صنایع داشتند قرارداد رنو را می بستند که توسط احمد توکلی جلوگیری شد. وقتی مسعود وارد قرارداد شد، احمد توکلی گفت: مشکلی ندارد و مسئله حل شده است. محمد خامنه ای برادر خامنه ای برای امضای قرارداد با مسعود به پاریس رفت. موقع افتتاح خط، مسعود و محمد خامنه ای نیز حضور داشتند. مسعود خلبانی بلد است و می تواند با فالکوم پرواز کند.


 

میثم خامنه ای


 

متولد سال ۱۳۵۷. همسر او لولاچیان فرزند یک بازاری است. ماشین ال۹۰ رنو توسط میثم خامنه ای و عمویش محمد خامنه ای تا سالی صد هزار مورد وارد ایران می شود و بابت هر ماشین ۵۰۰ هزار تومان به میثم و عمویش می رسد. میثم الهیات خوانده است و اکنون در دفتر خامنه ای کار می کند. مسئولیت ستاد اجرایی بیت رهبری با میثم است.

ثروت میثم:۲۰۰ میلیون دلار

در حساب سوریه: ۱۹۰ میلیون دلار

نقد: ۱۰ میلیون دلار


 

بشری خامنه ای


 

متولد ۱۳۵۹. شوهر او پسر محمدی گلپایگانی (رئیس دفتر خامنه ای) است. سن او ۲ سال از انقلاب کمتر است و مثل خواهرش هدی قد بلند و لاغر است و موهای بوری دارد. او وقتی به مدرسه می رفت ۲ محافظ تا بیرون آمدن او از مدرسه پشت در می نشستند. بشری خامنه ای با زن طائب رفت و آمد داشت.

ثروت بشری: ۱۰۰ میلیون دلار نقد(که از بیزینس به دست نیامده و هدیه پدر است.)


 

هدی خامنه ای


 

متولد ۱۳۶۰همسر پسر برادر آقای کنی است. علاقه او و خواهرش مثل علاقه دو زن معمولی به آرایش و تغییر لباس است. در مهمانی های زنانه با دامن کوتاه حاضر می شوند. تا پیش از انتخابات یک آرایشگاه مشهور در خیابان فرشته را قرق می کردند تا آرایش موهای خود را تغییر دهند، اما از زمان انتخابات به بعد اتاقی در دفتر رهبری به یک آرایشگاه تبدیل شده تا امنیت دختران و عروسان خامنه ای در فضای نا امن بعد از انتخابات بیشتر شود.

ثروت هدی: ۱۰۰ میلیون دلار نقد( از پدر هدیه گرفته است.)


 

برادران خامنه ای

حسن برادر خامنه ای ۵۰۰ میلیون دلار ثروت دارد که ۴۰۰ میلیون آن در سوریه و لندن ۲۰ میلیون دلار نقد در تهران ۸۰ میلیون دلار در حساب لندن و دبی است. او مدتی در وزارت ارشاد مسئول سانسور و مدتی در وزارت نفت مسئول نظارت بر فروش و حمل و نقل نفت بوده است.

محمد برادر خامنه ای ۱۰۰ میلیون دلار ثروت دارد. هادی خامنه ای که در دوره شاه به ۳ سال زندان محکوم شده بود به دلیل فاصله اش از این خاندان منزه تر زندگی می کند. او جزو طیف اصلاح طلبان است و سردبیر روزنامه حیات نو است، که گاهی روزنامه اش هم توقیف می شود.


 

ثروت های حاشیه ای و ناگهانی خانواده خامنه ای


 

در زمان نوربخش به شرکتی که مال محمدی گلپایگانی و پسرش بود و به همراه بچه های سپاه و با مدیریت قاسم سلیمانی اداره می شد ارز داده می شد و در دبی می فروختند. این ها ارز را می خریدند به ۴۰۰ تومان و یک بار سه روز بعدش فروختند به۸۰۰ تومان.  ۵  میلیارد دلار ارز به طور ناگهان دو و نیم میلیارد دلار سود کرد. از طرف قوه قضائیه هفت هشت نفر در این رابطه دستگیر شدند که سلیمانی از طرف آقای خامنه ای آن ها را آزاد کرد. (دوره آقای خاتمی بود و شاهرودی را تهدید کردند تا آن ها را آزاد کنند.)

از قراردادهای اسلحه: (تانک و موشک و ضد هوایی) فقط ۱۰ میلیارد دلار با چین معامله اسلحه شده است (۳ میلیارد دلار کمیسیون گرفته شده، چون کمیسیون قرارداد اسلحه بالاست) ۱۱میلیارد دلار از روسیه اسلحه خریده شده است. (۳ میلیارد دلار کمیسیون گرفته شده است.)  حدود دو و نیم میلیون بشکه نفت ایران روزانه فروش می رود که یک میلیون و نهصد هزار بشکه آن از طرف خامنه ای فروخته می شود. بابت حمل و نقل هر بشکه نفت ۵ سنت کمیسیون بر می دارند.  بعضی از پول ها هم برای پروژه های سری است و کسی حسابش را ندارد. پروژه های اتمی/ نظامی /حزب اله /و پروژه های خارج از کشور. مثلا می گویند ۲۰ میلیون دلار می خواهیم. نصفی اش را خرج می کنند و نصفی اش را خودشان بر می دارند. حالا معلوم است که چرا خامنه ای که با روضه اباعبدالله سر کار آمده است برای کدام منافع به راحتی در روز عاشورا آزادیخواهان و حتی عزاداران حسینی را می کشد.


 

عاشورای ۱۳۸۸

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

جشن بیست و پنجمین سالگرد انتشار شهروند

Pin It on Pinterest

Share This