Select Page

تابوی میگوئل گومز، ادای دین به سینمای صامت/ مهرناز منصوری

تابوی میگوئل گومز، ادای دین به سینمای صامت/ مهرناز منصوری

گزارش هفتگی نه‌ما‌نه‌سینما

در هفته دوازدهم فصلِ سینمای مستقلِ “نه‌ما‎‌نه‌سینما”، فیلم تابو ساخته ی میگوئل گومز کارگردان پرتغالی مورد بحث و بررسی قرار گرفت. این فیلم در سال ۲۰۱۲ در لیست بهترین فیلم های سال sight and sound رده ی دوم را به خود اختصاص داد و در لیست بهترین فیلم های سال مجله ی کایه دو سینما نیز رتبه ی هفتم را به خود اختصاص داد و از محصولات مهم سال های اخیر سینمای پرتغال محسوب می شود.

سخنران این هفته مهدی گنجوی، دانشجوی مطالعات خاورمیانه ی دانشگاه تورنتو، بود. او در ابتدا به بررسی اقتصاد سینمای پرتغال در مقایسه با اقتصاد کشورهای دیگر اروپایی پرداخت. در ادامه توضیحاتی درباره ی روش کارگردانی این کارگردان و پروسه ی ساخته شدن این فیلم داد. بنا به نظر او، میگوئل گومز کارگردانی ست شیفته ی سینمای صامت. او از این سینما تحت عنوانِ سینمای “باستانی” یاد می کند. سینمایی باشکوه در گذشته ی ما که با “معصومیت” و “کودکی” ارتباطی مستقیم دارد. گومز در این فیلم درصدد ارتباط برقرار کردن و ادای دین کردن به این سینماست. از همین رو او به خصوص در بخش دوم این فیلم عناصر بسیاری از سینمای صامت را به مدد می گیرد.

film-H

پس از ۵ دقیقه ی ابتدایی فیلم که به داستان یک کاوشگرِ عاشق در آفریقا و مرگ او می پردازد، داستان فیلم به لیسبون زمان معاصر پرت می شود. داستانِ فیلم زندگی سه زن را در روزهای انتهایی دسامبر و آغاز سال نو تعقیب می کند. پیلار و آئورا همسایه هستند و سانتا مستخدم سیاه پوست آئورای پیر است. هر کدام از زن ها در دنیای متفاوت خود زندگی می کنند. داستان با قاب های عمدتا ثابت و با ریتمی کند تعریف می شود و تا آن جا ادامه پیدا می کند که آئورا که از ابتدای فیلم نشانه های پریشانی ذهن در رفتارش مشهود است به بستر موت می افتد. آئورا پیش از مرگ از پیلار می خواهد تا مردی را بر بالین احتضارش بیاورد. مرد به بالین زن می آید اما دیگر آئورا مرده است. مرد داستان آشنایی اش را با پیلار و سانتا تعریف می کند. داستانی که نیمه ی دوم فیلم را می سازد.

نیمه ی دوم فیلم در موزامبیک می گذرد. فیلم در بخش دوم خود بدون دیالوگ است و پر است از بازی نور و سایه. این بخش با دوربین ۱۶ میلی متری، برخلاف دوربین ۳۵ میلی متری بخش اول، فیلم برداری شده است و در نتیجه بافت تصویری فیلم تغییر می کند. فوکوس های نرم فضایی خیال انگیز را ترسیم می کنند؛ فضایی که گویا جنگلی ست از خاطرات.  مطلقا دیالوگی در این بخش نیست. تمام این بخش صدای داستان گوی پیر را می شنویم که دارد داستانش را تعریف می کند و هم زمان صحنه های مربوط به آن چه که او تعریف می کند را می بینیم. برخلاف بخش اول فیلم که در لیسبون می گذرد، این بخش در جایی رخ می دهد که عناصر جادویی بسیاری را در این بخش فیلم دخیل می کنند. داستانی ست پر از صحنه های غریب از زندگی چند سفیدپوست استعمارگر در آفریقا، از آشپزهایی که جادوگری می کنند و کروکودیل هایی که واسطه ی عشقی شوم بین دو نفر می شوند. به نظر مهدی گنجوی روایت این بخش وام دار ادبیات رئالیستی جادویی نویسندگانی مثل مارکز است.

در بخش پرسش و پاسخ، فرم این فیلم و همچین مواجهه ی این فیلم با مساله ی استعمار مورد بحث و بررسی قرار گرفت.

جلسه هفته‌ی آینده نه ما نه سینما به فیلمِ “کشتی نوح روسی” از سینمای مستقل معاصر روسیه اختصاص خواهد داشت. سخنران جلسه جسیکا وایت‌هد دانشجوی دکترای مطالعات فرهنگی از دانشگاه یورک است. این جلسه شنبه ۱۴ سپتامبر از ساعت ۱۸ تا ۲۲ در اتاق ۵۱۵۰ ساختمان اویزی در دانشگاه تورنتو برگزار خواهد شد.

*برنامه ی هفتگی “نه‌ما‌نه‌سینما” به همت تعدادی از دانشجویان دانشگاه تورنتو، روزهای شنبه در این دانشگاه برگزار می شود. اخبار جلساتِ “نه‌ما‌نه‌سینما” از طریق namanacinema@gmail.com  قابل پیگیری است.

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This