Select Page

موسیقی چونان سلاح/ عباس شکری

موسیقی چونان سلاح/ عباس شکری

گزارش بیستمین جشنواره «موسیقی جهان در اسلو»

art-h

برای بیستمین بار جشنواره‌ی موسیقی «دنیای موسیقی در اسلو» با اجراهای سیصد هنرمند موسیقی از بیش از سی کشور جهان در هیجده سالن، برگزار شد.

در گزارش پیش رو نمی‌خواهم از چگونگی برگزاری کنسرت‌های موسیقی چیزی بگویم مگر این که ناگزیر باشم. فقط همین‌جا بگویم که بین سیصد هنرمند حاضر در فستیوال امسال، گروهی هم که ترکیبی بود از ایرانی‌ها و نروژی‌ها شرکت داشتند که با آهنگ‌سازی «جاوید افسری» و خوانندگی «محمد معتمدی» در کلیسای فرهنگی یاکوب اسلو، برنامه‌شان برگزار و با استقبال هم روبرو شد. البته ویژگی‌یی که برای موسیقی در بخشی از برنامه‌های امسال به آن تکیه شده بود: ” موسیقی ما را به حرکت وا‌می‌دارد. نه تنها فرد را که جمع را هم به جنب و جوش تشویق می‌کند.” در موسیقی ارائه شده این گروه مشاهده نمی‌شد.

امسال حاشیه جشنواره‌ی موسیقی جهان در اسلو، چنان جذاب بود که مجالی برای پرداختن به شب‌های موسیقی نمی‌گذارد. از ویژگی‌های امسال این فستیوال موسیقی، برگزاری سمینار در مورد موسیقی است؛ سمینار «موسیقی چونان سلاح» در سالن اجتماعات مرکز نوبل صلح و در سمیناری دیگر هم «موسیقی چونان زبان جهانی» مورد بحث قرار می‌گیرد. برگزاری فستیوال در فستیوال هم نیز برای اولین بار در طی دو دهه انجام می‌شود. در این معنا که در یک شب، هنرمندان چند کشور که هر یک در سرزمین خود، شهرتی به‌سزا دارند، با هم هنرنمایی می‌کنند و شب درازی را برای مخاطب‌ها به نمایش می‌گذارند. نمونه‌ی آن هم حضور هنرمندانی از کشورهای عربی خاورمیانه است که در شب دوم با نام «لبنان و فراتر از آن» هنرمندان عراق، فلسطین، مصر، لبنان و یمن، شبی فراموش نشدنی را در یاد حاضران حک کردند.

خانم «آلکساندرا آرچتی استولن» مدیر هنری و اجرایی فستیوال، در سخنان کوتاه خود در روزی که گروه موسیقی اعراب خاورمیانه برای اول بار می‌خواستند برنامه اجرا کنند، گفت: “خوشحال‌ام که گرایش‌ها و ژانرهای گوناگون موسیقی را در شهر اسلو شاهد هستیم. این روزها شهر اسلو شاهد هنرمندان گوشه‌گوشه دنیا است و انگار که دنیا در یک نقطه جمع شده است. خوشحال‌ام که توانسته‌ایم با تمرکز بر موسیقی محلی کشورهای مختلف، سبب آن باشیم که نوع جدید موسیقی محلی را  که در حال سر بر آوردن از کاسبرگ‌های موسیقی هستند، نه تنها در برابر موسیقی سنتی قرارشان ندهیم که در چالش نو و کهنه، بالندگی نوع موسیقی سنتی را هم در جوار ژانر جدید موسیقی محلی به تماشا بنشینیم. یکی از مناطقی که امسال توجه بیشتری بر آن داشته‌ایم، خاورمیانه بوده که گروه موسیقی «لبنان و فراتر از آن» نماینده آن است. این گروه نه نماینده یک کشور که نماینده بخش عربی خاورمیانه است. …

«خیام الامی» که اهل عراق است و از نه سالگی به سوریه رفته بوده و بعد هم به لندن مهاجرت کرده، تا ده سال پیش هنرمند نوازنده جاز بوده و اکنون نیز عود را چنان می‌نوازد که همه‌ی اشک‌ها و لبخندهای مردم عراق را در ذهن می‌نشاند. بخش‌هایی از عود نوازی او تن می‌زند به موسیقی سنتی ایرانی و گاه این‌همانی کارهای «حسین علیزاده» است در سه‌تار نوازی. خواننده جوان مصری «مریم صالح» که هم خواننده است و هم ترانه‌سرا، روزهای خوش بهار عربی و در عین حال خون کسانی که پیش و پس از «مبارک» بر زمین ریخته شده را در فرم‌های امروزین راک، پاپ و کلاسیک جاز، چنان می‌خواند که مو بر تن راست می‌شود.

هنرمند عراقی

خیام الامی هنرمند عراقی

 

پیش از آن که «مریم» به صحنه بیاید، «تمار ابوغزاله» با عود نوازی و خوانندگی به شیوه‌ی “رپ”، دردهای مردم فلسطین که سرزمین مادری‌اش هست، را در کنار شادی‌های کوچک مردم، چنان می‌خواند که به زبان برای درک مفهوم آنچه بر لب می‌آورد، نیازی نیست. در واقع فستیوالی است از کشورهای عربی درون جشنواره «موسیقی جهان در اسلو».

برای درک و لذت بردن از موسیقی، زبان کمتر نقش دارد چرا که خود موسیقی زبان جهانی است. به همین خاطر هم یکی از سمینارهایی که برگزار شد با همین عنوان «موسیقی به مثابه زبان جهان» بود. موزیسین‌ها و تولیدکنندگان موسیقی برای شرکت در این سمینار دعوت شده بودند تا در مورد این موضوع با هم بحث کنند. پرسش‌هایی مانند: «تا چه حد موسیقی تحت تأثیر محیط پیرامون خود است؟”، “شعر و ملودی چه رابطه‌ای با فرهنگ، سیاست و زبان دارند؟”، “آیا رابطه موسیقی و جامعه در «تانزانیا» همانی است که در مصر یا ایران؟” در این سمینار طرح و گفتگوی دل‌نشینی را دامن زد.

اکنون که کنسرت به پایان رسیده، به این می‌اندیشم که در جهان امروز، جهانی که در آن مهاجرت، تغییرات سریع و چالش‌های فرهنگی در حال روی دادن است، نقش موسیقی از هر زمانی بیشتر است تا دل‌ها را به هم نزدیک و کینه را از دل بزداید.

یکی از برنامه‌های دیگری که در حاشیه فستیوال موسیقی امسال، اجرا شد، برنامه یک روزه‌ای بود که هفت ساعت هم طول کشید و نزدیکی ادیان و فرهنگ‌ها را چون خاری به چشم کسانی می‌نشاند که این حقیقت را باور ندارند که می‌شود مانند هم فکر نکرد، باوری شبیه هم نداشت، اما دوستانه در کنار هم زندگی کرد که «همزیستی مسالمت‌آمیز نام‌اش داده‌ایم». برنامه‌ی «آوای مقدس»‌ بود که مخاطب‌ها را با اتوبوس به سفری معنوی بُرد، به سه مکان مذهبی؛ معبد، مسجد و کنیسه تا ضمن دیدار از این مکان‌ها، با اوراد و سرودهای مذهبی آنها آشنا شوند.

«آوا» یکی از ارکان مهم در همه‌ی مذهب‌ها است. صدای قدیس‌ها چیست؟ عملکرد آوا و صدا در دین‌های گوناگون چیست؟ در جهان خارج از زادبوم دین، چه تغییراتی رخ داده است؟ در این سفر که هم عینی است و هم معنوی، حاضران با این آواها آشنا شدند و اگرچه باوری به هیچ یک نداشتند، اما لحظه‌هایی را تجربه کردند که در نوع خود بی همتا بود. مهاجرت و جهانی شدن، نیروهای مذهبی جدیدی را در کشورهای جهان رقم زده است که هم قابل دیدن هستند و هم شنیدن. آنچه آشکار است و محسوس، شاید تداعی ناآشنای مذهب و دین باشد در دنیای مادی امروز. البته که دین‌ها هم ابعاد مختلفی دارند که آشنایی با آنها زیانی ندارد. با این آشنایی است که با فرهنگ دینی هم آشنا می‌شویم و فرهنگ کسانی که مانند ما فکر نمی‌کنند را درمی‌یابیم، تا شاید از کین و دشمنی جلوگیری کند. اتوبوس اول به کنیسه یهودی‌ها، بعد به مسجد مسلمان‌ها و دست آخر هم به معبد سیک‌های هندی می‌رود تا ضمن تجربه‌ی سرود و اوراد مذهبی، با فرهنگ آنها نیز آشنا شویم.

در بخش دیگری از برنامه‌های روزانه، عنوان “جشنواره موسیقی اسلو” به چالش کشیده می‌شود. عبارت «موسیقی جهان» مفهومی است توصیفی یا طعن و طنز تلخ و گزنده؟ یکی از شرکت کنندگان در میزگرد این سمینار، «دیوید بیرن David Byrne» ادعا می‌کند که این عبارت نادرست است، چرا که؛ “به کارگیری عبارت «موسیقی جهان» در عمل پاک کردن و راندن موسیقی سازان و خود موسیقی است از زندگی روزانه‌ی آنها.” خیلی‌ها باور داشتند که این عبارت دقت لازم و کافی در آن نیست، گمراه کننده، استعماری و از مد افتاده است. برخی دیگر هم برعکس بر این باور بودند که این عبارت مشروعیت جمعی دارد و همه‌ی موسیقی‌ها در گوشه‌گوشه‌ی جهان را شامل می‌شود. این بحث، همراه با این پرسش که، جهانی شدن چه تأثیری بر موسیقی دارد، موضوع سمیناری پنج ساعته بود که بزرگان موسیقی جهان در آن شرکت داشتند.

در سمینار «موسیقی چونان سلاح» گفتمان زبان و موسیقی، نقش موسیقی در زنده نگه داشتن فضای عمومی شادی علیرغم سرکوب حاکمان دژخیم صفت، سرانجام به این بحث کشیده شد که موسیقی نه تنها ابزار شادی‌خواری نیست که سلاحی است برای دست‌یابی به صلح. جمع‌بندی این سمینار را می‌توان چنین آورد: “موسیقی ما را به حرکت وا‌می‌دارد. نه تنها فرد را که جمع را هم به جنب و جوش تشویق می‌کند. در جامعه‌هایی که جنبش‌های مردمی در برابر رژیم‌های دیکتاتوری یا تمامیت‌خواه مذهبی ایستاده‌اند، موسیقی مؤثرترین وسیله برای ایستادگی و مقاومت است. آن گاه که اسلحه مردم را از ترس و هراس وامی‌دارد تا خود را از نظر پنهان کنند و از خیابان‌ها به جایی امن پناه ببرند، موسیقی چنان تأثیرگذار است که ترس را هم نادیده می‌گیرد. موسیقی، مردم و دل‌هاشان را به هم نزدیک می‌کند. موسیقی برای ابراز احساسات، با هم بودن و دلداری دادن به یکدیگر، کارکردی جادویی دارد. مردمانی با پس‌زمینه‌ی فرهنگی گوناگون را موسیقی به هم پیوند می‌دهد و آنها را ناگزیر می‌کند تا یکدیگر را بهتر بشناسند. این شناخت و تبادل فرهنگی، هرگز به اندازه‌ی اکنون اهمیت نداشته است. این روزها که هر جای این کره‌ی خاکی بوی خون می‌آید و شعله‌های آتش دشمنی نیز به همه‌جا سرایت کرده، روزهایی که کشتار در خیابان‌های مصر بیداد می‌کند، در سوریه حمام خون جاری است، بمب‌های اتفاقی! در خیابان‌های لبنان، آدم می‌کشد، در استانبول خشونت بی‌معنا و کشتار جریان دارد، سرکوب هنرمندان و به ویژه آفرینش‌گرهای موسیقی در مالی و … نشان از غیبت صلح است و آرامش در جهانی که ادعای صلح دوستی دارد. شرایط ناهنجار جهان، وظیفه‌ی سنگینی را بر دوش موسیقی‌دان‌ها و کسانی می‌گذارد که برنامه‌گذار موسیقی هستند؛ این وظیفه‌ی بزرگ، چیزی نیست مگر استفاده از “موسیقی به عنوان سلاح” پیشرفته‌ی صلح. فکر کنید در جامعه‌ای که موسیقی، «تهدید» به حساب می‌آید، چه خواهد شد؟ در چنین جامعه‌ای، آفرینش‌گران موسیقی آیا نماد پیکارگران صلح و دوستی نمی‌شوند؟”

دیگر برنامه‌ای که امسال هم مانند سال‌های پیش اما با شکوه‌تر برگزار شد، دو روز جشن و سرور و موسیقی برای کودکان به خاطر روز جهانی کودک بود. در گوشه و کنار شهر، گروه‌های موسیقی ملت‌های مختلف برای کودکان و بزرگ‌سالان برنامه اجرا می‌کردند و این روز را جشن می‌گرفتند.

پانزدهمین سالگرد روز جهانی کودک، در شهر اسلو و به ویژه منطقه‌ای از شهر که بیشتر ساکنان آن خارجی‌های مقیم اسلو هستند، بزرگداشت این روز به خوبی برگزار شد و با زبان موسیقی و قصه‌گویی چرایی این روز برای کودکان توضیح داده می‌شد که به باورم از برنامه‌های موفق فستیوال امسال بود. موسیقی، رقص، هنر، قصه‌گویی و بوی خوش غذاهای ملل مختلف، جهان را به راستی به اسلو آورده بود. در این جشنواره، هر کس می‌توانست شاهد زبانی باشد که هرگز نشنیده، موسیقی را می‌شد شنید که پیش از این هرگز با آن آشنا نبوده، دکور و آرایش صحنه‌های اجرای موسیقی و تئاتر و قصه‌گویی چنان بود که انگار اینجا اسلو، شهر کم تحرک شمال اروپا نیست.

نوازندگان غیرحرفه‌ای که هرگز با هم به صورت گروه کار نکرده‌اند، اما مدام در گوشه و کنار اروپا دیده می‌شوند و مُهر کولی هم بر پیشانی دارند، به همت گردانندگان فستیوال موسیقی جهان در اسلو، یک ماه با هم کار کردند و در سه برنامه‌ی جداگانه، کودکان را به رقص واداشتند و خنده را بر لب بزرگ‌ترها نشاندند که کولی‌های رومانیایی تنها گدایی نمی‌کنند، اگر فرصتی بیابند، می‌توانند پیام‌آوران شادی هم نیز باشند و این که ” موسیقی ما را به حرکت وا‌می‌دارد. نه تنها فرد را که جمع را هم به جنب و جوش تشویق می‌کند.” را کولی ها می توانند از حرف به عمل تبدیل کنند. در همان حال که نوای موسیقی هر جنبده‌‌ای را به رقص وا‌می‌دارد، گرمای آتشی که دیگی بزرگ بر آن است و زنان کولی رومانیایی بر آن نظارت دارند، سرمای ماه نوامبر را نادیده می‌گیرد که سوپ خوشمزه و گوارای کولی‌ها اجازه نمی‌دهد که سرما نفوذ کند و خنده و شادی را بر لب‌ها بماساند.

در گوشه‌ای دیگر از شهر، از هنرمندان هندی خواسته شده تا برای بزرگداشت روز جهانی کودک، جشن‌ و رقص بالیوود را به نمایش بگذارند که رنگ و نور و تحرک، ویژگی آن است. هندی‌ها هم مجموعه‌ای از سه جشنواره‌ی هندی را در قالب یک برنامه به نمایش گذاشتند که پلیس مجبور شد خیابان‌های اطراف را به خاطر شلوغی ببندد. آسمان ابری و بارانی روز یکشنبه، نتوانست مانع شود تا رنگین‌کمان رنگ که یادآور جشن «هولی» در هند است و آمدن بهار را نوید می‌دهد، اجرا نشود. کودکان هم همه با لباس‌های رنگارنگ و کلاه‌های هندی جلوه‌ی خاصی به برنامه می‌دادند.

برنامه‌های دیگری مانند موسیقی سرخ‌پوستان آمریکایی، موزیک مراکش، شعر محلی آفریقایی که سرانجام‌اش موسیقی شاد جاز است و شادی‌های کودکان سریلانکایی، روز جهانی کودک را بزرگ داشتند.

فستیوال هم با برنامه‌ای که یکی از هنرمندان نروژی در سالن «تئاتر مردم» برگزار کرد، به پایان رسید و بعد از آن هم تا پاسی از شب، در خانه‌ی فرهنگ، جشن و شادی و رقص و پایکوبی برقرار بود.

* عباس شکری دارای دکترا در رشته ی “ارتباطات و روزنامه نگاری”، پژوهشگر خبرگزاری نروژ، نویسنده و مترجم آزاد و از همکاران تحریریه شهروند در اروپا است.

Abbasshokri @gmail.com

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This