جوان ایرانی و فناوری اطلاعات/مهرنوش احمدی

جوان ایرانی و فناوری اطلاعات/مهرنوش احمدی
از راست: کامبیز حسینی، نیما راشدان، پطروسیان، آرش آبادپور،

از راست: کامبیز حسینی، نیما راشدان، فرد پطروسیان، آرش آبادپور، احسان نوروزی ،

 

نیما راشدان: فرق نمی کند، چه در زمان احمدی نژاد کامپیوترت را روشن کنی و نتوانی بروی توی اینترنت، چه در زمان روحانی نتوانی به فیس بوک دسترسی داشته باشی، حالا اگر خود آقای روحانی دسترسی دارد، این به حال کاربری که نمی تواند از اینترنت استفاده کند، فرقی نمی کند.

فرد پطروسیان: رویکرد رهبران جمهوری اسلامی به اینترنت مثل مدل چینی ست. رهبران چینی هم خودشان از اینترنت استفاده می کنند و در مواردی هم حتی به مردم اجازه استفاده می دهند، مثلا وقتی تصمیم گرفتند قانون تک فرزندی را در چین عوض کنند و قانون دوفرزندی را تصویب کنند، آن را در اینترنت به رأی گذاشتند. منوپل فضای اینترنتی در دست مسئولان جمهوری اسلامی ست.

آرش آبادپور: نباید راه ارتباط گیری و نشر اطلاعات را تنها به اینترنت و فیس بوک محدود کرد. یک راه ارتباط بسیار مؤثر شبکه ی ماهواره ای است؛ برنامه هایی مثل من و تو و برنامه های کامبیز حسینی بسیار تأثیرگذار شده اند.

احسان نوروزی: جامعه ایران، جامعه ی جوان و تحصیل کرده ای است که عطش تکنولوژی دارد و با همه محدودیت هایی که در زمینه سخت افزار و نرم افزار وجود دارد،  همه سعی می کنند که بیشترین بهره را از آن ببرند. مثل استفاده از محصولات اپل، سرویس های گوگول و… این که چرا سرکوب می شوند برای این است که همان نیروی برنده در ساختار سیاست گذاری و  تصمیم سازی همان نیرویی است که نگاه تنگ نظرانه به تکنولوژی دارد و درک درستی از آن ندارد.

***

جوان ایرانی و فناوری اطلاعات، عنوان چهارمین نشست از سری نشست هایی ست که از طرف دانشکده امور بین الملل مانک در تورنتو برگزار شد. موضوع این نشست رسانه های دیجیتالی در رابطه با وضعیت چرخش اطلاعات در ایران امروز و تأثیرش بر جوانان کشور به علاوه ی فرصت ها و چالش های پیش روی فعالان در این حوزه بود. در این نشست که یکشنبه ۹ مارچ از ساعت ۱ تا ۳ بعدازظهر با مدیریت کامبیز حسینی برگزار شد، آرش آبادپور (فعال اینترنتی)، نیما راشدان (فعال اینترنتی)، فرد پطروسیان (سردبیر رادیو فردا) و احسان نوروزی (خبرنگار) شرکت داشتند.

سئوال اول و اساسی کامبیز حسینی این بود: چقدر باید از اینترنت ملی ترسید؟ آیا وجه مثبتی هم دارد؟

آرش آبادپور بحث را به دو جنبه ی فنی و تکنولوژیکی و اجتماعی تقسیم می کند و نظر بینندگان را به این پرسش جلب می کند که آیا چنین پروژه ای امکان انجامش وجود دارد؟ و ادامه می دهد که در این صورت دیگر اسمش اینترنت نیست، بلکه اینترانت است.

او می گوید، در چین هم این پروژه انجام شده که با موفقیت همراه بوده. در ایران هم این بحث پس از انتخابات ۸۸ مطرح شد و تا حدودی جلو رفت. هدف حاکمیت از این پروژه این است که دسترسی به سرویس های خارج از ایران قطع شود و ایمیل داخلی و سرورها داخلی باشد. دلیلش هم این است که بتوانند کنترل بیشتری روی محتوی اینترنت و اطلاعاتی که رد و بدل می شود و افرادی که آنها را رد و بدل می کنند، داشته باشند.

کامبیز حسینی از احسان نوروزی می پرسد چقدر این پروژه در ایران پیشرفت کرده است؟

احسان نوروزی: به نظر می رسد بسیار ضعف وجود دارد. بخصوص در توسعه ی دیتا سنترهای عظیمی که برای چنین پروژه ای لازم است. از طرف دیگر شما باید فضا را برای خلاقیت های داخل کشور باز کنید که بتواند برای راه اندازی چنین پروژه ای جوابگو باشد. ما در ایران هیچ پروژه ی موفقی در این زمینه نداشته ایم. از ۱۳۸۱ که پروژه ی سیستم عامل ملی شروع شده، همه ی پروژه ها پشت سر هم شکست خورده اند. عده ی زیادی هستند که نگاهشان به تکنولوژی توطئه محور است و رؤیایشان این است که آن را محدود کنند و یک شبکه ی کنترلی قوی ایجاد کنند ولی سیستم، سیستم بسیار ناکارآمدی ست و شما برای چنین پروژه ی بزرگ تکنولوژیکی ای نیاز به توانایی های بیشتری دارید.

فرد پطروسیان به دو نکته اشاره می کند و می گوید: وقتی سال ۱۳۸۵ آقای احمدی نژاد این پروژه را به مجلس ارائه کرد، مجلس برای تخصیص بودجه با آن موافقت نکرد، و دولت بودجه را از وزراتخانه های دیگر تأمین کرد و پروژه را پیش برد ولی بعد از سال ۲۰۰۹ و جنبش سبز همه ی رهبران شروع کردند درباره ی جنگ نرم و کنترل اینترنت صحبت کردن. به طوری که همه با این پروژه موافق شدند. ایران تلاش هایی در جهت بومی سازی انجام داده؛ یعنی تلاش کرده سایت هایی مثل فیس بوک یا یوتیوب از نوع ایرانی را تولید کند ولی در اکثر مواقع موفق نشده است. حالا شاید فیس نما، کمی موفق شده نسبت به سایت های دیگر، که آن هم قابل مقایسه با فیسبوک نیست.

نیما راشدان در پاسخ به این سئوال که آیا سیاست خارجی ایران و وضعیت تحریم ها پس از راه اندازی اینترانت در ایران تغییری خواهد کرد یا خیر؟ گفت: ذات و اساس جمهوری اسلامی با کنترل و نفی آزادی عجین شده است، بنابر این هرگونه آزادی در اینترنت و شبکه هایی مثل فیسبوک بیشتر جنبه ی نمایشی و نفع سیاسی برای حکومت دارد و عنوان کرد که اساساً هیچ کدام از این تغییرات نشانه ی خوش نیتی حاکمان داخل ایران نیست.

در جواب به این سئوال که با ورود شخصیت های دولتی و سیاسی به شبکه هایی همچون فیسبوک آیا می توان امید داشت که فضا بازتر شود؟

جواب های هر سه مهمان حاکی از بی اعتمادی به فضای موجود بود و به اتفاق معتقد بودند که اگر هم فضا بازتر شود فقط برای بهره بردن سیستم از ظرفیت های آن در جهت پیش بردن اهداف خود خواهد بود و با رعایت تمام نکات ایمنی برای کنترل کامل شبکه ی اینترنت، اطلاعاتی که در آن رد و بدل می شود و کاربرانی که از آن استفاده می کنند.

کامبیز حسینی از میهمانان می پرسد مسئول اینترنت در ایران کیست؟ آیا می توانیم از دولت انتظار داشته باشیم که اینترنت را آزاد کند؟ چه کسی متولی این امر است؟

آرش آبادپور معتقد است که نباید راه ارتباط گیری و نشر اطلاعات را تنها به اینترنت و فیس بوک محدود کرد. یک راه ارتباط بسیار مؤثر شبکه ی ماهواره ای است؛ برنامه هایی مثل من و تو و برنامه های کامبیز حسینی بسیار تأثیرگذار شده اند. او پیشنهاد می کند که به جنبه های مثبت گشایش اینترنت ملی نیز پرداخته شود، از جمله باز شدن پهنای باند، افزایش سرعت، افزایش دسترسی.

او می گوید، این خود باعث می شود که آدم ها بتوانند حرفشان را که لزوماً هم سیاسی نیست بزنند و تشکل ها به مرور شکل بگیرد.

آرش همچنین در مورد صحبت کامبیز حسینی که می پرسد درباره ی قطع ارتباط بین خارج و ایران چه فکر می کند؟ می گوید: ترجیح می دهد هفتاد میلیون نفری که داخل ایران هستند بتوانند راحت تر با هم ارتباط برقرار کنند، تا این که رابطه ی آنها با سه میلیون نفر بیرون از ایران برقرار بماند.

کامبیز حسینی با این صحبت آرش موافق نیست چون معتقد است برای بسیاری از ایرانیان مهم است که چه اتفاقی دارد مثلاً در کنگره ی آمریکا می افتد.

پطروسیان در جواب نظر آرش، آن را نوعی توجیه سیستم سانسور در ایران می داند.

آرش همچنین اضافه می کند که ما باید یک راهی پیدا کنیم که اطلاعات خود را وارد این شبکه دریای اطلاعاتی کنیم، و چگونه وارد کردن این اطلاعات می تواند یک سئوال فنی مناسب برای حرکت بعدی باشد، چون شبکه ی اینترانت چه بخواهیم چه نخواهیم در آینده به ایران خواهد آمد.

اما احسان نوروزی مسئله را کمی فراگیرتر می بیند؛ به نظر او مسئله ی کنترل اینترنت یک مسئله ی جهانی ست و یکی از نگرانی های فعالان شبکه در این است که شبکه ی جهانی به یک مشت جزیره های دور از هم که هیچ نوع ارتباط ارگانیکی با یکدیگر ندارند، تبدیل شود. این یکی از دغدغه های مهم بشر در آینده است.

برای دیدن این گفت وگوی ۱۱۰ دقیقه ای و شنیدن سئوالات کاربران می توانید به کانال یوتیوب  https://theglobaldialogue.ca/ مراجعه کنید.

پس از پایان نشست حاضران به محل پذیرایی رفتند و بحث های بیشتر در این زمینه و موضوعات دیگر کنار میز پذیرایی ادامه پیدا کرد.

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

جشن بیست و پنجمین سالگرد انتشار شهروند

Pin It on Pinterest

Share This