Select Page

نشست نویسندگان ایرانی در تبعید در تورنتو

نشست نویسندگان ایرانی در تبعید در تورنتو

شهروند ـ فرح طاهری: بامداد شنبه ۱۵ آذر برابر با ۶دسامبر ۲۰۱۴ در دفتر شهروند نشستی با حضور شماری از نویسندگان ایرانی ساکن تورنتو برگزار شد و پیرامون فعال شدن اخیر کانون و انتخاب نماینده ای از کانادا برای شرکت در جلسات هیأت دبیران کانون نویسندگان ایران در تبعید، بحث و تبادل نظر شد.

نویسندگان شرکت کننده عبارت بودند از : حسین افصحی، نسرین الماسی، بهرام بهرامی، نیره رهگذر، حسین زراسوند، حسن زرهی، فریبرز شیرزادی، مصطفی عزیزی، اسد مذنبی، امیر مهیم و عیدی نعمتی.

خانم ساره سکوت و آقایان ساسان قهرمان و ایرج رحمانی پیشتر خواهان مشارکت در جلسات و عضویت در کانون شده بودند، اما نتوانستند در جلسه حضور پیدا کنند.

گردهمایی نویسندگان در دفتر شهروند

گردهمایی نویسندگان در دفتر شهروند

در آغاز این جلسه ی دو ساعته، بهرام بهرامی، بیانیه ی «کانون نویسندگان ایران (در تبعید)» را به مناسبت ۱۳ آذر روز مبارزه با سانسور خواند.

«نامگذاری بر سالها و روزها از دیر باز در ایران و در جهان مرسوم بوده است. هر کدام از این نامها به مناسبت و حکمتی انتخاب شده اند و اغلب یادآور رخدادی مهم و تاریخی‌اند. کانون نویسندگان ایران نیز بر این نمط، هفت سال پیش، سیزده آذر ماه را روز مبارزه با «سانسور» اعلام کرد تا مردم آزادیخواه میهن ما از یاد نبرند که اندیشه ورزان، اهل فرهنگ و قلم این مرز و بوم، در جمهوری اسلامی، از ابتدایی‌ترین حقوق شهروندی و انسانی، یعنی‌ آزادی بیان و اندیشه محروم بوده اند و در این سال های نکبت و سیاه زیر تیغ برهنه و آخته سانسور و زیر‌نگاه مظنون مأموران زندگی‌کرده‌اند و سانسور دولتی بر آثار و فرآورده‌های فرهنگی و هنری آنها بی‌رحمانه اعمال شده و می‌شود.

جمهوری اسلامی به بهانه حفظ و حراست از سلامت جامعه و پیشگیری از نفوذ فرهنگ غرب، به بهانه حراست از ارزش های فرهنگ اسلامی، به سانسور و حذف فرهنگ و هنر مترقی رسیده است و شب و روز بر این طبل می کوبد. مردم میهن ما، اگر چه از یک قرن بیش با واژه «سانسور» و «ممیزی» آشنا بوده اند، ولی هیچکدام از نظام های پیشین، مانند جمهوری اسلامی، رسالت «رهبری معنوی!» جامعه و امر تزکیه و تذهیب اخلاق عمومی‌ را به عهده نگرفته‌اند. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی فقط به سانسور آثار هنرمندان مترقی در همه حوزه های فرهنگی هنری قانع نیست، این‌ حکومت نابهنگام، سر آن دارد تا با استفاده از تمام اهرم های ارعاب و فشار و با ضرب و شتم، از زهدان تا زندان، «ارزش های اسلامی!» خود را به مردم ما تحمیل‌ کند. هراس جمهوری اسلامی از نشر اندیشه و افکار مترقی، باعث می‌شود که روز به روز بیشتر راه تنفس اهل فرهنگ و اندیشه و تمام منفذها را ببندد. خفقان، اختناق و در نهایت انحطاط و ابتذال که سلامت جامعه را به خطر انداخته حاصل این بینش و باور دگم مذهبی است. در سایه و در کنف حمایت این «قدرت الهی!» نامحدود است‌ که لمپنها، در همه عرصه ها میداندار شدند و لمپنیسم که ذاتی «روحانی جماعت» است، به تمام شئونات جامعه ما سرایت کرد. قبح دروغ، دو روئی، تظاهر، تقیه، تزویر و ریا از میان رفت، فقر، فحشاء، فساد و خرافات به مرزهای فاجعه نزدیک شد و مردم دست به دهان و محتاج، برای ادامه حیات به خواری و خفّت خو کردند، و در حوزه‌های فرهنگی و هنری، بسیاری از اهل اندیشه و قلم گوشه عزلت گزیدند، شماری جلای وطن‌کردند و بی شماری به مرور به «خود سانسوری» و مماشات تن دادند و جماعتی ‌از این نیز فراتر رفته به مجیزگوئی‌ حکومتی پرداختند که هستی ملتی را تباه کرده است. در این تاریکیها است که مشعل کانون نویسندگان ایران به چشم می‌آید. در این کارزار، کانون نویسندگان ایران «در تبعید» اگر چه با آنها همدل و همراه است، ولی عرصه و دامنه مبارزه ما فراتر از مبارزه با سانسور می‌رود. به باور ما، وجود «وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی» اهانت آشکار به شعور، درک و درایت انسان ایرانی‌است و توهین و تحقیر در ذات این نام نهفته است. مردم میهن ما عاقل و بالغند، قوه تمیز و تشخیص دارند، نیاز به قیّم ندارند و هیچ مقام و مرجعی «الهی!» و یا زمینی، هیچ دولت و حکومتی صلاحیّت «رهبری معنوی!» جامعه و در نتیجه، حق و صلاحیّت ارزیابی، ارزش گذاری و ممیزی آثار فرهنگی و هنری را ندارد.

گرامی باد روز ۱۳ آذر، روز مبارزه با سانسور، و روز آزادی بیان و اندیشه بی حصر و استثناء.»

پس از خواندن متن، با اشاره به کلماتی در این متن، بین شرکت کنندگان بحث بر سر مشکلات خط فارسی در گرفت. وجود همزه، اِعراب، تعدد حروف همصدا مثل “ذ، ز، ض، ظ” یا “ث، س، ص” مشکلاتی بر سر راه یادگیری و گسترش خط فارسی خوانده شد و ابراز شد که هیچ نهادی در ایران برای این معضل کاری نمی کند.

یکی از پیشنهادات این بود که درصورت فعال تر شدن کانون نویسندگان ایران در تبعید، می توان پیشنهاداتی در این زمینه ها داد و در قالب کمیته ای به بررسی کارهای تاکنون صورت گرفته در این زمینه پرداخت تا کانون نویسندگان در تبعید نظر کارشناسان و پژوهشگران را به هماهنگ سازی رسم الخط واحد معطوف کند.

فریبرز شیرزادی در این زمینه گفت: بیست سال پیش شاملو، ایرج کابلی، محمدرضا باطنی، دکتر محمدعلی حق شناس و دیگران کاری را در آدینه شروع کردند و در ده شماره مقالاتی در این زمینه نوشتند و پیشنهادات خوبی دادند. روی این مقالات نقد و نظر از بیرون می آمد که حاصل این نظرها هم جمع آوری و بررسی می شد و دوباره پیشنهاد می شد. و بعضی از ناشران آن پیشنهادات را رعایت می کردند. من همه ی آن مقالات را دارم و می توانم در اختیارتان بگذارم.

در ادامه جلسه، حسن زرهی، سردبیر شهروند، از حضور نویسندگان در دفتر شهروند تشکر کرد و برای رسمیت دادن به جلسه، خلاصه ای از چرایی این نشست را توضیح داد. حسن زرهی به انتخاب دبیران دوره پیشین اشاره کرد که در ژوئن سال ۲۰۱۳ به صورت غیابی در استکهلم سوئد انتخاب شدند تا به بازسازی کانون همت گمارند. آنها هدف هایشان را در نخستین بیانیه ای که دادند به روشنی اعلان کردند، و در گزارششان به مجمع عمومی نیز آمده است. زرهی افزود: از جمله ی این تغییرات ساختاری، مربوط به ترکیب هیات دبیران می شود که به دلیل مشکلات ارتباطی که میان اعضای کانون در کانادا و امریکا وجود دارد، مجمع عمومی کانون به تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۱۴ در کلن آلمان تصویب کرد که دو تن از اعضای هیات دبیران از کانادا و امریکا توسط اعضای کانون در این کشورها انتخاب شوند. مجمع به من (حسن زرهی) در کانادا و خانم ملیحه تیره گل در امریکا این مهم را برای انجام واگذار کرد. اکنون این وظیفه در امریکا به عهده ی مسعود نقره کار نهاده شده است. ما هم در این جلسه برای انجام این درخواستِ دوستان هیات دبیران کانون گرد آمده ایم. ناگفته نماند که اعضای کانون در ونکوور کانادا با انتشار بیانیه ای به من رای داده اند و نتیجه را به هیات دبیران گزارش کرده اند. امیدوارم ما بتوانیم در این امر مهم یاور دوستانمان در اروپا باشیم.

از راست: عیدی نعمتی، اسد مذنبی، بهرام بهرامی، مصطفا عزیزی، حسن زرهی، فریبرز شیرزادی

از راست: عیدی نعمتی، اسد مذنبی، بهرام بهرامی، مصطفا عزیزی، حسن زرهی، فریبرز شیرزادی

 

نسرین الماسی اشاره کرد، با توجه به اینکه تعدادی از نویسندگان تورنتو در این جمع حضور ندارند، و ممکن است از این نشست مطلع نشده باشند، بهتر است به آگهی های عمومی بسنده نکنیم و از تک تک آنها دعوت کنیم.

در ادامه، این پرسش پیش آمد که “ضرورت احیای کانون در چیست؟”

بهرام بهرامی گفت: باید دید چه چیزهایی برای کانون مهم است. آزادی بیان، مبارزه با سانسور و … و اینکه چه کار می تواند بکند، کاری که مثلا “پن” می کند. باید دید چگونه قلمروهای حرفه ای را می توان به درون کانون آورد. مثلا همان بحثی که در آغاز داشتیم. بیاییم بر روی رسم الخط فارسی کار کنیم، نشست های بقیه کشورها هم همین کار را بکنند و این نظرات را یک جا جمع کنیم و به یک جمعبندی برسیم و بگوییم کانون نویسندگان ایران در تبعید برای خط فارسی چنین پیشنهاداتی دارد. حالا شاید فرهنگستان در ایران هم به آن توجه کند.

مصطفی عزیزی گفت: زمانی در کانون نویسندگان ایران نیز دو خط مطرح بود، یکی اینکه کانون نویسندگان تبدیل بشود به یک نهاد صنفی، مثل بقیه اصناف که اتحادیه و صنف دارند. آقای شاملو و تعدادی دیگر مخالف این نظر بودند که می گفتند که این هم می شود مثل بقیه صنف ها و تحت تسلط حکومت قرار می گیرد. چون اگر شرط را بگذاریم هر کسی که دو کتاب چاپ کرده، یک لشگر وسیعی می آیند و انتخابات هم می شود و آنها انتخاب می شوند و می شود نهادی مثل بقیه نهادها که وجود دارد. به همین خاطر بحث این بود که کانون نویسندگان، صرفا یک کانون صنفی نیست، بلکه کانون مدافع آزادی بیان است و آزادی بیان یک ضرورت صنفی است برای نویسنده. به همین خاطر شرط اساسی برای عضویت پذیرش منشور ده ماده ای بود و اگر نویسنده خلاف منشور رفتار کند باید از کانون اخراج شود. مثلا یکی از ماده ها این بود که کسی که به هر نحوی در سانسور دخیل است، نمی تواند عضو کانون شود. بنابراین هر دوی این رویکردها درست نیست که یکی به صورت افراطی کانون را به یک حزب سیاسی تبدیل می کند، و دیگری به صورت تفریط آن را تبدیل به کانون صنفی که فقط کمک کند کتابی چاپ شود و کاغذ بگیرد و دیگر کاری به سانسور نداشته باشد. در خارج کشور مسئله سانسور مطرح نیست ولی این کانون هرگز نباید پیوندش را با کانون نویسندگان در داخل و نویسندگان داخل و دفاع از حق آنان قطع کند یعنی باید همبستگی بین آنها وجود داشته باشد.

در ادامه این پرسش مطرح شد که “آیا کانون در تبعید در قبال دستگیری نویسنده ها و وبلاگ نویس ها بایستی عکس العمل نشان دهد؟”

حسین افصحی گفت: طوری صحبت نکنیم که انگار کانون نویسندگان در تبعید تازه دارد تشکیل می شود. این کانون عمر ۳۵ ساله دارد و یکی از وظایفش این است که به این مسائل بپردازد. در واقع کانون نویسندگان در تبعید صدای نویسندگان در ایران است که باید صدای آنها را رسا کند و به جهان برساند و باید رادیکال تر هم برساند. ما فقط اگر پیشنهادی برای اصلاح اساسنامه داریم، می توانیم به آنها بدهیم.

اسد مذنبی: جلوه های مخالفت با سانسور همین اعتراض به دستگیری یک وبلاگ نویس است.

عیدی نعمتی: کانون یک پیشینه ای دارد. آن چیزی که مانع بوده شیوه ی نگاه کردن خود اهل قلم به حوزه ی سیاست آن طرف بوده. به خاطر اینکه تولید ادبی، تولید فردی ست. ضرورت اینکه من وارد یک تشکل می شوم، به خاطر خرد جمعی و تصمیم گیری جمعی است. محمد مختاری و محمدجعفر پوینده را فقط برای پیگیر بودن آنها برای مستقل بودن کانون و سرپا ماندن آن کشتند.

یکی از معضلات، قبیله ای بودن و دسته دسته شدن ما در حوزه ی سیاست است که به ادبیات هم کشیده شده. ما باید در مورد موانع بازبینی کنیم. انشعاب ها، تصفیه ها، اخراج ها، به نظر می آید ما باید بتوانیم بعد از ۳۵ سال دور هم جمع شویم و یک بازنگری کنیم و بحث اصلی کانون که هم مبارزه با سانسور است و هم کمک های صنفی مثل چاپ کتاب.

حسین زراسوند پرسشی مطرح کرد و گفت: آیا اینکه بگوییم هر کس نویسنده است بیاید عضو شود، آیا چنین چیزی می شود؟ ما نهایتا ناچاریم قبیله ای برخورد کنیم بنابراین باید حدی تعیین کنیم برای گسترش و همین هم می شود یک قبیله. بنابراین فراگیر بودن را از ذهنمان بیرون کنیم.

عیدی نعمتی: من در چشم انداز نمی بینم که همه نویسندگان بیایند، اما سعی می کنیم انعطاف به خرج دهیم.

حسین افصحی: هر نشستی تحت چارچوبی قرار دارد. در تورنتو نشستی برای مبارزه با سانسور برگزار می شود و سخنران آن نشست نویسنده ای است که کتاب هایش در ایران چاپ می شود و به اینجا می آید، خوب آن نویسنده در این نشست نمی تواند جا داشته باشد.

مصطفی عزیزی: همین خط است که باعث این می شود که کانون نویسندگان خارج از ایران کلا ارتباطش با داخل ایران قطع می شود برای اینکه دارد خط می کشد و می گوید یک عده هستند که کتاب هایشان داخل ایران چاپ می شود و اینها “دیگران” هستند.

حسین افصحی: وقتی من نمایشنامه ای اینجا می نویسم نمی فرستم ایران که بخشی از آن را ارشاد سانسور کند. خودم تصمیم می گیرم.

حسن زرهی: اگر بخت انتشار نمایشنامه ات در ایران باشد، آیا این کار را نمی کنی؟

حسین افصحی: نه، این کار را نمی کنم.

در اینجا اساسنامه کانون نویسندگان ایران در تبعید توسط حسین افصحی خوانده شد. (اساسنامه را در سایت کانون بخوانید)

 

نسرین الماسی: کانون در بیانیه ی مهمی آورده است، اگر نویسنده ای می خواهد در رفت و آمد به ایران باشد، از پذیرش او در کانون نویسندگان ایران در تبعید خودداری می شود و این نه به خاطر تضعیف حقوق نویسنده، بلکه برای داشتن امکان موضع گیری شفاف و قاطع درباره وضعیت نویسندگان در ایران و فشارهایی که به آن می آید، توسط کانون است.*

در مورد صحبت های عیدی نعمتی، واقعیت این است که کانون نویسندگان بدون هیچ حصر و استثنایی اعتقاد به آزادی بیان دارد. طبیعتا این نویسنده ها در خارج از فضا و مکان زندگی نمی کنند آنها با ملیت ها و مذاهب و اعتقادات و خصوصیت های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مختلف هستند و همه ی اینها بنا به تعریفی که کانون نویسندگان در تبعید کرده، در درون این کانون جا می گیرند. فقط تنها چیزی که هست این که کانون نویسندگان ایران در تبعید موظف است سقفی به وجود بیاورد که تمام این نویسنده ها بتوانند حقوق صنفی خودشان را در آن مجموعه داشته باشند. به همین دلیل کانون نویسندگان سقف بلندی دارد به اندازه سقف ملی که همه ی ماها با تمام تفاوت ها و اختلاف نظرها می توانیم در درون آن جا بگیریم.

خیلی نویسنده ها هستند که به هر دلیلی دوست دارند کارشان در ایران چاپ شود چون تصور می کنند خواننده ی بیشتری دارند، ما نمی توانیم آنها را مورد بازخواست قرار دهیم، اما اگر آن نویسنده بخواهد در این مجموعه قرار بگیرد و به دلیل اینکه کتابش آنجا چاپ می شود، روی این مجموعه سقف بگذارد و بگوید تا این حد حق دارید و اگر بیشتر شود من به مخاطره می افتم و کارم چاپ نمی شود. آنجا مورد اعتراض است. مگر ما نمی گوییم موافق آزادی هستیم و همه حق دارند، بنابراین نمی توانیم بگوییم او حق ندارد کتابش را آنجا چاپ کند.

جلسه با بحث هایی در این زمینه ها ادامه یافت و در نهایت بجز یک نویسنده که به دلیل رفت وآمد به ایران و چاپ کتاب در ایران، از عضویت در کانون نویسندگان در تبعید عذر خواست، دیگران با عضویت و همکاری با کانون نویسندگان در تبعید مشکلی نداشتند.

در پایان اشاره شد که جلسه ی نویسندگان ایرانی در ونکوور کانادا با حضور هادی ابراهیمی، عبدالقادر بلوچ، محمد محمدعلی و مجید میرزایی برگزار شده، و آنان نیز با پیشنهاد “هیات دبیران برای عضویت” موافقت و حسن زرهی را برای این دوره ی دبیران کانون از کانادا انتخاب کرده اند. نویسندگان حاضر در جلسه ی تورنتو نیز به حسن زرهی رای دادند و از فریبرز شیرزادی تقاضا کردند در امور اجرایی و کارهای کانون با زرهی همکاری کند.

قرار است بعد از پایان پروسه عضوگیری، در یک نشست عمومی با شرکت تمام اعضای کانون (حضوری و مجازی) برای انتخاب هیئت دبیران کانون رأی گیری شود.

 

* بیانیه هیئت دبیران کانون نویسندگان ایران (در تبعید) به تاریخ ۲۲ مه ۲۰۰۵ با عنوان “چرا کانون نویسندگان ایران (در تبعید)، کانون نویسندگان ایران در تبعید است؟”

۱– بدان خاطر که نویسندگان تبعیدی ایرانی، آن را تشکیل داده‌اند.

۲‌- بدان خاطر که کانون نویسندگان ایران (حتی بدون قید در میهن) نشانه زنده بودن یک ملت تحت ستم است و باید هم‌چنان پابرجا و برپا بماند.

۳ – ما (هر دو کانون) با یک اساسنامه و منشور همانند، عمل می کنیم، اما، ما کانون نویسندگان ایران (در تبعید) می‌کوشیم فاصله مکانی، بین عملکردهای ما، فاصله کیهانی ایجاد نکند.

۴ – ضمن این که اعلام می‌کنیم ما مستقل از یکدیگر عمل می‌کنیم به خود حق می‌دهیم در مواردی که آن‌ها زیر ضرب قرار می‌گیرند صدای آن‌ها را به گوش جهانیان برسانیم.

۵ – به اعتقاد ما نویسندگان ایرانی که به ایران رفت و آمد دارند، می‌توانند عضو کانون نویسندگان ایران (در میهن) شوند.

این هم خود آنان را، هم کانون (در میهن) را از ضربه‌پذیری بیش‌تر مصون خواهد داشت و هم ما در بیان مواضع و خواست‌هامان آزادتر خواهیم بود.

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

۲ Comments

  1. جمله‌ی پایان بیانیه‌ی که آشکارا نادرست است. زیر واو عطف «مبارزه» را دارد تسری می‌بخشد به «سانسور»، «آزادی بیان،…
    از نظر من جناب آقای شیخ‌الاسلامی جمله‌ی شما بهتر است و حدالق این که درست است به شرط این که همزه‌ی بالای اندیشه برداشته شود به جای آن کاما گذاشته شود اینگونه:«” گرامی باد روز ۱۳ آذر، روز آزادی بیان و اندیشه، بی حصر و استثناء و مبارزه با سانسور ”»

    Reply
  2. دوستان شهروند ی ، خسته نباشید . از ارادتمندان هستم
    بیانیۀ کانون نویسندگان ایرانی در تبعید را میخواندم ( در رابطه با روزآزادی بیان و مبارزه با سانسور ) ، رسیدم به جمله آخر : ” گرامی باد روز ۱۳ آذر ، روز مبارزه با سانسور و آزادی بیان و اندیشه بی حصر و استثناء . ” از دوستانیکه فارسی را خوب میتوانند بخوانند ، تمنّا میکنم این جمله آخر بیانیّه را چند بار بخوانند و با جمله پیشنهادی من مقایسه کنند : ” گرامی باد روز ۱۳ آذر ، روز آزادی بیان و اندیشۀ بی حصر و استثناء و مبارزه با سانسور ” . خوشحال میشوم که نظرتان را در باره این پیشنهاد ، بدانم . پایدار باشید

    Reply

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This