حبّ وطن، آیا بیش از این می‌شود؟

این صفحه به بهائیان اختصاص دارد

bahaee logo 

اقتباس از یکی از نویسندگان بهایی

دشمنان آئین بهایی از جمله حربه هایی که برای سرکوب جامعه بهایی در ایران به کار می‌برند این است که بهائیان “جهان وطن” هستند و به ایران علاقه‌ای ندارند. خدماتی که افراد بهایی در طی یکصد و پنجاه سال اخیر به جامعه و فرهنگ ایران کرده‌اند و سهمی که در پیشرفت آن سرزمین داشته‌اند، بیش از آن است که توجیهی برای اتهامات دشمنان باقی گذارد. در این مقاله می‌خواهیم نشان دهیم که تا چه حد آثار آئین بهایی گویای عشق به این سرزمین و خوش بینی به آینده آن و اظهار مسّرت از افتخارات دیرینه آن است. در زمانی که ایرانیان هنوز به مدد تحقیقات شرق شناسان غرب، آشنایی کافی به افتخارات گذشته خود نداشتند، حضرت عبدالبهاء نام‌های بهائیان پارسی تبار را وسیله قرار دادند که بعضی از این افتخارات را به یاد ایرانیان بیاورند.

عبارات زیر مجموعه یاران پارسی فقط نمونه‌ای است:

  • ای شاه سیاوش! همنام تو دامنی پاک داشت و رخی تابناک.
  • ای فریدون! فریدون پرورنده سپهر هوش، دانایان را به فرهنگ و دانش رهنمون است. تو آئینه جهان نمای آن گوهر تابناک شو.

در زمانی که ایران در غایت انحطاط فرهنگی و اجتماعی بود، حضرت عبدالبهاء ایرانیان را به آینده درخشان آن سرزمین نوید دادند. چه محبتی بیش از این می توان به آن سرزمین دیرین ابراز کرد؟ از جمله بیانات آن حضرت است:

“ایران مرکز انوار گردد، این خاک تابناک شود و این کشور منوّر گردد و این بی‌نام و نشان شهیر آفاق شود و این محروم محرم آرزو و آمال این بی‌بهره و نصیب فیض موفور یابد و امتیاز جوید و سرافراز گردد.”

چه دلیلی استوارتر از محبت به ایران که وقتی دانشجویان ایرانی در پاریس به حضور حضرت عبدالبهاء رسیدند به آنها فرمودند:

“حال ما باید در ترقی زراعی و صناعی و تجاری ایران بکوشیم، ولو استقلال رفته باشد، ایران نمی‌رود و چون به تحسین اخلاق ملت پردازیم هر قسمی ترقی در آن هست.”

و باز می‌فرمایند:

“بلکه انشاءالله شما خدمتی به ایران نمایید. علومی تحصیل کنید که مفید به حال ایران باشد تا چون مراجعت می‌نمایید سبب حیات شوید…در فلاحت و صناعت و تجارت نهایت مهارت حاصل کنید بلکه به تأییدات الهیه تلافی مافات شود و عزت قدیمه جلوه نماید.”

و هم چنین می‌فرمایند:

“امروز جمیع اهالی ایران باید در کمال همت و غیرت در خیر دولت و مملکت کوشند و به کمال راستی و درستی و خیرخواهی در آنچه سبب آبادی و راحت و ثروت و بزرگواری دولت و کشور است پردازند.”

“یقین نمایید که نور حقیقت در آن مملکت چنان بدرخشد که ظلمات ضلالت محو و نابود گردد و این به برکت صبر و تحمل احبّاء در موارد بلایا است.”

تأکید حضرت عبدالبهاء در اتحاد و همدلی با همه ایرانیان در خور توجه است، می‌فرمایند:

“باید به نهایت همّت، ثبات و استقامت نمود و در خیر دولت و ملت کوشید و اتحاد و اتفاق تام تأسیس کرد تا جمیع ایران حکم یک تن و یک جان یابند. اگر چنین وحدتی تأسیس گردد یقین بدانید که دلبر آمال شاهد انجمن شود و عزت ابدیه ایران و ایرانیان جلوه نماید.”

ملاحظه کنید این بیان مبارک در حالی گفته شده است که جامعه ایران اقلیت بهایی را به رسمیت نشناخته و حاکمان بر جامعه هم به حکم تفرقه‌انداز و حکومت کن در ایجاد تفرقه و تشتّت بین ملت ایران کوشیده‌اند و می‌کوشند، غافل از این که جامعه بهایی تفرقه پذیر نبوده و نخواهد بود.

سخن را با کلامی چند از حضرت عبدالبهاء پایان می‌دهیم که فرموده‌اند:

“حال معلوم نیست، لیکن بعد معلوم می‌شود که خداوند چه موهبتی به ایران و ایرانیان کرده است، اگر ایرانیان بدانند الی‌الابد افتخار می کنند و از شدت فرح و سرور پرواز می‌کنند”

و: “البته این موهبت همان برخاستن ندای یزدان از کشور ایران است که عنقریب ایران را معمور و ایرانیان را عزیز دو جهان نماید”

و:”هر چند ایران در بین دول الان گمنام است، ولی این امر عظیم عاقبت اهل ایران را سرور عالم امان کند.”

هم آن حضرت با اظهار تأسف فرموده‌اند:

“ما که در امور سیاسی ایران ابداً مداخله نداریم، اما اگر این امر در میان هر یک از ملل و ممالک غرب ظاهر شده بود، آن ملت بر عالمیان افتخار می‌نمودند.”

مناجاتی از حضرت عبدالبهاء برای کشور مقدس ایران

بنام یزدان مهربان

پاک یزدانا خاک ایران را از آغاز مشگبیز فرمودی و شورانگیز و دانش‌خیز و گوهر‌ریز از خاورش همواره خوشیدش نورافشان و در باخترش ماه تابان کشورش مهرپرور و دشت بهشت آسایش پرگل و گیاه جان پرور و کهسارش پر از میوه تازه و تر و چمن‌زارش رشک باغ بهشت هوشش پیغام سروش و جوشش چون دریای ژرف پرخروش، روزگاری بود که آتش دانشش خاموش شد و اختر بزرگواریش پنهان در زیر روپوش باد بهارش خزان شد و گلزار دلربایش خارزار چشمه شیرینش شور گشت و بزرگان نازنینش آواره و دربدر هر کشور دور و پرتوش تاریک شد و رودش آب باریک تا آن که دریای بخششت بجوش آمد و آفتاب دهش در دمید، بهار تازه رسید و باد جانپرور وزید و ابر بهمن بارید و پرتو آن مهرپرور تابید کشور بجنبید و خاکدان گلستان شد و خاک سیاه رشک بوستان گشت جهان جهانی تازه شد و آوازه بلند گشت دشت و کهسار سبز و خرم شد و مرغان چمن بترانه و آهنگ همدم شدند هنگام شادمانی است پیغام آسمانی است و بنگاه جاودانی است بیدار شو بیدار شو ای پروردگار بزرگوار حال انجمنی فراهم شده و گروهی همداستان گشته که به جان بکوشند تا از باران بخششت بهره به یاران دهند و کودکان خود را به نیروی پرورشت در آغوش هوش پرورده رشگ دانشمندان نمایند. آئین آسمانی بیاموزند و بخشش یزدانی آشکار کنند پس ای پروردگار مهربان تو پشت و پناه باش و نیروی بازو بخشش تا به آرزوی خویش رسند و از کم و بیش درگذرند و آن مرز و بوم را چون نمونه جهان بالا نمایند. ع ع

خوانندگان عزیز، در صورتیکه مایل به دریافت نسخه ای از مقاله فوق از طریق ایمیل هستید و یا راجع به تعالیم بهائی سؤالی دارید لطفا با ما تماس بگیرید: پیامگیر :     ۷۴۰۰-۸۸۲-۹۰۵         ،   ایمیل: anyquestionsplease@gmail.com

وب سایت برای برخی از کتابهای فارسی بهائی :      www.reference.bahai.org/fa

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This