Select Page

یونان بدهی اش را نمی پردازد و من کرایه خانه ام را!/میرزا تقی خان

یونان بدهی اش را نمی پردازد و من کرایه خانه ام را!/میرزا تقی خان

 

یونان تصمیم گرفته است با نپرداختن بدهی هایش به درد و تحقیر پنج ساله خود پایان دهد و من هم تصمیم گرفته ام با نپرداختن اجاره خانه ام خودم را از شر این بدهی ماهیانه و همیشگی راحت کنم.  والا به خدا! چه معنی دارد که بنده هر ماه نیمی از حقوق ماهیانه ام را بابت کرایه خانه بپردازم؟ زمین مال خداست، آب مال خداست یارو آمده آب و خاک را قاطی کرده و آجر درست کرده و با آن خانه ای ساخته حالا می خواهد پولش را از من بگیرد. مردی برو از خود خدا بگیر!

تا چند سال پیش یونان بر اثر سیاست های غلط اقتصادی اش کشوری بود ورشکسته که اتحادیه اروپا زیر بغلش را گرفت و با پرداخت هزاران میلیارد دلار وام، کمکش کرد که روی پاهای لرزان خود بایستد.

حالا رهبر حزب پیروز یونان با الهام از اسمش که “الکسی” است تصمیم گرفته است (الکی) میلیاردها یورو بدهی کشورش را نپردازد و برای این که نشان بدهد چه حربه ای در اختیار دارد، تهدیدکنان گفته است تا بدهی های یونان را نبخشند، من دیگر کراوات نمی زنم!

بدهی

این هوا بدهی داریم، ولی بهشون می گییم ببخشین، خلاص!

و همین نکته بود که باعث شد من هم برای صاحبخانه ام بنویسم تا از اجاره خانه ات صرفنظر نکنی من دیگر کفش نمی پوشم.

و آقا تهدید من عجب گرفت. امروز صبح صاحبخانه ام ترسان و لرزان تلفن کرد که تو رو ابوالفضل چنین کاری نکنی ها، توی این برف و سرما پاهات یخ می زنه و شرش می افته گردن من!

سیاستمداران زیرک هرکدام برای پیشبرد اهداف خود شعاری را انتخاب می کنند و روش خاصی را پیش می گیرند.

امام خمینی فرمودند آب و برق را مجانی می کنیم، اتوبوس را مجانی می کنیم. آقای احمدی نژاد از مردم پرسید می خواهید پول نفت تان را بیاورم سر سفره تان و تقدیم تان کنم؟ مردم هم فکرهایشان را کردند و دیدند بد فکری نیست. آدم نشسته داره ناهارش را می خوره که یکی میاد در می زنه و یک کیسه اسکناس میده دستش و میگه این سهم امروز شما از پول نفت. به این دلیل قبول کردند وگفتند باشه، بیار…!

آقای روحانی یک کلید گنده گرفت دستش وگفت می خواهید با این کلید قفل تمام مشکلاتتان را باز کنم؟ مردم هم گفتند باشه، باز کن.

و آقای الکسی سیپراس رهبر حزب پیروز یونان هم از مردم پرسیده است می خواهید پول هایی را که قرض کرده ایم نپردازیم و از شر هر چه بدهی است راحت شویم؟ مردم هم گفته اند باشه، نپرداز!

دموکراسی موبور و چشم عسلی!

هفته گذشته انگلیسی ها هفتصد و پنجاهمین سال تاسیس مجلس و دموکراسی شان را جشن گرفتند.

انگلستان گرچه سلطنتی است، اما حکومت در اختیار مجلس و نمایندگان است. در این کشور ملکه فقط یک مقام تشریفاتی است و اگر قانونی را که مجلس تصویب کرده امضا نکند، حقوق ماهیانه او قطع می شود.

از مردمی که رانندگی شان برعکس همه مردم دنیاست، جز این هم انتظاری نمی رود که ملکه ای داشته باشند بی کار و بیعار و هیچ کاره …

مادرمرده ها نه که دموکراسی های دیگران را ندیده اند، خیال می کنند کار خوبی کرده اند که ملکه شان را مثل یک گلدان زینتی گذاشته اند گوشه اتاق وگهگاه گردگیری اش می کنند.

حالا ما هیچی که شاه همه کاره مملکت مان بود، زنبورهای عسل هم اینقدر عقل شان می رسد که ملکه باید دارای همه اختیارات باشد اما انگلیسی ها این نکته را درنیافته اند. ما را باش که هرجا کار زیرکانه ای صورت می گیرد، می گوئیم کار انگلیس هاست …!

موریس مترلینگ دانشمندی که تمام عمرش را صرف مطالعه در مورد زندگی زنبور عسل و موریانه ها کرده است درکتابش نقش بسیار مهم ملکه زنبورها را شرح می دهد و اگر انگلیسی ها با آن جزئی سوادی که دارند، این کتاب را خوانده بودند، می دانستند که اگر ملکه نباشد بدبختند. بدیهی است ملکه ای که مثل ملکه زنبورها قدرت و اختیار داشته باشد نه مثل ملکه انگلیس، نوکر بی اختیار.

اگر انگلیس ها که سالها مملکت ما را چاپیده اند حواس شان فقط دنبال نفت ما نبود، یاد می گرفتند که شاه مهم است نه نخست وزیر و ناصرالدین شاه است که کمیاب است نه امیرکبیر. و درآن صورت دست توی دست مهدعلیا مادر ناصرالدین شاه نمی گذاشتند و برای مرگ امیر، توطئه نمی کردند و نقشه نمی کشیدند.

همین الان هم که دوباره می خواهند سفارت شان را در کشور ما راه اندازی کنند، باید توجه داشته باشند ایران که به قول رئیس جمهور سابقش، بهترین دموکراسی جهان را دارد به این دلیل این بهترین دموکراسی را دارد که ایرانی ها هرچه اختیار داشته اند و نداشته اند دو دستی تقدیم رهبرکشور کرده اند چون این را فهمیده اند که یک ده آباد بهتر است از صد شهر خراب!

زنبورهای عسل را ول کنیم و فرض کنیم خود شما رئیس یک خانواده پنج نفره هستید. صبح خانم خانه می پرسد ناهار چی درست کنم؟ اگر خانه شما به صورت دموکراسی انگلیس اداره شود، بچه کوچیکه میگه بریم مک دونالد، دخترتان میگه یه رستوران جدید توی مرکز شهر باز شده که میگن استیک هاش محشره، بریم اونجا استیک بخوریم. پسربزرگتان می گوید مامان من هوس چلو خورش قیمه کرده ام، قیمه درست کن. پسر وسطی میگه چقدر قیمه بخوریم بابا، بریم پیتزاریا و خانم خانه که خودش قورمه سبزی را بیشتر از خورش های دیگر دوست دارد می گوید حالا امروز یه قورمه سبزی خوشمزه درست می کنم دورهم می خوریم اون چیزهای دیگه باشه بعد و هیچکس از پدر خانواده که نان آور خانه است نمی پرسد نظر شما چیه و اگر او به خاطرصرفه جوئی بگوید املت چطوره؟ همه فریادشان به آسمان می رود که املت چیه بابا، آدم استیک را می گذاره و املت می خوره؟

اما اگر همان دموکراسی، دموکراسی ایرانی باشد، تشتّت آرا و اینو درست کن و اونو درست کن از بین می رود. تکلیف همه روشن است و خانم خانه وظیفه خودش را می داند و صبر می کند که ببیند شوهرش چه هوسی کرده و چه دستوری می دهد و تمام.

حالا همه این حرف ها هیچی. مگر می شود ۷۵۰ سال مجلس و بگومگوها و خرده فرمایشاتشان را تحمل کرد؟ آدم یک زن موسیاه و چشم سفید می گیره بعد از چندسال خسته میشه و میره سراغ یک دموکراسی مو بور و چشم عسلی. دموکراسی که دیگه از زن جذاب تر نیست!

 

فاتحه

خیلی غصه خوردم برای ملک عبداله پادشاه عربستان که مثل این فقیرفقرا در یک گور بی نام و نشان دفنش کردند.

پدرآمرزیده ها، بزرگی گفته اند، کوچکی گفته اند، ملکی گفته اند و رعیتی گفته اند.

وقتی خودتان به مرده خودتان احترام نگذارید، کی بگذارد؟ از قدیم گفته اند احترام امامزاده با متولی آن است. وقتی روسای کشورهای دیگر برای بازدید و بستن قراردادهای نفتی به کشورتان آمدند مگر نباید اولین کارشان نثار تاج گلی بر مقبره شاه شهیدتان باشد؟ قبر ملک عبداله را قاطی قبرهای بی نام و نشان

قبر بی نام و نشان ملک عبداله  پادشاه عربستان پایین: شبستان حرم امام خمینی

قبر بی نام و نشان ملک عبداله
پادشاه عربستان
پایین: شبستان حرم امام خمینی

دیگر چه جوری پیدا کنند؟

خدا را شکر هزارها میلیارد دلار ذخیره ارزی دارید، تحریم هم که نشده اید و دست و بالتان باز است.

اگر برای پادشاه درگذشته تان مقبره ای بسازید شبیه آنچه ما ساخته ایم، تا دنیا دنیاست مردم یادشان نمی رود فلانی کی بوده و در دوران طلایی او چه اقداماتی صورت گرفته و خدا هم می داند که با کی طرف است و در بهشت به او قصری می دهد که از قصر تازه ساز آقای اردوغان رئیس جمهور ترکیه هم مجلل تر و زیباتر باشد…

 

 

نکته

حالا که پادشاه عربستان فوت کرده هی دارند انتقاد می کنند از این که چرا زنان در عربستان حق رانندگی ندارند.

یک نگاه به آمار تصادفات بکنید و ببینید چقدر زن هر سال در تصادفات رانندگی جان خود را از دست می دهند تا بدانید پادشاه عربستان به خاطر حمایت از زنان به آنها اجازه رانندگی نمی داده!

 

پزشکان حرف نشنو

آقا عجب مملکتی شده. پزشکان کشورمان حاضر نشده اند چشم کسی را که محکوم به قصاص شده از جا دربیاورند وگوشش را ببرند!

بابا پس این همه پول خرجتان کرده ایم که بروید درس بخوانید برای چی؟ برای اینکه یک روزی که احتیاج داشتیم زیر بال و پرمان را بگیرید.

این که آدم بهانه بیاورد که این جور احکام مال هزار سال پیش است که حرف نشد. مگر امروز با هزار سال پیش چه فرقی کرده؟ هزارسال پیش هم آفتاب از طرف مشرق درمی آمد، حالا هم از همان طرف درمی آید!

 

چوب کبریت

سعید مرتضوی مدیرعامل سابق تامین اجتماعی درگفتگو با مهر گفته است من حتی یک چوب کبریت هم به بابک زنجانی نداده ام.

خبرنگار ما ضمن تائید این نکته گفت راست میگه. بابک زنجانی داشت با انگشت گوشش را تمیز می کرد، آقای مرتضوی از او پرسید چوب کبریت می خواهی؟ و بابک زنجانی گفت گوش پاک کن می خوام، چوب کبریت به چه دردم می خوره؟!

تمام دنیا یکطرف …

سازمان مبارزه با فقر جهان یک خبر بسیار جالب منتشرکرده است که در آن دو نکته قابل توجه وجود دارد. اولین نکته این است که مستخدمین ثروتمندان جهان بیشتر از خود ثروتمندان مالیات می پردازند و دوم اینکه تا یک سال دیگر ثروت یک درصد از مردم دنیا برابر خواهد شد با دارایی ۹۹ درصد بقیه مردم دنیا.

حالا دانشمندان دارند مطالعه می کنند ببینند مهستی خدابیامرز می دانسته که همه مردم دنیا برابرند با چهارتا ثروتمند و خوانده: “تمام دنیا یکطرف تو یکطرف عزیزم” یا همینطوری یه چیزی پرونده و حالا درست از آب دراومده؟!

*میرزا تقی خان، طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه ۵۰ سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده کتاب “آدم های زیادی” به تازگی منتشر شده است.

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

میرزا تقی خان

طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه 50 سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده سه کتاب به نام های "آدم های زیادی" (2013 ـ کانادا)،"شما چند می ارزید؟"(2016 ـ آلمان) و "شیرین تر از تلخ" (2017 - آلمان) منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This