Select Page

شعر/کنستانتین کاوافی/ برگردان: حسین منصوری

شعر/کنستانتین کاوافی/ برگردان: حسین منصوری

Hossain-Mansooriساعت یک بعد از نیمه شب بود

شاید هم یک و نیم.

در گوشه ای از میخانه

پشت یک در چوبی

بجز ما دو نفر کس دیگری نبود.

چراغ نفتی سوسو میزد

و آن سوی در

می فروش از خستگی به خواب فرورفته بود.

هیچ کس ما را نمی دید

و ما چنان برانگیخته

که هوش از سرمان گریخته بود.

اندک جامه ای به تن داشتیم، نیمه گشوده،

چرا که تیرماه بود و گرما خدایی می کرد.

نشئه گی تن

میان جامه های نیمه گشوده

و تصویری از سودایی برهنه و پرهراس

که بیست و شش سال آزگار را پیمود

تا سرانجام در این شعر

به آرامش رسید.

(Visited 1 times, 2 visits today)

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This