Select Page

شعر از خوانندگان/ مجتبی حیدری

شعر از خوانندگان/ مجتبی حیدری

آخر تب یک صبح سپید او را کشت

سرمای خزان بود که عید او را کشت

در خواب در بسته تقلا می کرد قفلی

که توهم کلید او را کشت

 

چون خواب گرفت چشم این مردم را

بردند به پابوسی دین مردم را

تا ابر گرسنه بر سر شهر نشست

بارید به آسمان،زمین، مردم را

 

از خنجر کفر، پشت ایمان می سوخت

با آتش هر خرافه قرآن می سوخت

روزی که خدا منتظر معجزه بود

ابلیس نشسته بود و انسان می سوخت

 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This