Select Page

یلدای مادرانِ سیه پوش/حسن حسام

یلدای مادرانِ سیه پوش/حسن حسام

 صدایت

از حنجرۀ خونین می گذرد

و بر لبان خشک و ماسیده

یخ می بندد

هنوز هجرانی می خوانی

با نگاهی مات

گمشده در هیچ جا

 

برای مادران خاوران ـ طرح مانا نیستانی

برای مادران خاوران ـ طرح مانا نیستانی

زخمت را می خراشی مادر!

 

هنوز هم

چشمان پائیزی ات

این گل را می پاید

خفته در جنون عاشقی

پیچیده در «نهِ» خونین

پَرپَر

 

غرقه در گرداب جنونی مادر!

 

داغی بر دل

وکینه زاری در جان داری

مرغ سربریده را مانی

پیش

از آنکه جان تهی کند،

بال بال می زند!

 

چه بار سنگینی داری مادر!

 

به چون بید در معبر باد

پیچان

پیچان

می پیچی در خود

و مشت می کوبی با درد

بر سینۀ زمختِ شبِ سرد

دلِ پرنده را مانی

بر هیمه ای گداخته

گُر می گیری

گُر می گیری

 

چه روزگاری داری مادر!

 

این سوتر اما

در این کشتارگاه

به زمستانی چنین بلند

هرصبح وُ هرشام

در قُرُقِ معابر

بر گلدسته ها

اذان می گویند

و در مساجدِ بیداد

قاریان

به قرائت مشغولند

امام جماعت

در راه است!

 

پاریس ـ ۹ اوت ۲۰۱۵                  

 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This