عباس شکری

دزدان دریایی اسرائیلی، امیدِ صلح و آشتی را با زیر پا گذاشتن قوانین بین المللی، در آب های آزاد جهان، دفن کردند.اسرائیلی ها با عملیات غیرانسانی نظامی خود اگرچه توانستند مانع دستیابی مردم بی گناه غزه به مواد غذایی، دارویی، آموزشی و نیازهای ضروری خود شوند، اما بار اصلی این کشتی ها به مقصد رسید.

عملیات نظامی نیروهای نظامی اسرائیل به کاروان کمک های مردم جهان به یک میلیون و ششصد هزار نفر زندانی در غزه، همه را، حتی هواداران هماره ی اسرائیل را هم نه تنها شوکه که وادار به واکنش کرد. این کاروان که حامل کمک های انسانی بود، دو هدف معین داشت: یکی رساندن کمک های ضروری و انسانی به مردم غزه و دیگر، شکستن دیوار بایکوت چند ساله این منطقه علیه ساکنان غزه.

با اجرای این عملیات نظامی ننگین که منتهی به کشته شدن دست کم بیست نفر و زخمی شدن شصت نفر دیگر شده است، کمک های ضروری و انسانی به مقصد خود که نوار غزه بود، نرسید، اما فریاد متوقف کردن بایکوت غزه که از سوی اسرائیل اجرا می شود، با این عملیات جنایت آمیز از گوشه گوشه ی دنیا به گوش می رسد. البته نه تنها فریاد فعالان و مبارزان حقوق بشر بلند است که این بار دولت ها و دولت مردان جهان نیز هم آوا با مردم عادی فریاد برآورده اند که بایکوت غزه باید هر چه زودتر متوقف شود.

از سوی دیگر، سیاستمدارانی که سکان هدایت اسرائیل را در اختیار دارند، در تلاش اند که از اقدامی غیرقابل دفاع، دفاع کنند و به درستی آن پای بفشارند که در این کار به اندازه کافی هم آزموده شده اند. کشتی هایی که کتاب و قلم و کاغذ، دارو، لوازم بهداشتی، لوازم خانه سازی و دیگر مایحتاج مردم بی گناه غزه را حمل می کردند از سوی مقامات اسرائیلی، حامل نیروهای القاعده و هواداران سازمان های تروریستی اعلام شده اند. این سیاستمداران، با بی شرمی در تلاش اند تا با به کارگیری نابجای واژه های سیاسی ـ جنگی، کشتن و زخمی کردن مبارزان حقوق بشر را توجیه کنند؛ اقدامی که توجیه بر نمی دارد و جهان باور نخواهد کرد.

حرکت کاروان کمک رسانی به مردم غزه، دولت اسرائیل را در موقعیت دشواری قرار داد و انگار که آنها را به گوشه ی رینگ فرستاد و به قول معروف “دو جان گرفتار”شان کرد: اگر اسرائیلی ها اجازه می دادند که کشتی های حامل کمک رسانی به مردم غزه به مقصد برسد، بایکوت خود را خودبخود برداشته بودند و اگر از رسیدن کمک ها به مردم جلوگیری می کردند، نتیجه ی بی درنگ آن محکومیت آنها از سوی جامعه ی جهانی بود. البته به نظر نگارنده راه سومی هم وجود داشت و آن هم همکاری اسرائیل با فعالان حقوق بشر بود که به آنها اعلام کند؛ فقط برای یک بار و پس از بازرسی محموله، اجازه می دهد که کاروان کمک رسانی به مقصد برسد، اما متأسفانه سیاستمداران اسرائیلی با بی درایتی کامل بدترین گزینه را انتخاب کردند که کشته و زخمی شدن آرمان گراهای حقوق بشری را در پی داشت. به این ترتیب مقامات اسرائیلی داوطلبانه و آگاهانه، زشت ترین وجه چهره ی خویش را به جهانیان نشان دادند.

***

اگر سری به گوگل بزنید و از طریق نقشه ی کره زمین، منطقه ی غزه و اسرائیل را نگاه کنید، بی آن که نقشه را بزرگ کنید یا از سیستم جستجوگر بخواهید که مرز را نشان دهد، موقعیت جغرافیایی و زیست محیطی دو منطقه، خود بخود گویای این است که به فاصله ی چند کیلومتر، مردمی که در خاک اسرائیل زندگی می کنند، در کمال رفاه و آسایش اند و زوال، پلشتی و شوربختی هم نصیب مردمی است که در زندانی به نام غزه زندگی را و شب و روز یکسان را پشت سر می گذارند.

شرایط دشوار زندگی مردم غزه حتا از فضا هم معلوم است و خود نیز موجب می شود که خط مرزی بی کمک جستجوگر رایانه ای گوگل، قابل شناسایی باشد.

با گذشت سه سال از بایکوت و هیجده ماه از جنگ خونین در ژانویه سال ۲۰۰۹، بی تفاوتی و چشم پوشی دولت مردان جهان، به تدریج مردم فلاکت زده ی غزه، می رفت که به فراموشی سپرده شوند، اما عملیات نظامی غیرموجه اسرائیل علیه کاروان بین المللی کمک رسانی یک بار دیگر، سردمداران این کشور به یاد جهانیان انداختند که اسرائیل هم چنان به خاک غصب شده فلسطینی ها چنگ انداخته و سیاست آپارتاید را در بدترین شکل ممکن اجرا می کند. بدیهی است که ادامه اشغال گری و اجرای سیاست آپارتاید بدون چشم پوشی های جامعه ی جهانی، امکان پذیر نبوده و نخواهد بود.

آنچه در سحرگاه روز دوشنبه همین هفته روی داد، صد البته که نمی تواند پایان اشغالگری را نوید دهد. حتا نمی تواند آغاز یک پایان باشد، اما به احتمال قریب به یقین می تواند پایان یک آغاز باشد. روز دوشنبه آقای “ایهود باراک” وزیر دفاع اسرائیل از عملیات جنایت بار سربازان اش دفاع کرد. او اجرای عملیات خشونت آمیزی که موجب مرگ بیش از بیست نفر و زخمی شدن بیش از شصت نفر شده است را “دفاع از خود خواند” و گفت که سربازان اسرائیلی برای “دفاع از خود” مجبور به گشودن آتش علیه فعالان حقوق بشر که او هواداران القاعده و حماس نامیدشان، شده اند. در گزارش هایی که شبکه ی الجزیره پخش کرده است، البته مقاومت هایی زبانی و شعار دادن علیه اسرائیل به چشم می خورد و گویا دو قبضه سلاح کمری هم کشف شده که فعالان زنده مانده معتقدند این سلاح ها متعلق به سربازان اسرائیلی است که در همین مورد وزیر دفاع اسرائیل، سکوت اختیار می کند و چیزی نمی گوید.

وقتی”باراک” و دولت اسرائیل این چنین از واژه های “دفاع از خود” سوء استفاده می کنند، نشان دهنده ی آن است که آن ها در هول و هراس اند و در گوشه ی رینگ گرفتار، البته استفاده نادرست از “دفاع از خود” برای آنها وضعیت دشوارتری را در روزهای آینده پیش خواهد آورد. جهان به یاد خواهد آورد؛ بلوکه کردن و در محاط داشتن مردم رنجدیده غزه را هم اسرائیل، “دفاع از خود” خوانده است. حتما زمانی دیگر هم که مردم بی گناه و بی دفاع را بمباران می کند و  می کشد، بر آن نام “دفاع از خود” خواهد گذاشت. شاید بار دیگری که به خاک کشور دیگری حمله کند و بخشی از آن را اشغال، باز هم نام “دفاع از خود” را بر آن نهد. احتمالا دفعه ی دیگر که قرار است مردمی بی گناه در محاط و زندانی باشند، آنها به احداث دیواری دیگر می پردازند و بر آن نام “دفاع از خود”می گذارند.

این همه در شرایطی است که مقامات سیاسی اسرائیل بر این باورند که دولت اسرائیل مسئول ساکنان باریکه ی غزه نیست.گویا که مرزهای غزه از سوی دولت های دیگری مسدود شده اند و در اشغال کشوری دیگر است. اگر دولت اسرائیل بایکوت علیه فلسطین را بردارد و مرزها را هم باز کند، در آن صورت مسئولیت مردم غزه به عهده ی دولت به رسمیت شناخته شده ی فلسطینی است، نه اکنون که طبق پیمان نامه های جهانی مسئولیت مردم سرزمین های اشغالی به عهده ی کشور اشغال گر است. البته بی تدبیری اسرائیلی ها چنان مشهود است که مصداق “قسم حضرت عباس است و دُم خروس”. از یک سو در تلاش اند که به جهان بگویند که اشغال گر نیستند و در برابر مردم ساکن در غزه هم مسئولیتی ندارند، اما از طرف دیگر می گویند کشتی های کاروان کمک رسانی بین المللی قصد وارد شدن به قلمرو اسرائیل داشته اند. این گفته در تناقض کامل است با عدم مسئولیت اسرائیل در قبال مردم غزه. اگر اسرائیل در برابر مردم غزه مسئولیتی ندارد، پس آب های هم مرز با غزه هم که کاروان کمک رسانی به آن نزدیک می شدند، قلمرو اسرائیل نیست. این تناقض زمانی روشن تر می شود که سخنگوی دولت اسرائیل می گوید:”این کشتی ها منافع ما را تهدید می کردند و مشروعیت مان را.” باید پرسید که آیا مشروعیت دولت اسرائیل بند ناف گوشه گیر شدن مردم غزه است؟ بر اساس قوانین بین المللی، هرگونه مجازات دسته جمعی یا عمومی ممنوع است. بر همین اساس تلاش های اسرائیل برای نامشروع جلوه دادن کمک رسانی به مردم غزه به بهانه تقویت موضع حماس بی پایه است و نقض آشکار قوانین بین المللی.

در بخش دیگری از سخنان سخنگوی دولت اسرائیل آمده است که ما برای “دفاع از خود” مجبور شدیم کشتی ها را به تصرف در آوریم و آنها را به ساحل خاکی هدایت کنیم. پرسش این است که اسرائیل با چه حقی دست به چنین کاری زده است؟ مگر آنها ژاندارم منطقه اند؟

فعالان صلح و حقوق بشر بعد از آزادی از زندان اسرائیل مبارزه و پیروزی را نمایش می دهند

در هر حال سه سال است که مردم غزه در محاصره اند و بایکوت روزگاری دشوار را برای شان رقم زده است. سکوت جامعه جهانی هم نمکی است بر زخم آنها. این که مدافعان حقوق بشر با حمل کمک های ضروری سعی در شکست بایکوت داشته اند و به همین دلیل هم کشته شده اند، هم رنج آور است و هم شوک انگیز. اکنون فرصتی پیش آمده تا جامعه جهانی به پا خیزد و خواهان اجرای دقیق حقوق مردم شود. خواهان برابری انسان ها باشند بی توجه به رنگ، نژاد، دین یا قومیت. جامعه جهانی باید رسما اعلام کند که: لشکرکشی به قصد اشغال سرزمین دیگری ممنوع است، مجازات عمومی ممنوع است.کمک های ضروری به نیازمندان، نامشروع نیست و مورد هدف قرار دادن کاروان کمک های انسانی سازمان های حقوق بشری هم مشروع نیست.

بدیهی است که در شرایط موجود، کشته شدن بیست نفر و زخمی شدن بیش از شصت نفر اروپایی، دیگر اسارت یک میلیون و ششصد هزار نفر بی دفاع و بی گناه فلسطینی نیست که در منطقه ای به نام “غزه” در بنداند. کشتن کسانی که اروپایی اند، حامی حقوق بشراند و عضو سازمان های غیردولتی، عملا منافع دولت اسرائیل را به خطر انداخته است که هیچ، حالا در مشروعیت خود نیز باید به اندیشه بنشیند. حداقل نتیجه ای که این عملیات پلشت نظامی داشته این است که اروپایی ها که تا کنون در برابر بی حقوقی مردم غزه سکوت اختیار کرده بودند، خواهان بررسی موضوع از سوی منابع مستقل شوند.

اکنون باید که در کنار موضع گیری های تقریباً آشکار سیاست مداران اروپایی، منتظر موضع گیری باراک اوباما بود. آیا آقای باراک اوباما که در تبلیغات انتخاباتی اش از شعار تغییر استفاده می کرد، وظیفه ی تاریخی خود را در قبال انسانیت و حقوق بشر انجام می دهد یا به خاطر در خطر نیفتادن رأی دوره ی بعدی، از کنار این ماجرا خواهد گذشت. آخر موضع گیری اوباما به زیان یا نفع اسرائیل به باور من، مرگ و زندگی آینده ی سیاسی او خواهد بود.

* عباس شکری دارای دکترا در رشته ی “ارتباطات و روزنامه نگاری”، پژوهشگر خبرگزاری نروژ، نویسنده و مترجم آزاد و از همکاران شهروند در اسلو ـ نروژ است که بویژه اتفاقات آن بخش از اروپا را پوشش می دهد.