زنجیر محسوس بر پای دانشمند فیزیک هسته ای/ اسد مذنبی

زنجیر محسوس بر پای دانشمند فیزیک هسته ای/ اسد مذنبی

مش غلامحسین محسنى اژه اى، سخنگوى قوه قضاییه، قرار بود به توصیه مرحوم ابوی، حاج شیخ اسماعیل محسنی اژه ای دستش در شرکت گاز بند شود. چند باری هم تمرین کرد و فعالان مطبوعاتی را گاز گرفت و مدتی هم به جای خیابان در روزنامه ها گاز داد،  اما نهایتا چون چاک دهانش ۴ سانت و نیم از بقیه گشادتر بود و موقع سخن گفتن می توانست چشمهایش را ببندد و دهانش را مثل اسب آبی کِش بدهد، به سمت سخنگوی قوه قضاییه انتخاب شد.

جناب اژه ای در پاسخ به سئوال خبرنگاران که چرا دانشمند هسته ای امید کوکبی در بیمارستان است؟ پاسخ داد: خداوکیلی کوکبی اگر آزاد بود چه می‌کرد؟ به بیمارستان می‌رفت. اصولا چون زندانی در دوران زندان، دنیا جلو چشمش سفید می شود، علاقه خاصی به فضای سفید بیمارستان پیدا می کند و همه اش دلش می خواهد برود بیمارستان. البته عده ای هم هستند که تحت تاثیر القائات دشمنان نظام وقتی از زندان مرخص می شوند به جای بیمارستان به تیمارستان می روند. خب الان هم کوکبی در بیمارستان است. این که چرا در زندان درد کلیه گرفته به نظام مربوط نیست. عصب ها ویرشان گرفته حالا درد را به مغز ایشان برسانند. مقصر کانون های ناشناخته قدرت در بدن ایشان هستند که چنین دستوری به عصب ها داده اند. والا اگر دست نظام بود طوری کلیه هایش را از کار می انداختیم که روحِ عصب هایش هم خبردار نمی شدند. همانطور که کلیه و دل و قلوه و مغز یادگار امام را طوری از کار انداختیم که صد تا متخصص نفهمیدند سید احمد از کجا خورد

طرح از مانا نیستانی

طرح از مانا نیستانی

.

از ایشان پرسیدند پس چرا پای آقای کوکبی در زنجیر است؟ مش غلامحسین جواب داد: بخشکی شانس، سی و هفت سال است زنجیر نامحسوس به پای هشتاد میلیون ایرانی زده ایم صدای کسی درنیامد، اما یکبار که خواستیم از زنجیر محسوس استفاده کنیم الم شنگه بپا شده، و در حالی که تف می کرد توی گلدان کنار دستش گفت: حقیقتا که نمی شود با این مردم راست و حسینی رفتارکرد. تف به این شانس.

***

 

کرامات مقام رهبری

خبرنگاری دانشجو وابسته به دانشجویان خوش ریش بسیجی و رئیس دلواپس اش حسین قدیانی، مصاحبه مفصلی با پسر فرج الله “سلاح شور” سینماگر موج نوی نظام انجام داده و آخر سر هم پرسیده اند: بعد از فوت پدر، مقام معظم رهبری را ملاقات کردید؟ (منظورشان این بوده که بالاخره پدر بزرگوار شما به خاطر گل روی رهبر و نظام، از خجالت عالم و آدم درآمدند؛ تا جایی که به مرحوم هالی وود هم حالی دادند، و آیا بعد از مرگ آن خدابیامرز چیزی به خانواده ماسید یا خیر؟)salahshoor

پسرِ خلف آن بزرگوار هم با صداقتی که از پدر عزیزوارش به ارث برده  پاسخ داده: “قبل از فوت پدر ایشان(رهبر) را ملاقات کردیم. با ویلچر رفتیم(تا آقا دلش رحم بیاید و فرجی حاصل شود)  بابا التماس دعا گفتند(یعنی به زبان بی زبانی گفتند  شما که ولی یمنی و لبنانی و سوری را قبولیده اید، بی زحمت ولی صغیران بنده هم باشید) و چند روز بعد هم حضرت آقا یک مقدار قند که حسابی دعا خوانده بودند فرستادند ولی خب خدا نخواست که ایشان زنده بمانند”.

بخشکی شانس. بیچاره مقام رهبری به خاطر گل روی خدا طی این ۲۷ سال هزاران زنده را مرده کردند و صدای باریتعالی در نیامد، اما یکبار که خواستند مسیح وار مرده زنده کنند، خدا نخواست. تا حالا جان برکفان مدعی بودند که رهبر به عالم بالا وصل است، اما اکنون معلوم می شود آقا به پایین وصل است. شاید هم خدا از این که رهبر جای ایشان نشسته ناراضی است و خواسته  رویش را کم کند و رهبر عظیم الشان اینطوری سنگ روی یخ شود.

***

سیارک بی پدر ومادرِ منظومه شمسی

مم صادق آملی، دالان دارِ نظام، مشغول بستن درِ گاراژِ نظام و شب بخیر گفتن به گزمه های نامحسوس بوده که خبرنگاران دوره اش می کنند و می پرسند: شنیدی دانشمند ایرانی ناسا چی گفته؟ مم صادق پرسیده چی گفته؟ خبرنگاران جواب داده اند: آقای فیروز نادری گفته اند که در بلاد کفر یک سیارک به نام ما کرده اند آنوقت در ام القرای اسلام دانشمند فیزیک هسته ای را با زنجیر به تخت بیمارستان بسته اند. دالان دار نظام با خنده گفته: بنا نداشتم جوابشان را بدهم ولی ناچارم بگویم، اگر ناسا خورشید یا حداقل ماه را به نام ایشان می کرد یک چیزی، نه سیارکی که نه صاحب دارد و نه اسم و رسم. و نه معلوم هست پدر و مادرش کی هست و همینطوری عاطل و باطل توی منظومه شمسی برای خودش ول می گردد. ۳۶ سال شب و روز زحمت بکشی و آخر سر هم یک سیارک سر راهی را بنامت بکنند که معلوم نیست آخر و عاقبت اش چه خواهد بود، آخه این کار چه افتخاری دارد که شماها حلوا حلوا می کنید؟

نامبرده درحالی که گزمه های نامحسوس را روانه شهر می کرد تا شب، در امنیت کامل سر بر بالش بگذارد و نظام قوام بیابد، ادامه داد: بدبخت ها ما اینجا ستاره به نام دانشجوی سال اول می کنیم. نه یکی نه دو تا بلکه چند تا. اینجا دانشجو هنوز تز دکترایش را ننوشته صاحب پنج شش تا ستاره خوشگل می شود که از آن بالا به خودش و بستگانش چشمک می زنند. البته به روی خودمان هم نمیاریم، به جراید هم می گوییم چیزی ننویسند تا ریا نشود. و فریاد زد: شیرفهم شد یا دستور بدهم گزمه های نامحسوس شیرفهمتان بکنند. خبرنگاران در حالی که از هر چه خبر است اعلام برائت می کردند همگی جواب دادند: بوس بوس ستاره بچینی، نظام خواب های رنگی ببینه…. و زدند بچاک.

 

 

About The Author

اسد مذنبی

اسد مذنبی طنزنویس و از همکاران تحریریه شهروند است. مطالب طنز او علاوه بر شهروند، در سایت های گوناگون اینترنتی نیز منتشر می شود. اسد مذنبی تاکنون دو کتاب طنز منتشر کرده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

جشن بیست و پنجمین سالگرد انتشار شهروند

Pin It on Pinterest

Share This