Select Page

شعری از سید علی صالحی

وی“…

و برای تو: به رژ ئاکرهای

شهر، ور، واژه

راه، بادیه، بن ‌بست.

 

چشمه ‌ای در آشپزخانه،

درخت کهن‌ سالی در اتاق،

سه تا پرنده‌ی کوهی

بالای پیانوی دخترم.

 

پنجاه و سه ساله‌ام،

دریا

از من خیلی دور است،

یک جوری نگرانم.

نمی‌دانم نگران چیستم

نگران کیستم.

نه مسافری دارم

که راهش دور،

نه دفتر شعر تازه‌ای

که چشم به راهِ مجوز ارشاد.

 

پس گیر کارِ من کجاست؟

چرا خسته‌ ام

چرا کلافه، چرا کهن ‌سال؟

 

سیگارم آیا

تا سپیده ‌دم کفاف خواهد کرد؟

 

هی وی، هی نی، هی دی، هی هی، هی طی

هی وا، هی نا، هی دا، هی ها، هی طا…!

چقدر بی‌هوده زیسته ‌ام

در این زابه راهِ راه…!

                                                        
دی ۱۳۸۷ـ تهران

 

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This