“راه حل دوگانگی‌های بشریت”/ اقتباس از نویسندگان بهائی

“راه حل دوگانگی‌های بشریت”/ اقتباس از نویسندگان بهائی

مروری بر تعالیم بهائی    

در حدود یک قرن و نیم پیش جهان وارد مرحله نوینی شد و تمدنی جدید چنان آغاز به دگرگونی اوضاع نمود که چهره امروز آن با چهره دوره آغازش ابداً قابل مقایسه نیست. رشد علوم و صنایع، ارتباطات، تحولات فکری، پیدایش فلسفه­­های گوناگون و احزاب و سازمان‌های طبقاتی، قومی، ملی، منطقه‌ای و جهانی بشر امروز را در جایی قرار داده که انسان یک قرن و نیم پیش حتی تصور آن را نیز نمی‌توانست داشته باشد.

به موازات این تحولات چنان کشمکش‌هایی در همه عرصه‌های حیات انسانی آغاز و تداوم یافته که بارها جهان بشری را تکانی سخت داده است. سه غول عظیم فلسفی و سیاسی به نام کاپیتالیسم، کمونیسم و فاشیسم بارها جهان را به لبه پرتگاه نیستی سوق داده‌اند و کل نیروهای انسانی و منابع طبیعی را به نابودی و استهلاک کشانده‌اند. حال در آغاز هزاره سوم میلادی و بعد از حدود شش هزار سال از تاریخ تمدن بشر و گذشت یک و نیم قرن از ورود به دوران معروف به مدرن، همچنان آشوب و هرج و مرج چنان هستی انسان‌ها را در بر گرفته و در حال تزاید است که گویی تمدن بشر بر لبه پرتگاه نیستی ابدی قرار گرفته است.

بشر امروز چنان در دوگانگی‌های عظیم به سر می‌برد که دیگر از شمارش آنها برنمی‌آید. از یک سوی در به در به دنبال روزنه امیدی است تا بلکه راه نجاتی یابد و از سوی دیگر با آزمودن مکاتب فکری، سیاسی و مذهبی کهن دیگر هیچ روزنه امیدی نمی‌یابد. از سویی ادیان آباء و اجدادی خویش را قادر به سامان دادن زندگیش نمی‌یابد و از سوی دیگر حاضر نیست تعصب آباء و اجدادی خویش را به کنار نهد. از سویی چنان متکی به علم و عقل خویش است که دین و خدا را دیگر قابل نگاه نمی‌داند و از سوی دیگر چنان خود را نیازمند معنویات می‌بیند که از سر ناچاری به هر خرافات جدید و هر افیون نو و هر افسونی تن می‌سپارد. از طرفی چنان غرق در نعمات مادی است که امکان استفاده از همه آنان را ندارد و از طرف دیگر چنان جهانش را فقر و گرسنگی فرا گرفته که گویی در برهوت کامل به سر می‌برد. از سویی کشتی عظیمی از مدنیت ساخته و از سوی دیگر سکان همین کشتی از دستش رها شده و در اقیانوس هستی خویش فقط شاهد امواج مهیب آن است و هیچ ساحلی و افقی در دیدگاه ندارد.

چون به تمدن امروزی می‌نگریم در مجموع تمدنی مادی را می‌بینیم که از مدنیت الهی دور گشته و آنچه را که باید سبب راحت و سعادت باشد باعث اختلاف، فساد، سودجویی شخصی و ظلم و شقاوت کرده است. انسان‌ها هم ماهیت و ارزش حقیقی خود را فراموش کرده و در نتیجه برده امیال و خواسته‌های نفسانی خود شده‌اند، جهت صحیح را از دست داده و بی‌هدف و سرگردان شده‌‌اند. چگونه جهان کنونی را با این دوگانگی‌ها و مخامصات عمیقش می‌توان به جهان دیگر تبدیل کرد که اصول اخلاقی، همکاری و هماهنگی بر آن مستولی باشد.

از دیدگاه آئین بهائی یکی از علل اصلی اضطراب و تشنج و آشفتگی در اوضاع عالم سرپیچی از تعلیمات الهی و انکار حقایق روحانی است که برای دنیای امروزی فرستاده شده و نظم جهان را فقط بر اساس مدنیتی معتدل که اصولش مترادف با مدنیتی الهی باشد می‌توان استوار ساخت.

تمدن حقیقی غیر از تمدن مادی است هر چند که بعضی از مزایای آن را نیز در بر می‌گیرد. تمدن حقیقی طرفدار محدودیت تسلیحات جنگی است، از اصل امنیت جمعی پشتیبانی می‌کند، مروج حکومت عقل و عدل هر دو است، منابع عالم را صرف امور مفید و موثر در ایجاد آسایش بشر می‌کند، علم و دین را به همکاری و هماهنگی دعوت می‌کند و انواع تعصبات از جمله نژادی و مذهبی را سرکوب کرده زمینه را برای تحقق یگانگی عالم انسانی هموار می‌سازد.

بر طبق باورهای آئین بهائی این دوگانگی‌‌ها و آشوب‌ها شدت خواهد یافت و عاقبت به هرج و مرجی خواهد انجامید که قلم از توصیفش باز می‌ماند. سپس به نحوی که حضرت بهاءالله پیش بینی فرموده‌اند تحقق وحدت و یگانگی بعد از دوران مصائبی است که بر اثر غفلت بشر از نصایح الهی ناشی گشته است به انجام می‌رسد. اگر مریضی از دارو احتراز جوید بیماری‌اش روز به روز شدت پذیرد و آن قدر دردش افزایش یابد و رنجور شود تا بالاخره بر قبول دارو مجبور شود. یگانگی جامعه بشری نیز همین مسیر را طی می‌کند و نتیجه غفلت بشر از نصایح الهی که برای این زمان آمده آن است که تا مدتی مبتلا به سختی و بلا گردد تا ناچار به دارویی که پزشک دانا تجویز نموده روی آورد.

حضرت بهاءالله می‌فرمایند:

“رگ جهان در دست پزشک دانا است درد را می‌بیند و به دانایی درمان می‌کند هر روز را رازی است و هر سر را آوازی درد امروز را درمانی و فردا را درمان دیگر امروز را نگران باشید و سخن از امروز رانید دیده می‌شود گیتی را دردهای بیکران فرا گرفته و او را بر بستر ناکامی انداخته مردمانی که از باده خودبینی سرمست شده‌اند پزشک دانا را از او باز داشته‌اند اینست که خود و همه مردمان را گرفتار نموده‌اند نه درد می‌دانند نه درمان می‌شناسند راست را کژ انگاشته‌اند و دوست را دشمن شمرده‌اند…”

خوانندگان عزیز، در صورتیکه مایل به دریافت نسخه ای از مقاله فوق از طریق ایمیل هستید و یا راجع به  تعالیم بهائی سؤالی دارید لطفا با ما تماس بگیرید:  پیامگیر :     ۷۴۰۰-۸۸۲-۹۰۵    ،    ایمیل:  anyquestionsplease@gmail.com

وب سایت برای برخی از کتابهای فارسی بهائی  :      www.reference.bahai.org/fa

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This