چند شعر از عباس کیارستمی

چند شعر از عباس کیارستمی

سایه ام همراهی ام می کند

گاهی از پیش

گاهی از کنار

گاهی از پس

چه خوب است

روزهای ابری!

***

Abbas-Kiaroostami

قفلی پوشیده از زنگ

حراست می کند

دری پوسیده را

بر حصاری بی سقف

***

ده ها کلید

مانده از سال های دور

جرات دور ریختنم نیست

بی آن که قفلی باشد.

***

بقال های خرده پا

بر سر در دکان خود نوشتند

“از قبول شعر معذوریم”.

***

به زادگاهم که بازگشتم

خانه ی پدری ام

گم بود 

و صدای مادرم.

بالاخره

من ماندم و من،

من از من رنجیده است،

هیچ کس نیست

برای  پادر میانی 

***

گل های صحرایی را

نه کس بویید

نه کس چید

نه کس فروخت

نه کس خرید.

***

دوستانم

می رنجانندم مدام

از دشمنان

چیزی در خاطرم نیست.

***

 گفت 

از دست من کاری بر نمی آید

کاش گفته بود

از دلم

***

همیشه ناتمام می ماند

حرف های من

با خودم.

اکنون کجاست؟

چه می کند؟

کسی که فراموشش کرده ام.

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This