Select Page

چند شعر ژاپونی با روایت احمد شاملو

کی تا هارا هاکوشو

شب

شب آمد و من گریستم باز

از ترسی نه چنانکه بتوانم گفت

*

در جهانی بدین زیبایی

شب بدین زشتی چگونه بوجود آمده است!

*

از ترسی نه چنانکه بتوانم گفت

شب که آمد من گریستم!

 

سوسک طلائی

جو یاسو

“توک، توک، توک!”

سوسک طلایی می کوبد

امشب باز پنجره مرا.

او که بدین نور شکفته سرخ عاشقست،

به عجز من می ماند

که آرام به سوی تو می آید

“توک، توک، توک!”

با صدای خفه

امشب باز حشره به شیشه می کوبد!

 

مرغ باران

تاهارا هاکوشو

شب، مرغ باران فریاد می کشد

پنجره بسته است و من از سرما می لرزم باز

شب مرغ باران جیغ می زند

چراغ را پائین کشیده ام اما خاموش نشده است هنوز

*

“ای مرغ باران که فریاد می کشی! مگر نخواهی خفت؟

ببین! تازه ستاره سحرگاهی سفید شده است!”

 

(ترجمه احمد شاملو ۱۳۲۶)

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This