هاشمی رفسنجانی؛ از مرد شماره دو نظام تا “رهبر فتنه”/مصطفی ملکان

هاشمی رفسنجانی؛ از مرد شماره دو نظام تا “رهبر فتنه”/مصطفی ملکان

رسانه های بین المللی در بازتاب خبر درگذشت اکبر هاشمی رفسنجانی، از او با عناوینی چون “سیاستمدار بزرگ”، “مرد کلیدی” و “تاثیرگذار” نظام و “معمار انقلاب” ایران یاد کردند.

نگاهی به فرازهایی از زندگی سیاسی این سیاستمدار

*زندگی سیاسی اکبر هاشمی رفسنجانی پس از آشنایی او با آیت الله خمینی و از دهه ۱۳۴۰ آغاز شد. فعالیت های او در این دوره سخنرانی در مساجد و حمایت مالی از گروه هایی مانند فدائیان اسلام، جمعیت موتلفه و مجاهدین خلق بود. مضمون این فعالیتها نیز همانند آیت الله خمینی، مخالفت با حکومت محمدرضا پهلوی و اصلاحات او بود. ستیزه گری آیت الله خمینی با حکومت محمدرضا پهلوی پس از تغییر قانون انتخابات و به رسمیت شناختن حق رای زنان آشکار شد. به باور ناظران، مجموعه اصلاحات شاه در دهه ۱۳۴۰، پایه های اجتماعی سنتگرایان ایران را به طور جدی در معرض تهدید قرار داده بود. تا سال ۱۳۵۷ و پیروزی “انقلاب اسلامی” در ایران، هاشمی رفسنجانی چندین بار بازداشت شد و در مجموع بیش از ۴ سال را در زندان گذراند.

* در سال ۱۳۵۷ و در ماه هایی که اعتراض ها علیه حکومت شاه در ایران بالا گرفت، اکبر هاشمی رفسنجانی در کنار کسانی چون محمد بهشتی، مرتضی مطهری و محمد مفتح، نقش مهمی در هماهنگی تظاهرات و اعتصابها و اجرای رهنمودهای آیت الله خمینی که در پاریس مستقر بود، بازی کرد. این عده بعدها به دستور آیت الله خمینی و با افزوده شدن شمار دیگری از روحانیون مانند محمدجواد باهنر، محمدرضا مهدوی کنی و علی خامنه ای، “شورای انقلاب” را تشکیل دادند.

*در نخستین روزهای پس از ورود آیت الله خمینی به ایران، اکبر هاشمی رفسنجانی کسی بود که حکم انتصاب مهدی بازرگان به عنوان نخست وزیر دولت موقت را در محل استقرار موقت آیت الله خمینی در مدرسه علوی قرائت کرد. از نگاه ناظران، این رخداد تاریخی، نشان از جایگاه ویژه هاشمی رفسنجانی و ارتباط نزدیک او با “رهبر انقلاب” داشت.

*پس از پیروزی “انقلاب اسلامی” هاشمی رفسنجانی مدتی سرپرستی وزارت کشور را بر عهده داشت. در همین دوره او به همراه روحانیانی مانند محمد بهشتی، عبدالکریم موسوی اردبیلی، محمد جواد باهنر و علی خامنه ای “حزب جمهوری اسلامی” را بنیان گذاشت. این حزب چند سال بعد به درخواست هاشمی رفسنجانی از آیت الله خمینی، منحل شد.

* او همانند دیگر رهبران تراز اول جمهوری اسلامی، از اشغال سفارت آمریکا و گروگان گرفتن دیپلمات های آمریکایی توسط دانشجویان تندروی هوادار آیت الله خمینی پشتیبانی کرد. پس از مرگ آیت الله خمینی و زمانی که به ریاست جمهوری رسیده بود، از این اقدام به عنوان یک “اشتباه” یاد کرد.

* در سال ۱۳۵۹ نخستین دوره “مجلس شورای اسلامی” تشکیل شد. اکبر هاشمی رفسنجانی از تهران وارد مجلس شد و ریاست آن را بر عهده گرفت. تا سال ۱۳۶۸ او رئیس مجلس شورای اسلامی بود.

* در سال ۱۳۶۰ او به همراه یارانش در حزب جمهوری اسلامی نقش مهمی در برکناری بنی صدر، نخستین رئیس جمهوری نظام تازه تاسیس داشت. پس از برکناری بنی صدر، هاشمی رفسنجانی عملا فرماندهی جنگ را بر عهده گرفت؛ جنگی که از اواخر تابستان ۱۳۵۹ با حمله عراق به خاک ایران آغاز شده بود. با اینکه بعدها علی خامنه ای به جای بنی صدر، به ریاست جمهوری رسید، اما هاشمی رفسنجانی تا پایان جنگ کماکان به عنوان جانشین فرمانده کل قوا ماند. همین مقام و موقعیت بود که او را در نظر عموم به عنوان مرد شماره ۲ نظام پس از آیت الله خمینی مطرح می کرد.

* از سال ۱۳۶۰ تا هنگام درگذشت آیت الله خمینی، اکبر هاشمی رفسنجانی در دو حادثه سیاسی مهم، مواضع میانه ی توام با سکوت پیشه کرد. یکی درباره جدال آشکار و پنهان میان علی خامنه ای رئیس جمهور و میرحسین موسوی نخست وزیر، و دیگری درباره عزل آیت الله منتظری از مقام جانشینی خمینی. رفسنجانی با وجود داشتن جایگاه بسیار بالا در ساخت قدرت، با مهارت تمام از موضعگیری مشخص له یا علیه در این دو رویداد طفره رفت. در اختلاف میان موسوی و خامنه ای میشد نشانه های خفیفی از تمایل او به جانبداری از میرحسین موسوی را دید، اما در جریان برکناری آیت الله منتظری، دستکم در برابر افکار عمومی سکوت اختیار کرد و این سکوت تا هنگام مرگ ادامه یافت.

* در سال ۱۳۶۵ هاشمی رفسنجانی نقش مهمی در رفع و رجوع رسوایی موسوم به “مک فارلین” بازی کرد. مک فارلین، مشاور امنیت ملی رونالد ریگان، رئیس جمهور آمریکا بود. او همراه هیئتی به تهران می رود و در هتل هیلتون تهران با مقام های ایرانی ­ از جمله حسن روحانی، رئیس جمهور کنونی مذاکره می کند. نتیجه این مذاکرات تحویل مقادیر زیادی سلاح به ویژه موشک تاو به ایران بود. ظاهرا این سلاحها از انبارهای اسرائیل به ایران منتقل شده بود. قرار بود پول سلاحها در اختیار مخالفان نیکاراگوئه (کنتراها) قرارگیرد. علاوه براین قرار بود تعدادی از گروگان های آمریکایی در لبنان نیز با وساطت ایران آزاد شوند. افشای این معامله در روزنامه “الشراع” لبنان، برای نظامی که از بدو روی کار آمدن شعار ضدآمریکایی و ضداسرائیلی می داد، مایه دردسر و آبروریزی شده بود.

* در سال ۱۳۶۷ این اکبر هاشمی رفسنجانی بود که توانست آیت الله خمینی را به پذیرش قطعنامه ی ۵۹۸ شورای امنیت و پایان جنگ ایران و عراق قانع کند.

* در سال ۱۳۶۸ و پس از مرگ آیت االه خمینی، هاشمی رفسنجانی نقش مهمی در نشاندن علی خامنه ای به جایگاه ولایت فقیه بازی کرد. در اجلاس خبرگان، او با نقل خاطره ای توانست حمایت لازم را برای علی خامنه ای کسب کند. او گفته بود: «در جلسه ای با حضور سران سه قوه، آقای نخست وزیر (موسوی) و حاج احمد آقا در محضر امام بحث شد. حرف ما با حضرت امام این بود که اگر این قضیه اتفاق بیافتد [برکناری آیت الله منتظری] ما بعدا با قانون اساسی مشکل داریم؛ زیرا ممکن است خلأ رهبری پیش بیاید. ایشان گفتند: «خلأ رهبری پیش نمی آید و شما آدم دارید» گفتم: «چه کسی؟» ایشان در حضور آقای خامنه ای گفتند: «این آقای خامنه ای».

* در سال ۱۳۶۸ و اندکی پس از تعیین علی خامنه ای به عنوان رهبر، هاشمی رفسنجانی به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد. پیش از این انتخابات، با تغییراتی در قانون اساسی، پست نخست وزیر حذف شده بود. ریاست جمهوری رفسنجانی تا سال ۱۳۷۶ ادامه یافت. وظیفه اصلی او در دوره هشت ساله ریاست جمهوری، بازسازی مناطق جنگزده و احیای اقتصاد بود. در این دوره از سوی اطرافیان و هوادارانش لقب “سردار سازندگی” گرفت.

*در دو دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی، ماشین ترور نظام جمهوری اسلامی، زیر نظر و هدایت علی فلاحیان وزیر اطلاعات او به شدت فعال شد. دستکم ۸۰ تن از مخالفان حکومت در خارج از ایران ترور شدند. عبدالرحمن قاسملو، کاظم رجوی، فریدون فرخزاد، عبدالرحمن برومند، شاپور بختیار، صادق شرفکندی قربانیان نامدار این ترورها بودند. رفسنجانی در نمازجمعه ها این ترورها را به “اختلافات داخلی” گروه های سیاسی مخالف نظام نسبت می داد. در جریان رسیدگی به ترور میکونوس در سال ۱۹۹۲(۱۳۷۱)، در حکم دادگاه آلمان از اکبر هاشمی رفسنجانی، در کنار علی خامنه ای، علی اکبر ولایتی و علی فلاحیان به عنوان آمران کشتار در رستوران میکونوس برلین نام برده شد.

* در دوره ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی فضای سیاسی داخل ایران نیز فضای بسته و توام با سرکوب رسانه ها و منتقدان بود. خاطره ای از عزت الله سحابی در این باره گویای فضای حاکم در این دوره است.

در خرداد ۱۳۶۹ گروهی از اعضای نهضت آزادی و ملی‌مذهبی‌ها بازداشت شدند. عزت ‌الله سحابی که یکی از بازداشت‌شدگان بود گفته است: «ما به آقای هاشمی نامه اعتراضی نوشتیم. اعتراض ما به آقای هاشمی این بود که اولاً اوضاع اقتصادی کشور بسیار خراب است. فقر و اختلاف طبقاتی بسیار فاحش است. دوم اینکه وضع سیاست خارجی ما به گونه‌ ای است که ما در انزوای کامل قرار گرفته ‌ایم و همه دنیا با ما مخالف هستند. در رابطه با این نامه، ۲۳ نفر را بازداشت کردند که یکی از آن‌ها من بودم. بعد از دستگیری‌ها، در کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، چند تن از نمایندگانی که مرا می‌شناختند به آقای هاشمی اعتراض کردند که چرا عزت‌ الله سحابی را گرفتی؟ آقای هاشمی پاسخ داده بود: رویش زیاد شده بود، می‌خواستیم رویش را کم کنیم.»

* در سال ۱۳۷۶ اکبر هاشمی رفسنجانی در جلوگیری از دستکاری نهادهای قدرت در انتخابات ریاست جمهوری نقش مثبتی بازی کرد. نتیجه آن شد که محمد خاتمی با رای بالایی به ریاست جمهوری انتخاب شود. خاتمی نامزد دلخواه علی خامنه ای نبود.

* از سال ۱۳۷۶ تا هنگام مرگ، هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام بود؛ مجمعی که فاقد وزن جدی در ساختار قدرت بوده و از نگاه ناظران سیاسی، محل تجمع بازنشستگان و بیرون شدگان از گردونه اصلی قدرت در نظام جمهوری اسلامی است.

* در انتخابات دوره ششم مجلس در سال ۱۳۷۸، اکبر رفسنجانی برای ورود به مجلس نامزد شد، اما نتوانست در فهرست ۳۰ نفره منتخبین تهران قرار گیرد. با بازشماری آرا تهران که به ابطال صدها هزار رای مردم از سوی شورای نگهبان منجر شد، او با رای پایین و به عنوان نفر آخر به مجلس راه یافت، اما در نهایت داوطلبانه از نمایندگی مجلس کناره گرفت.

* او در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی هدف حملات شدید نیروهای جوان و سرکش “اصلاح طلب” قرار گرفت. به او “عالیجناب سرخپوش” گفتند و به قتل مخالفان و فساد گسترده اقتصادی متهم اش کردند. تصور برخی ناظران این بود که این رفتار اصلاح طلبان(جناح چپ سابق)، نوعی انتقام گیری از رفسنجانی به خاطر حذف شدنشان در دوره پس از مرگ خمینی بوده است.

* در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۴ هاشمی رفسنجانی عزم کرد دوباره به صحنه اصلی قدرت بازگردد. رقیب اصلی او در این انتخابات محمود احمدی نژاد بود که به طور پنهان از سوی کانون اصلی قدرت پشتیبانی می شد، اما در کارزار انتخاباتی، هاشمی رفسنجانی در نظر عامه، نماینده نظام، نماینده ثروت و قدرت و فساد جلوه داده شد، در حالی که احمدی نژاد خود را از مردم، و فردی “پاکدست” و در مقابل ثروت و قدرت و فساد معرفی می کرد. هاشمی رفسنجانی در این فضای قطبی شده بازی را به رقیب خود واگذار کرد.

* در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ او از میرحسین موسوی، کاندیدای اصلاح طلبان حمایت کرد. “نتایج اعلام شده” انتخابات خلاف انتظار میلیونها رای دهنده بود و به همین دلیل به اعتراض های گسترده و خونینی منجر شد. ده ها نفر کشته و صدها نفر بازداشت شدند. در این اعتراض های ادامه دار، هاشمی رفسنجانی در کنار مردم و معترضان قرار گرفت و به این ترتیب نقطه ی عطفی را در کارنامه سیاسی خود ثبت کرد. او در آخرین خطبه های نماز جمعه تهران نتایج انتخابات را از دید مردم “مشکوک و تردیدآمیز” خواند و از حاکمیت خواست تا با آزاد کردن زندانیان سیاسی، اعتماد را به مردم بازگرداند.

* این اظهارنظر هاشمی رفسنجانی نیز مربوط به همین دوره است: «اگر مردم ما را بخواهند حکومت می کنیم و اگر نخواهند می رویم. حکومت پول دارد. نیرو دارد می تواند در خیابان آدم جمع کند ولی گروه مقابل یک عده استاد، دانشجو، کارگر، مدیر، صنعتگر هستند و درست نبود که بسیج و سپاه در مقابل مردم قرار داده شوند… چطور می شود میلیونها نفر در خیابان بیایند و بگویند در انتخابات تقلب شده است و به انتخابات تردید نکرد؟»

* پس از این اظهارنظر بود که هاشمی رفسنجانی همسو با “سران فتنه” خوانده شد و خانواده اش زیر فشار قرار گرفت. مهدی هاشمی، فرزند کوچکش ناگزیر به خروج از کشور شد، اما چند سال بعد بازگشت و زندانی شد. فائزه هاشمی نیز شش ماه را در اوین گذراند. هدف فشارها علیه فرزندان هاشمی رفسنجانی، وادار کردن او به تغییر مواضع اش بود.

* مرحله بعدی فشار علیه هاشمی رفسنجانی خارج کردن کنترل دانشگاه آزاد از دست او بود. پس از آن نوبت به ریاست مجلس خبرگان رسید که پس از مرگ علی مشکینی، بر عهده هاشمی رفسنجانی قرار گرفته بود. با نامزدی محمدرضا مهدوی کنی، عضو سالخورده مجلس خبرگان که به زور روی صندلی چرخدار حرکت می کرد، ریاست این مجلس نیز از دست رفسنجانی خارج شد.

* آخرین برگ مهم در زندگی سیاسی هاشمی رفسنجانی در سال ۱۳۹۲ ورق خورد. او بار دیگر نامزد ریاست جمهوری شد، اما در کمال ناباوری شورای نگهبان صلاحیت او را رد کرد. کانون قدرت نخست تلاش کرد او را به انصراف داوطلبانه قانع کند، اما نتیجه ای نداشت. رد صلاحیت اما “استوانه نظام” را از تب و تاب نینداخت. او نیروی خود را در حمایت از حسن روحانی به کار گرفت. پیروزی روحانی در اصل پیروزی اکبر هاشمی رفسنجانی بود.

* در انتخابات دو مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری در سال ۱۳۹۴، هاشمی رفسنجانی در هماهنگی با اصلاح طلبان وارد کارزار شد. نتیجه پیروزی نسبی آنها بود. رد صلاحیت گسترده اصلاح طلبان و میانه روهای نزدیک به هاشمی رفسنجانی اجازه نداد تحول چشمگیری در ترکیب دو مجلس به وجود بیاید. با این حال هاشمی رفسنجانی با بیش از ۲ میلیون ۳۰۰ هزار رای منتخب اول تهران در مجلس خبرگان شد، در حالی که محمد یزدی، یکی از مخالفان سرسخت او نتوانست به خبرگان راه یابد و احمد جنتی نیز با رای بسیار کمتر به عنوان نفر آخر از تهران وارد مجلس خبرگان شد.

** اکبر هاشمی بهرمانی (متولد ۳ شهریور ۱۳۱۳ در رفسنجان، کرمان) مشهور به اکبر هاشمی رفسنجانی، روز یکشنبه (۸ ژانویه/۱۹ دی) در بیمارستان شهدای تجریش در تهران به دلیل عارضه قلبی درگذشت.

در ایران سه روز عزای عمومی اعلام شده و قرار است پیکر او سه شنبه ۲۱ دی به خاک سپرده شود.

منبع: رادیو آلمان

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This