Select Page

حادثه در مرکز حادثه

حادثه در مرکز حادثه

رضا علوی

 در مانهاتان، در فاصله ی اندکی از ویرانه ی برج های نابودشده در ۱۱ سپتامبر (سپتامبر خونین)، بنیاد یک مرکز اسلامی ۱۳ طبقه بیلیون دلاری، حادثه ای جنجالی آفریده است.

در روز سوم آگوست، شورای شهر نیویورک با گشایش این مرکز بزرگ اسلامی در یکی از گران ترین نقاط جهان، در نزدیکی برج های ویران شده موافقت کرد. همگان شگفت زده شدند. بازماندگان قربانیان فاجعه ۱۱ سپتامبر، با دلی اندوهناک، اشک ریزان، این موافقت را یک خیانت به ملت آمریکا قلمداد می کنند. آنان بر این باورند که گشایش مرکز اسلامی، تائیدی است بر تروریسم و تجلیل و تمجید کردن تبهکاران.  اما پرزیدنت اوباما می گوید”… گروه های افراطی مانند القاعده اسلام را تحریف کرده اند…” و “… این گروه ها رهبران دینی نیستند…” و … .

 

ضیافت افطار در کاخ پرزیدنت

 

در روز ۱۳ آگوست، در کاخ سفید، پرزیدنت اوباما، ضیافت افطار برگزار کرد. وی با هیجان و شیفتگی، نه تنها احداث مرکز اسلامی و مسجد ۱۳ طبقه ای را تائید کرد، بلکه تأکید بر قدرت بیشتر مسلمانان نمود.

دلباختگان پرزیدنت درماندند  که “آزادی ادیان” که اوباما بدین گونه از آن سخن می گوید و فریفته آن است چه”پی آمدهایی” خواهد داشت. براساس مراکز آمارسنجی حدود ۷۰درصد آمریکائیان با این داوری های اوباما مخالف هستند.

سخنان اوباما در ضیافت افطار کاخ سفید، جهانیان را بیمناک کرده است، پاره ای از مخالفان وی می گویند: سخنرانی اوباما نیشتری بود بر جان بازماندگان قربانیان ۱۱ سپتامبر و زخمی بود بر وطن سوختانی که میهن شان توسط حکومت اسلامی به نابودی کشانده شده است، و عده ای دیگر بر این باورند که وی بستر تروریسم اسلامی را هموارتر می کند.

پرزیدنت اوباما در سخنرانی ضیافت افطار از جملات فاخر کلیشه ای همچون “… حق مسلم مسلمانان است که …” و … استفاده می کند تا تصمیم شورای شهر را تائید کند.

در فاصله ۱۰ روزه از ۳ آگوست تا ۱۳ آگوست، آمریکائیان (و بویژه نیویورکی ها) در این سودا بودند که دولت اوباما با مخالفت با این پروژه، راهکاری بر تغییر تصمیم شورای شهر نیویورک و جناب شهردار بشود، اما نه تنها این امر به وقوع نپیوست، بلکه با موضع شگفت انگیز پرزیدنت و پشتیبانی وی، خواب های طلایی امپراتوری مسلمانان توتالیتاریته به واقعیت نزدیکتر می شود. و اگر جهانیان بر این تصور بودند که پرزیدنت اوباما چوب لای چرخ گشایش این مرکز اسلامی ۱۳ طبقه خواهد گذاشت، نه تنها انجام نشد، بلکه عالیجناب اوباما، به زودی نخستین کلنگ را خواهد زد و پرچم گشایش را قیچی می کند.

 

اسلام هراسی

 

سکولاریسم در آمریکا نهادینه شده است. تا حدود سال های ۱۹۵۰ یهودی ها و کاتولیک ها در جامعه آمریکا، به عنوان دین نامتجانس شناخته می شدند.

اما از دهه ۱۹۵۰ به بعد، مسیحیان در خود تحولی به وجود آوردند، و یهودی ها و کاتولیک ها را همسان خود انگاشته و “خودی” شدند و در زیر یک پوشش به همزیستی مسالمت آمیز ادامه دادند.

پس از حادثه ۱۱ سپتامبر، شرایط مسلمانان اصول گرا در آمریکا بسیار ناگوارتر از موقعیت یهودی ها و کاتولیک ها تا قبل از سال ۱۹۵۰ شده است.

براساس پژوهش های دانشگاه شیکاگو، ۶۸ درصد از آمریکایی ها “اسلام هراس” هستند و “اصول گرایان افراطی” را تروریست می خوانند و از افکار و “الله” آنان بیمناک اند و نگران حضور آنان در زیست گاهشان هستند. این ۶۸درصد، از مسلمانان بنیادگرا گریزانند.

تحقیقات این پژوهشگران اضافه می کند که مسلمانان آمریکایی، میزان درآمد و سطح آموزشی آنان از حد متوسط آمریکائیان پایین تر است. و مهاجرین مسلمان که عملاً به انجام فرائض دینی می پردازند، از مهاجران همتای خود شرایط مالی نامناسب تر و موقعیت تحصیلی و شغلی پایین تری دارند.

“امام فیصل عبدالرئوف”، امام آینده مرکز اسلامی ۱۳ طبقه می گوید، بازسازی این مرکز صدها میلیون دلار هزینه دارد.

به راستی این صدها میلیون دلار از چه منبعی خواهد آمد؟ کدام دولت پرداخت خواهد کرد؟ چه انتظارات و خواسته هایی از این مرکز اسلامی خواهد داشت؟

 

چند پرسش از پرزیدنت اوباما

 

تروریسم معنای گسترده ای دارد، صاحب نظران بیش از یکصد ویژگی و مشخصه برای تروریسم رقم می زنند.

پاریس شهر شگفت انگیزی است. هراس از تروریسم در کنار شکوه “موزه لوور” و عظمت “برج ایفل” و پیشینه “کلیسای نوتردام” ناهمگون است.

در پاره ای از خیابان های پاریس که مناطق مسلمان نشین است و محجبه ها و چفیه دارها سکونت دارند، اگر دشنه ای بر تن کسی فرو رود، ساعت ها به درازا می کشد تا قربانی به بیمارستان برسد و ساعتی بعد قاتل در کلن آلمان است.

گشاده دستی و درک نادرست از “آزادی ادیان” ، پاریس را به عروس هراسناک شهرهای جهان تبدیل کرده است. بدین دلیل است که بیشترین ترورهای زنجیره ای در پاریس به وقوع پیوست.

نیویورک بزرگ ترین و حساس ترین شهر آمریکاست، به همین سبب تروریست های مسلمان در سپتامبر ۱۱، نیویورک را برای قربانی گرفتن پسندیدند.

آقای پرزیدنت، آیا یک ساختمان عظیم ۱۳ طبقه بیلیون دلاری در قلب مانهاتان و با پوشش مرکز اسلامی، نمی تواند پایگاه ایجاد یک ۱۱ سپتامبر دیگری باشد؟

آقای اوباما! چندی پیش دادستان کل، “بنیاد علوی” را در خیابان ششم مانهاتان تعطیل کرد و ادعانامه ای در چندین صفحه تدوین نمود، آیا یکی از مشاوران شما در جریان این پرونده قرار دارد و به دستاوردها و فعالیت های “بنیاد علوی” نظری افکنده است؟

آقای پرزیدنت! چندی پیش جنابعالی از سازمان ناسا درخواست کردید که به نقش دانشمندان مسلمان، در تاریخ ایران، در زمینه ریاضی و علوم ارج بنهند، آیا می دانید آنان قبل از اینکه مسلمان باشند ایرانی بودند؟ اندیشه اندیشه ورزان را براساس دین آنان ارزیابی نمی نمایند، بلکه براساس فرآیند آن اندیشه و تأثیر آن در جامعه مورد بررسی قرار می دهند.

حمایت از بنیاد مرکز اسلامی ۱۳ طبقه بیلیون دلاری در نیویورک، نه تنها شجاعت سیاسی نیست، نه تنها وحدت بین ادیان نیست، نه تنها آزادی اسلام رحمانی نیست، بلکه ایجاد یک پایگاه نامتعارف و منزلگاه خطرناکی برای امنیت ملی و توطئه و گسترش خشونت است.

پرزیدنت اوباما بر این باور است که “القاعده” اسلام را تحریف کرده است. آیا حکومت اسلامی ایران و “حماس خالد مشعل” و “حزب الله لبنان حسن نصرالله” و ده ها جماعت اسلامی خرد و کلان دیگر نیز اسلام را تحریف کرده اند؟

و به عنوان آخرین پرسش: به راستی هزینه بیلیون دلاری ساخت و بازسازی این مرکز اسلامی از چه منبعی تأمین خواهد شد؟

در درازای تاریخ، سازندگان و آیندگان خواهند گفت که در دوران شما، مرکزی گشوده شد که یادآورنده حادثه ۱۱ سپتامبر بود و هر کسی که از کنار مسجد رد شود بعد، این واقعه را برای فرزندان خود تعریف می کند و فرزندان آنان برای نسل های آینده.

 

 

* رضا علوی، مهندس مکانیک از دانشگاه علم و صنعت و فوق لیسانس مهندسی ساختمان از آمریکا. از فعالان جنبش آزادی خواهانه و حقوق بشر است .  سال ها است که در زمینه ی سیاست و تاریخ  پژوهش می کند و می نویسد. در حال حاضر ساکن تگزاس است.

 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

فرح طاهری

فرح طاهری روزنامه نگار ساکن تورنتو، دارای لیسانس روزنامه نگاری و فوق لیسانس علوم ارتباطات از دانشگاه علامه طباطبایی است. او از مارچ 1999 همکار شهروند در بخش تحریریه است.

۱ Comment

  1. حق در مقابل حساسیت؛

    وقتی کاریکاتور محمد را کشیدند بسیاری فریاد برآوردند که “حساسیت” مسلمانان را دریابید. اکنون گفته میشود ساختن مرکز اسلامی حساسیت دیگران را بر میانگیزد.

    زمانی مردم “حق” را قبول نداشتند، میگفتند حق نداری به فلان یا بهمان فرد یا موضوع انتقاد یا بی احترامی کنی. اکنون هم آنجا که دستمان میرسد همینکار را میکنیم؛ “حق” را سلب میکنیم.

    اما آنجا که به ناگزیر “حق” را قبول میکنیم به دنبال بهانه ای برای تعلیق “حق” میگردیم و سرانجام آن را در “حساسیت” میابیم. و این تعلیق را نه در جایگاه خصوصی آن که در اجتماع آنرا طلب میکنیم.

    این درست و انسانی است که در رفتار، کردار و گفتار چنان کنیم که کسی را، دلی را، جمعی را نرنجانیم. اما این به معنی حق آنان برای نفی حق ما نمیشود.

    هر گاه و به هر بهانه ای “حساسیت” ، “حق” را مورد سؤال قرار دهد بی تردید میتوان ریشه ها و رسوبات دیکتاتوری را در عمیق ترین وجه آن دریافت.

    چگونه میتوان طالب حق بیان و آزادی در عربستان شد و “حق” مسیحیان یا پیروان دیگر مذاهب را در ترویج باورشان یا تأسیس کلیسا یا کنیسه در آن کشور را به بهانه “حساسیت” مردم یا حکومت آن کشور نادیده گرفت؟

    باید همواره و همیشه از “حق” دفاع کرد حتی آنزمان که به نفع ما نیست و یا “حساسیت” ها را بر میانگیزد.

    بی تردید اوباما در این مورد در جایگاه درستی ایستاده است.

    با احترام،

    محسن

    Reply

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This