Select Page

چگونه با حجاب شدیم/بخش ۶/مهرانگیز کار

چگونه با حجاب شدیم/بخش ۶/مهرانگیز کار

روزهای بهمن ماه ۱۳۵۷ هریک در خود رویدادی نهفته دارد که در زمان وقوع چندان به آن بها نمی دادیم و به دیده ما کف روی آب بود و زود محو و بی اثر می شد. روز چهاردهم بهمن ۵۷ یکی از این روزهاست. روزی که جماعتی زن و مرد اجازه یافتند جداگانه به دیدار آیت الله خمینی بشتابند که در یک مدرسه اقامت گزیده بود. به گزارش مطبوعات:

“از حدود ساعت ۲ بعد از ظهر به بعد، زن های چادری با التهاب و هیجان خاصی دسته دسته به سوی مدرسه محل اقامت امام خمینی می شتافتند. ازدحام جمعیت و حرکت دسته جمعی زنان در خیابان ایران به قدری بود که خیابان ایران از تقاطع ژاله تا انتها، یعنی سه راه امین حضور بسته شده بود و فقط زن ها حق عبور داشتند. در تمام طول خیابان جوانان مامور انتظامات کمیته استقبال به شدت مراقب اوضاع بودند و از حرکت مردها و خروج کسانی که از کوچه های فرعی قصد ورود به داخل خیابان ایران را داشتند، جلوگیری می کردند. در طول مسیر حرکت خانم ها، گلاب روی سر و روشان پاشیده می شد و از سوی عده ای شکلات و شربت تقسیم می شد. بوی اسپند و کندر در خیابان پیچیده بود و اغلب خانم ها با شاخه هایی از نرگس به دیدار امام می شتافتند…،”/ منبع: روزنامه کیهان ۱۴ بهمن ۵۷

گفته می شد حضرت آیت الله خواسته اند زنان با فراغ بال به دیدارشان بروند و بدون همراهی با مردان!

سه روز بعد، صادق قطب زاده یکی از همراهان آیت الله خمینی که از امریکا به نوفل لو شاتو رفته بود و با او وارد تهران شده بود، در اجتماع کارکنان صنعت نفت درباره نقش حضور زنان در انقلاب سخنانی گفت که تازگی داشت. به گفته او:

“از آن وقتی که دو عنصر داخل مبارزه شد پیروزی نهضت قطعی بود. یک شرکت خواهران به طور فعال در مبارزه که چشم جهانیان را خیره کرد و با تمام تلاشی که خواستند مسئله بسازند، ولی معلوم شد زنان و خواهران ما در نظام اسلامی آزاد هستند و ثابت کردند اسلام مکتبی است آگاه ساز و خمینی رهبری است آزاد ساز. دوم شرکت فعال کارگران و کارمندان شرکت نفت در مناطق نفت خیز بود که …،”/ منبع: روزنامه کیهان، ۱۷ بهمن ۵۷

در همان روز ۱۷ بهمن ۵۷  اولین جلسه هیئت دولت موقت به ریاست مهندس بازرگان تشکیل شد و موضوع رفاه زنان قلعه شهر نو که توسط جمعی از انقلابیون به آتش کشیده شده بود در دستور کار قرار گرفت. در جلسه گفته شد:

“در نظام عادلانه اسلامی جائی برای تداوم تاسیساتی نظیر شهرنو نخواهد بود و با ترویج ازدواج و تشویق جوانان به ازدواج و رفاه خانواده ها جائی برای فحشا باقی نخواهد گذاشت. در شرایط فعلی باید ترتیبی داد که این زنان از گرسنگی تلف نشوند و به روسپیگری ادامه ندهند…،” منبع: روزنامه کیهان، ۱۷ بهمن ۵۷

روز نوزدهم بهمن ۱۳۵۷ برای تایید دولت موقت به ریاست مهندس بازرگان که منصوب آیت الله خمینی بود، راهپیمایی بزرگی برگزار شد. در این راهپیمائی جمعی از زنان شرکت کردند. زن ها بیش از دیگر راهپیمایی ها با چادر و روسری، و کمتر بدون حجاب ظاهر شدند. / منبع: روزنامه کیهان، ۱۹ بهمن ۵۷

در آن روزها که جغرافیای ایران را شعار تسخیر کرده بود، بخشی از زنانی که صفوف انقلابی را پر شور کرده بودند، دل شوره گرفتند. آنها تکیه گاهی نداشتند. حس بدی کام شان را تلخ کرده بود. شاید در کوچه و محله به جرم بی حجابی تحقیر می شدند. نمی دانم. هرچه بود دل شان شور می زد. واکنش ها و دلواپسی های فردی در امواج انقلاب گم می شد. وقتی می دیدند که مطبوعات عکس هایی از فرح ملکه کشور را با لباس شنا به چاپ می رسانند و از آن برای اثبات فساد اخلاقی او بهره برداری و فرصت طلبی می کنند، هراسان سراغ آلبوم عکس های خانوادگی خودشان می رفتند و عکس های با لباس شنا را نابود می کردند تا به دست اغیار که نخبگان مطبوعاتی کشور بودند نیافتد. دل شوره زنان از هر جا که آب می خورد، دیگر جایی برای ابراز آن نبود. هنوز از پیروان آیت الله خمینی نمی ترسیدند. از افراد و گروه هایی می ترسیدند که از بافت فکری خودشان بودند و تا دو ماه پیش تره هم به ریش رهبر انقلاب خرد نمی کردند. کسانی که شناسنامه انقلابی قلابی برای خود و جد و آبادشان صادر کرده بودند.. افتاده بودند توی سراشیبی. به هر چه دستشان می رسید چنگ می انداختند و سکه یک پولش می کردند، فقط برای آن که بگویند ما از روز ازل انقلابی بوده ایم.

در فضای هیجان زده پیش از پیروزی انقلاب، هفتم بهمن ماه ۱۳۵۷ ، آیت الله شریعتمداری مرجع معتبر دینی که با آیت الله خمینی در یک خط فکری نبود، با خبرگزاری رویتر و بخش فارسی رادیو صدای امریکا مصاحبه کرد و در این مصاحبه که در روزنامه اطلاعات ۱۵/۱۱/۱۳۵۷  به چاپ رسید، اعلام کرد “زنان در اسلام از حق قضاوت محروم هستند”.

این اظهار نظر که از زبان یک مرجع دینی میانه رو انتشار یافت، بر نگرانی ها دامن زد. تا آن وقت آیت الله خمینی هرچند همواره تاکید می کرد زنان و مردان در محدوده اسلام آزاد و برابر هستند، اما با زرنگی از ذکر مصادیق محدودیت ها خودداری می کرد. آیت الله شریعتمداری وارد مصادیق شد و هراس به دل ها انداخت. با این وصف انقلاب از گردنه ها گذشته بود و داشت به مقصد نزدیک می شد و دیگر برای عقب گرد دیر شده بود. این تفکر مسلط بر سازمان ها و محافل زنانه چپ، که همواره معتقد بودند با حقوق زن نباید به صورت “انتزاعی” برخورد کرد، در جریان انقلاب سد راه زنانی شد که آن را باور نداشتند و برای گریز از آن تشکیلات زنانه مستقلی در دسترس شان نبود تا مبارزه را به سلیقه خود شکل بدهند. مبارزه زنان بی شکل و پراکنده تا سال ها برای حکومت ایجاد نگرانی می کرد.

هنوز انقلاب پیروز نشده بود. آیت الله خمینی همان گونه که گذشت وارد مصادیق حضور زنان در مسندهای مهم و حساس حکومتی نشده بود. زنان این نظریه شرعی آیت الله شریعتمداری را به این حساب گذاشتند که آیت الله خمینی از اسلام شناخت و درک مترقی دارد و هرگز در برابر حضور آن ها در جایگاه قضاوت مانع تراشی نمی کند. انقلاب از این حیث که کوشش می شد درباره زنان به کلی گوئی اکتفا بشود با دقت نظر مدیریت می شد. آیت الله شریعتمداری در چرخه سیاسی کاری های متمایل به قدرت نبود و نظریه فقهی خود را صادقانه منتشر کرد. از این نظریه فقهی زنان شاغل ایرانی زود عبور کردند و شاید دیگر فرصتی هم در دسترس نبود. از رهبر انقلاب به صورت رسمی پرسیده نشد که نظر شخص ایشان نسبت به قضاوت زنان چیست. این ها ضعف ها و سستی های ما بود در کمرگاه پیچ سرنوشتی که خود به دست خود پیاپی بر شیب تند آن می افزودیم.

ادامه دارد

منبع: ایران وایر

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This