Select Page

طنزنوشته های ریزودرشت/۲۶/میرزاتقی خان

طنزنوشته های ریزودرشت/۲۶/میرزاتقی خان

میگن “رازی” پس از آنکه الکل را کشف کرد و برای امتحان دو تا استکان انداخت بالا گفت: آخی ، حالا میشه به من گفت “راضی!”

***

 آن روز رئیس پیشنماز شد وکارمندهای اداره پشت سرش مشغول خواندن نماز جماعت شدند.

به سجده که رفتند، یکی از ابن الوقت ها چنان با صدای بلند تظاهر به گریه و زاری کرد که یکی از همکارهاش، همانجورکه سرش روی مهر بود، زد به پهلوش وگفت ببینم، دیروز که معمولی نماز می خوندی، امروز واسه خدا اتفاقی افتاده؟!

***

دریاچه غیرتی!

از بس آدم های حسود و نظرتنگ گفتند در حالی که همه دریاچه های کشور در حال خشک شدن هستند ، چرا دریاچه “الندان” ساری خشک نمی شود، به غیرت این دریاچه برخورد و شروع به خشک شدن کرد!

دریاچه “الندان” به این نکته که جزء آثار ملی ثبت شده، کوچکترین محلی نگذاشت و فعلا  ۹۰ درصد آن خشک شده است.

روستائیان ساده دل ساری خیال کرده بودند وقتی اسم دریاچه ای جزء آثار ملی ثبت شود ضد ضربه می شود و دیگر خشک نمی شود، ولی حیوونکی خودش خشک شد که نشان بدهد درکشور ایران مثل سایر نقاط دنیا استثنا، تبعیض و پارتی بازی وجود ندارد!

همین پارسال در ایتالیا که تبعیض بیداد می کند، کوه آتنا شروع به آتشفشانی کرد ولی بقیه کوه ها به روی مبارک خودشان نیاورند و همینجور ساکت و خاموش سر جایشان ایستادند وکوچکترین همکاری با این کوه نکردند و یک کلمه نپرسیدند تو چه مرضت شده که اینجور فوران کرده ای؟!

***

برعکس فرانسوی ها، ایرانی ها اهل فس فس کردن و وقت تلف کردن نیستند.

آنها ساعت ها وقت خوردن غذائی می کنند که در چند دقیقه آماده کرده اند ولی ما غذائی را که ساعت ها وقت صرف پختنش کرده ایم، در چند دقیقه می خوریم چون معتقدیم وقت طلاست!

***

جنگ سوریه، لیبی، افغانستان و عراق، نعمتی بود برای اسلحه سازها وکارخانه هایی که سیم خاردار تولید می کنند .

فقط مجارستان دیواری از سیم خاردار به طول ۱۷۰ کیلومتر و به ارتفاع ۴ متر دور کشورش کشید.

راستی سیم خاردار متری چنده؟ من تا حالا نخریده ام!

***

حسین پناهی گفته بود کلماتی هست که بعد از شنیدنش سیگار می چسبد ، مثل عدالت.

حالا دیگه سیگار بچه گانه شده، کلمه عدالت را که می شنوی باید نیم کیلو هروئین بکشی تا به معنی آن پی ببری!

***

قربون دستت بعدش بیا گوش مسئولان ما را هم پاک کن!

همین دیروز توی تلویزیون، کارگرها فریاد می زدند پنج ماه است حقوق نگرفته ایم وکسی صدایمان را نمی شنود.

***

 دیشب که دیدم دبیرکل سازمان ملل به خاطرپرتاب موشک قاره پیمای کره شمالی اظهار تاسف کرد ، دلم برایش سوخت …

طفلکی چیز دیگری جز اظهار تاسف بلد نیست . خودش یکبار با لهجه خاص خودش شعر حافظ را خوانده وگفته بود: چه کنم حرف دگر یاد نداد مامانم!

***

قدیمی ها به محض بیدارشدن، به فکر آب و دانه مرغ و خروس هایشان بودند .

و امروزی ها به محض بیدار شدن ، به فکر شارژ باتری موبایل شان!

***

تکون بده بابا ، تکون بده!

من گاهی فکرمی کنم اگر ترانه و ترانه سرا و اشعار دلنشینی که می سازند نبود، ما مردم چه خاکی به سرمان می ریختیم؟

زندگی و خبرهائی که از دور و نزدیک می رسد، سرشار است از غم و غصه و سرقت و تجاوز و نامردمی، فقط ترانه سراها و خوانندگان جوان امروزی هستند که تلاش می کنند با اشعار و ویدیو کلیپ هایی که می سازند ما را امیدوار و زنده نگاه دارند که البته به نفع خودشان هم هست …. ما نباشیم بلیت های صد دلاری و صدیوروئی شان را کی بخرد ؟!

این ترانه سراها و خوانندگان لس آنجلسی هستند که تلاش می کنند با بهره گرفتن از رقص دختران زیبا روی، خوش اندام و نیمه لخت ، حواس ما را از خبرهای ناجور منحرف کنند، یادمان بیندازند که دوروزه دنیا ارزش فکرکردن به بیکاری و بی پولی را ندارد و تشویق مان کنند به کنسرت هایشان برویم تا ببرندمان به یک دنیای رویائی…

در ترانه های آنها ، یکی به آدم میگه برام بخون …یکی پیشنهاد می کنه با من برقص، یکی بهت توصیه می کنه ” تکون بده! ” یه خانم خوشگل و خوش اندام با طنازی می گوید دستمو بگیر تو دستت، خواننده زیبای دیگری خواهش می کنه پیشم بشین ….که البته خدا را شکر تا به حال به همین مقدمات بسنده شده و پیشنهاد های ناجور دیگری نکرده اند!

در حالی که خبرهای واقعی همه دلسرد کننده و یأس آور است، در ترانه ها به آدم خبرهای خوش خوش می دهند و آدم احساس می کند چقدرعلاقمند و حتی فدائی دارد!

یکی می خواند فدات بشم الهی، دیگری می خواند دورسرت بگردم، و آن یکی از بمیرم برات سخن می گوید …

یکی شون بهت خبر میده که همیشه باهات می مونم، یکی اطمینان میده که دیگه ترکت نمی کنم، یکی شون با وجود اینکه می دونه میهمان، اونهم میهمانی مثل من و شما ! چقدر خرج داره، خواهش می کنه ازپیشم نرو…، اون یکی پس ازاینکه خوب فکرهایش را کرد و همه را سبک و سنگین کرد به آدم خبر میده که تو تنها عشق منی و خیال آدم را راحت می کند که لااقل در این یک مورد رقیب ندارد!

یکی در رفاقت سنگ تمام می گذارد و می گوید تو فقط جون بخواه، یکی می زنه روی دست حاتم طائی و میگه دار و ندارم مال توست. دیگری سخن از برآوردن خواست های انسان می کند که : هرچی دلت میخواد بگو …و خلاصه وقتی وارد دنیای شاد ترانه ها میشی، دیگه دلت نمی خواد ازش بیائی بیرون….

بدیهی است اگر پول ترانه سرا بموقع پرداخت نشه، کارگردان کلیپ ویدیو کارش رضایت بخش نباشه یا خواننده از مبلغی که بهش داده اند ناراضی باشه، کار می کشد به آجان و آجان کشی و توی دنیای مجازی هم پته همدیگر را می ریزند روی آب.

با وجود همه این حرفها، دنیای شیرین ترانه ها دلنشین تر از دنیای واقعی است و گرچه محتویات ترانه یک مشت کلمه زیباست که با رقص دختران زیبا و نیمه لخت بخورد بیننده داده می شود، در زندگی توازنی ایجاد می کند.

به همین دلیل، همانطورکه در صف دکان نانوائی سنگکی ایستاده ای و فکر۸۰ میلیون تومن پولی هستی که بابت عمل قلب مادرت خواسته اند، و به خاطر عجله ای که داری که بروی و ببینی چه خاکی باید توی سرت بریزی، یاد ترانه تکون بده معروف و دختران زیبائی که کمرشان را می جنبانند می افتی و زیردندانی برای شاطر آقائی که فس فس می کند  می خوانی …تکون بده بابا….تکون بده …!

About The Author

میرزا تقی خان

طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه 50 سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده دو کتاب به نام های "آدم های زیادی" (2013 ـ کانادا) و "شما چند می ارزید؟"(2016 ـ آلمان) منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This