Select Page

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۰/میرزاتقی خان

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۰/میرزاتقی خان

عیب این ساعت اختراعی ایران اینه که اگرکسی از آدم بپرسه ساعت چیه؟ آدم نمیدونه چی بگه که طرف حالیش بشه!

***

انتخابات آلمان ساده و بی دردسر و بدون خون و خونریزی انجام شد و من را یاد نوشته ای روی شیشه یک مغازه انداخت …

سالها پیش برای سرکشی به نماینده کیهان در مرند، به این شهر رفته بودم، روی شیشه آرایشگاهی نوشته شده بود: اصلاح سر و صورت بدون درد و خونریزی!

***

وصیت نامه های قدیم، این شکلی ها بود:

باغ قلهک را می بخشم به مادرتون، خونه امیریه مال پرویز، عمارت تجریش هم بمونه برای سیمین. هرچه می ماند خیرات و مبرات.

وصیت نامه های امروز هم این شکلی هاست:

قسط های پراید را ابراهیم بده. اقساط مسکن مهر را علی بده. قسط وام وسایل منزل هم سهم هاجر. به پول یارانه هم دست نزنید بمونه واسه مادرتون. در ضمن پی گیر سهام عدالت هم باشید یه وقت دیدی دری به تخته ای خورد و دستتون به دم گاوی بند شد!

***

رژیم لاغری روز اولش سخته. روز دوم میگی ولش کن بابا مگه من چقدر دیگه زنده ام که اینقدر سختی بکشم؟!

***

خدا را شکر چرچیل این حرف را در مورد ما مردم نزده!

همه می خواهند آدم مهمی باشند، هیچ کس نمی خواهد آدم مفیدی باشد.

***

بزرگترین دیگ نذری شیراز را به سرقت بردند. پلیس دنبال کشف این نکته است که چرا پیاله دست دختره را نبرده اند؟ اونهم بالاخره یک جایی بدرد می خورد!

***

 

نان و عشق و دیوانگی …!

آنوقت ها در زندگینامه افراد مشهور می خواندیم: خواندن و نوشتن را در پنج سالگی در محضر پدر بزرگوارش آغازکرد، سپس به مکتب حاج میرزاقاسمی مشهور راه یافت و مابقی عمر را صرف آموختن علم نجوم و فلسفه و حکمت کرد و به کمال رسید …

این روزها اگر بخواهند برای کسی زندگی نامه بنویسند خواهند نوشت: چشم و گوشش با  تماشای عکس های کج وکوله و نیمه لخت دیگران در اینستاگرام باز شد. پس از آنکه این عکس ها دلش را زد و متوجه شد با گفتن حلوا حلوا دهان کسی شیرین نمی شود، به فیسبوک پیوست و علم لایک زدن را از عالم بزرگ مارک زاکربرگ فرا گرفت و چون در این رشته به کمال رسید، سرگرم تماشای سریال های ایرانی شد.

اندکی نگذشت که به خاطر غم و غصه بیش از حد و تماشای بیش از اندازه صحنه های قبرستان و مجالس سوگواری دچار ناراحتی های روانی شد و به تجویز تماشاچیان پرتجربه به سریال های ترکی روی آورد.

وی پس از آنکه چند سالی را به تماشای سریال های عشق و جزا، عشق بی پایان، عشق ممنوعه، غنچه های عشق، عاشق دیوانه، عشق و غرور، عشق و ماوی، عشق دیوانه گذراند به درجه دیوانگی نائل آمد و مابقی عمر را در دیوانه خانه امین آباد به بشکن زدن و خواندن ای یار مبارک بادا به سر آورد !

***

 

برای خیلیها افطاری ماه رمضان با چلوخورش ظهر عاشورا و شله زرد اربعین تفاوتی ندارد. مجانی که باشد، خوردنش ثواب دارد !

 

***

میگن بهترین عبادت، فکرکردن است.

شاید بعضی هام به همین دلیل شبانه روز در این فکرند که چه جوری پول مردم را بالا بکشند؟!

***

صاحب رستوران سر آشپز داد زد که مرد حسابی صد دفعه گفتم اینقدر دست هات را نشور!

 

***

خدایا از دست این خارجی ها چه خاکی توی سرمان بریزیم؟ بز تولید کرده اند با ژن عنکبوت !

باور نمی کنید؟ این فیلم را ببینید:

https://youtu.be/UuEqqduI5gQ

(Visited 1 times, 2 visits today)

About The Author

میرزا تقی خان

طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه 50 سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده دو کتاب به نام های "آدم های زیادی" (2013 ـ کانادا) و "شما چند می ارزید؟"(2016 ـ آلمان) منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This