Select Page

نامه سرگشاده به آقای رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکادرباره آزادی دینی در ایران/امیر سلطانی *

نامه سرگشاده به آقای رکس تیلرسون، وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکادرباره آزادی دینی در ایران/امیر سلطانی *

با نگاهی ویژه به ریاکاری و «گناه کبیره» آیت الله جنتی در استمالت از«مهدی» فرقه آمریکایی«اُمت اسلام»

 

وزیر محترم امور خارجه ایالات متحده آمریکا،

مراتب سپاسگزاری ما را جهت تأکید دوباره بر پایبندی ایالات متحده آمریکا به آزادی مذهب و بر وظیفه این کشور به دفاع از حق آزادی مذهب که یکی از ارزش های پایه ای آمریکا و نیز از مفاد اعلامیه جهانی حقوق بشر است، بپذیرید. در روز پانزدهم اُوت ۲۰۱۷، در پی انتشار «گزارش سالانه وزارت خارجه آمریکا درباره آزادی مذهب در جهان»، شما اظهار داشتید که «بسیاری از کشورهای جهان با قانون های تبعیض آمیز، شهروندانشان را از برخورداری از آزادی های مذهبی و عقیدتی محروم می کنند». در این گزارش سالانه، جمهوری اسلامی ایران به دلیل نقض سیستماتیک آزادی مذهب، در زمره «کشورهای موجب نگرانی ویژه» قرار گرفته است. شما فرموده اید:

«در ایران، بهایی ها، مسیحی ها و سایر اقلیت های مذهبی به دلیل باورهای دینی شان مورد آزار قرار می گیرند. ایران همچنان با توسل به قانون مبهم ارتداد، اشخاص را به اعدام محکوم می کند. در سال ۲۰۱۶، بیست نفر به علت اعتقادات دینی، از جمله به اتهام “محاربه با خدا” اعدام شدند. امروز در ایران، بسیاری از پیروان بهاییت تنها به خاطر باور دینی شان زندانی هستند».

آقای تیلرسون،

با کمال تاسف، دامن زدن به نفرت و خشونت میان پیروان دین های گوناگون و مترادف دانستن باورهای اسلامی با تروریسم توسط رییس جمهور ایالات متحده، دانالد جی ترامپ، موجب کاهش احترام به اصول و آزادی های جهانشمولی شده که در منشور سازمان ملل متحد ملحوظ است. پیشنهاد ما این است، به جای این که انسانیت مردم ایران را نفی کرده و نگون بختی ناشی از استبداد و تروریسم در خاورمیانه را فقط معلول دین اسلام بدانیم، می بایستی تزویر و ریاکاری رهبران جمهوری اسلامی در استفاده ی سیاسی از دین را آشکار سازیم. به جای تهدید ایران به حمله نظامی، می توان با برخورد اخلاقی با این ریاکاری از در دوستی با مردم ایران برآییم و موجب پیشبرد جنبش آزادی خواهی و آزادی مذهب در ایران بشویم.

وضعیت آزادی مذهب در ایران

در گزارش ۲۰۱۶ وزارت خارجه موردهایی که بنابر قانون جزایی ایران مشمول مجازات اعدام هستند عبارتند از:

محاربه: «دشمنی و محاربه با خداوند»

فساد فی الارض: «فساد در زمین، از جمله ارتداد و تکفیر»

سب النبی:  «اهانت به پیامبران یا توهین به مقدسات»

گزارش سال ۲۰۱۶ وزارت امور خارجه، با استناد به تحقیقات سازمان عفو بین المللی و سایر گروههای حقوق بشری، نمایی کلی از آزار و ستم دینی در ایران را ارایه می دهد.

بنابر داده های موجود در اطلس زندانیان سیاسی موسسه «اتحاد برای ایران»، شمار زندانیان سیاسی به جرم  پیروی از مذهب و عقیده شان، بدین شرح است: ۳۱ زندانی سیاسی به جرم «اهانت به دین مبین اسلام»، ۱۹۸ زندانی به جرم «محاربه با خدا»، ۱۲ زندانی به جرم «افساد فی الارض»، و دست کم ۱۰۳ عضو اقلیت های مذهبی به اتهام فعالیت های مذهبی در زندان ها بسر می برند.

بنابر گزارش «جامعه بین المللی بهایی ها»، تا پایان سال گذشته، ۸۶ ایرانی بهایی به جرم بهایی بودن همچنان زندانی بودند.

بنابر گزارش موسسه «دیده بان جهانی مسیحیت»، در سال پیش، ۸۲ نفر به جرم مسیحی بودن (از جمله گرویدن به مسیحیت)  دستگیر شده اند.

بنابر گزارش «مرکز اسناد حقوق بشر ایران» تا پایان سال گذشته، دست کم ۲۶۱ نفر به جرم عضویت یا فعالیت برای یکی از اقلیت های مذهبی کشور در زندان بودند:  ۱۱۵ سنی مذهب، ۸۰ بهایی، ۲۶ گرونده به دین مسیحیت، ۱۸ صوفی، و ۱۰ نفر یارسانی. البته آزار و ستم دینی در ایران تنها به دایره اقلیت های دینی مربوط نیست. دادگاه ویژه روحانیت بسیاری از ملایان شیعه، مُفتی های سنی و رهبران صوفی را نیز به جرم «محاربه با خدا» محاکمه کرده است.

بنابر گزارش مرکز حقوق بشر ایران، آیت الله حسین کاظمینی بروجردی، در پی محکومیتش به جرم پشتیبانی از جدایی دین از دولت، یازده سال است که از سال ۲۰۰۶ تا امروز در زندان است. حجت الاسلام احمد منتظری، پسر آیت الله اعظمی حسین علی منتظری، اخیرا در پی انتشار نوار صدای پدرش که در آن آیت الله منتظری قتل عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷ را محکوم می کند، به جرم اقدام علیه امنیت کشور، جمعا به ۲۱ سال حبس تعزیری و خلع لباس روحانیت محکوم شده است.

در این میان، موقعیت زنان و کودکان در معرض آسیب پذیری حادتری قرار دارد. در ماه مارس ۲۰۱۶، احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره وضعیت حقوق بشر در جمهوری اسلامی نوشت که در قوانین جزایی اسلامی«به صورت مشخص قید شده که ارزش جان زن مساوی با نیمی از ارزش جان مرد است». قانون جزا همچنین«مجازات اعدام را برای پسران پانزده ساله و برای دختران نه ساله»در صورت ارتکاب به جرم  های مشمول مجازات «حدود»، از جمله قتل، زناء یا لواط، مجاز می داند. بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۵، هفتاد و سه بچه اعدام شده اند و هم اکنون ۱۶۰ کودک در انتظار اجرای حکم اعدام بسر می برند.

بنیاد عبدالرحمان برومند ـ یکی از سازمان های حقوق بشری پیشرو در زمینه مبارزه با مجازات اعدام در ایران ـ بسیاری از موارد خشونت مذهبی را، در «یادبود امید» که حاوی سرگذشت ۱۹۱۴۲ قربانی اعدام های قضایی و فراقضایی است، مستند کرده است.

گزارش سال ۲۰۱۶ وزارت خارجه،  آزار و سرکوب دینی را برملا می کند که تاوانش را میلیون ها شهروند قربانی باجگیری های قضایی و دینی حکومت می دهند. حکومت با نیروی امنیتی، جوانب مختلف زندگی روزمره، از جمله پوشاک، خوراک، ورزش، رابطه جنسی، آموزش و پرورش، تجارت، ازدواج و دعا و نیایش مردم را زیر نظر گرفته و آنها را با جریمه نقدی یا رشوه تحت فشار می گذارد. البته آزار و شکنجه در کشور همگانی نیست، فساد و ملاحظات سیاسی اجرای قوانین خدا را تعدیل می کنند و اجرای قانون که در مورد غیر خودی ها اجباری است در مورد خودی ها اختیاری می شود.

آیت الله جنتی: چهره نمادین آزار دینی و ریاکاری در ایران

آیت الله جنتی در دیدار با لوئیس فراخان

با اینکه گزارش سالانه وزارت امور خارجه شامل موارد بسیاری از تخلفات مرتکب شده در ایران است، ولی نسبت به یک اتفاق تاریخی نامتعارف ـ مشابه یک کسوف دینی ـ که دارای اهمیت بزرگی برای آزادی دینی و حقوق بشر در ایران است، توجهی نکرده است.

در فوریه ۲۰۱۶، به مناسبت جشن سی و هفتمین سالروز انقلاب اسلامی در ایران، یک هیات آمریکایی به رهبری لوییس فراخان، رهبر فرقه «اُمت اسلام» به عنوان مهمان رسمی حکومت جمهوری اسلامی وارد ایران شد. از همان بدو ورود، حکومت اسلامی بسان رهبر یک کشور، از آقای فراخان استقبال کرد. ظاهرا نظام اسلامی آنچنان اهمیتی برای آقای فراخان قایل بود که آیت الله جنتی، یکی از شخصیت های طراز اول نظام، با او دیدار و گفتگو داشت.

سالهاست که سایه مخوف آیت الله جنتی در عرصه سیاست ایران سنگینی می کند. او دبیر مجلس شورای نگهبان است که در آن شش نفر از فقها و شش نفر از حقوقدانان انتصابی عضویت دارند و بر اسلامی بودن قوانین نظارت می کنند. این شورا، همچنین، رد و یا تایید صلاحیت نامزدهای انتخابات بنابر التزام آنها به نظام اسلامی و ولایت فقیه را بر عهده دارد. آیت الله جنتی با قرار داشتن در راس یکی از مراجع هرم قدرت نظام جمهوری اسلامی وبا سوء استفاده از مقام حساس خود،همواره مُروج خشونت مذهبی بوده است.

در نوامبر سال ۲۰۰۵، آیت الله جنتی در سخنانی با نفی انسانیت ایرانیان غیرمسلمان، از جمله زرتشتی ها، مسیحی ها و یهودی ها، آنها را حیوان نامید! او گفت: «بشر غیر از اسلام، همان حیواناتی هستند که روی زمین می چرخند و فساد می کنند».  در سال ۲۰۰۹، در پی تظاهرات بزرگ اعتراضی به تقلب درانتخابات ریاست جمهوری، جنتی تظاهر کنندگان و بازداشت شدگان را «منافق» نامید و خواهان اعدام فوری آنها شد. بنابر نظر جنتی که در روزنامه های جهان انعکاس یافت، «خداوند به پیامبر اسلام دستور داد که منافقان و مردم گمراه را بدون کوچکترین رحمی به قتل رساند». او گفت که قرآن بر کشتار این گونه آدمها تاکید دارد: «خدا هر کسی را که کوچکترین گذشتی نسبت به مفسد فی الارض نشان بدهد، نمی بخشد».

با توجه به دشمنی آیت الله با آنهایی که او «منافق»، «کافر» و یا «مرتد» می خواند، استقبال و احترام گرم او نسبت به آقای لوییس فراخان «رهبر اُمت اسلام»، در واقع خود جنتی و شورای نگهبان را مشمول جرم های «محاربه»، «فساد بر روی زمین» و «سب النبی» می کند.

 

وفاق جنتی با «اُمت اسلام» و لوییس فراخان

فراخان و جنتی

لوییس فراخان در مصاحبه ای تلویزیونی در «پرس تی وی» به نادر طالب زاده، کارگردان سریال «بشارت مُنجی» اظهار داشت که هنگام ملاقات با آیت الله جنتی، «احساس کردم که در محضر پرودگار» هستم. قابل اهمیت است که این اظهارات از جانب شخصی عنوان شود که یک رهبر مطرح  دینی در آمریکاست. او منتخب و جانشین «عالیجناب الیجا محمد است». الیجا محمد شخصی است که بنابر مجموعه گفتارش در سال ۱۹۷۲ در کتاب «فقه زمان»، خود را چنین معرفی می کند:

«من همان الیجایی هستم که در انجیل تان از او نامبرده شده است، من همان محمدی هستم که در قرآن تان از او نامبرده شده است، نه محمدی که ۱۴۰۰ پیش در [عربستان] بوده است، من همانی هستم که قرآن او را محمد نامیده»!

اُصول دین فرقه «اُمت اسلام»، پیروان الیجا محمد را ملزم به این باور می داند که:

«الله (خداوند) در شخص استاد “دبلیو فَرد محمد” [بنیانگذار اُمت اسلام] در ژوییه ۱۹۳۰ حلول کرده است و “فَرد محمد” همان مسیح نجات دهنده مسیحیان و مهدی مسلمانان است».

در کتاب «تاریخ حقیقی استاد فَرد محمد “تجلی خداوند”»، الیجا محمد، مقام فَرد محمد را بالاتر از همه امامان شیعه اعلام می کند: «دوازده امام شیعه که در اسلام و یا به زبان عربی از آنها نام برده شده، هیچکدام دانش او [فَرد محمد] را ندارند. آنها [دوازده امام] همه در مقابل او [فَرد محمد] زانو می زنند و تکریم و تحسینش می نمایند». بسیاری از آمریکایی های مسلمان این ادعاهای الیجا محمد درباره الله، پیامبر و مهدی را به نوعی کفر گویی یا افسانه بافی تلقی می کنند.

با توجه به رابطه حسنه و دیرینه جمهوری اسلامی با فرقه «اُمت اسلام»، غیر قابل قبول است که آیت الله جنتی از باورهای دینی الیجا محمد آگاهی نداشته باشد.

پس از بازگشت از سفر آقای فراخان به ایران، سرمقاله نشریه ندای آخر [ارگان خبری اُمت اسلام] چنین نوشت: «در ایران، رهبر فراخان محکم بر این موضع ایستاد که فَرد محمد مهدی بزرگ [موعود] است، همان مهدی قادر مطلق که ظهورش و مجاهدتش در به صدر نشاندن برحق اسلام و به زیر آورد نظالمان از تخت قدرت، پیش گویی شده است».شگفت آور است که جمهوری اسلامی که حکومت خود را جانشین امام زمان تلقی می کند، به هیچ وجه بااین اظهارات فرقه ی آمریکایی درباره مهدی – چه پیش و چه پس از سفر آقای فراخان – به صورت رسمی برخورد نکرده و آن را مردود نخوانده است!

اصل پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی

بنابر اصل پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی:

«در زمان غیبت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه)، در جمهوری اسلامی ایران ولایت امر و امامت اُمت بر عهده فقیه عادل و با تقوی، آگاه به زمان، شجاع، مدیر و مدبر است که طبق اصل یکصد و هفتم عهده‌دار آن می‌گردد».

چگونه در حکومت دینی شعیه که بنابر نص صریح اصل پنجم قانون اساسی آن، مشروعیت و قدرت نظام ناشی از مقام مهدی زمان است، حکومتگران می توانند در مقابل بی اعتنایی آیت الله جنتی در مقابل ادعای ظهور مهدی آمریکایی که به معنای کسوف امام زمان شیعیان سکوت کنند؟

چگونه است که رهبر نظام جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای، این به اصطلاح«فقیه عادل و با تقوی»، در مقابل خط بطلانی که آیت الله جنتی با پذیرفتن “مهدی آمریکایی” بر اصل پنجم قانون اساسی جمهوری اسلامی کشیده است، او را برکنار و خلع لباس روحانیت نکرده است؟!چرا اعضای شورای نگهبان، همگی به عنوان اعتراض به این گناه کبیره، از مقام خود استعفا نداده اند؟! چرا قوه قضاییه جنتی را حصر خانگی نکرده است! چگونه است که صدا و سیمای ایران پخش چهره او را ممنوع نکرده است؟! چه عجب که سربازان گمنام امام زمان قمه شان را بر روی جنتی نکشیده اند؟! و کجاست آن جرثقیلی که همیشه برای به دار کشیدن مرتدها آماده است؟!

شگفتا که بر خلاف روال معمول استفاده از ابزارهایی چون لباس شخصی ها و اراذل برای سرکوب (به اصطلاح) دشمنان اسلام و امام زمان، این بار اصولگریان در مقابل ارتکاب چنین بی حرمتی نسبت به «ساحت امام زمان» خویشتنداری کرده اند و مدارای مذهبی به خرج داده اند، و این مرتبه به جای نعره کشیدن، سکوت اختیار کرده اند؟!

از آن سوی، هیچ صدای اعتراض و تهدیدی از جانب قوه قضاییه نیز شنیده نشده است! آیا این همان قوه قضاییه ای است که چندی پیش به یک دیدار دوستانه میان دو زن ایرانی پیرو دو مذهب مختلف حمله ای شدید و تهدیدآمیز کرد؟

شرح این موضوع در گزارش سال ۲۰۱۶ وزارت امور خارجه و سایر منابع آمده است. در ماه می ۲۰۱۶، فائزه هاشمی، دختر اکبر هاشمی رفسنجانی (رییس جمهور اسلامی پیشین)، در پی دیدار و صرف چای با فریبا کمال آبادی، یکی از مدیران جامعه بهایی در ایران، متهم شد که امنیت کشور را به خطر انداخته است. آیت الله آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه، فائزه رفسنجانی را به خاطر این ملاقات به جرم اقدام علیه امنیت کشور، تهدید به محاکمه کرد.  آملی لاریجانی اظهار داشت: «معاشرت با آنها [بهایی ها] و بخصوص به وسیله وابستگان مقامات ارشد و روحانیان طراز اول به هنجارهای جامعه صدمه می زند». در واکنش به این دیدار، محمدجعفر منتظری، دادستان کل کشور، گفت: «بها دادن به بهائیت خنجر به قلب امام زمان است». شخصیت دیگر نظام اسلامی، آیت الله مکارم شیرازی اظهار تعجب کرد که «چرا همه [به جای بلند کردن صدای اعتراض] سکوت کرده اند»، و اظهارداشت که «دیدار فائزه هاشمی‌رفسنجانی با یکی از سران بهاییت، [به معنای] تقویت دشمنان اسلام بوده است».

دیدار فائزه هاشمی رفسنجانی با فریبا کمال آبادی

در این ارتباط، مورد مرجان داوری ـ پژوهشگر و مترجم ۵۰ ساله  که در دوازدهم ماه مارس ۲۰۱۷، به جرم افساد فی الارض و تبانی علیه نظام، به اعدام محکوم شده است ـ قابل توجه است. او متهم است که افکار جنبش عرفانی موج نو «اکنکار» که در سال ۱۹۶۵ به وسیله پل تویچل بنیانگذاری شده را تبلیغ و پخش کرده است. در صورتی که خانم داوری به جرم افساد فی الارض ـ به دلیل ترجمه کتاب «پنجه زمان» تویچل ـ اعدام بشود، قوه قضاییه موظف است که جنتی و چه بسا همراهان او را نیز به جرم افساد فی الارض محاکمه نماید. در غیر این صورت، قوه قضاییه می بایستی دلیل خود را برای جانبداری از نوشته های الیجا محمد درکتاب «فقه زمان» درباره «امام زمان» اعلام کند.

جمهوری اسلامی با اعمال سیاست های مخوف ضد آزادی اش، سالهاست که مردم ایران را در سیاهچال زمین و زمانه اسیر کرده است. در مقابل اینهمه تیره بختی مردم ایران، ستاره اقبال آیت الله جنتی بیش از پیش در آسمان قدرتمداری جمهوری اسلامی می درخشد. پس از دیدار با فراخان در سال ۲۰۱۶، آیت الله جنتی به عضویت «مجلس خبرگان» انتخاب شد،نهادی که وظیفه خطیر انتخاب رهبری نظام را بر عهده دارد. در بیست و چهار ماه می ۲۰۱۶، اعضای مجلس خبرگان که خود را نماینده ۵۵ میلیون ایرانی رای دهنده تلقی می کنند، با انتخاب جنتی به ریاست مجلس خبرگان، قدرت اول انتخاب رهبر آتی جمهوری اسلامی را بر عهده او گذاردند. شگفتا در کشوری که هزاران نفر در جبهه های جنگ عراق به نام سربازان «امام زمان» شهید و مدفون  شده اند، هیچیک از نمایندگان مجلس خبرگان، احساس وظیفه نکرد که جنتی را به دلیل تساهل دینی او به عقیده «اُمت اسلام» درباره آمریکایی بودن «مهدی» سرزنش کند و صلاحیت احراز نمایندگی و مقام ریاست مجلس خبرگان را از او سلب کند!

 در حکومت امام زمان، این به اصطلاح روحانیان بلند پایه نظام و سرداران سپاه،سوگندشان در پاسداری از «خون شهدا» را فراموش کردند. مگر قرار نبود که شهدایی که به خاک زمین سپرده شده اند، برای همیشه در پناه چهره نورانی امام زمان شیعیان باقی بمانند؟

آیا چنین نظام مملو از دروغ و ریاکاری، هنوز می تواند مدعی رهبری جهان شیعه در جهان باشد؟ با داشتن چنین رهبران مزُوٌری، دیگر نیازی به سوء استفاده تبلیغاتی عربستان سعودی جهت پیشبرد اهداف پلیدش در بهانه گیری برای جنگیدن با ایران نیست. در واقع، نظام جمهوری اسلامی حاکم در ایران، به جای پیروی از مهدی، مثل همیشه، پیرو تز ماکیاول است که هدف وسیله را توجیه می کند.

اصل هیجدهم منشور جهانی حقوق بشر:تساوی آزادی دینی در جهان

پیش از انقلاب بهمن ۱۹۷۹، شاهی در ایران حکومت می کرد که بنابر سنت دیرینه، سایه خدا بر روی زمین تلقی می شد. ولی حتی همین شاهی که ملایان او را برای برگزاری جشن های دو هزار پانصد ساله شاهنشاهی مورد لعن و نفرین قرار دادند – هرگز به سبک جنتی و خنده های بی خیالش در کنار لوییس فراخان – جرات جسارت به «مهدی» را نکرد.

بنابر آنچه در روزهای سی وهفتمین سالگرد انقلاب در ایران رخداد، می توان گفت که در ایران امروز، هم تابناکی«مهدی» مذهب شیعه در کسوف فرو رفته و هم  فره ایزدی خاموش شده است! ما دیگربار شاهدیم که جمهوری اسلامی با توسل نفرت انگیز به اسلام سیاسی برای پیشبرد اهداف خودش تا آنجا پیش می رود که حاضر است حتی مهدی ساختگی«اُمت اسلام» آمریکایی را جانشین امام زمان کند! اگر چنین است، پس می بایستی این خود رهبر خواندگان اُمت حزب اللهی نظام جمهوری اسلامی، ذره ای وجدان را در خود سراغ کنند و همان آزادی دینی و مدارایی را که نسبت به  آمریکایی های پیرو فرقه دینی اقلیت «اُمت اسلامی» به سرکردگی محمد فَرد، الیجا محمد و لوییس فراخان روا می دارند، برای همه ایرانیان پیرو هر دین و فرقه ای، از جمله پیروان باب و بهاء الله نیز روا بدارند.

 آقای تیلرسون،

در امر وجدان و آزادی باور دینی، هیچ اجباری نمی بایستی در کار باشد. ایالات متحده آمریکا و سازمان ملل باید از مقامات جمهوری اسلامی بخواهند که تعهدشان را در قبال اجرای اصل هیجدهم منشور جهانی به جای آورند.در غیر این صورت، به دلیل آنچه شرحش داده شد، نخستین کسانی که می بایستی به جرم بدعت در دین محاکمه بشوند، خود اینها هستند.

اگر چه ایرانیان از زبان شاعر بزرگشان، خواجه حافظ شیرازی، نیک می دانند:

واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند

مشکلی دارم ز دانشمند مجلس باز پرس

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

گوییا باور نمی دارند روز داوری

کاین همه قلب و دغل در کار داور می‌کنند

یا رب این نو دولتان را با خر خودشان نشان

کاین همه ناز از غلام ترک و استر می کنند

یک سپتامبر ۲۰۱۷

 

 

Amir Soltani (Sheikholeslami) is the co-author of Zahra’s Paradise and a board member of PEN Center, USA.

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This