Select Page

گفت وگو با نیلوفر بیضایی درباره “در این مکان و در این زمان” /علی صدیقی

گفت وگو با نیلوفر بیضایی درباره “در این مکان و در این زمان” /علی صدیقی

رودررو با چهره های متناقض زندگی

نیلوفر بیضایی نمایشنامه نویس و کارگردان تئاتر در تازه ترین کار نمایشی خود به سراغ داستان های کوتاه نویسنده نامدار ایرانی مهشید امیرشاهی رفته و با تنظیم پنج داستان کوتاه از این نویسنده در قالب نمایشی اپیزودیک،”در این مکان و در این زمان” را روز شنبه ۲۸ اکتبر۲۰۱۷، برای اولین بار در شهر فرانکفورت به صحنه خواهد برد. در این نمایشنامه که کار آماده سازی آن از ۱۰ ماه قبل آغاز شده، مرتضی مجتهدی، ژاله شعار و هرمین عشقی بازی دارند و آزاده بهرامی(آرتمیس) با موسیقی زنده و آواز، نیلوفر بیضایی را در اجرای این نمایش همراهی خواهد کرد.

 

نیلوفر بیضایی از جدی ترین و پرکارترین هنرمندان تئاتر خارج از کشور است و کارگردانی نمایشنامه “در حضور باد” نوشته بهرام بیضایی و نمایشنامه”چهره به چهره تا آستانه فصل سرد” نوشته نیلوفر بیضایی، از آخرین آثاری است که این کارگردان پیش از این، به صحنه برده است.

و خبر خوب برای دوستداران آثار مهشید امیرشاهی این که، این نویسنده مشهور ایرانی که عموما در نشست های هنری کم تر حضور می یابد در دو شب نخست اجرای “در این مکان و در این زمان”( ۲۸ و ۲۹ اکتبر)، درسالن اجرای نمایش در اینترنشنال تئاتر فرانکفورت حضور خواهد داشت.

در گفت وگوی زیر که به طریق کتبی و یک هفته قبل از اولین اجرای “در این مکان و در این زمان” صورت گرفته، نیلوفر بیضایی به پرسش های “شهروند”پاسخ گفته است.

علی صدیقی

عکس از وحید منجزی

اجرای تازه ترین کار نمایشی شما “در این مکان و در این زمان”  قرار است از روز ۲۸ اکتبر ۲۰۱۷ در شهر فرانکفورت آغاز شود، می دانیم که برای این کار به سراغ داستان کوتاه  رفته اید و از داستان های یکی از نویسندگان برجسته ایران که خاصه در حوزه نثر و زبان، نخبه گرا است بهره برده اید. “در این مکان در این زمان” تا به صحنه آمدن چقدر وقت برده است؟

ـ از زمانی که تصمیم گرفتم این پروژه را عملی کنم تا به امروز چیزی نزدیک به ده ماه. اما ایده ی به صحنه بردن نمایشی از متن های خانم امیرشاهی به بیش از دوازده سال قبل باز می گردد. خانم امیرشاهی داستان کوتاهی دارند بنام “مه دره و گرد راه”. همین داستان و ترسیم دقیق و زیبای دنیای ذهنی بسیار متفاوت یک زن و یک مرد در آن، مرا از همان زمان به این فکر انداخت که داستان های ایشان را به نیت اجرای صحنه ای بخوانم، اما به دلیل پروژه های دیگری که در این سالها پیش آمد، به صحنه بردن آثار ایشان تا امروز به تعویق افتاد. البته ایده به صحنه بردن متون ادبی، در سال های پیش از آن در ذهن من شکل گرفته بود و دو نمایش نیز بر همین اساس به صحنه برده بودم. یکی در سال ۲۰۰۲ که نمایشی بر اساس داستانهای کوتاه خانم مینا اسدی با نام “سه نظر درباره ی یک مرگ” را به صحنه بردم و دیگری در سال ۲۰۰۴ که داستان بلند”بوف کور” از صادق هدایت را به صورت نمایش اجرا کردم. اصولا کارکردن با متن های ادبی برای صحنه یکی از مشغله های من در تمام این سالها بوده است. در مورد خانم امیرشاهی و آثارشان، من بر خلاف شما معتقد نیستم که ایشان در نثر و زبان نخبه گرا هستند. خود ایشان در جایی گفته اند که در ادبیات به دنبال”تعهد و مسئولیت” به معنای از پیش تعریف شده ی کلیشه ای اش نبوده و نیستند، بلکه همواره تلاش کرده اند که بنویسند و خوب بنویسند و اینکه نثر ایشان خلاف بسیاری از مدعیان تعهد در ادبیات برای همگان قابل فهم است و به راستی نیز چنین است. منتها کاری که ایشان در ادبیات می کنند این است که در قالب موضوعاتی از زندگی روزمره که حتی در جاهایی پیش پا افتاده به نظر می آیند، به اعماق جامعه ی ایران با همه ی تناقضاتش از زاویه ی یک منقد اجتماعی نقب می زنند.

“در این مکان و در این زمان” به نظر خوانش نمایشی شماست از تعدادی از داستان های کوتاه خانم مهشید امیر شاهی. با این که زبان نوشتاری ممتاز این نویسنده از ویژگی های مهم داستان اوست، آیا اجرای صحنه ای خواهد توانست خصوصیت زبان داستانی او را حفظ کند، و یا اساسا نمایش قرار نیست چنین وظیفه ای داشته باشد و شما از بیش از هر چیز به ظرفیت های نمایشی داستان ها توجه داشته اید؟

ـ همانطور که اشاره کردید، زبان و پالایش آن از بی دقتی های رایج و همچنین در نظر گرفتن ساختارهای زبانی مناسب شخصیتها و موقعیت جغرافیایی و اجتماعی آنها در آثار خانم امیرشاهی نقش بسیار مهمی بازی می کنند.

مسلم است که من نیز تلاش کرده ام تا به این نکته ی مهم در اجرای صحنه ای وفادار بمانم، اما همانطور که باز خودتان اشاره کردید در تئاتر این تنها حوزه نیست، بلکه یکی از ستون های چه بسا مهم کار است. نکته ی مهم دیگر تلاش برای گسترش ظرفیت های متن از طریق پرداخت صحنه ای و تصویری و در عین حال یافتن پیوندهای محتوایی و فکری در میان آثار نویسنده است.

گویا برای تنظیم متن از پنج داستان کوتاه و بخشی از رمان”در حضر” استفاده کرده اید، آیا تماشاگر، روند نمایش را در قطعات نمایشی اپیزودیک با درونمایه مشترک و با فاصله دنبال خواهد کرد و یا نمایش، مجموع داستان ها را در قالب یک روایت تعریف می کند؟

ـ در نمایش مرتب از فضایی به فضای دیگر می رویم و از اپیزودی به اپیزود دیگر، اما این روند با فاصله نیست و روند تغییر اپیزودها با سرعت زیاد انجام می شود. در واقع این اپیزودیک بودن وقفه ای در روند و خط قرمز ممتدی که من برای مجموعه ی داستانها یافته ام، ایجاد نمی کنند و توانسته ایم یک سیر منطقی در تغییر روندها و فضاها بیابیم.

 

آیا داستان های انتخابی شما از الگوهای روایی و نظرگاه های یکسانی برخوردار بوده اند و یا شما برای اجرای صحنه ای، داستان ها را به شیوه روایی خود تنظیم کرده اید؟

ـ من تلاش کرده ام تا شیوه ی روایی خود را در این اجرا بیابم. فصل مشترک داستان ها این است که راویان اصلی همه زن هستند و می توانند داستان های رو در رویی یک زن در دوره های مختلف زندگی اش از نوجوانی تا میانسالی باشند در مواجهه با فضای متناقض محیطی که در آن رشد کرده است و نتیجه ی این تناقضات همان چیزی ست که منجر به انقلاب اسلامی می شود.

در مصاحبه ای گفته اید پسند و نگاه شما به داستان و متن نمایشی مینی مالیستی است. آیا تعریف مینی مالکم، زیاد است”را در داستان های خانم امیر شاهی یافته اید، یا خود در پرداخت نمایشی به ایجاز مینی مالیستی نزدیک شده اید؟

ـ من در آن مصاحبه به پرداخت صحنه ای اشاره داشته ام که در تمام آثارم تا به امروز در کار تئاتر برایم مهم بوده است. به این معنی که از طریق تقلیل به تکثیر برسیم و یا از حداقل به حداکثر. یک میز در حین اینکه در یک صحنه تنها به عنوان میز مورد استفاده قرار می گیرد، ممکن است در صحنه ی دیگری با اضافه کردن یک ابزار ساده یا حتی یک تغییر کوچک در جهت تبدیل به تابوت بشود و یا قایق و یا ماشین. می تواند خود به یک راوی یک داستان بدل شود و دیگر به عنوان یک شیء بیجان نگریسته نشود. این تنها یک مثال بود. هم ابزار، هم بدن و بیان بازیگر و هم صدا و موسیقی و همه ی عواملی که در تئاتر مورد استفاده قرار می گیرند، می توانند با این استفاده ی حداقلی که اصلا کار ساده ای نیست، به راویان روایت های چند لایه و تو در تو بدل شوند. در عین حال خانم امیرشاهی علیرغم اینکه بر رئالیستی بودن داستان هایشان تاکید دارند، در ایجاد فضاهای سوررآل نیز استادند. نمونه اش داستان لابیرنت و یا داستان در این مکان و در این زمان که تیتر نمایش را از آن وام گرفته ام.

در انتخاب داستان ها بیش از هر چیز به درونمایه مشترک آثار نظر داشته اید یا رخدادهای داستانی مورد توجه شما بوده است؟

ـ توجه من بیشتر به سمت درونمایه ی مشترک بوده است که خود وسیله ای ست برای تعریف کردن یک داستان جدید و یا یک فرا داستان.

می دانیم که نمایش در این مکان در این زمان نخستین برداشت نمایشی از آثار خانم امیرشاهی است، با توجه به حساسیت های خاص در نگارش داستان با زبانی قدرتمند، آیا به روند کار شما نظارت داشته اند و در جریان تمرین کار بوده اند؟

ـ خانم امیرشاهی با سخاوت تمام و تنها با تاکید بر اینکه در متن دست نبرم و ترکیب جملات تغییر نکنند، از همان آغاز نخواستند کوچکترین نظارتی بر چگونگی کار من داشته باشند و خواستند دست من را باز بگذارند. من به دلیل اعتمادی که ایشان به من کردند، همواره ممنونشان خواهم بود. البته این به این معنی نیز هست که مسئول هر کاستی و لغزش احتمالی نیز شخص من خواهم بود و لاغیر.

 

به نظر نمایش “در این مکان و در این زمان” با توجه به پیشینه شما در کار تئاتر و استفاده از داستان های مهشید امیرشاهی در روایت صحنه ای، اتفاقی مهم در تئاتر ایرانی تبعید در حال شکل گیری است، شما چقدر به موفقیت این اثرتان امیدوارید؟

ـ پاسخ این سوال شما را من نمی توانم بدهم. پاسخ دادن به این سئوال کار منتقدان و همچنین تماشاگران تئاتر است. در نتیجه من نیز همچون شما با کنجکاوی تمام منتظر پاسخ این سئوال می مانم.

عکس ها از سیمین متین

(Visited 1 times, 4 visits today)

About The Author

علی صدیقی

*علی صدیقی، نویسنده و روزنامه نگار، ساکن نروژ. سردبیر سابق ویژه های ادبی نقش قلم(1367تا 1372)، هنر و اندیشه گیله وا ( 1373 و 1378) ، و روزنامه خزر در شهر رشت ( 1375 تا 1378).

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This