Select Page

سوسیالیسم پس از برادران کاسترو/ برگردان : شهباز نخعی

سوسیالیسم پس از برادران کاسترو/ برگردان : شهباز نخعی

کوبا بازارِ بدون سرمایه داری را می خواهد

Renaud Lambert

رائول کاسترو رییس جمهوری اعلام کرده که درسال ٢٠١٨ سمت خود را ترک خواهد کرد. میگوئل دیاز- کانل، که حس می شود جانشین او خواهد شد، یک سال پس از ورود چریک های انقلابی به هاوانا در سال ١٩۵٩، به دنیا آمده است. چنین انتقال قدرتی ـ در چهارچوب آنچه که آقای کاسترو کوشیده در راه «روزآمد کردن» نحوه اقتصاد کوبا انجام دهد ـ یک انقلاب کوچک محسوب می شود.

خودروهای کهنه و قراضه آمریکایی، نماهای مخروبه ساختمان ها، زیبایی متروک شده: برای بیشتر بازدیدکنندگان زندگی روزمره کوبا نشان دهنده افت ارزش گفتمان سیاسی آن است. جزیره کمونیست در گذشته درجا زده است. بوی نفتالین تنها هنگام استنشاق پارافین ازبین می رود. رائول کاسترو رییس جمهوری که ٨۶ سال دارد، به ندرت سخنرانی های خود را بدون فوت کردن شمع سالگرد چیزی آغاز می کند: «پنجاه و پنجمین سال اعلام شاخصه سوسیالیستی انقلاب»، هنگام گشایش کنگره هفتم حزب کمونیست کوبا (PCC)در ١۶ آوریل ٢٠١۶؛ «صد و شصت و یکمین سال تولد قهرمان ملی خوزه مارتی» هنگام افتتاح بندر ماریل، در ٢٧ ژانویه ٢٠١۴؛ «پنجاه و پنجمین سال پیروزی انقلاب»، هنگام ختم نشست هشتمین دوره قانونگذاری مجلس ملی، در ٢١ دسامبر ٢٠١٣…

از میدان انقلاب در هاوانا، تا نقاشی های بزرگ ورودی شهر «سی ین فوئگوس»، چهره قهرمانان «سی یرا مائسترا» در همه جا به چشم می خورد، این شاید بیشتر یادآور روزگاری سپری شده باشد تا روایت یک واقعه جدید.

جزیره اما بدون تحرک، بی تردید در زمان حال سیر می کند: انقلابی که همچنان مورد منازعه است.

نزدیک به ۶٠ سال پس از «پیروزی» انقلاب، کسی نمی داند که انقلابی های ریشو تا چه حد از روند تحول کشوری که برای آن زندگی خود را فدا کردند رضایت دارند. اگر ارنستو «چه» گِوِارا زنده شود، آیا سرزمین میزبان خود را خواهد شناخت؟ آیا تداوم مبارزه او را به اندازه دگرگونی ها تکان خواهد داد؟ چندان اطمینانی نیست، زیرا روزنامه نگاری که در سال ٢٠١١ جزیره را زیرپا گذارده بود، ۶ سال بعد، به زحمت می تواند آثار گذشته ای نه چندان دور را بازیابد…

موزه انقلاب در هاوانا. تالارهای کاخ پیشین ریاست جمهوری گویای جزییاتی است که افت و خیزهای مکرر چریکی را باز می گوید: حمله علیه پادگان «مونکادا» در ٢۶ ژوییه ١٩۵٣؛ سوار شدن بر کشتی «گرانما» در ٢۵ نوامبر ١٩۵۶؛ ورود پیروزمندانه فیدل کاسترو به هاوانا، در ٨ ژانویه ١٩۵٩ (١)… روایت نبردهای خارق العاده تا درگیری های مخفی جنگ سرد؛ تنها یک اتاق به مسائل اقتصادی و اجتماعی اختصاص داده شده است. حتی همین یک اتاق هم درحال بازسازی است و از بازدید کنندگان خواسته می شود که به سرعت از آن بگذرند.

باید از سد امنیتی ـ با اجازه مسئولی که بی حیایی بر بیحالی اش می چربد ـ گذر کرد تا به تابلویی که به شکل نامناسب کنار دیوار گذاشته شده رسید. روی آن «صفحه اول» نسخه ١۶ مارس ١٩۶٨ «گرانما»، ارگان رسمی حزب کمونیست کوبا چاپ شده است. در این نوشته با حروف درشت، فیدل کاسترو وعده می دهد که: «ما فضا را درست خواهیم کرد، همه چیز را پاکسازی می کنیم. ما از کارگران مردمی واقعی خواهیم ساخت». درسطرهای پایین تر، روزنامه جزییات اقدامات «تهاجم انقلابی»ای که رهبران اعلام کرده اند را شرح می دهد:«مقامات همه کسب کارهای خصوصی باقی مانده درکشور را ملی می کنند(…) نه فقط از بارهای خصوصی سلب مالکیت می شود، بلکه همه بارها، از جمله آنهایی که متعلق به دولت است هم بسته شده اند». فیدل کاسترو نتیجه گیری می کند که: «ما می باید به مردم بیاموزیم که تنها چیزی که می توانند برای رفع نیازها از آن بهره برند، که می توانند ثروت به حساب آورند، کار، عرق جبین و تلاششان است».

در دو قدمی حیاط پشتی موزه، که در این ماه آوریل گردشگران معذب از گرما سرگرم تماشای یادگارهای چریک ها هستند، خدمتکاران «چاچاچا» جست و خیز کنان با آهنگ یکی از ترانه های مادونا در حرکتند: «برای آن که ما در دنیایی مادی زندگی می کنیم، و من دختری مادی هستم…». این رستوران خصوصی ـ خاص هاوانا ـ حدود ١٨ ماه پیش افتتاح شده است. ١٠ خدمتکار غذاهایی را عرضه می کنند که از غذاهای بهترین قصرها گوی سبقت می رباید: فیله مینیون خوک با ژامبون سرانو (حدود ١۴ یورو)، ماهی تازه سرخ شده با سیر (حدود ١٣ یورو)، خرچنگ سرخ شده (حدود ١٩ یورو). در اینجا قیمت ها به پزوی قابل تبدیل (موسوم بهCUS)محاسبه شده است. ارزی که در آغاز مختص بخش گردشگری بود اما اکنون در همه جا از آن استفاده می شود. در کنار این پول «قوی» که همتای دلار است، پول دیگری هم جریان دارد: پزوی سنتی که ارزش آن ٢۵ برابر کمتر است. درحالی که حداقل دستمزد در کوبا ٢٢۵ پزو (معادل ٨ یورو) است، نوشیدن یک «موهیتو» در چاچاچا حدود ۵ CUSخرج برمی دارد.

در سال ٢٠١٠ حدود ١٠٠ رستوران مخصوص (Paladares)در هاوانا وجود داشت؛ امروز این تعداد از ١٠٠٠هم بیشتر شده است. یکی از آشنایان به بخش هتل داری، که مانند بسیاری از مخاطبان ما ترجیح می دهد هویتش فاش نشود (٢) می گوید: «بی تردید، حدود ١٠ تا از آنها گردش کاری بیش از یک میلیون دلار در سال دارند».

 

مقررات سخت، مردم نرم

توضیح این دگرگونی؟ «روزآمد سازی سوسیالیسم کوبا»، روند اصلاحاتی است که آقای رائول کاسترو از زمان رسیدن به ریاست جمهوری (کفالتی در سال ٢٠٠۶ و به صورت انتخابی از سال ٢٠٠٨) دنبال کرده و کنگره سال ٢٠١١ (٣) آن را تصویب کرده است. رییس جمهوری درعین اعلام پیگیری سیاست های برادر بزرگ خود، در زمینه افزایش شمار «کارگران مستقل»ی کار کرده که اکنون به صورت رسمی از آنان دعوت می شود که در رژه اول ماه مه شرکت کنند. این کارآفرینان گرمسیری می توانند به یکی از ٢٠١ شغل مجاز، غالبا دستی یدی، اشتغال داشته باشند: تنظیم کننده آلات موسیقی، بنا، کرایه دهنده لباس های شب، دلقک، فروشنده دوره گرد محصولات کشاورزی، گرداننده سگ، رستوران دار… آیا فیدل کاسترو می خواست بخش خصوصی را ازبین ببرد؟ شمار کسانی که به طور مستقل کار می کنند(cuentapropistas) از ١۵٠ هزارتن در سال ٢٠١٠، به بیش از نیم میلیون تن درسال ٢٠١۶ رسیده و بخش خصوصی (کسانی که برای خود کار می کنند و تعاونی ها) ٣٠ درصد ازکل جمعیت فعال (حدود ۵ میلیونی) را تشکیل می دهند.

مراکز شهرها دستخوش فعالیتی است که تاکنون نادر بوده است. هاوانا ناظر نخستین راه بندان های (کوچک) خود به ویژه در جاده ساحلی «مالسون» است. در بیرون از پایتخت هم گاه عبور و مرور سخت می شود. خیابان اصلی «کاردناس» در شرق جزیره، به کندوی زنبوری شباهت دارد که در آن تاکسی های دوچرخه ای و گاری ها در روی باریکه های آسفالت از روی دست اندازها و چاله چوله ها از هم سبقت می گیرند. در «ترینیداد» در ساحل کارائیب از سال ٢٠١٠ شمار رستوران ها ٩ برابر شده است. حتی یک فضای همکف خیابان نیست که در آن چیزی فروخته نشود: یادگاری های چرمی یا چوبی، اشیاء کوچک و ارزان قیمت دکوراتیو، مجسمه های بومیان «سیو»، نقاشی هایی که به زحمت می توان تفاوتی بین آنها قایل شد و همیشه و در همه جا تصویر «چه» در روی فنجان، کلاه، تی شرت و زیرسیگاری. همه کسانی که از آنها پرسش می کنیم می گویند «در دوران رائول کشور بیش از ۵٠ سال دوره انقلاب تغییر یافته است» زیرا «روزآمد سازی» محدود به کارآفرینانی که برای خود کار می کنند نیست.

روی درخت های «پاسئو دل پرادو»، یکی از خیابان های سایه دار مرکز پایتخت، آگهی هایی چشم را به سوی خود می کشاند: «برای فروش: خانه دوطبقه، آماده اسباب کشی، بیایید و مستقر شوید، ٢۵ هزار دلار». «برای فروش: آپارتمان کاپتیالیست، مرکزشهر هاوانا، ١٨ هزار دلار». از سال ٢٠١١، کوبایی ها می توانندبه خرید و فروش ملک از جمله «کاپیتالیست» یعنی ساخته شده پیش از انقلاب بپردازند. (به ما توضیح داده می شود که ساخت پیش از انقلاب به معنی «داشتن کیفیت» است). در اینجا هم مانند مشاغل خصوصی اکنون مجاز، که پیش از سال ٢٠١١ به صورت مخفیانه انجام می شد، بازار املاک نیز سربرآورده است. اکنون خرید و فروش ملک در چهارچوب معین قانونی است: تنها ساکنان کوبا می توانند مالک یک ملک شوند. با این حال، در کوبا قوانین سخت ولی مردم نرم هستند.

به گروهی که در گرمای بهاری زیر یک درخت جمع شده اند نزدیک شده و می پرسم: «کجا می توانم یک واسطه املاک پیدا کنم؟». زنی جوان با ارائه کارت خود می گوید: «من این کار را می کنم». شغل واسطگی املاک در ردیف ١۴٨ مشاغل اخیرا اجازه داده شده قراردارد. او به یک دفتری که فهرست املاک فروشی درآن ثبت شده نگاه می کند. درخواست یک خارجی برای خرید ملک موجب تعجب او نمی شود و برای مشکلی که وجود دارد هم راه حلی ارائه می کند: «با یک زن کوبایی ازدواج کن، کار تمام است». هزینه عملیات؟ «حدود ٢۵٠٠ دلار». برای این که معامله ملک اعتبار قانونی یابد، ازدواج باید ۵ سال ادامه داشته باشد». اما، واسطه تصریح می کند که: «زن جوانی که به تو معرفی می کنم، آنقدر زیبا خواهد بود که نخواهی توانست او را ترک کنی».

فرناندو، یک هنرمند، با غش غش خنده ای که بدنش را به لرزه انداخته می گوید: «٢۵٠٠ دلار؟ او کاملا دستت انداخته، غالب افراد بدون پول ازدواج می کنند. می توانی تصور کنی که با تابعیت دوگانه چه مقدار پول می شود به دست آورد؟». در اکتبر ٢٠١٢، هاوانا محدودیت های مربوط به سفر اتباع خود به خارج را لغو کرد (۴). کوبایی هایی که تابعیت دوگانه داشته باشند، نیازی به دریافت ویزا برای رفتن، به عنوان مثال، به فرانسه ندارند و با چمدان های مملو از مواد مصرفی که در بازگشت به قیمت طلا فروخته می شود به کوبا بازمی گردند. فرناندو توضیح می دهد که: «شمار زیادی از مردم تنها از این راه زندگی می کنند».

درپی نزدیکی دیپلوماتیک بین واشنگتن و هاوانا از سال ٢٠١۵ به ابتکار باراک اوباما و رائول کاسترو (۵)، «نخستین های تاریخی» متعددی رخ می دهد: نخستین کنسرت رولینگ استون؛ نخستین فیلم برداری یک فیلم پرهزینه هالیوودی (تند و خشماگین ٨)؛ ساخت نخستین هتل «بیش از» پنج ستاره؛ نخستین نمایش مد (سازماندهی شده توسط شانل وکارل لاگرفلد)؛ نخستین رزرو اتاق توسط تارنمای «ایربی اند بی» که اکنون در کوبا مشغول به کار است؛ نخستین پهلوگرفتن یک کشتی مسافرتی تفریحی آمریکایی (از سال ١٩۵٩… در سال ١٩۶١ انقلابی ها مزدوران اجیرشده توسط واشنگتن را از خلیج خوک ها به عقب راندند). در سال ٢٠١٧، مجله « How to spend it» نتیجه گیری می کرد که «سال فوق العاده ٢٠١۶» پیامی را منتقل کرده است: «تسخیر جزیره توسط آمریکایی ها رسما آغاز شده است» (۶).

 

به بازار آزاد برج هاوانا خوش آمدید

سال گذشته کوبا پذیرای ۴ میلیون گردشگر بود. رکوردی که درآمد ارزی حاصل از آن در ردیف سوم (پس از درآمدهای ناشی از ارسال پزشکان به کشورهای دیگر و دریافت پول از خارج از کوبایی های مهاجر) قرار داشت. در حالی که در ٢٠ سال گذشته رشد فعالیت ها بین ۵ تا ١٠درصد بوده، سال ٢٠١۶ شاهد رشد انفجارآمیز سفر از آمریکا به کوبا بود: «۶٨۵ هزار تن که ٢٨۶ هزار تن از آنها کوبایی-آمریکایی هایی بودند که در آمریکا زندگی می کنند. این رقم نسبت به سال ٢٠١۵، ٧۴ درصد رشد داشت). درسال ٢٠١٧ این رقم می تواند کاهش یابد: آقای دونالد ترامپ وعده داده که دربرخی از اقدامات بسط و توسعه روابط سلف خود تجدیدنظر کند و توفان ایرما هم در ماه سپتامبر بخشی از زیرساخت های سواحل شمالی را ازبین برده است. اما، آیا گردشگران در دراز مدت از لذتی که جزیره به آنها عرضه می کند چشم می پوشند؟

یکی از کارشناسان بخش گردشگری به روزنامه «ها تو اسپند ایت» توضیح می دهد که: «کیفیت تجربه ای که در کوبا به دست می آورید درجه یک است»، زیرا برای گردشگران بافرهنگ هیچ چیز دلپذیرتر از آمیختن ساحل های بهشت آسا با محتوای فرهنگی نیست و در این زمینه انقلاب دستاوردهای راضی کننده ای برای مهمانان خود تدارک دیده است: «اگر شما به مطالعه “افروسانتریسم” [دانش متمرکز بر تاریخ و رفتار سیاهان آمریکا] علاقمند باشید، می توانید با یک تاریخ دان مورد احترام، یک نماینده متخصص موسیقی هیپ هاپ یا هوادار جنبش زنان سیاه در محله های مردمی دیدار کنید (…). گفتگو با یک «هوادار جنبش زنان سیاه در محلات مردمی»، البته گفتگو همراه با خرخر یک بادبزن و یک موهیتوی خنک انجام می شود. کارشناسان آمریکایی حتی به تجربه هایی هوشمندانه درمورد دگرباشان جنسی (لزبین، گی، دوجنسی و تغییر جنسیت داده)، مانند صرف شام با نخستین عضو مجمع دگرباشان می اندیشند. آژانس مسافرتی «آن کوبا تراول» هم به نوبه خود اعلام کرده که در برج بازار آزاد هاوانا یک گردش دسته جمعی هدایت شده سازماندهی کرده که درآن هرچه که شهر به «خدای بازار» هدیه کرده (انواع اقدامات مبتکرانه ای که تجسم بخش «روحیه کارآفرینی» است، بوتیک های مجلل و مراکز بازرگانی…) را نشان می دهد.

چند ماه پیش از کنگره سال ٢٠١١، خوزه آزل، پژوهشگر دانشگاه میامی درمورد اصلاحات اعلام شده توسط رائول کاسترو ابراز تردید می کرد: «روشن است که چیزهای کمی تغییر خواهند کرد (٧)». اکنون می توان خلاف این را گفت. و با این حال…

«رائول کارهای زیادی کرده، اما از زمان دیدار اوباما در مارس ٢٠١۶، چیزی خلاف انتظار همه رخ داده است: چیزی مانند انجماد روند نزدیکی در این سو و آن سوی تنگه فلوریدا» اقتصاددانی که پذیرای ما شده به این شهرت داشت که حرفش در سال ٢٠١١ دررییس جمهوری کاسترو اثرگذار بود و برخی حتی او را الهام بخش گشایش اقتصادی کوبا می دانند. عمر اورلنی پرز از مرکز مطالعه اقتصادی کوبا در دانشگاه هاوانا به خاطر این که زیادی با روزنامه نگاران خارجی گفتگومی کرده اخراج شد. اخراج او به ویژه نشان دهنده توانایی مخالفان اصلاحات آقای رائول کاسترو ـ  در دستگاه حکومت- و ایجاد مانع در راه تحقق هدف های او است، زیرا وضعیت عمومی وخیم تر شده است.

پرز ادامه می دهد که: «اوباما باید کارهای بیشتری می کرد. هرچه او پیشتر می رفت، عقب نشستن ترامپ دشوارتر می شد. با آن که به کاخ سفید آمدن میلیاردر نیویورکی برای کوبا خوشایند نیست، در جبهه داخلی مشکلات این کشور حتی پیش از وقوع توفان ایرما روی هم انباشته شده بود. در زمینه اقتصادی، به ویژه درسال ٢٠١۶، کشور دستخوش یک رکود (٠.٩ درصدی) برای نخستین بار پس از «دوره خاص زمان صلح»ی که به فروپاشی اتحاد شوروی منجر شد و بین سال های ١٩٩١ و ١٩٩۴ تولید ناخالص داخلی را ٣۵ درصد کاهش داد شده بود: «حکایت اعلام یکمرگ بود: باید شک می کردیم که وابستگی مان به ونزوئلا، درصورت بروز مشکل در آن کشور، برایمان عوارضی خواهد داشت».

 

«اینجا علیه ثروت مبارزه می شود»

سقوط بهای نفت، بحران سیاسی پایان ناپذیر: درسال ٢٠١۶ تولید ثروت در ونزوئلا یک پنجم کاهش یافت و این درحالی بود که تورمی ٧٠٠ درصدی وجود داشت. کاراکاس که تا آن زمان روزی ١٠٠ هزار بشکه نفت با قیمت یارانه ای به کوبا می فروخت، در سال ٢٠١۶ این میزان را ۴٠ درصد کاهش داد. بنابراین می باید در مصرف سوخت صرفه جویی می شد: برخی از دفاتر دولتی زودتر تعطیل می شدند، به جای روشن کردن تهویه مطبوع پنجره ها را می گشودند. روشنایی معابر عمومی از پیش هم کمیاب تر شد. آقای رائول کاسترو در ژوییه ٢٠١۶ دستور داد: «همه هزینه های غیر ضروری باید قطع شود». این درحالی بود که ویژگی تنها بخش اقتصادی درحال رشد یعنی گردشگری ولع برای انرژِی بود: گفتگو با «یک هوادار جنبش زنان سیاه در محلات مردمی»، البته گفتگو همراه با خرخر یک بادبزن و یک موهیتوی خنک انجام می شود.

ونزوئلا مقصد بیشتر خدماتی است که هاوانا، عمدتا درعرصه پزشکی (٣٠ هزار پزشک درسال ٢٠١۶)، صادرمی کند. کارملو مزا لاگو، اقتصاددان می گوید: «بخش مربوط به بازرگانی با ونزوئلا درسال ٢٠١٠ حدود ٢١ درصد اقتصاد کوبا بوده است» (٨). اکنون برآوردهایی دیگر این مقدار را ٢۵ درصد می دانند. با آن که برزیل کمی بیش از ۴ هزار پزشک کوبایی را پذیرفته، تنگناهای مقرراتی آن بسیار زیاد است. بدون آن که جای شگفتی باشد، اپوزیسیون ونزوئلا اعلام کرده که قصد دارد روابط خود را با کوبا قطع کند و از رییس جمهوری نیکولاس مادورو به عنوان عروسک خیمه شب بازی کوبا نام می برد.

پرز دنباله سخن خود را از سرمی گیرد: «همه اینها را می دانستیم. به ویژه به همین خاطر بود که اصلاحات ضرورت داشت، اما رائول در میانه عبور از تنگنا متوقف شد. برای آن که گام های ابتدایی او به ثمر برسد لازم بود که گام های دیگری برداشته شود، ولی نه: به سیاست قطره چکانی بازگشتیم و مشکلات ظاهر شدند». مشکلاتی مانند کمبودها و پدیده احتکار.

با آن که گشودن رستوران یا فروش پیتزا در خیابان قانونی است، حکومت زنجیره  ی تدارکاتی لازم برای بخش رستوران داری را پیش بینی نکرده بود، بنابراین رستوران ها [برای تامین نیازهای خود] مغازه ها و بازارها را خالی می کردند. نتایج این نوع بهم ریختگی معلوم است: بالا رفتن قیمت ها، که برخی از کوبایی ها را وامی دارد (بیش از پیش) کمربندها را سفت ببندند و رواج سوداگری زیرا اکنون درآمد یک تخم مرغ فروش بیش از یک آموزگار است، و کمبود، مانند اوت سال ٢٠١۴ یا آوریل ٢٠١۶ که یافتن آبجو در کوبا دشوار شده بود.

تلفن پرز سه بار زنگ می زند. او سرانجام گوشی را برمی دارد، مکالمه کوتاه است. گوشی را روی دستگاه می گذارد و با حالتی آزرده سرتکان می دهد: «من با جوانی کار می کنم که کارش درخشان است. درمورد زمان انجام کارهایی که باید برایم بکند توافق می کنیم، هربار همان وضع است، کار به موقع انجام نمی شود. کار او اقتصادسنجی (اکونومتری) است، اما زندگیش از اجاره دادن اتاق به گردشگران تامین می شود. ازاین رو، سعی می کنم با او مدارا کنم که کار اقتصادسنجی را رها نکند، اما او مرتب تلفن می زند که “گوش کن، متاسفم، امشب یک زوج آمریکایی می رسند. آیا می توانم مهلت دیگری داشته باشم؟” این وضع مرا می آزارد، اما با آن سرمی کنم. ولی این برای کشور زیانی قابل ملاحظه است».

در کوبا هیچ کس تصور هم نمی کند که تنها با حقوق خود زندگی کند. با آن که قیمت های رستوران «چاچاچا» درحد قدرت پرداخت گردشگران است، ولی موهیتو را در محله های مردمی هاوانا با یک CUS هم می توان خرید ولی این قیمت معادل سه روز دستمزد حداقلی است… ازاین رو، هرکس باید هرطور می تواند «گلیم خود را از آب بیرون بکشد» (٩). این کار با انجام کارهای مختلف یا نزدیک شدن به بخش های درآمدزا انجام می شود. شمار دارندگان مدرک مهندسی که به عنوان خدمتکار در رستوران کار می کنند یا ناگزیر مهاجرت را برمی گزینند بسیار زیاد است، درحالی که کشور حدود ٢۵ درصد از بودجه خود را صرف آموزش این افراد کرده است.

افزایش حقوق ها درشمار اولویت هایی است که رییس جمهوری اعلام کرده است. این درحالی است که زیاد کردن حقوق ها بدون رشد تولید محصولات و خدمات موجب افزایش تورم خواهد شد. فزون براین، کوبا آمیخته ای خاص از خدمات اجتماعی درحد کشورهای پیشرفته و میزان تولیدی در ردیف کشورهای درحال توسعه است. افزایش تولید برای «نجات» خدمات اجتماعی برنامه ای است که رائول کاسترو می کوشد با استفاده از امکانات حکومت و دعوت از کوبایی ها برای پرداختن به فعالیت خصوصی به انجام برساند. این درحالی است که برخی از رهبران حزب کمونیست کوبا بخش خصوصی را یکی از دشمنان سوگند خورده انقلاب می دانند.

پرز نتیجه گیری می کند که: «مشکل اصلی تحجر ایدئولوژیک بخشی از قدرت است. کشور درحال رکود است، اما نگرانی اصلی آنها این است که مردم بتوانند از خود ثروت داشته باشند. چنان که اقتصاددان گدرو مون رآل می گوید: «درحالی که بیشتر کشورها علیه فقر مبارزه می کنند، کوبا علیه ثروت مبارزه می کند!». متن برنامه کنگره سال ٢٠١۶، تحت عنوان خط مشی حاکی از نوعی سخت ترشدن در قیاس با برنامه پیشین است. برنامه سال ٢٠١١ اعلام می کرد که: «درانواع مدیریت غیردولتی، تمرکز مالکیت توسط اشخاص حقیقی و حقوقی مجاز نخواهد بود». برنامه بعدی ازاین فراتر می رود و «تمرکز ثروت» را نیز ممنوع اعلام می کند. هنگام نشست فوق العاده مجلس ملی در ژوئن ٢٠١٧، که به گفتگو درباره این خط مشی اختصاص یافته بود، موضوعی که بیشترین بحث – با فاصله زیاد –درباره آن صورت گرفت «تهدید» ناشی از انباشت [ثروت] بود.

با این همه، آیا این منحصرا ناشی از تحجر ایدئولوژیک کوبایی است؟ از اجازه پرداخت حقوق برمبنای میزان تولید تا افزایش مبلغ پولی که آمریکایی-کوبایی ها می توانند برای نزدیکان خود بفرستند، دوران کنونی ترجمان رشد نابرابری ها براثر اقدامات رییس جمهوری است. رائول کاسترو به شیوه خود فرمول کلاسیک نظریه سوسیالیسم را چنین بیان می کند: «از هرکس به قدر توانایی، به هرکس به اندازه نیاز» که تحریف شده «از هرکس به قدر توانایی، به هرکس به اندازه کار» تعریف شده در یک سخنرانی دربرابر حزب کمونیست کوبا در ١٧ آوریل ٢٠١۶ است. با این حال، در کوبا هم مانند جاهای دیگر، کار توضیح گر همه چیز نیست. بین ٧٠ تا ٨٠ درصد کسانی که برای خود کار می کنند «کسب و کار» خود را با پولی راه انداخته اند که نزدیکان تبعیدی شان از میامی برایشان فرستاده اند. آنها عموما از خانواده های مرفهی هستند که برنامه سوسیالیستی مخالفشان است. با آن که خرده کارفرمایی ظهوریافته از بخش های مخالف با برنامه سیاسی انقلاب سربرآورده، به ندرت می توان درآن سیاه پوست دید.

رافائل هرناندز مدیر نشریه «تماز» که یک شماره خود را به مسئله نابرابری ها اختصاص داده می گوید: «تا زمان حمله انقلابی ١٣ مارس ١٩۶٨، در اینجا موسسات خصوصی کوچک و متوسط وجود داشت. بین اول ژانویه ١٩۵٩ و آن تاریخ در تصور هیچ کس – نه فیدل و نه چه گوارا – نبود که بگوید بخش خصوصی یک «طبقه بورژوای» بیگانه با انقلاب است. آنچه که رائول می کند، تاکید مجدد بر ایده ای است که بنابرآن بخش خصوصی یک سلول مخرب سرمایه داری که به جامعه کوبا رسوخ کرده باشد نیست. او پس از قانونی کردن بخش خصوصی کاری کرد که فعالیت برای خود مشروعیت یابد».

آنچه می ماند این که، در شرایطی که کوبایی ها نمی توانند قابلیت های فنی و علمی خود را نشان دهند، خود را رودررو با قانون بازاری می یابند که بی گمان بسیار بیرحم و خشن است.

از خدمتکار رستوران خصوصی بزرگ ترینیداد می پرسیم: «آیا صاحب رستوران اینجا کار می کند؟». او با خنده پاسخ می دهد: «آه، نه! او اینجا نیست، استراحت می کند! و چه بهتر، زیرا وقتی می آید فقط برای این است که مرتب دستور بدهد». باز می پرسیم: «و ساعات کارتان؟». زن جوان به سوی آسمان نگاه می کند. هرناندز در ادامه می گوید: «آیا بخش خصوصی با احترام به قانون، به ویژه قانون کار توسعه می یابد؟ این خود مسئله ای است. اگر شما از کسی که در یک رستوران خصوصی کار می کند بپرسید، احتمال زیادی وجود دارد بگوید که صاحب کار از او می خواهد که بیش از ٨ ساعت کار کند؛ قاعده دستمزد برابر درمقابل کار برابر رعایت نمی شود. صاحب کار خیلی مایل به استخدام سیاه پوستان نیست و غیره». راه حل چیست؟ «باید کاری کرد که قانون کار رعایت شود، بدون آن که بخش خصوصی براثر بازرسی های سختگیرانه دچار خفقان گردد. همان طور که، به عنوان نمونه، در فرانسه این کار انجام می شود».

 

بخش خصوصی بدون قدرت سیاسی

به یقین، هنگامی که بخش خصوصی بزرگ شود به قدرتی دست می یابد که درها را برایش به سوی دنیای سیاست بگشاید. چنان که در فرانسه تعریف «بازرسی سختگیرانه» در راهروهای کاخ الیزه را بیشتر کارفرمایان انجام می دهند تا سندیکاها. هرناندز تایید می کند که: «ما در این دغدغه شریکیم. ولی شرایط در کوبا خیلی متفاوت است. من گمان نمی کنم درحال حاضر حتی یک فرد از بخش خصوصی وجود داشته باشد که بتواند در مقامات سیاسی اِعمال نفوذ کند. این امر به این معنی است که در آینده چنین مشکلی وجود نخواهد داشت».

بنابراین در کوبا دو منطق با هم برخورد می کند. خاویر، مهندس فیزیک و راننده تاکسی منطق نخست را به این صورت خلاصه می کند: «دیروز، این اتحاد شوروی بود که هزینه مالی دستاوردهای سوسیالیستی ما را تامین می کرد، امروز گردشگران و کارفرمایان کوچک این کار را می کنند. بنابراین برای نجات انقلاب باید کمی بیشتر به بازار روآورد». دربرابر این تحلیل، که آقای رائول کاسترو نیز مدافع آن است، منطق دیگری وجود دارد که متعلق به اعضای تندروتر حزب کمونیست کوبا و… ضد کاسترویی است. به نظرآنها وارد کردن میزانی از سرمایه داری موجب استحکام سوسیالیسم کوبا نشده بلکه برعکس عمل می کند. خانم ماریا لنترراس سوییت که نماینده دولت اوباما بود دربرابر جمعی از علاقمندان به سرمایه گذاری در کوبا می گوید: «آنچه شما باید صادر کنید، ارزش های آمریکایی و مفهوم سرمایه داری است» (١٠).

بنابراین، موضع قهرمانان «سی یرا مائسترا» چه خواهد بود: تندروی یا اصلاحات؟ شاید آنها پرسش را بیهوده بیابند و همراه با روزنامه نگار فرناندو راوسبرگ یادآوری کنند که: «سوسیالیسم به شیوه اتحاد شوروی هرگز برنامه سیاسی کوبا نبوده است؛ در کوبا سوسیالیسم ابزاری برای نجات انقلاب بوده که پیش از هرچیز برای حفظ استقلال ملی بنا شده بود. در چنین شرایطی، سوسیالیسم باشد یا نباشد، نبرد ادامه خواهد یافت».

 

رواج فراگیر «بسته»

نشستن دربرابر تلویزیون در هاوانا الزاما دلپذیرتر از پاریس نیست. برنامه خبری احترام آمیز نسبت به قدرت حاکم، برنامه های آموزشی خیلی کسل کننده، «گزیده» برنامه های گرفته شده از «تله سور»، که قسمت عمده هزینه آن توسط ونزوئلا تامین شده و به صورت مستقیم پخش نمی شود… کوبایی ها با این برنامه ها چه می کنند؟

ماریلا به ما پاسخ می دهد: «ساده است، تلویزیون نگاه نمی کنند!». اینجا مردم «اِل پاکِتِه» را ترجیح می دهند. در ورای نوآوری کوبایی با هدف دورزدن فیلتر شدن امواج، «اِل پاکِتِه» گزینه ای از مقالات، برنامه های خبری، سریال ها یا مجلات را عرضه می کند. این مجموعه که در میامی ساخته می شود، هر هفته روزهای یکشنبه به قیمت یک تا دو دلار درسراسر کوبا پخش می گردد وهرکس می تواند محتوای مورد علاقه خود را از روی لوح فشرده واسطه فروش ضبط نماید. بنابر نوشته مجله نیویورکر، این مهم ترین موسسه خصوصی کوبا است: حدود ۴۵ هزار «کارمند» و نزدیک به نیم میلیون دلار در هفته گردش مالی دارد. نیمی از کوبایی ها به این مجموعه دسترسی دارند و این حتی شامل مناطقی است که درطول شبانه روز تنها چند ساعت برق دارند.

مجموعه ی روز ۵ ژوئن ٢٠١٧، ٩٢١ گیگااوکت(Go)حجم داشت. درآن انواع فیلم های سینمایی، طبقه بندی شده برحسب نوع (موضوع آن هفته «ماجراجویی» بود)، با بازیگری بروس ویلیس و پیش کسوتی ترمینیتور بود. اطلاعاتی درمورد بازی های ویدیویی تازه به بازار آمده، فیلم ها یا فناوری های نو هم بود. ۴١گیگااوکت آن برنامه های تلویزیون-واقع نما(Reality TV)به انگلیسی و اسپانیایی بود. آخرین انتشارات «روولیکو دات کام»(Revolico.com)، یک تارنمای مخصوص خرید و فروش کالا و خدمات (از جمله خدمات جنسی و روسپیگری)، بازی های ویدیویی برای انواع دستگاه ها، اپلیکیشن های مخصوص تلفن های هوشمند، موسیقی، نقاشی های متحرک ژاپنی، سریال ها («کلاسیک»، «کوبایی»، «جدید»)، برنامه های مستند (جنایت های بزرگ تاریخ، ایالات متحده)، گزینه ای از بخش های برنامه «صدا»، مجلات (مد، ورزشی، تصویری، فناوری). تنها خبرهای سیاسی از جانب نشریات رسمی کوبایی (گرانما، خوونتود ربلد و غیره) است. این ترکیب شاید توضیحی باشد برای این که با وجود ممنوع بودن «اِل پاکِتِه» تحمل می شود.

پانویس ها:

١ـبرای گاه نگاری کامل مراجعه کنید به:

 « Cuba, ouragan sur le siècle », Manière de voir, no 155

٢ ـنام ها همه تغییر کرده اند.

۳- « Ainsivivent les Cubains », Le Monde diplomatique, avril 2011.

۴ـبجز برای بعضی حرفه ها که استراتژیک ارزیابی می شود مثل پزشکی.

۵ ـ مثاله «باز شدن یخ های گرمسیری بین واشنگتن و هاوانا»، لوموند دیپلماتیک، نوامبر ٢٠١۴

http://ir.mondediplo.com/article224…

۶- Lydia Bell, « Cuba’s travel revolution », How to Spend It, Londres, 10 janvier 2017.

۷- José Azel, « So much for Cuban economic reform », The Wall Street Journal, New York, 10 janvier 2011.

۸- Carmelo Mesa-Lago « La reforma de la economíacubana :secuencia y ritmo », Estudios de politica exterior, no 161, Madrid, septembre-octobre 2014.

۹- Lire « Ainsivivent les Cubains », op. cit.

۱۰- Lucie Robequain, « Comment l’Amériquecompteenvahir Cuba », Les Échos, Paris, 5 mai 2015.

منبع: لوموند دیپلماتیک

 

 

 

 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

شهباز نخعی

شهباز نخعی نویسنده در حوزه ی مسائل سیاسی، ساکن اروپا و از همکاران شهروند است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This