Select Page

طنزنوشته های ریزودرشت ـ ۳۸ /میرزاتقی خان

طنزنوشته های ریزودرشت ـ ۳۸ /میرزاتقی خان

یکی از مالباخته های ایران می گفت تازه فهمیدیم که پول های ما چقدر خوشمزه است و چقدر برکت داره. هرکی خورده هم تعریف کرده و هم به یک جایی هم رسیده!

***

آدم وقتی می بیند یا می شنود که یک هنرمند دو سال وگاهی سه سال با همان زن یا همان شوهر زندگی کرده، حیرت می کند. بابا اینهمه امکانات هست، خجالت بکشید…!

***

نه در احادیث که در خبرها آمده است ژاپن تا سال ۲۰۲۰ اتوموبیل آب سوز تولید می کند.

ظاهرن اون دو تا جنی که درآب هستند، یعنی آقای اوکسی جن و خانم هیدرو جن، دست به دست هم می دهند و بلایی به سر ماشین می آورند که می گوید غلط کردم، بنزین نخواستم، با همین آب هم شما را هرجا که بخواهید می برم!

***

من آهنگ های لری را خیلی دوست دارم ولی لهجه لری را حالی ام نمی شود …

دوستی داشتم که اهل خرم آباد لرستان بود . می گفت استاندار آمده بود از ده مان بازدید کنه. دویست سیصدنفری برای تماشا و استقبال جمع شده بودند. کدخدا دست پسرش را گرفت و رفت جلو، به استاندارگفت ای سی خویوم، ای سی یوم پسروم، بقیه هم قابل عرض نیستن!

***

یک شعر مردمی:

خدا آنروز که دنیا را نهاده،

به هر کس هر چه لایق بوده داده.

به بلبل ناله مستانه داده.

به طاووس جبه شاهانه داده.

به جغدان در خرابه لانه داده.

به شیران قدرت مردانه داده.

به ما هم ۴۰ تومن یارانه داده …!

***

بعد از زلزله کرمانشاه، این حرف به عناوین مختلف بین مردم شنیده می شد که:

با مهرورزی اش جیب مان را خالی کرد

و با مسکن مهرش جانمان را گرفت!

***

شعار جدید مردمی بعد از زلزله :

دوباره می سازمت وطن ولی نه با مصالحی که مسکن مهر را ساختند!

***

خدایا همچنانکه که دعاهایم را نشنیده می گیری، گناهانم را هم ندیده بگیر!

***

هرچه صلوات می فرستم و به خودم فوت می کنم، مشکلاتم برطرف نمی شود.

صلوات هم صلوات های قدیم!

***

رابرت موگابه در۹۳ سالگی و به زور تظاهرات مردم، استعفا کرد.

تظاهرکنندگان بهش گفته بودند پدرجان تو چیکار داری به کار جنتی؟ شاید اون تا صد سال دیگه هم دلش نخواست استعفا کنه!

***

قرار ما برای غافلگیر شدن، زلزله بعدی!

***

آدم می ترسه اون روزگارچون شکری که حافظ وعده اش را داده، آنقدر دیر بیاد که همه مون مرض قند گرفته باشیم و نتونیم ازش استفاده کنیم!

***

تقریباً سه هفته از زلزله کرمانشاه گذشته، اما هنوز نگفته اند باعث و بانی آن کدام دختر ورپریده ای بوده؟ و مشخص نکرده اند شلوار تنگ پوشیده بوده یا دامن کوتاه؟!

***

ما مصرف کنندگان گرامی!

می گویند خداوند کسانی را که باعث خشنودی دیگران می شوند، به بهشت می برد؟ براین اساس، ما مردم قرن بیست ویکم که وسیله خشنودی ابرمیلیاردرهای جهان را فراهم می کنیم، جایمان صد درصد در بهشت است!

قرن بیست و یکم را دانشمندان قرن مصرف نام نهاده اند : تا پنجاه سال پیش هفته ای یکی دو بار می رفتیم به حمام، با یک تیکه صابون سروتن و دست و پا را می شستیم، خودمان را خشک می کردیم و چنان تمیز و براق می شدیم که وقتی به کوچه می آمدیم حداقل ده تا دختر می افتادند دنبالمان!

اما حالا زمانه فرق کرده است. مردم هر روز دوش می گیرند، اول سرشان را با شامپوی مخصوصی که ضد شوره هم باشد می شویند، بعد از یک نرم کننده استفاده می کنند که موهایشان نرم شود، سپس یک چرب کننده به موهایشان می مالند که براق شود، بعد با سشوار خشکش می کنند و می آیند بیرون، آنوقت به آن تافت می زنند که حالت بگیرد و بعد می روند سراغ کرم مالی و روغن مالی و پودرزدن به گوشه وکنار بدن…

اول یک “بادی لوشن” یا به قول انگلیسی ها ” لوسیون” می مالند به تن نازنین شان که پوستشان پوست پوست نشود، بعد یک کرم مخصوص پا می مالند به کف پایشان که خشک نشود و پاشنه پایشان ترک نخورد، سپس با یک کرم مرطوب کننده صورتشان را چرب می کنند که هرکس آنها را دید یک فتبارک اله احسن الخالقینی نثارشان کند و بعد با یک کرم نرم کننده دستهایشان را چرب می کنند و یک ساعتی بابت اینهمه زحمت و تلاش ، نفس نفس می زنند و خستگی در می کنند!

کف اتاق مان را قبلا با یکی از این جاروهایی که توی رشت می فروختند جارو می کردیم و می گفتیم آخی، چقدر تمیز شد. حالا پس از جارو برقی کشیدن، اول با یک مایع زمین شو روی پارکت منزل را “تی” می کشیم و سپس نوبت واکس زدن پارکت می شود و بعد باید آسته برویم و آسته بیائیم که پارکت خط خطی نشود!

برای لباس هایمان اوایل چوبک و بعد صابون به کار می بردیم و الان لباس های رنگی را جدا می شوئیم، لباس های سفید را جدا و لباس های معمولی را جدا و بدیهی است که هرکدام را با یک نوع پودرمخصوص و دو سه جور نرم کننده و براق کننده و خوشبوکننده …

ماشین های ظرفشویی مان حالا یک قرص یا پودر مخصوص دارد و دو سه جور جلا دهنده و براق کننده و شفا دهنده!

و صاحبان کمپانی های بزرگ که ماشالا هزارماشالا یک هیکل دارند چهار برابر هیکل بنده و از درهای معمولی تو نمی آیند، شب که گیلاس ویسکی شان را سرکشیدند، هرچه دعا از بچه گی تا به حال یاد گرفته اند می خوانند و فوت می کنند به طرف ما مصرف کننده های قرن بیست ویکم که صبح تا شب از این فروشگاه به آن فروشگاه دنبال سفید کننده و براق کننده و نرم کننده و جلا دهنده و شفا دهنده ای می دویم که برایمان تولید کرده اند و به زور آگهی به خوردمان داده اند.

بدیهی است آنچه گفته شد غیر از رنگ مو، لاک ناخن، مداد ابرو، سایه چشم، مژه مصنوعی،کرم پودر، کرم گونه، لوسیون زیر بغل و عطرها و ادکلن ها و مواد خوشبوکننده ایست که خانم ها برای وجود نازنین شان به کار می برند!

(Visited 1 times, 6 visits today)

About The Author

میرزا تقی خان

طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه 50 سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده دو کتاب به نام های “آدم های زیادی” (2013 ـ کانادا) و “شما چند می ارزید؟”(2016 ـ آلمان) منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This