Select Page

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۹/میرزاتقی خان

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۹/میرزاتقی خان

طبق یک رسم دیرین، هرساله در روز شکرگزاری، رئیس جمهور آمریکا از سر تقصیرات یک بوقلمون می گذرد و او را می بخشد!

دل آدم ضعف میره واسه دلرحمی این سیاستمدارها!

***

بد نبود اگر توی این شلوغی ها زلزله کرمانشاه، فرهنگستان موافقت می کرد اصطلاح “بنّا سازی”  را نوسازی کنیم و به “مسکن مهر” تغییر بدهیم. بناسازی دیگه خیلی قدیمی شده!

***

میگن وقتی خبر استعفای موگابه در۹۳ سالگی را به این حضرات دادند، غش غش خندیدند وگفتن آخه بچه جان! آدم در اوج جوانی کار را ول می کنه؟!

***

دنیا چقدر الان به یک عصای حضرت موسی نیاز داره که متاسفانه خداوند فعلا صلاح نمی داند…

اون عصائی که حضرت زد زمین، رود نیل بند آمد، و قوم بنی اسرائیل رد شدند و رفتند آن طرف کاشکی الان بود، میزد زمین، جنگ و نا امنی بند می آمد و همه مون با هم رد می شدیم و می رفتیم اونطرف رودخونه …والا به خدا!

***

از زمان کوروش کبیر تا امروز، هزارجور چیز توی ایران مد شد، غیر از کتاب خریدن.

از هرکتابی که تعریف کنی، شنونده میگه وقتی خوندی بده منم بخونم!

***

دیشب تا صبح از ناراحتی وجدان خوابم نبرد.

یه چیزی توی فیسبوک نوشتم و الکی امضای البرت اینشتین را گذاشتم زیرش که مهم جلوه کنه .

دیشب به خودم می گفتم مرد حسابی، اگر اون دنیا چارلی چاپلین یقه توگرفت که چرا مطلبی را که نوشته بودی و خوشمزه شده بود به نام من ننوشتی، چی جوابش را بدم؟

انصافن هم اگه بیاد و اعتراض کنه، حق داره. اینشتین کجا حرف با مزه زده که اونی که من نوشتم دومیش باشه؟!

***

به نوشته بی بی سی، شهردار پایتخت گفته است در مورد زلزله احتمالی در تهران جای نگرانی نیست.

اگر خانم ها قول داده باشند که حجاب شان را کاملا رعایت کنند، دیگه اصلا زلزله ای پیش نمیاد که جای نگرانی باشه!

***

خانمه خانه اش را فروخت و رفت بانک که چک دریافتی اش را بذاره به حساب. کارمند بانک پرسید بریزم به حساب جاری تون؟

خانمه عصبانی جواب داد بریز به حساب خودم، چرا بریزی به حساب جاریم؟ …و زیرلب غرولندکنان گفت ذلیل مرده هم جوونه هم خوشگل و هم اطفاری، واسه همین  همه هواش رو دارن!

***

یک قانونی هست که میگه برای فروش بیشتر، هرچرت و پرتی که دلت می خواد بنویس و هرکلکی که توانستی سوارکن!

***

چقدر خوبه که گوگل درست شده.

معنی عدالت را در زندگیم نفهمیده بودم، اونجا پیدا کردم و خواندم!

***

ما ایرانی ها دو تا چیز داریم که خیلی از ملت های دیگر ندارند. یکی نفت است و پول نفت که حالا چی میشه به ما مربوطی نیست، یکی هم خدایی داریم که نشسته ایم تا همه مشکلاتمان را حل کند.

خیلی از ملت های بدبخت دنیا، خودشان باید مشکلات شان را برطرف کنند!

***

اونوقت میگن درخت ها عقل و شعور ندارن .

درخته دیده که هرکی هرچی دستش میرسه اختلاس می کنه و می بره، تخته سنگی را که نزدیکش بوده شش دستی چسبیده و گفته اینم سهم من!

***

امان از دست دکترهای خارجی

پیرزنه به کمک دختر جوان و زیباش رفت دکتر، دکتره به محض اینکه چشمش افتاد به اندام زیبای دختره، قند توی دلش آب شد و گفت بفرمائید پشت پاراوان کاملا لخت شید.

پیرزنه با عجله گفت ولی آقا دکتر مریض منم.

دکتره اخمهاش رفت توی هم اما با حاضرجوابی گفت شما که ماشالا سالم به نظر می آئید، با وجود این زبونتون را دربیارین یه نگاهی بکنم!

***

تلویزیون خانم علاقمند به خالکوبی را نشان می داد که گردن گربه زبان بسته اش را خالکوبی کرده بود و با چه لذتی به خالکوبیش نگاه می کرد.

یاد اون یارو افتادم که نذرکرد اگر بلیتش برنده بشه، مادرش را پیاده بفرسته کربلا!

***

تجربه ثابت کرده در خانواده هایی که زن یا شوهر یک نفس حرف می زنند، طلاق صورت نمی گیرد.

درحقیقت یکی می گوید و یکی گوش می کند، اختلاف سلیقه و عقیده و حرف و بحثی پیش نمی آید  که دعوا و مرافعه ای راه بیفتد و کار به طلاق و طلاق کشی بکشد!

***

چقدراین عکس خاطره انگیزاست. اون وقت ها که کار به ساندویچ و ساندیس نکشیده بود، وقتی مردم می رفتند رای می دادند، یک چلوکباب کوبیده با یک دوغ آبعلی دستمزد می گرفتند.

انصافن زمان قدیم برای مردم و رای شان ارزش بیشتری قائل می شدند!

(Visited 1 times, 33 visits today)

About The Author

میرزا تقی خان

طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه 50 سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده دو کتاب به نام های “آدم های زیادی” (2013 ـ کانادا) و “شما چند می ارزید؟”(2016 ـ آلمان) منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Insufin Insurance

Pin It on Pinterest

Share This