خروشِ زنانه/اکبر ذوالقرنین

خروشِ زنانه/اکبر ذوالقرنین

تقدیم با عشق 

برای آزاده زنانِ سرزمین ام

در آستانه ی تاریخی خروشی عاشقانه

گل بانوی صدای سوخته ای تو

ترانه ی لب های دوخته ای تو

قامتِ عشق و طاقتِ رفاقت

تابان تر از ماهِ افروخته ای تو

ای بانوی شکوفه ی آزادی

ره آوردِ عشقی و نور و شادی

بخوان تو از دنیای بسته ی ما

هم پائی کن با پای خسته ی ما

هم راز و هم آوازِ هر “ندا”یی

بخوان تو با ساز شکسته ی ما

ای بانوی شکوفه ی آزادی

ره آوردِ عشقی و نور و شادی

قدرِ نفس های ترا می دانم

زخمه بزن بَر رَگِ واژه گانم

تو از حریقِ بی دریغِ صدات

آتش زدی بر سرخیِ زبانم

بالابلند! طلایه دارِ آواز!

خُنیاگرِ خروشِ زن از آغاز!

بال و پرِ منِ بی بال و پَر باش

که زنده ام به عشقِ روزِ پرواز

ای بانوی شکوفه ی آزادی

ره آوردِ عشقی و نور و شادی

سپیده ی حضورِ تو گل باران

تو “ویدا”ی “ندا”ی هر فریادی

باید به آشیانه ام برگردم

به ایرانِ ویرانه ام برگردم

بسازم اش به قامتِ روزگار

به شعرِ عاشقانه ام برگردم

ای بانوی شکوفه ی آزادی

 ره آوردِ عشقی و نور و شادی

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This