Select Page

دربار کیکاووس ـ تویه دروار/جعفر سپهری

دربار کیکاووس ـ تویه دروار/جعفر سپهری

ایرانگردی

همی رفت کاووس لشکر فروز

به زد گاه بر پیش کوه اسپروز

(فردوسی)

کی کاووس، فرمانروای نیرومند ایران، بر فراز البرزکوه هفت کاخ سر بر آسمان ساییده می‌سازد. یکی زرین، دوتا سیمین، دو تا پولادین و دوتا هم از آبگینه. یکی از این دژها در محلی که اکنون کیاسر خوانده می‌شود، در نزدیکی قصر زرین بادآب‌سورت، و در نوشتار دیگری به آن خواهیم پرداخت، قرار داشت. کاخی که پنجره‌های آن را با آبگینه پوشانیده بودند تا طبیعت زیبا مکمل تزیینات درون کاخ شود. سراپرده شاه‌شاهان را در بخش جنوبی البرز کوه و در کنار چشمه‌ای جوشان و خروشان،که امروزه چشمه قلقل نامیده می‌شود، برپا می‌کردند تا مردم نواحی مرکزی ایران ناچار به گذر از کوهستان مه‌آلود نباشند. این ناحیه را دروار می‌نامیدند.

دربار کیکاووس با زنجیره‌ای از دژها محافظت می‌شد. گنبدان دژ که اکنون به نام گردکوه شناخته می‌شود و محل زندانی شدن اسفندیار رویین‌تن بود در کناره غربی این منطقه و قلعه گیوتنگه در شرق آن قرار دارد. به گفته کتاب “غبارگرفته” نوشته حاجیان‌نژاد، مردم از راه آرسک و چاهو به اسفندیار آذوقه می‌رساندند و قلعه گیو تنگه هم محل نخستین نبرد رستم با دیوهای اشغال‌گر مازندران است. رستم پس از پیروزی دیوها را در چاه دیو زندانی می‌کند. دژی دیگر که امروزه به نام کافر قلعه تویه خوانده می‌شود و نشان از وجود اندیشه‌ای دیگر (مزدکیان، خرمدینان و سپس اسماعیلیان) در این منطقه است، در کنار اینها قلعه دروار که در زمان قاجار دارالحکومه بود و قلعه درون‌آبادی روستای صح، قلعه باغستان، قلعه گل‌آرا، قلعه چال‌باغ، چندین دژ که آثار کمی از آنها بر جای مانده و برج‌های نگهبانی، مانند چاه دیو، امنیت منطقه را برقرار می‌کرده است. معبد چهل‌دختران که نیایشگاه آناهیتا ایزدبانوی آب‌ها بوده و آتشکده‌ای که اینک در روستای صح قرار دارد، راه‌های زیرزمینی روستای صح، دو کاریز دروار و آسیاب‌های آبی، اهمیت و اعتبار این منطقه را در دوران باستان به خوبی نشان می‌دهد. نکته‌ ی جالب وجود دو محل با نام‌های گورستان گبری و قبرستان گبری با دو شیوه تدفین متفاوت است. بر پایه گفته‌های مردم محلی، گورستان گبری مربوط به زرتشتیان و قبرستان گبری مربوط به پیروان آیین مهر بوده است.

از دیدگاه تاریخی بسیاری از این بناها در دوران اشکانی ساخته شده و از آنجا که این منطقه پایتخت، شهر صد دروازه (دامغان) را به دریای خزر و تخت‌گاه مازندران، آمل، پیوند می‌داده، امنیت آن اهمیت بالایی داشته است. به ویژه آنکه ایرانیان به تازگی موفق به شکست دادن روس‌های وارنگی و اخراج این اشغال‌گران از کناره‌های جنوبی دریای خزر شده بودند که در داستان‌ها از ایشان به عنوان دیوهای اشغال‌گر مازندان یاد شده است. خاندان گیو در راه آزادسازی این منطقه و شکست دشمنان جانفشانی و فداکاری بسیاری کردند. زمانی که اشک ‌سوم و تیرداد اشکانی شهر صددروازه را پایتخت خود می‌کنند، این منطقه ییلاق آنها بوده و کاخ‌های سراستا، رومه وکهو را بنا می‌نهند که از آنها تنها نامی در تاریخ بر جای مانده است.پیش از آن نیز داریوش سوم هخامنشی پس از جنگ با اسکندر مقدونی، زمانی را در دریان و آب ‌شرف(مناطق ییلاقی غرب دروار) و سپس در خود دروار می‌گذراند و هنگامی که جاسوسان جای او را می‌یابند به سوی قومس و از آنجا به سوی شرق (خسرو آباد) می‌گریزد که در آنجا کشته می‌شود.

 

تویه دروار یکی از دهستان‌های شهرستان دامغان در استان سمنان ایران است. این دهستان در بخش امیرآباد در دالانی سبزکه زاییده آب گوارای چشمه‌ای سخاوتمند و جوشان به نام چشمه قلقل است، جای دارد. کهن درختان چنار با عمری افزون بر۸۰۰ سال مانند چنار کهو، چنار درزی دروار، چنار باغ‌رودبار دروار، چنار مسجد صح، چنار باغستان و چنار تنگه دروار در کنار باغستان‌ها و انگورستان‌های دروار از جاذبه‌های طبیعی این منطقه‌ اند.

از نام‌های باستانی که برای منطقه گفته شده است “زروار” است که با زریبار در مریوان از یک ریشه است. به گفته کتاب “دریای پارس در اوستا و نوشته‌های پهلوی و شاهنامه” نوشته استاد فریدون جنیدی: “دریا در اوستا به گونه زَرَینگهZarayangh آمده و این نام دریایی است که وُاوروکَش VoOorookash  خوانده می‌شود. بخش نخست واژه وُاورو  به معنی پر و بسیار و بخش دوم آن کَش به معنای مرز و کناره است (مانند هندوکَش = مرز هند و کولی کَش = مرز کولی‌ها).  این واژه وُاوروکَش به معنی بسیار پر مرز و بسیار پر کرانه است. واژه زَرَینگه در ادبیات پهلوی  به شکل زره در آمده و در پارسی باستان با تبدیل ز به د واژه زَرَینگه به دَرَینگه و به دریا تبدیل شده است. واژه‌های دینار به معنی سکه طلا و زر به معنی طلا هم از همین ریشه گرفته شده‌اند”.

در ایران چند منطقه واژه زره به معنی دریا را بر خود دارند. مناطقی مانند گودِزره در سیستان، آب زره در اصفهان، زرآب یا زره‌آب در گیلان، زره‌در یا زردر در کناره رودخانه دماوند، دریاچه زریوار در مریوان، کردستان، روستای آب زر در نزدیکی اردبیل. همچنین در نزدیکی کربلا هم دریاچه‌ای به نام زرازه این واژه را در خود دارد. ایزیرتو، سرزمین چشمه‌ساران نیز این واژه را در خود نهان دارد.

چو آمد به نزدیک آب زره

گشادند گردان میان از گره

(فردوسی)

***

لینک نوشتارهای مرتبط

شیرپلا – دژ کیقباد

پلنگ‌چال – تخت‌گاه کیومرث

کلک‌چال – خانه دیو سپید

گرچال – سرزمین آتش ایزدی

دژ سپید – اسپیتاماش

واپسین تختگاه – آبشار شاهاندشت

نخستین گام آرش – آبشار کمرد

برفراز تندباد – برج رسکت

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This