شهریار دادور ـ استکهلم

شهریار دادور ـ استکهلم

به تکثیرم به تکثیرم

ببین من چون کتاب شعر ممنوعم

که بر لب زمزمه، در کوچه آوازم

به شب در بین مردم، اسم رمزم من

به روز اما سرود سرخ آغازم

ببین درکوچه و میدان چگونه برتو می تازم

ببین از چادر و از روسری و از حجاب تو

چه پرچم ساختم از اعتراضم

برجنون بی حساب تو

ببین تا من چگونه بر تو می تازم

ببین من تازه تازه بذر آغازم

ببین تکثیر من را از سکوی هرچه میدان

از درون خانه تا متن خیابان

از پس ِ پنهان ترین جا

تا تمام شهر ایران .

این منم : آن زن که تو می خواستی تا من نباشم در جهان ذهن انسان

به تکثیرم به تکثیرم

ببین با پرچمی از جنس تن پوشم

به عریانی ببین تن را چگونه جامه می پوشم

منم من اینهمان خود

منم آن زن که تو می خواستی تا من نباشم

در جهان خود .

به تکثیرم به تکثیرم

ببین همچون کتاب شعر ممنوعم

که بر لب زمزمه، در کوچه فریادم

ببین تا من چگونه بر تو می تازم

ببین من تازه تازه شعر آغازم

که با پایان مرگ تو

جهانی تازه می سازم .

به تکثیرم به تکثیرم

دلیل حکم تغییرم

ببین تا من چگونه بر تو می تازم

ببین من تازه تازه بذر آغازم

فوریه ۲۰۱۸ ـ ۱۴ بهمن ۱۳۹۶

 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This