Select Page

همکاری فدراسیون های جهانی ورزش در تداوم آپارتاید جنسیتی در ایران/علی صدیقی

همکاری فدراسیون های جهانی ورزش در تداوم آپارتاید جنسیتی در ایران/علی صدیقی

۱

 سال هاست که فدراسیون های  جهانی  ورزش در امور مختلف، نادیده گرفتن اصول و معیارهای  اولیه ورزشی  هم چون پوشش نامناسب ورزشکار زن و یا حاضر نشدن ورزشکار ایرانی در برابر ورزشکاری از کشور اسرائیل  چشم می پوشند و  با این نادیده انگاری سبب شده اند تا  هنجار پوشش استاندارد  ورزشی با پدیده ای به نام حجاب ورزشی  به کشورهای اسلامی دیگر  هم سرایت کند.

جمهوری اسلامی که مبدع پوشش اسلامی سیستماتیک در جهان ورزش است ابتدا  ورزش را به مانند انواع محرومیت های  حکومتی بر زنان ایران  تحمیل کرد  و سپس  در اندک رشته های به زعم خود مجاز، دختران  ورزشکار ایرانی را با حجاب ورزشی  که پوشش نامناسب  برای مبارزه ورزشی  است به میدان های ورزشی بین المللی گسیل کرد!

پوشش ورزشکاران والیبالیست زن قبل و بعد از انقلاب
زنان همچنان در پشت در ورزشگاه ها منتظر ورود هستند

در همه ی این موارد  فدراسیون های جهانی ورزش تنها با این ور و آن ور کردن و کوتاه و بلند کردن پوشش ها،گردن به چانه زنی جمهوری اسلامی نهادند و  هم زمان دختران ورزشکار ایرانی را  در قرنطینه های ورزشی “زنان بدون مردان”حکومت اسلامی، در سالن های ورزشی تنها گذاشتند. در تمام این سالیان اگر پایه گذار این رفتار  بغایت تبعیض آمیز، جمهوری اسلامی بوده،  فدراسیون های بین المللی ورزشی  نیز  با پذیرش این آپارتاید  جنسیتی  و ورزشی سهمی در تداوم این محرومیت داشته اند. هنوز نه فدراسیون جهانی والیبال توانسته  است محرومیت تماشای زنان  ایرانی  در مسابقات جهانی این رشته را که هرساله بخاطر تیم ملی مردان والیبال چندین بازی مهم بین المللی در ایران  برگزار می شود، بر طرف کند و نه فدراسیون  جهانی فوتبال در این ۳۹ ساله با همه ی اهرم هایی  که دراختیار  دارد گامی در برابر حق حضور نیمی از جمعیت ایران در ورزشگاه  برداشته است. جدا از این دو رشته محبوب در بخش های دیگر ورزشی نیز  در این سال ها  که ورزش کشور و جهان نسل های مختلفی را  به خود دیده، در همچنان بر پاشنه ی دلخواه حکومت اسلامی چرخیده است.

۲

 

در ماه گذشته بالاخره بازی سخیف جمهوری اسلامی بر سر به زعم خود آرمان های مردم”مظلوم” فلسطین، که  با همین ریاکاری همواره  مانع رودررویی ورزشکاران ایرانی با ورزشکاران اسرائیلی گردیده، با یک آبروریزی بین المللی برای همگان آشکار شد و پای رئیس فدراسیون کشتی و مدیران کل این فدراسیون در استان ها را بر سر تعیین وضعیت این معضل که تنها هم به کشتی مربوط نیست، با حاکمیت اسلامی به میان کشاند. رسول خادم رئیس فدراسیون کشتی که بر سر رودر رو نشدن کشتی گیر جوان ایرانی با ورزشکار اسرائیلی مسئولان حکومت اسلامی را به دروغ گویی متهم کرد  در بیانیه استعفای خود تاکید ورزید”اگر قرار است ببازیم همه با هم باید ببازیم”. او در بیانیه خود اضافه کرد که دیگر نمی شود در عرصه های جهانی برای ورزشکار ایرانی گواهی پزشکی، و باختن به حریف قبلی را  بهانه کرد، چرا که دستمان برای فدراسیون جهانی کشتی  رو شده است. این در حالی است که  سیدعلی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی پس از باخت”قهرمانانه”و پر هیاهوی علی رضا کریمی  کشتی گیر ۸۶ کیلوگرم ایران  به دستور مربی، با  این کشتی گیر دیدار کرد و  عمل او را به خاطر ایستادگی بر آرمان های مردم فلسطین ستود.

علیرضا کریمی

ماجرای باختِ حکومت خواسته ی کشتی گیرِ جوان ایرانی  بجز بازتاب آن در عرصه جهانی  که اعمال  محرومیت مربی و کشتی گیر  از تبعات  آن بوده،  در رسانه های ایران  نیز انعکاس بسیاری داشت تا جایی که مسئولان نظامی و بسیج کشور نیز از کوتاه نیامدن در برابر  به رسمیت نشناختن اسرائیل و پذیرش عواقب عدم رودر رویی ورزشکار ایرانی سخن گفتند و هم زمان یک نماینده مجلس به نام”طیبه سیاوشی”در توئیتی اعلام کرد که این موضع ما یعنی  باخت مصلحتی به ورزشکار قبلی که باعث شود تا نماینده ایران با نماینده اسرائیل مبارزه نکند و  یا خود را به دستور مربی  مریض جلوه دهد و گواهی پزشکی پیدا کند؛ چندان سنخیتی با آرمان های مردم فلسطین ندارد. در فحوای  سخن او می توان دریافت که خود فلسطینی ها نیز از چنین معرکه گیری ای بی خبرند.

 همه این موارد حقیر غیر ورزشی که جمهوری اسلامی برای هیچ و پوچ  ورزشکاران خود را از آویختن مدال های مهم جهانی محروم می کند،  به هیچ عنوان بازی تازه ای نیست و در همه ی این ۳۹ سال گذشته در عرصه های ورزشی  از کشتی و تکواندو  تا  فوتبال بارها و بارها تکرار شده است. موضوع این است که همه ی فدراسیون های جهانی، در تمام سال های گذشته و چه بسا  پس از این نیز ، چشم خود را بر این زدوبندهای غیر ورزشی که میادین ورزش جهان را به اتفاقات گفته شده آلوده کرده است، بسته اند و یا خواهند بست و  در تداوم این بازی دروغ و دغل  اگر با حکومت اسلامی هم داستان نباشند همراه منفعل اویند.

۳

 هفته گذشته که  تب دربی فوتبال تهران بین دوستداران دو تیم پرسپولیس و استقلال بالا گرفت، برای نخستین بار رئیس فدراسیون جهانی فوتبال جیانی اینفانتینو  به مناسبت حضور فوتبال ایران در جام جهانی روسیه، از این دربی و  ورزشگاه آزادی دیدن کرد. روزی که اینفانتینو به ورزشگاه آزادی رفت در بیرون از ورزشگاه ده ها دختر دوستدار فوتبال که قصد ورود به ورزشگاه را داشتند در ورودی استودیوم دستگیر شدند. همین اقدام کافی بود تا  رسانه های جهانی به حضور بی ثمر رئیس فدراسیون جهانی فوتبال در تهران معترض شوند  و  از این که نه پیش از ورود و نه پس از شنیدن خبر بازداشت دختران دوستدار فوتبال که گویا فکر می کردند  حضور فدراسیون جهانی فوتبال راه ورود آنان را  به ورزشگاه باز خواهد کرد، واکنش نشان داده او را به باد انتقاد گرفتند. اینفانتینو تنها  زمانی  بر سر حضور زنان ایران در ورزشگاه ها سخن گفت که  صدای اعتراضات را شنید و آن وقت در کنفرانسی با موضوع “عدالت و دسترسی برابر” به پاسخ  اتهام بی تفاوتی خود پرداخت و ضمن اشاره به اشتیاق بانوان ایرانی به ورزش و تماشای فوتبال گفت در این کشور قوانینی حاکم است که ما در برخورد با این قوانین دو راه بیشتر نداریم. یکی این که محکوم و متهم کنیم و به روابط پایان دهیم و یکی این که با رهبرانشان گفت وگو و صحبت( نصیحت) کنیم و من راه دوم را برگزیده ام. و نکته عجیب این که در همین گفت و گوی رسانه ای یادآور شد که حسن روحانی رئیس جمهور ایران گفته است  تغییر این قوانین در کشور ما زمان می برد و عجیب تر، پاسخی است که رئیس فدراسیون جهانی فوتبال به دنبال حرف روحانی به او گفته است: حق رای زنان در سوئیس هم  زمان برده است.

در پس این سخنان، چیزی که نادیده می ماند،  همچنان چشم پوشی مستمر فدراسیون های جهانی از حقوق زنان ایرانی است. هیچ فدراسیونی در جهان ورزش، با تمامی اهرم هایی که  در اختیار دارند تاکنون حاضر نشده اند برای  این حقوق انسانی و برابر، گامی علیه  اقدامات زن ستیزانه حکومت اسلامی در عرصه ورزش بردارند. چیزی که شاید زنان ایران، خاصه در این روزهای سرنوشت ساز خیابانی،  بهتر از  همه آن را درک  می کنند.

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

علی صدیقی

*علی صدیقی، نویسنده و روزنامه نگار، ساکن نروژ. سردبیر سابق ویژه های ادبی نقش قلم(1367تا 1372)، هنر و اندیشه گیله وا ( 1373 و 1378) ، و روزنامه خزر در شهر رشت ( 1375 تا 1378).

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This