ایرانی ها جشن می گیرند، همچنان که تابوها درهم می شکند/ترجمه: سام احسنی

ایرانی ها جشن می گیرند، همچنان که تابوها درهم می شکند/ترجمه: سام احسنی

نویسنده:  توماس اردبرینک*

حجت کلاشی، جامعه شناس:”ما بدون وقفه در حال تغییر هستیم، اما قوای قانونگذاری هیچ برنامه یا هدفی برای اداره ی کشور ندارد، آنها هیچ نقشه ای برای روبرو شدن با نیازها و خواسته های  مردم ندارند. این وضعیت نهایتاً به فروپاشی یا انفجار ختم خواهد شد.”

حمیدرضا جلایی پور، جامعه شناس و سیاستمدار اصلاح طلب:”ما باید برای قوانین جدید تلاش می کردیم، و نباید مردم را به خیابان ها دعوت می کردیم، ما به سادگی در نوشتن قانون شکست خوردیم.”

 تهران- برای این که به تالار عمارت زرین برسید، باید تا حومه ی تهران از طریق جاده های محلی رانندگی کنید تا این که به ورودی آن برسید. آنجا یک نگهبان  اسم شما را از داخل یک لیست چک می کند و شما را به پارکینگ که برای صدها خودرو جا دارد راهنمایی می کند.

پس از ترک خودرو، از یک سری پیاده روهای پیچ در پیچ می گذری و در نهایت به یک در بزرگ چوبی می رسی. این ورودی سالن اصلی است که امروز با میز و صندلی های بسیار پر شده.

این جشن ازدواج امیر هاشمی و همسرش ملینا هاشمی است. آقایان کت و شلوار به تن دارند و خانم ها با لباس ها و جواهرات زیبا و موهای بسیار زیبا و برازنده ی خود روی صحنه می روند تا با آهنگ محبوب “خوشگل ها باید برقصند” که توسط اندی خواننده ی پاپ در غربت اجرا شده، برقصند. برخی زوج ها هم سر میز نشسته اند و جرعه جرعه از بطری های پلاستیکی می نوشند.

خلاصه این که  بجز مکان دور افتاده، این مجلس هیچ چیز از یک عروسی غربی کم ندارد، اما در این مورد، مهمان ها حداقل شش قانون اصلی از قوانین رفتار اسلامی در جمهوری اسلامی را نقض می کنند: مختلط بودن زن و مرد؛ زن ها بدون حجاب و با لباس های باز؛ پخش موسیقی پاپ و رقصیدن؛ و در آخر، نوشیدن الکل(در بطری های پلاستیکی آب، ودکا بود).

در زمانی دیگر، این تخلفات با حکم شلاق و زندان پاسخ داده می شد، و برخی مانند عدم پوشیدن روسری و نوشیدن الکل هم چنان مجازات در پی دارد.

در عروسی های سنتی خانم ها و آقایان در اتاق های جداگانه به شادی و جشن می نشستند. پس از انجام مراسم در بیرون از مهمانی از آنجایی که تماس نامحرم مجاز نیست، زن و مرد حق دست دادن با یکدیگر را نداشتند. اما مهمانی عروسی هاشمی ها و بسیاری دیگر از مهمانی های جمعی و اجتماعی نشان می دهد که چگونه قوانین کهنه جای خود را به  تغییرات اجتناب ناپذیر می دهند.

آقای هاشمی ۳۶ ساله که فروشنده ی لوازم اداری است می گوید”ما حتی فکر برگزاری مهمانی سنتی را نکردیم.” خانم هاشمی ۲۹ ساله می گوید”ما دوست داریم جشن عروسیمان را با حضور همه مهمانان برگزار کنیم.”

تا یک دهه ی قبل ریسک دستگیر شدن توسط مأموران امنیتی یا پلیس ارشاد بسیار بالا بود. اما امروزه زوج های جوان می توانند با  اینستاگرام از بین سالن های مختلف و زیبا در حومه ی تهران یکی را انتخاب کنند. برخی از این مجموعه ها دارای سالن های بزرگ، گارد محافظ، قسمت پذیرایی، دی جِی و گروه موسیقی و حتی برنامه ی آتش بازی هستند. این مکان ها مانند مجموعه ی عمارت زرین در واقع سرمایه گذاری های بلند مدت هستند که میلیون ها دلار هزینه ی ساخت در پی داشته اند.

مجالس این گونه، همچنان غیر قانونی اند، و سر و کله ی پلیس گاهی برای دریافت رشوه پیدا می شود، ولی مجالس مختلط در اینجا تبدیل به یک تجارت بزرگ شده، و سالن ها معمولا هر شب برنامه دارند.

عسل رستاخیز عکاس ۳۶ ساله ی مجالس می گوید “تقاضا برای عروسی مدرن این جا به قدری بالاست که دولت تصمیم گرفته که اکثر مواقع آن را تحمل کند.”

وقتی در سال ۱۹۷۹ انقلاب تحت رهبری ملاها، محمدرضا شاه را که توسط غرب پشتیبانی می شد بیرون راند، قوانین شدید اسلامی توسط عموم پشتیبانی شد. ولی مدتی نه چندان طولانی، آن وفاق شکسته شد و دولت اسلامی و جامعه ی مدرن ایران درگیر یک جنگ شدند.

با وجود انحصار و تسلط در سیستم سیاسی، سیستم آموزشی، قوه ی قضاییه و نیروهای مسلح و اکثر رسانه های ایران، رهبران اصولگرای ایران هم چنان در حال عقب نشینی اند. وقتی قوانین به ندرت تغییر می کنند، اجرای قوانینی که زمانی در جامعه تابو بودند بدون پشتیبانی جامعه ی کنونی بسیار پیچیده می شوند.

شهلا لاهیجی نویسنده و فعال حقوق اجتماعی می گوید “این حکومت مذهبی در ایدئولوژی از پیش صادر شده ی خود گرفتار شده که بسیار غیر شفاف و غیر قابل پیش بینی است. حتی ذره ای از تغییر در قانون را تحمل نمی کند و تنها راه تغییر آن فشاری است که مردم وارد می کنند.”

 نادر کریم جانی، روزنامه نگار، می گوید”تغییرات اجتماعی در ایران قابل برگشت نیست، چون رسوم تغییر کرده؛ نحوه ی رفتار مردم با یکدیگر تغییر کرده، و هیچ قانونی نمی تواند آن را تغییر دهد.”

البته برخی مواقع، ناامیدی جامعه به یک طغیان و خروش تبدیل می شود. مثلا وقتی تهرانی ها در سال ۲۰۰۹ در اعتراض به نتیجه ی انتخابات به خیابان ها ریختند.

ظهور اینستاگرام، که تصاویر زندگی مدرن ایرانی ها را منتشر کرد، باعث خواسته های مشابه شهروندان شهرهای کوچک تر شد. طی اعتراض های گسترده ماه دسامبر که در بیش از ۸۰ شهر کشور انجام شد، بیشتر خواسته ها اقتصادی بود، اما برخی اعتراض ها که یک هفته طول کشید، درخواست آزادی بیشتر می کردند.

اما این اعتراض ها باعث دستگیری های بیشتر شده و آزادی بیشتر به ارمغان نیاورد.

این تنها سالن های ازدواج نیستند که تحت فشارند. وقتی شش سال پیش عسل خلیل پور ۳۵ ساله، اولین مجلس مد خود را برگزار کرد، ریسک زیادی را متحمل شد. در آن روزها پلیس به طور اتفاقی فروشگاه ها را مورد هجوم قرار می داد تا لباس های نامناسب را جمع آوری کند، اما سریال های تلویزیونی مانند “آخر هفته ی خانوم ها”باعث شکوفا شدن گروه های زیرزمینی طراحی مد شد.

خانم خلیل پور که گروهی کارآفرین تشکیل داده می گوید “در ابتدا اصلا نمایش مدی در کار نبود، مد رسماً مورد غضب بود، اما مردم به آن تمایل داشتند، و مشتاق به تغییر بودند.”

نوع پوشش صحنه ی نزاعی طولانی بین ایرانی ها و دولتشان بوده است. اضافه بر حجاب اجباری، زن ها باید یک مانتوی بلند بپوشند که تا پایین زانوی آن ها را بپوشاند. مردها اجازه ی پوشیدن شلوارک ندارند، و تا چند دهه تنها پزشکان اجازه ی پوشیدن کراوات داشتند چرا که سنبل فرهنگ غربی بود. اما ایرانی ها همواره راه های خلاقانه ای یافته اند تا قوانین را دور بزنند، مانند مدل موهای غربی مردها و کت های چسبان برای زن ها و هم اکنون روپوش های جلو باز بازار داغی برای خانم ها دارند. اما هم چنان که مأموران گشت ارشاد  در خیابان ها به گشت زنی می پردازد و گه گاهی خانم هایی که پوشش نامناسب دارند را دستگیر می کند، دولت فشار بر بسیاری از مسائل را کنار گذاشته و تمرکز را بر روسری ها و شلوارها گذاشته است.

در یکی از برنامه های مد خانم خلیل پور که حامی مالی آن شرکت بی ام دبلیو بود، زن های جوان لباس هایی را به نمایش گذاشتند که همگی تولید طراحان مد داخلی بودند، او می گوید”نه تنها اکنون مزاحم ما نمی شوند، بلکه ما را برای تولید داخلی تشویق می کنند.”

اخیراً در یکی از سه کافه ی “سم” تهران صدای خواننده ی جوان دووا لیپا (Dua LIPA)  از بلندگوها پخش می شد، در حالی که تا همین سه سال پیش تنها موزیک مجاز موسیقی بدون آواز بود. جوانان مقابل مک بوک خود نشسته اند و هدفون در گوش دارند و از کافه لاته ی خود جرعه جرعه می نوشند انگار که پایتخت جمهوری اسلامی تنها یکی از شهرهای این دنیای بزرگ است.

برای سال ها کافی شاپ ها در ایران محل ملاقات های پنهانی عشاق جوان بود. معمولاً پلیس به این مکان ها سرک می کشید تا عمل غیر اخلاقی اتفاق نیافتد به این معنی که بوسیدنی در کار نباشد و یا گرفتن دست یکدیگر.

ولی محسن مجید خواه، مالک کافه سم، خواستار محیطی مهربان تر بود. برای همین این کافه دارای شیشه های بلند قدی رو به خیابان است. مردم می توانند بر سر میزهای مشترک بنشینند و با غریبه ها مصاحبت داشته باشند. کافه ی آقای مجید خواه که می گوید به قدرت جامعه ایمان دارد، تاکنون دو بار توسط پلیس امنیتی تعطیل شده است.

یک دهه کش و قوس بین جامعه و دولت برای برخی خسته کننده شده. حجت کلاشی، جامعه شناس می گوید، البته مردم از آزادی هایی که با مبارزه از دولت گرفته اند خوشحالند، اما این چه معنی دارد، وقتی هنوز ممکن است به دلیل حضور در یک عروسی مختلط بازداشت شوی؟

او می گوید “ما بدون وقفه در حال تغییر هستیم، اما قوای قانون گذاری هیچ برنامه یا هدفی برای اداره ی کشور ندارد، آنها هیچ نقشه ای برای روبرو شدن با نیازها و غرایز مردم ندارند.”او اضافه کرد، نهایتاً این به فروپاشی یا انفجار ختم خواهد شد.” آن چه واضح است جنگ بین تغییرات تدریجی جامعه و قوانین سرسخت تا ابد ادامه نخواهد یافت.”

برخی حتی قدم فراتر می گذارند و از قرار ندادن امکان تغییر در قانون ابراز ندامت می کنند.

حمیدرضا جلایی پور، پروفسور جامعه شناس و سیاستمدار اصلاح طلب می گوید، “ما باید برای قوانین جدید تلاش می کردیم، و نباید مردم را به خیابان ها دعوت می کردیم، ما به سادگی در نوشتن قانون شکست خوردیم.”

منبع نیویورک تایمز

(Visited 1 times, 46 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This