Select Page

طنزنوشته های ریزودرشت ــ۷۱/میرزاتقی خان

طنزنوشته های ریزودرشت ــ۷۱/میرزاتقی خان

مرغ کیلوئی ۹ هزارتومن، انگشتر گرانقیمت دستش کنه که هیچی، با مرسدس بنز هم بره تو مرغدونی و بیاد حقشه!

*

سئوال ها در طول زمان تغییرشکل داده اند. الان همه دل شان می خواهد بدانند اول مرغ گران شد یا تخم مرغ؟!

*

احتمالا رئیس جمهور بعدی هنگام انتخابات خواهد گفت دلار۴۲۰۰  تومانی را آنقدر فراوان می کنم که مردم بیان توی خیابان و فریاد بزنن، دلار پول خود ماس، نگین مال آمریکاس!

*

آنقدر هم دانشمند داریم که نمی دونیم چیکارشون بکنیم؟

حسن مصلح امام جمعه برازجان چندی پیش گفته بود موسیقی باعث جنون، نابینائی و مرگ ناگهانی می شود.

مدتی است از ایشان خبری نیست، نمی دانم توی این مدت مرض دیگه ای کشف نکرده که علت پیدایشش موسیقی باشه؟!

*

یه جوون اصفهانی کنار خیابان وایساده بود و برای فوت مادربزرگش خرما خیر می کرد. یکی اومد و خواست یک مشت خرما برداره که جوونه زد پشت دستش و گفت:

چدس؟ یه نفر آدم مردس، اتوبوس که چپ نشدس!

*

در ایران امروز اگر شاعری سرود که:

شوق وصال و وصل تو

کاش نصیب من شود…

منظورش وصل شدن به اینترنته، اون وصل و وصالی که شاعرها ازش حرف می زدن مال زمان قدیم بود!

*

از فرمایشات مصباح یزدی یکی هم این است که اعتیاد به اینترنت بدتر از اعتیاد به مشروب است.

تنها لطف اعتیاد به اینترنت اینه که هرچقدر هم دهان آدم را بو کنند نمی توانند بفهمند چند دقیقه پیش توی اینترنت بوده!

*

خدایا چه خاکی به سرم بریزم، گونی خالی ازکجا بیارم سرشبی؟!

*

خشکسالی بیداد می کند و کسی به فکر خواندن نماز باران نیست. یه وقتی چه دلخوشی هایی بهمان می دادند!

*

آشنائی که دو سه ساله مسیحی شده می گفت ما را باش که خیال می کردیم دین مان را عوض کنیم، حضرت مسیح همه مشکلات مان را حل می کند .

دیروز به کشیشه میگم پس چی شد خانه و کاری که ما به خاطرش دین مان را عوض کردیم؟ میگه مگه حضرت مسیح بنگاه کارگشائی داره؟ خودت باید بری دنبالش!

*

بذارین اول یه جوک بگم، بعد منظور سوئی را که دارم بیان کنم!

پسره گریه کنان از مدرسه رفت منزل و گفت بابا احمد منو زد ….باباهه عصبانی گفت بی عرضه تو هم می خواستی تلافی کنی … و پسره همچنان که چشم هایش را می مالید گفت آخه من اول تلافی کرده بودم!

براین اساس، من میگم چطوره ما پیشدستی کنیم و چهارتا بد و بیراه به نسل های آینده مون بگیم، شاید خجالت بکشن و مودب باشن؟

آخه یقین دارم با کشور و زندگی ای که ما برایشان باقی می گذاریم، هرچی از دهانشان دربیاد نثارمان می کنند!

*

سرکار یه شیشه آب بخر بخور جون داشته باشی تظاهرکنندگان را متفرق کنی!

*

چقدر خوبه که هرچند وقت یکبار فریب یک آدم تازه را می خوریم. زندگی تنوع لازم داره!

 

*

کسادی در بازار شعر و شاعری!

 

این روزها نه تنها بسیاری از کاسب ها به خاطر قطع آب و برق وگرانی دلار مغازه هایشان را بسته اند، خیلی از شعرا نیز به دلیل از دست دادن سرمایه های شعری شان، دست از سرودن کشیده وخانه نشین شده اند.

سرمایه شاعر مگر غیر از چشم و ابرو و لب و دهان و شمع وگل و پروانه است؟

هرکدام از اینها به نوعی از رده خارج شده اند:

ابرو ها که همه تاتو و کلفت شده و یک وضعی پیدا کرده که مسلمان نشنود کافر نبیند!

رنگ چشم ها که با لنز عوض شده و به چشم دختره که خیره میشی، انگاری رفتی توی یکی از این خنزرپنزرفروشی ها و داری به یک مشمای رنگی نگاه می کنی.

دوروبر چشم ها که با رنگ و روغن نه تنها حالت طبیعی،که خاصیت خود را نیز از دست داده است. هیچ زنی دیگر چشمک نمی زند. پلک چشم ها با خط چشم و سایه چشم و رنگ و روغنی که کلی خرج برداشته مثل بوم خشک شده نقاش ها، سفت و ثابت شده و طفلکی ها بخواهند هم پلک هایشان تکان نمی خورد.

دماغ ها همه عملی، لب ها همه بوتاکسی، گونه ها همه پرشده، موها همه رنگ شده و لبخند ها همه مصنوعی است. شاعر طفل معصوم تحت تاثیر چه چیزی قرار بگیرد و در مورد کدام یکی از اینها شعر بگوید که لطفی داشته باشد و به دل خواننده عاشق پیشه بنشیند؟

بیخود نیست که الان دیگر از۸۲ میلیون شاعری که داشتیم سی چهل میلیونش بیشتر باقی نمانده تازه آنها هم از کسادی بازار می نالند و حسرت دوران استاد شهریار را می خورند. دورانی که شعر و شاعری رونقی داشت، و شهریار با سرودن هر غزل، غزالی به تور می زد. خودش یک موردش را لو داده و در پایان یک غزل زیبا شرح داده است که:

شهریار غزلم خوانده غزالی وحشی

بد نشد، با غزلی صید غزالی کردیم!

*

خدایا نمی خوام ناشکری کنم ولی آدم لجش می گیره، نمازش را ما می خوانیم، روزه اش را ما می گیریم، مائیم که بیست و چهار ساعته خدا خدا می کنیم آنوقت فکر اختراعات جالب را به کله خارجی های مشروب خور و نمازنخوان می اندازی؟!

*

آقا من میگم بریم، ۵۰ سال دیگه برگردیم!

محمد حاج رسولی‌ها، مدیرعامل شرکت مدیریت منابع آب ایران اعلام کرد براساس محاسبات صورت گرفته اگر شرایط تامین منابع مالی در حوزه آب به روال فعلی باشد، ۵۰ سال زمان برای اتمام این طرح ها نیاز است.

*

چه آدم های مهربونی اند این پوتین و ترامپ.

یکی شون از روسیه و اون یکی از آمریکا با کلی خرج و زحمت، رفتند هلسینکی که در مورد بهتر شدن زندگی ما ایرانی ها صحبت کنند!

به خدا من اگر پام به هلسینکی برسه نه یک کلام در مورد مردم روسیه و پوتین صحبت می کنم، نه در مورد مردم آمریکا و ترامپ. مگه فضولم؟!

*

همه سردی ها و گرمی ها هم ربطی به هوا نداره. مثل سردی روابط اروپا و آمریکا درحال حاضر

*

اگر قدرت های بزرگ، قبل از ویران کردن کشوری مثل سوریه، بهمان خبر می دادند، شده بود قرض هم می کردیم، می رفتیم یک نوک پا آنجا را می دیدیم.

تورو خدا اگر الان هم برنامه ای برای جائی دارید، اعلام کنید، خجالت نکشید!

*

بگومگو با شیطان!

دوستی می گفت داشتم از جلوی بانک مرکزی رد می شدم که شیطان وسوسه ام کرد برو هفت تیر اسباب بازی بچه تو بذار توی یک چمدان خالی، برو هرچی دلار و یورو توی بانک هست بگیر و برو کانادا عشق …

داد زدم که مرد حسابی، انگار سرت توی حساب نیست؟ اگر چشمت افتاده به آقای خاوری که محترمانه داره توی کانادا زندگی می کنه، اون اختلاس کرده نه بانک زنی…

قبل از اینکه شیطان جوابم را بده، پیرزنی که داشت عصا زنان از روبرو می آمد و حرف زدن و دست تکان دادن من را می دید گفت بمیرم الهی ننه، تو هم توی این جوونی قاطی کردی؟!

*

دوستی که توی ایران زندگی می کنه می گفت اگر یک وقتی به آدم می گفتند زندگی در قرن پنجم هجری چه شکلی ها بوده، آدم جواب می داد من چه می دونم …

الان اگر همان سئوال را ازآدم بکنند میگه بیا اینجا چهارزانو بشین تا برات تعریف کنم!

*

میگن نکیر و منکر دیگه اون سخت گیری های سابق را در مورد ایرانی ها نمی کنن…؟

همین که ببینند فارسی حرف می زنی به همدیگه میگن بذار بره تو بهشت، این مادرمرده اون دنیا به اندازه کافی عذاب کشیده!

*

روانشناس ها میگن اگر یک روزی یوسف گمگشته پیداش شد، با خشونت باهاش برخورد نکنید. بچه که نیست، هفتصد سالشه …

مودبانه ازش بپرسید کجا بودی پسرم؟ یه عمره منتظرتیم و همه میگن اگر یوسف گمگشته پیداش بشه امید این هست که زندگی ماهم بهتر بشه!

*

امیر صادقی، کمک خلبان شرکت هواپیمایی سپهران به خاطر انتقاد از ایمنی هواپیما ها در ایران بازداشت شد. بی بی سی

بگو مرد حسابی، آسمان به این صافی، فرمون را سفت بچسب، جلوتو نیگا کن، گاز بده و برو…. چیکار به این کارها داری؟!

*

رهی معیری یک مصرع شعر واسه دل خودش گفته بود، حالا شده شعار معلم ها، بازنشسته ها، مالباخته ها، کارمند ها وکارگرها :

تا تو بداد من رسی، من به خدا رسیده ام!

*

لوازم آرایش را غربی ها می سازند و شرقی ها مصرف می کنند. همه کارهای دنیا از روی حساب وکتاب است!

*

در قزوین پوشیدن پیراهن آستین کوتاه برای رانندگان تاکسی ممنوع شد.

ظاهرن یه پیرزن ۹۵ ساله، آدرس منزلش را عوضی داده به راننده، خیال کرده اند به خاطردیدن بازوهای راننده حواسش پرت شده و دلش قیلی ویلی رفته!

*

بعضی از سریال ها شروعی خوب و پایانی بد دارند. ظاهرن از روی تاریخ سه هزارساله ما ساخته شده اند!

*

هرگز از خارجی تقلید نکن!

دوستم می گفت از خانمم پرسیدم ناهار چی داریم؟ گفت میخوام از این غذاهای نیمساعته جیمی درست کنم ، عالی میشه…

جیمی، جوانی است که در تلویزیون کاهو و کلم و اسفناج وگوشت و هویج را نشسته و مثل برق ریزریز می کند و می ریزد توی یک قابلمه، یک شیشه سس تند گوجه فرنگی هم روی آن خالی می کند، گاز را روشن می کند و نیمساعت دیگر شروع می کند به تعریف کردن و نفس عمیق کشیدن و می گوید، به به، چی شد، بفرمائید سر میز.

خانم من هم همین کار را کرد، با این تفاوت که همه چیز را شست و سه دفعه آب کشید، بعد حسابی خرد کرد و ریخت توی ماهیتابه، سس گوجه فرنگی را هم به آن اضافه کرد و حسابی هم زد و در ماهیتابه را گذاشت، اما وقتی خواست اجاق را روشن کند، دید برق نداریم!

جای شما خالی آن روز ناهار نان و پنیر بدون چایی خوردیم. چایی با آب سرد خوشمزه نمیشه!

*

بالاخره صنایع مستظرفه ایران هم رونق گرفت .

مستظرفه از کلمه ظریف گرفته شده و به صنایعی مثل مینیاتور، خاتم کاری و قلمزنی گفته می شود.

صنعت ظریفی که جدیداً به صنایع مستظرفه اضافه شده و باعث رونق آن شده، صنعت پرت کردن حواس مردم به شکلی است که نفهمند ازکجا خورده اند!

در این صنعت، وقتی مسئله ای در مملکت حاد می شود، با یک کلک جدید حواس مردم را جوری پرت می کنند تا اصل قضیه فراموش شود یا حداقل به حاشیه رانده شود.

جدیدترین نمونه آن اعتراضات مردم به خاطر بی آبی و بی برقی بود که با علم کردن رقص یک دخترک نوجوان به حاشیه رانده شد.

الان همه ایرانی ها لب تشنه و توی تاریکی، نشسته اند و در مورد اینکه دختره راستی راستی تونسته بره ترکیه پیش اون خوانندهه یا نه، بحث می کنند!

*

اختلاس کننده های بزرگ معمولا اسم مستعار دارند. آبروی مردم را باید حفظ کرد!

*

فقط مردم قدیم خوشبخت نبودند، دولت ها هم با یک دورشید و کورشید جارچی هاشون همه را خفه می کردند و هرکاری دلشون می خواست می کردند.

حالا جلوی تلگرام را می گیری، میرن تو اینستا گرام، اینستاگرام را سانسورمی کنی، سر از فیسبوک و توئیتر و واتس آپ و ایمو در میارن …

من گاهی دلم برای دولت ها بیشتر از ملت ها می سوزه!

*

وزیر بهداشت ایران: یک چهارم جمعیت کشور فشار خون بالا دارد.

وقتی در یک روز صد هزارتومن میره رو قیمت سکه، انتظار دارین فشار خون مردم نره بالا؟!

*

تلویزیون من و تو خبر داد که یکی از مفسدین اقتصادی که ۷۱۸ تا اتوموبیل خارجی یواشکی وارد کرده شناسائی و دستگیر شده. اسم ایشان به گفته این تلویزیون هست جناب آقای “میم. آ”

فکر می کنم میم آ مخفف “متقلب آتشپاره “باشه؟!

*

کارمعلم آموزشه اما خودش اینقدر نیاموخته که با یک میلیون تومن توی تهران نمیشه زندگی کرد و باید رفت سراغ یک کار دیگر!

*

پرسش وپاسخ لب دریا:

نه بچه جان، تماشای دریا برای خانم هایی که حجاب شان کامل باشد گناه ندارد!

*

شیرازیه می گفت مگه این خواننده ها میذارن آرامش داشته باشیم؟

اندی از یک طرف میگه خوشگلا باید برقصن، توی رودرواسی از جات بلند میشی، آرش داد میزنه تکون بده، ما هم که بچه حرف شنو…هیچی دیگه، دور از جون شما یک کمردردی گرفتم که بیا و ببین!

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This