Select Page

طنزنوشته های ریزودرشت/۷۴/میرزاتقی خان

طنزنوشته های ریزودرشت/۷۴/میرزاتقی خان

قرار شد معنویاتمان را بالا ببرند ولی دیگه نه اینقدر!

*

عبادی، توهم؟!

همراهی حیدر عبادی نخست وزیر عراق با سیاست آمریکا در تحریم ایران، آنهم پس از میلیاردها کمکی که از ایران دریافت کرده  و میلیاردها خسارت جنگ که باید می پرداخت و نپرداخت، انسان را یاد ژولیوس سزار و دوست صمیمی اش مارکوس بروتوس می اندازد.

سزار، دیکتاتور روم، وسیله عده ای از سناتورها مورد حمله قرارگرفت وکشته شد و معروف است که آخرین ضربه را دوست صمیمی اش بروتوس به او وارد کرد. می گویند وقتی سزار دوستش را خنجر به دست دید که به طرف او می آید گفت: بروتوس تو هم؟!

*

ارز مسافرتی حذف شد ولی قرض مسافرتی سرجاشه. اگه کسی بهتون قرض میده، قرض کنین و راه بیفتین!

*

رئیس سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرده که آب در ایران زودتر از پنجاه سال دیگر تمام می شود.

خوشبختانه ما براش راه حل داریم، تیمم می کنیم!

*

مولوی شاعری بود آینده نگر. هزارسال پیش گفت:

همه وعده مکر باشد، بفریبد او شما را!

 

*

کاشکی موقع دروغ گفتن توی رادیو و تلویزیون، یک حداقل شعوری هم واسه میلیون ها آدمی که حرف هایمان را گوش می کنند درنظر بگیریم… گناه دارند به خدا، اونها هم آدمند.

 

*

از سری امکانات جدیدی که برای مستاجرین فراهم و خبرش در رسانه ها منتشر شده، پرداخت اجاره خانه با سکه و دلار است

سابقاً که کشورمان پیشرفت نکرده بود، مستاجر فقط این امکان را داشت که اجاره خانه اش را با ریال، تومان، هزارتومنی، و حداکثر با ده هزارتومنی و صد هزارتومنی بپردازد …

از وقتی اوضاع ارزی و سماوی مون یه ذره قاطی پاطی و زندگی مون یه ذره شیرین تر شده، صاحبخانه ها امکان پرداخت اجاره خانه به دلار و سکه را نیز به سایر امکانات اضافه کرده اند که مستاجر در فشار نباشد و دنبال ریال بگردد.

صاحبخانه ها خوب که حساب هایشان کردند، گفتند ما که محبت کرده ایم و خانه ای ساخته ایم که هم در دارد و هم دیوار و هم کف دارد و هم سقف و هم شیرآب، بگذار محبت خودمان را کامل کنیم و اجاره خانه را هم با سکه و دلار بگیریم که مستاجر دستش باز و راضی باشد!

از صاحبخانه ای پرسیدم شما چه جور سکه ای قبول می کنید؟

جواب داد والا من از بچه گی عاشق دو چیز بودم: بهار و آزادی . وقتی سکه ای اختراع شد به نام بهار آزادی، دیدم هر دو تا عشقم در این سکه یکجا جمع شده و بنابراین سکه بهار آزادی جای همه چیز را در قلبم گرفت و حالا فقط سکه بهارآزادی قبول می کنم که هم لطافت بهار را دارد و هم محسنات آزادی را!

*

سه نفر از کسانی که برای سفر بی بازگشت به مریخ داوطلب و گویا انتخاب شده اند ایرانی هستند. اسامی و عکس هاشون درگوگل هست.

میزان عشق به زندگی را اینجور جاها میشه فهمید!

*

خوشم میاد از خاتمی. هروقت لازمش داشته باشند، ممنوع التصویر بودن و ممنوع المصاحبه بودنش فراموش میشه …

بعد از تظاهرات اخیر مردم هم دوباره پیداش شد و با تمام وجود از مردم عذرخواهی کرد …چه پسر نازیه!

*

دست که کسی جرات نداره بزنه، باید می نوشت لطفن نگاه نکنید، قیمتش بالاست!

 

*

استدلال منطقی!

خانمه پرسید: چرا باید دیه من نصف شوهرم باشد؟ یعنی جان من به اندازه جان شوهرم ارزش ندارد؟

حاج آقا مهربانانه جواب داد دخترجان به این نکته فکرکردی که اگر زبانم لال دیوانه ای پیدا شود و تو را بکشد، به شوهرت پنجاه میلیون تومان دیه می دهند و او نمی تواند توی این گرانی و با دلار ده هزار تومنی، خانه و زندگی دیگری جورکند، زن تازه ای بگیرد یا هرشب برود دنبال الواتی؟

ولی اگر همان دیوانه شوهرت را بکشد، به تو صد میلیون تومن می رسد، می توانی یک آپارتمان نقلی بخری، دوباره ازدواج کنی ووو… ؟

خانمه خندید و گفت: خدایا حکمتت را شکر…!

*

شستشوی شترها در بندرعباس…

جائی که نر و ماده، لخت مادرزاد و بی توجه به مقررات درهم می لولند!

*

جاخوش کردن دلار روی مرز ده هزار تومان، من را به یاد پیک نیک رفتن های پنجاه سال پیش مان انداخت!

وقتی پس از ده ها کیلومتر رانندگی بالاخره به قلمستان کرج یا درخت های آبعلی می رسیدیم، دنبال جایی می گشتیم که سایه باشد، به آب نزدیک باشد و پتو را که پهن می کردیم و قابلمه لوبیا پلو را که زمین می گذاشتیم، گرام توپاز را روشن می کردیم ، رمان کنت مونت کریستو یا سفر به کره ماه ژول ورن را دست می گرفتیم و پایمان را دراز می کردیم تا ساعتی از آرامش لذت ببریم …

دلار هم الان هم الان به همان آرامش پنجاه سال پیش ما رسیده. سال های سال بین هفت تومن و۱۲ هزارتومن سرگردان بودن تا بالاخره یک جای خنک ده هزار تومنی پیدا کرد و پتویش را پهن کرد.

یقین دارم توی دلش گفته آخی، مردم از سرگردانی بین یازده هزار و هفتصد تومن و دوازه هزار و چهارصد تومن و سیزده هزار و دویست تومن!

*

دنبال تلخ تر از زهر می گردین؟ خبرهای ایران!

*

آقای روحانی با بزرگواری و بدون اسم بردن، مقداری از مشکلات را انداخت گردن رژیم پهلوی در حالی که باعث و بانی همه مشکلات آنها بودند …!

اگر دلار را روی مرز هفت تومن نگه نداشته بودند و گذاشته بودند روز به روز یه ذره گرونتر بشه ، الان دلار ده هزارتومنی به نظر مردم عادی می آمد!

*

اینکه میگن دنیا دار مکافاته، درسته

یک عده ثروت مملکت را چاپیده اند و بقیه مردم هم دارند مکافاتش را پس می دهند!

*

روانشناسی پرداخت!

خیلی از موسسات هنوز فیش حقوق ها را به ریال می نویسند که تعداد صفرها چشم کارمند وکارگر را بگیرد.

*

تعدادی از عاملان کم آبی اصفهان، شناسائی شدند!

لامصب ها مثل قوم مغول حمله کردند، زاینده رود را سرکشیدند، یک آب هم روش، و در رفتند !

*

اگر ندانم کاری هایمان را مثل روحانی و احمدی نژاد بیندازیم گردن رژیم های قبلی و همینجور بریم عقب، بالاخره می رسیم به آدم و حوا.. .

خدا بگم چیکار کنه این زن و مرد تازه به دنیا رسیده را که باعث اینهمه فقر و بیکاری و گرانی در ایران شدند!

*

دانشمندهامون پس از پناهندگی معروف میشن، دزد هامون پس از فرار به کانادا !

*

دعای جدید پیرمرد پیرزن ها:

پروردگارا نه به امید ملت باش و نه دولت

خودت یک کاری واسه بهتر شدن زندگی ما ایرانیها بکن

*

خانومه برای امتحان وفاداری شوهرش، روی یه تیکه کاغذ نوشت: از زندگی باهات خسته شده ام و بالاخره تصمیم گرفتم ترکت کنم. لطفن دنبالم نگرد…و پشت پنجره منتظر بازگشت شوهرش ایستاد.

به محض اینکه شوهره بازگشت و ماشینش را پارک کرد، کاغذ رو گذاشت جایی که فورن دیده بشه و رفت زیر تخت قایم شد.

شوهره به محض رسیدن، یادداشت را دید، لبخندی زد، چندکلمه ای زیرآن نوشت وگذاشت همانجا، بعد شماره ای را گرفت و به کسی که پشت تلفن بود گفت عزیزم، خوشبختانه زنی که بیست سال بلای جانم بود گذاشته و رفته. زود یک لباس شیک بپوش و حاضر شو، نیم ساعت دیگه اونجام که با هم بریم شام بخوریم و رفت.

خانمه که داشت از زور فشار عصبی منفجر میشد با عصبانیت از زیر تخت اومد بیرون و در حالی که داشت به زمین و زمان بد وبیراه می گفت یادداشت خودش را برداشت که ببینه شوهرش چی نوشته.

شوهره نوشته بود(دیوونه، پای چپت از زیر تخت پیداست. دارم میرم نون بگیرم و برگردم شامو حاضرکن که خیلی گشنمه!)

*

رهبر ایران در سخنرانی اخیرش خیال مردم را راحت کرد وگ فت هیچ کس هیچ غلطی نمی تواند بکند…(البته در مورد تزریقات چی ها چیزی نگفت ….ظاهرن اونها می تونن!)

امروز دوستی از تهران نوشته بود :

تزریق سِرُم امروز پدرم (صرفا تزریق بود زیرا داروی سرطان جداگانه خریداری شده بود) دو برابر و نیم  اضافه شده بود،٣۵٠ هزارتومان.

 

*

احمدی نژاد در یک پیام ویدیویی به روحانی گفت اقتصاد ایران در حال فروپاشی است، کنار بروید …

ببین عزا چه عزائی است که مرده شور هم گریه می کند!

*

خانه تکانی قبل از عید

صیادان چینی در حال جاروکردن منابع خلیج فارس هستند.

(گزارش ایسنا از قول کیانوش جهانبخش، عضو شورای عالی استان‌های ایران)

خدا پدرشان را بیامرزد، قسمت اعظم دریای مازندران را که روس ها بردند تمیزکنند، خلیج فارسمان را هم که چینی ها دارند جارو می کنند . به این ترتیب خانه تکانی عید امسالمان با کمک دوستان عزیزمان! جلوجلو انجام می شود .

*

یکی به خاتمی گفته حاج آقا شما که دوباره خودتونو انداختین وسط ، نشنیدین که مردم شعار میدن اصلاح طلب، اصولگرا، دیگر تمومه ماجرا؟

خاتمی خندیده وگفته چرا اتفاقن شنیدم، شما می دونین منظورشون چیه؟!

*

جنس مون جور شد.

مفسد فی الارض که داشتیم، تازگی ها مفسد فی الارز هم بهش اضافه شده!

*

دعای برگزیده ایرانیها :

خدایا زندگی مون را از اینی که هست، بدتر نکن!

*

ریاضی دان ها شانس عملی شدن وعده های انتخاباتی آقای روحانی را با شانس برنده شدن در بخت آزمائی ها در اروپا یکی می دانند .

شانس برنده شدن در بخت آزمائی آلمان به عنوان مثال، رسما یک به ۱۴۰ میلیون اعلام شده!

*

داروی ساخت ایران، فقط درد فروشنده را دوا می کند!

*

از وقتی که آقای یوسفیان ملا نماینده مجلس خبر داده که ۹ میلیارد دلار پول گم شده، خیلی ها حیرت کرده اند که مگر ممکنه آخه ؟

بعله که ممکنه، توی خونه کوچولوی ما، یک لنگه جوراب بنده گم شد و پیدا نشد که نشد.

آنوقت توی مملکتی به وسعت ایران که اینهمه سوراخ سنبه وکوه و دشت و بیابون و دریا داره چیز تعجب آوریه که یک مقدار پول گم بشه و دیگه پیدا نشه؟!

*

ظریف: نمی دونین چه شاپسریه …چین دوباره با تحریم ایران مخالفت کرد!

(Visited 1 times, 19 visits today)

About The Author

میرزا تقی خان

طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه 50 سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده سه کتاب به نام های "آدم های زیادی" (2013 ـ کانادا)،"شما چند می ارزید؟"(2016 ـ آلمان) و "شیرین تر از تلخ" (2017 - آلمان) منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This