Select Page

نویسنده: عزت مصلی نژاد

اول شما، خانوم خانوم ها!/عزت مصلی نژاد

” اول شما، خانوم خانوم ها!” یکی از۵۳ قصه ای است که این بنده ی حقیرفقیرآسمون جل قاتمه رکاب برای بچه ها وبزرگترها نوشته ام با این دید که حاضرین برای غایبین تعریف کنند وبزرگترها برای کوچکترها بخوانند وتفسیر کنند که بعضی ازداستان ها مال عهد دقیانوس است. انگیزه ی من برای نوشتن …

ادامه مطلب

مرغ چند پا داره؟/عزت مصلی نژاد

بابا و مامان می گفتند: «مرغ یک پا داره» عمو نعمت می گفت: «نه، مرغ سه تا پا داره.» خاله مهوش داد می کشید: «همه تون اشتباه می کنین؛ مرغ چارتا پا داره». مرجان که حسابی گیج شده بود شب و روز توی این فکر بود که پیدا کند که مرغ چند تا پا دارد. یک روزکه او را برای خریدن ماست…

ادامه مطلب

یادی از داود مدائن/بخش سوم و پایانی/ عزت مصلی نژاد

داود یک پارچه احساس بود. هیچوقت یکی از موضع گیری های او را در رابطه با استالین و تروتسکی از یاد نمی برم. من مدت های مدید قبل از زندانی شدن و به عبارت دیگر از زمانی که از نظر سیاسی خودم را شناختم با استالین و شیوه های استالینی مخالف بودم. از دوستان نزدیک آن …

ادامه مطلب

اعلامیه حقوق بشر؛سنگ بنای حقوق جهانی انسان/عزت مصلی نژاد

تلاش برای استقرار حقوق بشر با استقرار جامعه مدنی همراه بوده است. نخستین سند منسجم در مورد حقوق بشر با پیروزی انقلاب فرانسه منتشر شد. با استقرار مجمع بین المللی (از ۱۹۱۸ تا ۱۹۳۹) مساله حقوق تقسیم ناپذیر انسان در سطح جهانی مورد بحث قرارگرفت. لیکن این مجمع با به قدرت رسیدن فاشیسم تضعیف و در نهایت منحل شد….

ادامه مطلب

یادی از فیلسوف مردمی استاد عوض ارزانی/ عزت مصلی نژاد

یادم نیست که اداره ی گمرک بود یا مالیه که از عمده فروش تریاک مالیات سنگینی می گرفت و برچسبی می زد روی بسته های تریاکش که به آن می گفتند «باندرول». این مالیات روی قیمت تریاک کشیده می شد و از طریق خرده فروش به مصرف کننده منتقل می شد. تریاک قاچاق تریاکی بود که باندرول نشده بود. چنین تریاکی مخفیانه به فروش می رسید و سود کلان آن به جیب فروشنده سرازیر می شد…

ادامه مطلب

یادی از فیلسوف مردمی استاد عوض ارزانی/عزت مصلی نژاد

نزدیک به صد سال پیش در یک منطقه ی مرزی به نام “جلسیون” بین محلات در حال جنگ کوشکک و مصلای جهرم کودکی متولد می شود که او را عوض نام می نهند. ممکن است بپرسید چرا عوض؟ خدمتتان عریضه نگار شوم که نام عوض را روی کودکانی می گذاشتند که قبل از تولد، پدر یا برادرشان را از دست داده بودند. عوض دوران کودکی بسیار سختی…

ادامه مطلب

اصل بر بردگی است/عزت مصلی نژاد

چشم ها را می بندیم و برای چند لحظه تصور می کنیم که دغل ها شرافتمند شده اند، دزدها مال ها را به مال باخته ها برگردانیده اند و سرمایه داران از داروندارشان برای کل بشریت مایه گذاشته اند. من که فکر نمی کنم حتی در چنین حالت آرمان گرایانه ای بردگی از زندگی این جانور دو پا رخت بربندد. بردگی با مذهب، قومیت، مرام، زبان، خانواده، عادت و شهوت ارتباط تنگاتنگ دارد…

ادامه مطلب

یادی از منوچهر محجوبی/عزت مصلی نژاد

زنده یاد منوجهرمحجوبی، طنزپردار، نمایشنامه نویس، شاعر، مترجم و ناشر نامدار ایرانی در سال ۱۳۱۵ خورشیدی (۱۹۳۶ میلادی) درکرمانشاه پای به عرصه وجود نهاد. او دوران کودکی و نوجوانی خود را در این شهر سپری ساخت و درجوانی به اصفهان رفت و ادبیات آموخت. او در نوجوانی شیفته …

ادامه مطلب

اگر زن می شدم/عزت مصلی نژاد

می پرسید اگر زن به دنیا آمده بودم چه می شد؟ احتمال قریب به یقین من این است که حتی یک هزارم این بخیه ها را نزده بودم. سرنوشت من احتمالا چیزی می شد مثل زندگی امروزی خواهران و دخترعموهای هم سن و سالم. در دوران ما، در بلد محروسه جهرم، بند ناف دختر را به اسم یکی از بستگان یا آشنایان نزدیک …

ادامه مطلب

من و هفتاد سالگی/ هفتم و پایانی /عزت مصلی نژاد

اپیکور فیلسوف نامدار قرن چهارم قبل از میلاد به آنان که ازدواج و داشتن فرزند را نهایت شادمانی می پندارند هشدار می دهد که لذت حاصل از این دو زودگذر است و اندوه آن دائمی. اراسموس روتردامی، فیلسوف دوران نوزایی از قول فرشته حماقت چنین می گوید: “در نهایت مرد خردمند، هرکه می خواهد باشد، اگر به فکر …

ادامه مطلب

من و هفتاد سالگی/بخش ششم /عزت مصلی نژاد

در جهرم ما مردی بود مسن به نام باقر که در باغ عبداللهی برای آقای نوابی باغبانی می کرد. یک بار که چند تومانی پول گم کرده بود برای من درد دل کرد و گفت: “پیرمردی هستم دل آرزو و کم آرزو”. ترکیب جالبی است. چگونه ممکن است که انسان هم دلی پر از آرزو داشته باشد و هم آرزوهایش اندک باشند. احتمالاً باقر به خاطر زیادی سن به خود اجازه نمی داد که به آرزوهای دلش میدان دهد. دوران پیری، برعکس، نه دوران کم آرزویی بلکه دوران جولان آرزوهای…

ادامه مطلب

من و هفتاد سالگی/پنجم/عزت مصلی نژاد

شاعر نامدار عرب، احمد المتنبی می گوید، “اسب و شب و بیابان و شمشیر و مهمان وکاغذ و قلم همه مرا می شناسند.” انسان تا پا به سن نگذارد نمی تواند برخود ببالد که به نوعی با همه ی این ها سر وکار داشته است. من شخصاً از زمانی که خود را شناخته ام با ورزش، مطالعه و کار سر و کار داشته ام. یادم می آید زمانی که زندان بودم و زیر شکنجه، در سلول انفرادی روزانه بیش از دو ساعت ورزش می کردم. ورزش …

ادامه مطلب

من و هفتاد سالگی/۴/عزت مصلی نژاد

حس دیگری که نگرش به گشت وگذار بی قاعده ی دوران گذشته برای انسان به ارمغان می آورد درک پوچی زندگی است. به یاد می آورم مادر و پدری در جهرم که چند دختر داشتند و پسر دلشان می خواست. آنان پس از دوا و درمان بسیار سرانجام صاحب پسری شدند. این پسر با ناز و نوازش تمامی اهل فامیل بزرگ شد. خانواده ی ثروتمند از هر رویدای در زندگی او(ختنه سوران، گرفتن تصدیق شش ابتدایی، اتمام دبیرستان، قبولی دانشگاه و اخذ درجه ی لیسانس) استفاده می کرد…

ادامه مطلب

من و هفتاد سالگی/ ۳/عزت مصلی نژاد

یکی از زیبایی های پیری این است که انسان زندگی و تاریخ را لمس می کند و خود به صورت تاریخی زنده درمی آید. من در درازنای هفتاد سال زندگی خویش، بسا اوج ها و حضیض ها را دیده ام: ظهور و سقوط امپراتوری های رنگ و وارنگ، غرور احمقانه ی قدرت مداران در دوران قدرت و لابه و التماس های شان در دوران ذلـّت، جنگ ها، صلح ها، پیمان ها و پیمان شکنی ها، اختراعات و اکتشافات و نوآوری ها، انفجار جمعیت، تخریب محیط زیست، بیماری ها، اپیدمی ها، پیشرفت های حیرت انگیز…

ادامه مطلب

من و هفتاد سالگی/۱/عزت مصلی نژاد

از صمیم قلب آرزو می کنم که تو خواننده ی عزیز من هم در هفتاد سالگی مثل من سالم، پر احساس و به زندگی امیدوار باشی. این نوشته بازتاب فکری و شخصی من است از جنبه های مثبت و منفی زندگی در دوران هفتاد سالگی. دلم می خواست خیلی دیرتر – در سنین ۸۰ یا ۹۰ سالگی ـ با شما در رابطه با مزایا و معایب پیری سخن می گفتم. لیکن بین خودمان باشد ترسیدم نمانم و تراوشات فکری خودم را به گور ببرم. البته شما چیزی را از دست نمی دادید ولی من در قبر جابجا می شدم که چرا …

ادامه مطلب

نیم نگاهی به کتاب “درآستانه ی توفانی روبنده” اثر حسن پویا/ عزت مصلی نژاد

کشتار همگانی سال ۱۳۶۷ یکی از هولناک ترین موارد جنایات علیه بشریت است: ” آن‌ها به خوبی بر این امر واقف اند که کشتار ۶۷، نمونه‌ی بارز «جنایت علیه بشریت» است و پذیرش رسمی مسئولیت قتل‌عام زندانیان سیاسی می‌تواند به‌ عنوان بزرگ ترین سند برای محکومیتِ مسئولان رژیم به اتهام «جنایت علیه بشریت» تلقی شود و مورد پِی گرد حقوقی در سطح بین‌المللی قرار گیرند. حسن پویا در کتاب خود نشان داده است که این جنایت در واقع نوعی هولوکاست ایرانی است…

ادامه مطلب

معرکه/عزت مصلی نژاد

صدا: های هوی های ایهاالناس گوش ها تیز کنید و حواس ها را جمع که رند ملنگ قلندر شوخ و شنگ درویش نهنگ با بی بی درویش و بچه درویشش حاضر به جنگ وارد می شوند. (از سه گوشه ی صحنه ابتدا درویش نهنگ، بعد بی بی درویش و دست آخر بچه درویش وارد می شوند….

ادامه مطلب

مجازات اعدام به عنوان گونه ای از شکنجه/ دکترعزت مصلی نژاد

روند مجازات اعدام در تمامی مراحلش اعم از اعلام، انتظار و اجرای آن، خود نوعی شکنجه است. شکنجه ی روانی از نخستین روز دستگیری متهم آغاز می شود. بازجویان و شکنجه گران برای گرفتن اعتراف یا کسب اطلاعات از زندانی او را به اعدام تهدید می کنند. در طول دوران محاکمه فشار روانی شدیدی به زندانی و خانواده وی …..

ادامه مطلب

شیراکبر/ عزت مصلی نژاد

یک روز صبح شیراکبر و آقای شمس بساط شان را پهن کردند در کنارحوض گرد وگل های نسترن باغ کهنه. این دو یار جانی نشستند و عرق خوردند و ورق بازی کردند. آقا به خاطر آن که شناخته نشود، عبا و عمامه اش ….

ادامه مطلب

شیراکبر/ عزت مصلی نژاد

از آن پس، تا زمانی که آقای تهرانی در جهرم بود پنجشنبه شب های هر هفته، پاسی از شب رفته مردی لباده پوش با ریش سفید و لباس تیره، شب، با عصایی در دست درکوب منزل بازپرس دادسرای جهرم را به صدا درمی آورد و بی صدا وارد می شد. تار بازپرس و دف و آواز مهمان بزم خیّام را تداعی می کرد. تا بعد از نیمه شب …

ادامه مطلب

شیراکبر/عزت مصلی نژاد

هیچ کس توی ولایت جهرم به اندازه ی شیراکبر کیا و بیا نداشت. کسی نبود که این لات آسمان جل را نشناسد. احدی هم نمی دانست که چطوری سروکله اش توی جهرم پیدا شده، مثل این که یهو از زمین سبز شده باشد. شیراکبردرست توی قلب تل لولو (۱)، محله ی خوشنام شهر، عرق کشی و عرق فروشی داشت….

ادامه مطلب

نگاهی به قانون جدید شهروندی کانادا/عزت مصلی نژاد

دولت کانادا علیرغم تصویب مصوبه ی رم یا اساسنامه ی دادگاه بین الملل جنایی و برخورداری از قانون جنایات جنگی و جنایت علیه بشریت (مصوب سال ۲۰۰۰) هیچ اقدام موثری علیه دست نشاندگان جمهوری اسلامی که با ثروت های کلان وارد کانادا شده اند به عمل نمی آورد…

ادامه مطلب

نگاهی به کتاب “جرایم ومجازات دراسلام”دکترعزت مصلی نژاد/ حجت گلپایگانی

به نظرم می رسد که برجسته ترین ومحکم ترین بخش های استدلالی مصلی نژاد برای نشان دادن نارسایی های حقوق اسلامی درآنجاست که ازنظریه ی فیلسوفان آینده نگر وفایده جو سخن می گوید وازاین هم مهم تردرآن قسمت هایی است که مجازات های اسلامی را با اعلامیه ی جهانی حقوق بشروکنوانسیون های منتج از …

ادامه مطلب

کیفرهای آن جهانی دراسلام/عزت مصلی نژاد

فرشته ی مرگ بی رحمانه جان مرد و زن و کودک و نوجوان را می گیرد و به اصطلاح آنان را به شیوه ای وحشت آفرین و شکنجه بار قبض روح می کند. بر اساس یکی از منابع شیعه، عزرائیل لحظه ای که برای گرفتن جان فرد گناهکاربه محل اقامت او می رود، به شکل «مردی سیاه» بر او ظاهر می شود با «موهای راست ایستاده….

ادامه مطلب

نگرشی اجمالی به جرم و مجازات در اسلام/عزت مصلی نژاد

روگشایی کتاب جرایم و مجازات در اسلام همراه با سخنرانی، برنامه های هنری، آواز، موسیقی، غذا و نوشیدنی مکان: نورت یورک سیویک سنتر، ۵۱۰۰ خیابان یانگ، سالن اجتماعات زمان: ساعت دو و نیم بعدازظهر ورودیه: رایگان دراین برنامه به حکم قرعه جوایزی به شرکت کنندگان اهدا می شود نگارش: عزت مصلی نژاد ناشر: نشر زاگرس ویراستار: شهلا کیوانی طرح روی جلد: منصور شمس ویرایش و صفحه آرایی: وداد پایا با همکاری: محمد الله وردی، سارا شمس و هرمزکبیری و سپاس بی کران از پرویز قلیچ خانی به خاطر پیشنهاد موضوع . در ساده ترین شکل، “مجازات”جریمه ای است که...

ادامه مطلب

مجازات دنیوی در اسلام/عزت مصلی نژاد

فقه اسلامی در دِرازنای تاریخ، توان آن را نیافت که در زمینه ی حقوق کیفری بنیاد پایدار و منسجمی را پدید آورد. یکی از جمله دلایل این امر آن است که در اسلام، مفاهیم جرم و گناه با هم عجین شده اند. ارتقاء حقوق جزایی مستلزم برخورداری از بصیرت و آگاهی نسبت به ماهیت و چگونگی جرم به ….

ادامه مطلب

نگاهی کوتاه به کتاب “جرایم و مجازات در اسلام”/ عزت مصلی نژاد

در بررسی نظام جزائی اسلامی، تکیه گاه اصلی من قرآن به عنوان اساسی ترین و دست اول ترین منبع شریعت و فقه اسلامی بوده است. در ترجمه فارسی آیات قرآنی اینجانب متن عربی قرآن را با ترجمه های مختلف انگلیسی و فارسی (ترجمه های به عمل آمده توسط محمد مهدی فولادوند، ناصر مکارم شیرازی، بهاءالدین خرمشاهی…

ادامه مطلب

نگرشی اجمالی به روانشناسی شکنجه گر/ عزت مصلی نژاد

دگم اندیشی مذهبی همواره به عنوان یکی از هولناک ترین ابزارهای توجیه شکنجه عمل کرده است. شکنجه گر خود را صاحب دین برحق و برتر و قربانی اش را گناهکار، کافر و مهدورالدم به حساب می آورد. در چنین حالتی شکنجه و قتل و جنایت به صورت اعمال مقدس و خدای گونه در می آیند. جمله ی معروفی است از بلیز …

ادامه مطلب

نگرشی اجمالی به روانشناسی شکنجه گر/عزت مصلی نژاد

زندان برای بازجوها و شکنجه گران، که اغلب مردان جوانی هستند، سکوی ترقی شغلی به حساب می آید. اینان از قدرت مطلق برجسم و روان زندانی برخوردارند…. ساده نگری است اگر فکر کنیم که شکنجه گران را آدم های سادیست و بیماران دگرآزار تشکیل می دهند. شاید در بین شکنجه گران نمونه هایی …

ادامه مطلب

نگاهی گذرا به حقوق بشر در دوران باستان/عزت مصلی نژاد

شاید بتوان گفت که یکی از نخستین تلاش ها برای ایجاد یک نظام حقوقی ازحمورابی (از۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ قبل ازمیلاد) پادشاه بابل آغاز شد که قوانینی را مدون ساخت که به “قانون حمورابی” مشهور شده است. در این قوانین رگه هایی از حقوق بنیادین انسان البته به شکل …

ادامه مطلب

برداشت دکتر الهی قمشه ای از قرآن/عزت مصلی نژاد

در قرآن ـ مانند هر کتاب دینی دیگر ـ بسته به شرایط زمان و مکان هم موارد مدارا و تساهل وجود دارد و هم قهر و خشونت. اسلام دینی است که جهان را به دو بخش دارالحرب(جهان جنگ) و دارالاسلام (جهان صلح) تقسیم می کند. تمام مسلمانان در زیر پرچم خدای…

ادامه مطلب

ریشه های جبّاریت در جامعه ی ایران/ عزت مصلی نژاد

در قرن بیست و یکم دموکراسی، آزادی خواهی و حقوق بشر خواستگاه همه ی ملت هاست و این جنبش را در تمام کشورهای جهان سوم مشاهده می کنیم. مردم ایران دیر یا زود از این مغاک هولناک بیرون خواهند آمد. در جامعه امروز ایران یک جنبش عمیق حقوق سیاسی …

ادامه مطلب

ریشه های جبّاریت در جامعه ی ایران ـ۲/ عزت مصلی نژاد

صفویان شیعی گری را به زور شمشیر به عنوان مذهب رسمی ایران جا می اندازند. اتحاد بین شیخ و شاه صدای انسان های روشنی جو را در گلو خفه می سازد. فقه شیعه یکه تاز می شود و مانند جامعه اروپا در دوران قرون وسطا فلسفه در خدمت مذهب قرار می گیرد. حتی…

ادامه مطلب

ریشه های جبّاریت در جامعه ی ایران/عزت مصلی نژاد

جامعه ی ایرانی از دیرباز تاکنون از نوعی جبّاریت ریشه ای رنج برده است. تا به امروز نه تغییر حکومت ها این جبّاریت را از بین برده است و نه حتی دگرگونی کل نظام سیاسی. مردم ستمدیده ی ایران همواره اسیر چنگال خونین دیکتاتورهای تک سالار، خودمحوربین و…

ادامه مطلب

نگاهی به نوشته ی مجید نفیسی با عنوان “جلال آل‌ احمد: حاشیه ای بر یک شعر”/عزت مصلی نژاد

آل احمد در صفحات نخست غرب زدگی موضع خود را روشن می کند که با تمام مظاهر فرهنگ و تمدن غرب سر ستیز دارد: «و این مواد خام فقط سنگ آهن نیست… اساطیر هم هست، اصول عقاید هم هست، موسیقی هم هست، عوالم علوی هم …

ادامه مطلب

عصرتورم زا/عزت مصلی نژاد

تورم را افزایش پیاپی، نامنظم، افسارگسیخته و برگشت ناپذیر سطح عمومی قیمت ها تعریف کرده اند. همانطورکه در این تعریف دیده می شود هر نوع افزایش قیمتی تورم نیست. در تمدن معاصر قیمت تمام کالاها همواره به صورت ایست ناپذیری بالا…

ادامه مطلب

دست نجات بخش/ عزت مصلی نژاد

اسمش گلتاج بود ولی همه به او تاجی می گفتیم؛ دخترعمو اسدالله همسایه ی دیوار به دیوارمان را می گویم. او که چند سالی از ما بزرگتر بود به شکلی طبیعی سرپرستی ما بچه ها را به عهده گرفته بود. تاجی همه ما را جمع می کرد و برایمان قصه ی “گل خاری و دیو” می گفت…

ادامه مطلب

خاطره ها/عزت مصلی نژاد

ناصرخان قشقایی با دولت درافتاده و به تبعید فرستاده شده بود. آن دوره ها به کلاه ها دوگوشی قشقایی می گفتند کلاه ناصرخانی. هرکس این کلاه را سر می گذاشت و از خانه بیرون می آمد، پاسبان پست، طبق دستور، طرف را صدا می کرد، بعد چاقویی از جیب بیرون می آورد…

ادامه مطلب

قیامت/عزت مصلی نژاد

در محل ما آخوندی بود به نام شیخ علی اکبر واعظی که در فسق و فجور شهره شهر بود. با تمام عرق خورهای شهر دم به خمره زده بود، برای فاحشه های شهر در ازای هم خوابگی روزه می خواند و بارها با قمار بازها قاب بالا انداخته بود. آقای واعظی آمد دکان بقالی آقا شکرالله حمیدی…

ادامه مطلب

گدایی/عزت مصلی نژاد

هر کس تقبل کرد که به نوعی به او کمک کند. منصور که وضع مالی خانواده اش خوب بود، قبول کرد تا زمانی که او کار پیدا کند، روزانه یک تومان به او کمک کند. عبدالعلی گفت که با پدرش صحبت خواهد کرد که در گاراژ کاری برایش دست و پا کند. رضا گفت، از روز بعد به او سواد یاد خواهد داد. من هم تعهد کردم که…

ادامه مطلب

آدم جگردار /عزت مصلی نژاد

گاه و بیگاه پیرزنان و پیرمردان برای ما خاطرات خودشان را از روبرو شدن با جنّ می گفتند. این خاطرات این قدر با آب وتاب و با چاشنی قسم های جوراجور تعریف می شدند که همه ی ما باور می کردیم و شب خواب جّن می دیدیم. درخت کُنار(سدر) هم مقدس بود و…

ادامه مطلب

خاطره ها/عزت مصلی نژاد

کاظم کربلایی اکبر از چارپادارهای بازنشسته بود که از بس بلندقد و تنومند بود مردم به او «کاظم گوتو» (کاظم تنومند و بزرگ) لقب داده بودند. چاروادارها به سبب سفرهای متعدد و رویارویی شان با راهزنان و امنیه ها (ژاندارم ها) قصه های شیرینی داشتند….

ادامه مطلب

خاطره ها/عزت مصلی نژاد

پنج ساله بودم که همسالان و حتی اهل فامیل به من لقب «گنا» (دیوانه)، دادند و من شدم سپر بلای همه. بدون آنکه هیچ تقصیری مرتکب شده باشم از دست کس و ناکس کتک می خوردم. امامزاده ای داشتیم در محل مان به نام «آقای شاجات» که درست وسط یک قبرستان به همین نام واقع شده بود….

ادامه مطلب

خاطره ها /عزت مصلی نژاد

از خاطرات خوش گفتیم از بدش هم بگوییم که صرف یادآوری شان آدم را درب و داغان می کند. گاهی هر قدر هم تلاش می کنی که آن ها را از صفحه ی ذهن بپرانی همانجا کنگر خورده اند و لنگر انداخته اند. ادواردو گالیانو نویسنده ی نامدار آمریکای لاتین می فرماید: «هیچ چیز نمی تواند زباله ی خاطره را بپوشاند.» کور بشوم …

ادامه مطلب

نگاهی به ” صمیمت های غارت شده”ی عیدی نعمتی/عزت مصلی نژاد

” صمیمت های غارت شده” تصویری است قشنگ و شاعرانه از دوستی ها و مهرورزی هایی که در گذر زمان ـ بویژه در جامعه ایران ـ به تاراج رفته اند: شقاوت انسان علیه انسان. شعرها ساده و بی پیرایه اند و به گونه ای سهل ممتنع. علیرغم وجود یگانگی در کل اثر، هر شعر هویت ویژه خود را دارد

ادامه مطلب

حکمت بی مایگان/عزت مصلی نژاد

ساعتی پس از فرمان حمله خمینی به کردستان بی دفاع در مرداد سال ۱۳۵۸ بی مایگان حزب اللهی در سرتاسر ایران با شعار “خمینی عزیزم/ بگو تا خون بریزم”همگان را به خواهرکشی و برادرکشی تحریک کردند…

ادامه مطلب

Pin It on Pinterest