دسته: ادبیات

خدای‌گان تردید: “کافکا” و “فلوبر”/عباس شکری

فهرست کسانی که «کافکا» تحت تأثیر آن‌ها است، بالابلند است، اما هیچ کس نقش پدرخواندگی ادبی کافکا را ندارد. با این وجود «ماکس برود» در زمینه‌ی شخصیت‌های ادبی مؤثر در کار هنری او، از کسانی مانند: “گوته”، توماس مان”، “کنوت هامسون” “هسه”، “هبل”، “فونتانه” و “استیلتر” نام می‌برد و در یادداشت‌های روزانه….

دوست بی مانند من/بخش ۵۷/النا فرانته/ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی

روز ۱۲ مارس فرا رسید. هوا مانند بهار ملایم بود. لی‌لا از من خواسته بود زودتر بروم خانه قدیمی‌اش و کمک کنم موهایش را بشوید و درست کند و لباس عروسی بپوشد. مادرش را از خانه بیرون فرستاده بود. تنها بودیم. روی لبه ی تخت با شورت و سینه بند نشست. لباس عروسی  کنارش روی تخت مانند پیکر مرده ی یک زن بود…

سایه‌ها/مهدی مرعشی

آن‌چه در این روایت کوتاه و شاید هم از نظر بعضی‌، بی‌سروته خود را نشان می‌دهد، بهت مردی‌ست که می‌خواهد زنش را آن‌گونه آرایش کند که خود می‌خواهد. شاید برای همین است که مداد آرایش را از دست زن می‌گیرد و خود، مشاطه‌ی دلارام خود می‌شود تا آن طور آرایشش کند که خود می‌خواهد….

حلقه های حرکت/پژمان سلطانی

باد که آمد از جایم بلند شدم. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تنهایی به مقام بلندپرواز برسم، اما رسیدم. بلند شدم و چرخی زدم و میان ابرها نشستم. مثل من زیاد بود. پرها از هر طرف دوان بودند، آن‌چنان فریاد می‌کشیدند که گویی جایی دیگر به جز آسمان ندارند. شاید مست بودند یا جادو شده بودند. با حرکاتی نامنظم مثل آدم‌های …

هفتمین شماره آوای تبعید منتشر شد

“شاعران زن ایرانی در خارج از کشور” عنوان شماره ویژه‌ی هفتمین شماره “آوای تبعید” است. در این شماره اشعاری از چهل شاعر زن ایرانی آمده که در جهان خارج از ایران ساکن هستند. نقد و بررسی شعر و مصاحبه‌هایی با چند شاعر بخش‌های دیگر این شماره از “آوای تبعید” است. ۴۴ تابلو از نقاشی‌ها و طرح‌های قدسی قاضی‌نور…

به زنجیر امید ناسرانجام*/بخش پنجم و پایانی/شهرام امیرپور سرچشمه

در زبان فارسی ما با رمان‌هایی به شکل «سمفونی مردگان» خیلی آشنایی زیادی نداریم. این کتاب، رمانی «چند صدایی است، هیچ یک از شخصیت‌ها از زبان نویسنده حرف نمی‌زند، و تک گویی درونی آن‌ها تنها روایت شخصی خود آن‌ها از روزها و رویدادهای رفته است.۴۴» نویسندگان معاصر در این امر خیلی موفق نبوده‌اند و …

سرطان/  مهرانگیز رساپور (م. پگاه)  

این سرطان، آن سرطان، نامِ پلیدش به زبان
گو که چگونه است فلان؟ گشته اسیرِ سرطان!
هان سرطان! هار شدی، پیر و جوان‌خوار شدی
کُشته بسی کودک و کس نیست ز حرص‌ات به امان

هُدک/فرخنده حاجی زاده

سرجمعِ مسئله این است
                       شاعران
راوی های قادری نبودند
                         بودند!

فرخنده حاجی زاده:به زندگی از پشت ویترین نگاه نکرده‌ام/گفت و گو: مجتبی صولت‌پور

زندگی من همه در متن بود. حاشیه‌ای وجود نداشت. حاشیه من بودم که بر جریده‌ی هستی گذر کردم. اگر فرزندان شعریم با شخصیتی شخصی متولد شده باشند زهی اقبال، چون هرگز نخواسته‌ام تابع شعر یا نوشته‌ی هیچ شاعر یا نویسنده‌ای باشم. پیوسته در پی استقلال و ارتقا فرزندان کاغذی فرخنده حاجی‌زاده بوده‌ام؛ البته تأثیر گرفته‌ام…

جنسیت متفاوت/فرخنده حاجی زاده

با جنسیتی متفاوت در طبقه ی چهارم ساختمانی در خیابانی از خیابان های اصلی پایتخت، پشت چهار میز یک ‌شکل روی صندلی های چرخان نشسته ایم.
ترکیب دوبه دو ربطی به گزینش ما ندارد. این بخش ماجرا اتفاقی ست. به فال نیک گرفته ایم…..

دوست بی مانند من/بخش ۵۶/النا فرانته/ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی

لی‌لا هم مانند فرناندو ذره‌ای نگران آماده نشدن کفش‌ها برای فروش در بازار سال نو نبود و آن را مایه آبروریزی نمی‌دانست. از این گذشته تولید کفش‌ها روی برنامه نبود. آنها در ذهن و خیال استفانو شکل گرفته بود و آرزوی او این بود که به خیالبافی‌های محض و کودکانه لی‌لا تجسمی عینی ببخشد، کفش‌هایی که برخی‌شان…

سیمای حماسی زن ایرانی در شاهنامه ی فردوسی/ دکتر علی نیک جو

در میان ادبیات منظوم گذشته شاهنامه تنها کتابی است که زن نقش اساسی در آن بازی می کند. در شاهنامه زندگی زنانی را می خوانیم که کارائی شگرفی در ایجاد برخی از رویدادها دارند. در شاهنامه بجز چند مورد جزئی شاهد تکاپوی گسترده ی زنان هستیم. با توجه به جامعه ی مرد سالارانه ی آن دوران چنین توجهی به زن و مادر بسیارجالب…

به زنجیر امید ناسرانجام*/بخش چهارم/شهرام امیرپور سرچشمه

کتاب با «اورهان»شروع می‌شود و با او به پایان می‌رسد. در ابتدای کتاب او در حجره را می‌بندد و به سمت «شورآبی۲۹» حرکت می‌کند. خواننده در همان سطر اول فضای تیره و تار، سنگین و سیاه داستان را به خوبی احساس می‌کند. وضعیت او بی‌شباهت به این مصرع نیست: «ای وای بر کسی که زکشتار زنده است.۳۰» برف و سرمای….

لایه‌های زیرین را من نقش می‌زنم/فرخنده حاجی زاده

فرخنده می‌گه: از کشور ادبیات آمده‌ام. ادبیات جهانم و زبان میهنم است. میهنی که تن به مرز و سیم وخار نمی‌دهد، به خصوص اگر سیم و مرز و دیوار بخواهند تعریف حقیر و محدود خود را از وطن میهن به آن تحمیل کنند.
من می‌گم: در آن صورت زبان با نیرو و انگیزه بزرگ و بزرگ‌تر می‌شه، رشد می‌کنه، می‌باله…

نیم نگاهی به «هنریک ایبسن» و نمایش‌نامه‌هایش/عباس شکری

در بین مردم کشورهای انگلیسی زبان جهان، “هنریک ایبسن” یکی از سه نمایش‌نامه نویس برتر به حساب می‌آید و در کنار «ویلیام شکسپیر» و «آنتوان چخوف» در قله‌ی جهان نمایش قرار می‌گیرد. کارنامه‌ی نمایش‌نامه‌های او در مرکز توجه قرار دارد و هیچ بازیگری، اگر در آرزوی نام و شهرت و رتبه‌ی عالی در عالم بازی‌گری تئاتر است…

امید طوطیان؛ سربرآورده از شوره زار تبعید!/اکبر ذوالقرنین

امید طوطیان ترانه سرا، نوازنده گیتار، آهنگساز، خواننده، بازیگر تئاتر و سینما، “شمنی” است سربرآورده از شوره زار بی ترحم تبعید. خودآموخته ی کوچه و خیابان و کافه های مردمان دریادل است. ترکی می خواند، فارسی، اسپانیایی و انگلیسی و با کم ترین امکانات، آثارش را به ثمر می رساند. این “شمن”* فرهیخته  ….

دوست بی مانند من/بخش ۵۴/النا فرانته/ترجمه: بهرام بهرامی- حسن زرهی

آن شب خوشحال به خانه بازگشتم. رفتم دستشویی در را قفل کردم تا کسی مزاحم نشود. تا نزدیک‌های صبح درس خواندم. سرانجام رفتم خوابیدم. ساعت شش و نیم به زور بیدار شدم و نخستین کارم پاکنویس متن بود. متن را یک بار با دستخط زیبای لی‌لا با آن انحناهای دوست داشتنی خواندم. همان دستخطی که یادآور…

سه شعر از نیلوفر مجاب

من از هما ن روز که به دنیا آمدم
از همان اولین قدم که برداشتم
همان اولین کلام را که بر زبان آوردم
همان اولین بار که زمین خوردم

پناهنده/آهنگ و صدا: امید طوطیان/کلام: اکبر ذوالقرنین

امید طوطیان در برزخ تبعید(ترکیه) تنها و بی پناه به سر می برد. گیتار می نوازد، آهنگ می سازد و به چند زبان می خواند. او ترانه های اعتراضی محکمی دارد که همه را می شود در یوتیوب شنید از جمله “روزگار”،  “باتوم”  و “رهایی”. تازه ترین ساخته اش آهنگی است بر ترانه ی  استاد اکبر ذوالقرنین به نام “پناهنده” …

برش­هایی از یک رمان/هانا نوردلیئن بَرگ/برگردان: عباس شکری

برای این سرم را در دستانت نگه داشتم، این کار را کردم
چون یادم هست که چه می­خواستم، چون می­خواهم، من اراده­امبر این است. من دختر اراده­ام که به زمین فرستاده‌شده، من خاکی­ام. من مشتاقم، مایلم بدانم چه خواهد شد. زیرا می­خواستم…

به زنجیر امید ناسرانجام*/بخش سوم/شهرام امیرپور سرچشمه

«آیدین» جوانی است که سودای شعر و شاعری دارد و در گرداب پرآشوب زندگی تن به هر بلایی می‌دهد. او صاحب زندگی‌ای است که در فضای بی‌انتهای نومیدی و فراموشی غوطه می‌خورد. «آیدین» قربانی اجتماع است. سختی و خشکی فکر بر جامعه غلبه دارد. آنچه محصول فکر و بیان کننده ذوق ایرانی باشد در این محیط جایی ندارد….

نویسنده ی متفاوت!/حسن زرهی

فرخنده حاجی زاده که شیرین بختانه مهمان شهر ماست، نویسنده ای است که در نحو و زبان و بیان و به کار گیری درست نشانه ها آثاری خواندنی آفریده است. آثاری که دست کم می توان به صفت پر رنگ متفاوت متصفشان کرد. این آثار از منظرهای بسیاری جنبه ها و جلوه هایی دارند که به دیگر آثار نویسندگان هم زمان او شباهت …

آن وقتها/ریچارد باش/برگردان: سام احسنی

ژوئن ۱۹۴۹، وقتی دوازده ساله بودم، یک روز صبح را با ارنست همینگوی گذراندم. این درست بعد از آن بود که والدینم، که دیگر آن ها را به نام کاپیتان و همسرش بجا می آوردم، من را بر خلاف میلم به کوبا برده بودند. کاپیتان که بعد از بیست سال خدمت در نیروی دریایی بازنشسته شده بود، به دنبال دوستش آمده بود….

دوست بی مانند من/ النا فرانته/بخش ۵۳/ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی

از آن روز به بعد مدام از من می‌خواستند در سخت‌ترین تصمیم‌گیری‌ها شرکت کنم. شگفتی در این بود که دیرتر فهمیدم بیشتر مواقع کسی که مرا فرا می‌خواند لی‌لا نبود بلکه پینوکیا و مادرش بودند. برای همین سرانجام من بودم که تصمیم گرفتم پذیرایی عروسی در سالن «ویا اورازیو» باشد، برای مهمانان چه هدیه‌هایی خریداری….

راز کوچک پرتقال/نوشین سالاری

لوئیس هنوز نیامده است. بچه ها را می خوابانم و برمی گردم به اتاق نشیمن تا به دانه هایی نگاه کنم که امروز خریدم. دانه های گل را فردا در باغچه خواهم کاشت. در باغچه ام من همه چیز دارم. درخت پرتقال نداریم چون در این آب و هوای سرد به عمل نمی آید. مرتب پرتقال می خرم که هم مرا به یاد خود درخت….

Pin It on Pinterest