Select Page

دسته: ادبیات

شگفتی در سر/ ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی / فصل پنجم- بخش دوازدهم/فوزیه فرار می‌کند

روز یازدهم سپتامبر مولود و فوزیه تمام روز را مشغول تماشای کلیپ‌های خبری اصابت هواپیماها به برج‌های دوقلوی تجارت جهانی در نیویورک بودند. آن آسمانخراش‌ها مانند داستان‌های فیلم‌های هالیوودی ناگهان در میان آتش  و دود به تلی خاکستر بدل شدند. مولود تنها به همین بسنده کرد ….

تفسیر روانشناختی رؤیای ضحاک در شاهنامه فردوسی/دکتر علی نیک جو

می دانیم که واژه ی خداوند به معنی دارنده و صاحب نیز به کار می رود یعنی فردوسی کلام وزینش را با نام دارنده و خداوندگار جان و خرد آغاز می کند و بلافاصله می افزاید: کزین برتر اندیشه برنگذرد یعنی به کلیدواژه ی اندیشه ی برتر که در روانشناسی مدرن Mindfulness نامیده می شود اشاره می کند….

چند شعر از :شبنم آذر

دست‌های خونی‌شان را
در جیب‌ پنهان می‌کردند
شریک جرم بودند
اصرار داشتند بگویند

نوعی نفس کشیدن/محمود صفریان

برای دیدنش به خانه سالمندانی رفتم که عبور از راهروهایش تا به اتاق او رسیدم نفسم را گرفت. دیدن آن همه آدم های درمانده و از کار افتاده و چهره های درهم و فشرده و انواع ناله هائی که  از اتاق های در باز سرازیر می شد و حلقومت را می فشرد، از یادت می برد که در بیرون از آن چهار دیواری نوع …

شگفتی در سر/ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی/فصل پنجم/ادامه بخش یازدهم/نیت دل و نیت زبان

پنج شب بعد، از نیمه‌های شب گذشته بود که مولود از خواب بیدار شد و دید تختخواب و اتاق و زمان و زمین تکان می‌خورند. از زمین صداهای هراس انگیزی به گوش می‌آمد. مولود صدای خرد شدن لیوان و زیرسیگاری، شکستن پنجره‌های خانه‌های همسایه‌ها، و جیغ و داد مردم را می‌شنید. دخترانش پریدند روی….

شگفتی در سر/ ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی/ فصل پنجم/ ادامه بخش یازدهم/ نیت دل و نیت زبان

یک روز بعدازظهر مولود بیرون باشگاه ایستاده بود و داشت بلوط فروش را تماشا می کرد که با پیرمرد ماست فروش بازنشسته‌ای صحبت می‌کرد که صاحب ملکی بود. پیرمرد میان صحبت هایش گفت: «باید ببینیم قسمت چی می‌شه.» واژه ی «قسمت» ناگهان در ذهن مولود به  یک آگهی تبلیغاتی بزرگ روی دیوار تبدیل…

شعر در صدر اسلام/فوزیه بنی سعید

سال های پایانی عمر پیامبر اسلام شاهد ارتداد یا بازگشت از اسلام بود. این حرکت که به جنبش رده (بازگشت از دین) مشهور است در زمان خلافت ابوبکر به اوج خود رسید و شماری از روشنفکران آن روزگار ادعای پیامبری کردند. جالب این است که این افراد برای تحریک هرچه بیشتر مردم به سرودن شعر پرداختند و آنان که ….

ریشه‌ها و وجه‌های مشترک عرفان کابالا با آیین‌های ایرانی/عباس شکری

در حکمت هرمسیان و معرفت گنوسیان، هم چون در حکمت خسروانی، هستی نخستین یا سپهر نخست روشنایی بی‌کرانه است. به بیان دیگر، زروان (سپهر بی‌کرانه با اورمزد ایزد روشنایی بی‌کرانه در فراز و اهریمن ایزد تاریکی با کرانه در فرود)،  اندروای (ایزد فضا یا هوا، باد) و اَناهیتا (ایزد آب)، با هم برمی‌آیند تا معرفت…

پنج شعر از حیاتقلی فرخ منش

دختران زمین
به حجره‌بندی گورستان
و دلاشوبی باد
در ملحفه‌های خالی می‌روند
آب از پی‌شان می‌ریزیم

شگفتی در سر/مولود در اداره پلیس/ فصل پنجم/ ادامه بخش دهم/ ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی

از او پرسیدند دو شب پیش مشغول چه کاری بوده. مولود پاسخ داد مانند هر شب رفته بوده بوزافروشی و خیابانها و محله‌ها و آپارتمان هایی که گذارش به آنجاها افتاده بود با ساعت و به دقت توضیح داد. چند لحظه‌ای بین سئوال‌ها وقفه افتاد. درست همان موقع مولود از لای در نیمه باز سلیمان را دید….

یــلدا در شعر سخنوران پارسی گو/کریم زیّانی

در گذر عمر چند هزارساله‌ی قوم‌های ایرانی ساکن فلات ایران، واژه و معنای یلدا جایگاه و جلوه‌ی ویژه‌ای به خود گرفته و به سنتی پابرجا و سروربخش تبدیل شده است. تاریخنگاران همه از آن گفته‌اند، و سخنوران بیشمار درباره‌ی آن سروده‌اند. درباره‌ی یلدا افسانه‌ها داریم، قصه‌ها داریم، و نیز، پژوهش‌های بسیار که…

براهنی کیست؟/ساره سکوت

نویسندگان و شعرا معمولا افراد پیچیده و چند بعدی هستند. اما لزوما در همه این ابعاد موفق نیستند. از نظر من براهنی در خیلی از این ابعاد بسیار موفق بوده. وقتی به عنوان مخاطب نقدهای بی تعارف و صریح و رک او را می خواندم از خودم می پرسیدم این براهنی آیا همان براهنی ست که با آنچنان لطافتی “معشوق…

نویسندگی و گزند ناگزیر آن؛ افسردگی/عباس شکری

ادبیات، به ویژه ادبیات آفرینشی، برآمد سفرهای ذهنی و عینی نویسندگانی است که اگر تمام عمر نه، دست کم در دوره‌های نوشتن متن ادبی دچار افسردگی‌های شدید بوده‌اند. بنابراین این پرسش “چرا نویسندگان ایرانی افسرده‌اند؟” هم می‌تواند بیانگر پاسخ به یک واقعیت معمول در مورد همه‌ی نویسندگان ….

شعری هست که می‌آید . . ./ رضا فرخ فال

تئوری زبانیت را باید در واقع پاسخی به بحران مدرنیسم در ادبیات امروز دانست. در این نظریه، براهنی راه برون رفتی را از این بحران با طرح خطوط ادبیاتی ترسیم می‌کند که در قلب این بحران در حال شکل گیری است و یا هم اکنون شکل گرفته است. در اینجا و از آن منظر متفاوت می‌توان گفت که ما با سر برآوردن یا اعلام حضور ….

نوشتن از نویسنده/حسن زرهی

نوشتن از نویسنده ای که نویسندگی زندگی او بود آسان نیست. من بیش از دو دهه با براهنی چنان که خود همیشه می گفت از برادر نزدیکتر بوده ام. آدمی که به دلیل انبوه کارهایی که در عرصه ی ادبیاتِ ملاحظه کار ما کرده، بیش از آن که سپاس نثارش شده باشد بدخویی و بدخلقی دیده است. به این چیزها….

شگفتی در سر/ مولود در اداره پلیس/فصل پنجم/ بخش دهم/ ترجمه: بهرام بهرامی ـ حسن زرهی

کاباره ی آفتاب هم مثل خیلی از رستوران‌ها، کافه‌ها و هتل‌ها، آشکارا برق قاچاق می کرد. این سیمکشی‌های غیرمجاز علنی انجام گرفته بود. اگه بازرسی اونارو کشف می‌کرد، دلش خوش بود که قاچاق برق کشف کرده. اونا پیشاپیش از این بازرسی‌ها خبردار می‌شدن. اینطوری سیم‌کشی‌های پنهانی….

آراستن سرو… /بهرام بهرامی

سرنوشت رمان «روزگار دوزخی آقای ایاز» نوشته دکتر رضا براهنی که در سال ۱۳۵۱ پس از پایان چاپ، اجازه انتشار نگرفت بی شباهت به یک قصه نیست. کتاب پس از چاپ و پیش از آنکه اجازه نشر پیدا کند توقیف شد و دستور «خمیر» شدنش از طرف مقامات صادر شد. «خمیر» کردن یک جور کتابسوزان مدرن بود در…

مرگ “به دقیقه و اکنون”!/علی صدیقی

مجتبی عبدالله نژاد، با آن که مترجم توانا و پرکاری هم بود و کتاب های فراوانی به ترجمه او به فارسی درآمده و از رمان های پلیسی آگاتا کریستی، به تنهایی ۲۷ کتاب منتشر کرده، نامش اما به نسبت تعداد کتاب های چاپ شده اش، چه به عنوان مترجم یا نویسنده، چندان از شهرت برخوردار نبود و این نا آشنایی….

فریاد آن هزاران چشم تبریزی/ حسین آتش پرور

اولین براهنی که شناختم در «قصه نویسی» بود که حرف های تازه ای می زد؛ منتقدی خلاق و با انرژی. دومین براهنی شاعر بود؛ با «مُصیبتی زیر آفتاب» ش دیدم. درشت و چهار شانه و چشمانی با نفوذ. موهای سرش از وسط ریخته بود. به «طلا در مس» که داخل شدم چشمم به شخصیت دیگری افتاد؛ شخصیتی با نظریه های تند…

با توام ایرانه خانم زیبا!/رضا براهنی

دق که ندانی که چیست گرفتم دق که ندانی تو خانم زیبا 
حال تمامَم از آن تو بادا گر چه ندارم خانه در این جا خانه در آن جا 
سَر که ندارم که طشت بیاری که سر دَهَمَت سر 
با توام ایرانه خانم زیبا! 

از براهنی گفتن به انگیزه زادروز ۸۲ سالگی اش

پیام های دیگر از: هلن سیکسو (نویسنده، منتقد و کوشنده حقوق زنان)، نوم چامسکی( زبانشناس، روشنفکر، متفکر بزرگ اجتماعی و سیاسی)، کارین کلارک (نویسنده –آلمان)، یوجین شولگین (رمان نویس سوئدی  ــ ‌نروژی)،  محمود دولت آبادی(نویسنده)، مهدی فلاحتی (نویسنده، شاعر و برنامه ساز تلویزیون)…..

خاکی که انگار بذرِ نوازش نمی‌پذیرد /بهروز شیدا

می‌خواهیم به‌کوتاهی در رمان تنیده در هزارتوی زمان، نوشته‌ی فیروزه فرجادنیا، بچرخیم؛ در نشانه‌ها، تکرارها، نمادها. می‌خواهیم به‌کوتاهی در جهانی بچرخیم که در آن انگار فاصله‌ها و تنهایی‌ها تقدیر است. می‌خواهیم به‌کوتاهی بر خاکی بچرخیم که انگار بذر نوازش نمی‌پذیرد….

تجددپذیری ادبیات نزد ژاپنی‌ها و ایرانی‌ها/عباس شکری

از میان ملت‌های آسیایی، ادبیات ملت ژاپن، جهش‌های قابل توجهی داشته است. جامعه‌ی فرهنگی ژاپن نویسندگان بزرگی به جهان معرفی کرده است همانند یاسوناری کاواباتا، یوکیو میشیما و اکوتاکاوا. چنان که ایران نیز، در گذر دهه‌های آینده، در آغاز معرفی نویسندگان و شاعرانی از نسل امروز به جهان است …

گاوخانه: راز ِ دیوان/ آشنایی با روش های نگارش با دبیره رومیک/ بخش هشتم و پایانی/ بهرام بهرامی

در اینجا پیش از هر چیز نگاهی بیاندازیم به دبیره ی رومیک که من برای نگارش ِ پارسی آن را به  جای دبیره ی عربیفارسی پیش می نهم. بایسته است چند نکته را یادآوری کنم. نخست اینکه این دبیره یک دبیره ی پیشنهادی است بر پایه ی دانش وُ تجربه هایی  که در درازای سالها پژوهش وُ جستجو درباره ی…

Pin It on Pinterest