Select Page

دسته: طنز

طنزنوشته های ریزودرشت/۱۵/میرزاتقی خان

دوستی دارم که تازگی ها مرض قند گرفته. دکتر ازش پرسیده وعده های بسیار شیرینی را که قبل از انتخابات می دادند باورکرده بودی؟ جواب داده بود البته که باورکردم.
دکتره خندیده بود وگفته بود دلیل بیماری قندت همونه، یه مدت که بگذره خوب میشی!

طنزنوشته های ریزودرشت/۱۴/میرزاتقی خان

صاحب یکی ازکارخانه های اسلحه سازی می گفت در خانه وقتی میهمان داریم، به اندازه یکی دو روز غذا اضافه می آید، اما درکارخانه هرچه اسلحه تولید می کنیم یا همان روز فروش می رود یا از شش ماه پیش تر فروش رفته …. خسته شدم به جدم!…

طنزنوشته های ریزودرشت/۱۲/میرزاتقی خان

“کاسپارسکی” بزرگترین شرکت تولیدی آنتی ویروس روسی، چندی پیش اعلام کرد آمریکا در سخت افزارهای کامپیوترهایی که می سازد، دستگاهی را نصب می کند که می تواند اطلاعات لازم در هر کشوری را ضبط و به آمریکا مخابره کند.
من چون آدم خوشبینی هستم و همیشه نیمه….

طنزنوشته های ریز و درشت/۱۱/میرزاتقی خان

پادشاه عربستان نه تنها به بی حجاب بودن ملانیا ترامپ اعتراض نکرد، با او دست هم داد .
پای معامله اسلحه که در میان باشه آدم سخت نمی گیره. اصلا دوروزه دنیا ارزش این چیزها را نداره!

طنزنوشته های ریز و درشت/۱۰/میرزاتقی خان

من همیشه قبل از انتخابات عزا می گیرم که وقتی انتخابات تمام شد چه خاکی به سرم بریزم. هم سرگرمی خوبیه، هم وعده های: سه برابر می کنم و پنج برابر می کنم کاندیدا ها آدم را خیالاتی می کنه.
آدم میره توی خلسه ای شیرین و رویائی دلنشین و این توهم که: حالا من با اینهمه اسکناس چیکارکنم…؟!

طنزنوشته های ریزودرشت/۹/میرزاتقی خان

معنی روزها درکشورهای مختلف:
به جهان سومی ها اینطورحالی کرده اند که “روزجهانی آزادی مطبوعات” یعنی اینکه شما درآن روز آزادید هر روزنامه و مجله ای که روی میز روزنامه فروش موجود است، بخرید!

شِکوه/کوروش سلیمانی

جاهلی آزرده کُنجِ لاله زار
شِکوه می کرد از جفای روزگار
گفت از وقتی شنیدم این خبر
بوده ام افسرده و زار و خُمار

طنزنوشته های ریزودرشت/۸/میرزاتقی خان

یکی از پناهجویان سوری که در آلمان شغلی درست و حسابی یافته است می گفت پس از بستن مغازه ام رفتم که رای بدهم ولی درست وقتی رسیدم که حوزه رای گیری تعطیل شده بود. به مسئول حوزه که با من سلام و علیکی داشت و می خواست برود علت دیر رسیدنم را …

نامزد/عبید ایرانی

دو تا کاندید هستند هر دو محجوب
چو خواهند هر دو تا گردند محبوب
یکی گوید دهم کارانه ی خوب

طنزنوشته های ریز و درشت/۷/میرزاتقی خان

حالا که خیلی ها معتقدند با افزایش اختیارات رئیس جمهور در ترکیه فاتحه دموکراسی در این کشور خوانده شده، باید به آنها بگویم که اتفاقن دموکراسی همچین آش دهن سوزی هم نیست… در سیستم های دموکراسی، همه مردم حق دارند اظهارنظر کنند و وقتی هرکسی بخواهد حرفی بزند …

طنزنوشته های ریزودرشت/۶/میرزاتقی خان

دکتر به مریض الکلی اش گفت: لطفن دیگر مشروب نخورید یا حداقل کم بخورید، برای سلامتی تان ضرر دارد… مریض خندید وگفت دکتر من که برای سلامتی خودم نمی خورم، هرگیلاسم را به سلامتی زن یا بچه یا یکی از بستگان و دوستانم می نوشم. اونها تعدادشون زیاده من چه خاکی بسرم بریزم؟!

طنزنوشته های ریز و درشت/۵/میرزاتقی خان

ظاهرن گمراه ترین مردم دنیا، مردم خاورمیانه بوده اند چون حتی یکی از پیامبرها که هدف شان هدایت مردم به راه راست بوده، در آمریکا، فرانسه، کانادا، هلند، لوگزامبورک، نیوزیلند، بلژیک، آلمان، سوئیس و حتی انگلیس که معتقدیم همه گرفتاری ها زیر سر آنهاست ظهور نکرده اند؟!

طنزنوشته های ریز و درشت/۴/میرزاتقی خان

گفتم دکتر من پسر ندارم. گفت فرزندتان دختر هم که باشد فرقی نمی کند. گفتم دکتر من اصلا بچه ندارم، یعنی هنوز ازدواج نکرده ام. گفت فرض کنید بچه همسایه طبقه بالایی تان را گذاشته اید روی شانه هایتان و راه می روید. توضیح دادم که همسایه بالایی ما یک پناهنده افغانی است و آه ندارد با ناله سودا کند، زن و بچه اش کجا بود؟

طنزنوشته های ریز و درشت/۳/میرزاتقی خان

من هروقت که دستم را می گذارم زیر چانه ام و می روم توی فکر ایران، کیف می کنم! اینهمه امکاناتی که امروز در اختیار مردم ایران است، چهل پنجاه سال پیش کسی خوابش را هم نمی دید. امسال عید مردم حتی توانستند آجیل شان را قسطی بخرند . … اونوقتها کی از این امکانات بود؟ فقط خانه یا ماشین را می تونستی قسطی بخری…

طنزنوشته های ریز و درشت/میرزاتقی خان

داشتیم یک سریال ایرانی می دیدیم. یک دختر دم بخت، آبروی خانواده را برده بود و همه اعضای خانواده کلافه و عصبانی بودند. جیغ می زدند و گریه می کردند. آبروریزی به آن شکلی که شما فکر می کنید نبود، دختره تصور کرده بود رئیس شرکتی ..که در آنجا کار می کند، به او نظر لطفی دارد و امید این را داشت که یک روزی آقای مهندس واقعن به او نظر لطفی داشته باشد!

طنزنوشته های ریز و درشت/میرزاتقی خان

* قاطی اینهمه ” آیا می دانید”هایی که اینور و آنور می نویسند، یکی نمی پرسد آیا می دانید با یک میلیون تومان حقوق در تهران چگونه می شود زندگی کرد که ایرانی های زیر خط فقر، آستین بالا بزنند و راهنمایی شان کنند!…

دو شعر از عبید ایرانی

هست ملت زنده و اینهم خودش یک معجزه است
سی و هفت سال است ملت زیر “بهمن” مانده اند !

غروب غم انگیز دایناسورها/اسد مذنبی

عده ای معتقدند مقام رهبری، بدشانس ترین رهبر عالم است. به محض اینکه تخم مرغ هایش را در سبد دیگری می گذارد و به قول قدیمی ها نبریده گز می کند و نظر مبارکشان را نیم وجب به نظر طرف نزدیکتر می کند، یارو توزرد از کار در می آید و هم آبروی خودش را بر باد می دهد و هم آبروی نداشته رهبر را…..

مدیریت بحران یا بحران مدیریت/اسد مذنبی

بحران مدیریت وقتی درست می شود که مملکت یا مدیر ندارد یا مدیر کم دارد، یا مدیر دارد و مدیرانش بیسوادند، یا مدیر با سواد دارد، اما سواد مدیرانشان نم کشیده، یا مدیرانشان فرار کرده اند و مجبور شده اند توی ده کوره های غرب “پیتزا دلاوری” کنند، یا دانشگاه های هر آبادی به تعداد درختان میوه مدیر انبوه تولید می کند و خورده توی سر مدیر و مدیریت، یا مدیر دارد…،

هشت مرد و یک نامرد/اسد مذنبی

اگر در جهان ۸ مرد نصف ثروت جهان را در اختیار دارند. اگر در جهان شش ابرمرد حق وتو دارند و تشخیص می دهند کجا را باید با خاک یکسان کرد و یا خاک کدام کشور را باید به توبره کشید. و آن شش ابرمرد یک مرد بی خاصیت را از بین خودشان انتخاب می کنند تا مسئول اظهار تاسف بعد از خرابی بغداد باشد، در ایران یک نامرد برای ۸۰ میلیون…

خاطرات قدسی رفسنجانی/ اسد مذنبی

شب نکیر و منکر آمدند. بازجویی چندین ساعت طول کشید. غروب از بارگاه کبریایی باز برای بازجویی آمدند. یاد بازجوهای بند ۲۰۹ زندان اوین افتادم. الان می فهمم بازجویی توام با تهدید و شکنجه چه مزه ای دارد. تصمیم دارم شب بخواب یکی از مسئولان بی ربط بروم و درباب ملاطفت بیشتر با محبوسان زندان های …

منتخب مردم کیلویی چند؟/اسد مذنبی

هی به ما ایراد می گیرند که چرا اولین رئیس جمهور منتخب را فراری دادید، دومین رئیس جمهور هم که همه رقم می سوخت و می ساخت، سوزاندید، سومین رئیس جمهور هم تا زمانی که هنوز آش خور بود و رهبر نشده بود، پهن بارش نمی کردید، …چهارمین رئیس جمهور نیز جزو ساکتین فتنه جا زدید، پنجمین رئیس جمهور که اصلا ممنوع التصویر و ممنوع الخروج

آرمان های امام راحل گور به گور شد/اسد مذنبی

پس از انتشار گزارش ها و عکس های گورخواب ها، عده ای از هموطنان، گورخوابی را با کارتن خوابی مقایسه می کنند؛ در حالی که این دو با هم قابل قیاس نیستند. کارتن خواب ها روی زمین می خوابند و مسئولان آنان را می بینند و قلب نازکشان به درد می آید و حتی ممکن است سکته بکنند و خدای ناکرده از عذاب وجدان بمیرند، اما گورخواب ها، زیر زمین می خوابند و کسی…

“من شورِ” حقوق شهروندی/اسد مذنبی

معلوم نشد کدام شیرناپاک خورده ای نشسته زیر پای دولت و یواشکی به اطلاع آنان رسانده که علاوه بر امت همیشه در صحنه و خودی های نظام، تعدادی شهروند نیز در این مملکت زندگی می کنند که گرچه موی دماغ هستند و هیچ حق و حقوقی ندارند و نمی گذارند آب خوش از گلوی امت همیشه بالارونده از سفارت پایین برود، اما در کمال تاسف هستند…

خارجی ها خاک وطن را به توبره می کشند/اسد مذنبی

به گزارش ایرنا، حسن روحانی، در یک سخنرانی با اشاره به اهمیت حفظ آب و خاک گفته است که «اگر این دو را از دست دهیم، در بلندمدت هیچ نخواهیم داشت». ایشان در حالی که با چکش بر فرق فرشته عدالت می کوبید، افزود: «‌ما توسعه کشاورزی پایدار می‌خواهیم، ‌نباید بگذاریم خاک نابود شود، ‌در کشورهای جنوبی خلیج فارس، می‌بینید که خاک چقدر ارزش دارد ,,,,

آخرین تانگو در تهران/اسد مذنبی

سابق آدم ها حاضر بودند هر بلایی بر سرشان بیاید، اما به بلای فراموشی مبتلا نشوند. امروز برخلاف گذشته آلزایمر نه تنها بیماری به حساب نمی آید، بلکه یک نعمت خدادادی محسوب می شود. خصوصا اگر سیاستمداری آلزایمر بگیرد، نانش توی روغن است. امروز یک چیزی می گوید، فردا یادش می رود که دیروز چه گــــــــــــ… خورده بود….

بنّای مسلمانی که مسیحی شد!/محمدتقی اسماعیلی

با همان لهجه شیرینش گفت واله راستش من برای اینکه پناهندگی ام را قبول کنند، مسیحی شده ام. در این پنج ماهی که به آلمان آمده ام و در این کمپ هستم، یک شنبه ها مرتباً به کلیسای نزدیک کمپ می روم، خودی نشان می دهم و با کشیش گرم می گیرم که بعد گواهی کند من یک مسیحی مومن هستم و نماز و روزه ام ترک نمی شود…..

خطوط موازی، به لطف جمهوری اسلامی به هم رسیدند/اسد مذنبی

هفته گذشته برای اولین بار پس از فوت خدابیامرز فیثاغورث، دوخط موازی بهم رسیدند و به ریش علم و دانش خندیدند. البته دانشمندان هشدار داده بودند که علم پیشرفت کرده و چنین احتمالی وجود دارد. چون خطوط موازی هم مثل سابق، چشم و گوش بسته نیستند و دیر یا زود به هم می رسند. بالاخره هرچی نباشد آنها هم دل دارند، اما کو گوش شنوا. …

Pin It on Pinterest