Select Page

دسته: طنز

طنزنوشته های ریزودرشت/۴۸/میرزاتقی خان

عکسی را که می بینید و بی بی سی همراه تیتر بالا منتشرکرده، این نکته را به ذهن آدم می آورد که اگر زبانم لال! همه پرسی انجام شود، از مردم پرسیده می شود:
 بنای میدان آزادی همین رنگ باشه خوبه یا رنگش را عوض کنیم؟!

طنزنوشته های ریزودرشت/۴۷/میرزاتقی خان

بچه که بودیم از خودمان می پرسیدیم اثر تاریخی را چگونه می سازند؟ الان که رود کارون به دلیل برداشت‌های بی‌رویه در سرشاخه‌های آن و ساخت سدهای بی‌شمار رو به خشکی گذاشته و توریست ها به عنوان دیدن یک رودخانه خشک به دیدار آن می روند، می فهمیم که ساختن آثار تاریخی آنقدرها هم سخت نبوده!….

طنزنوشته های ریزودرشت/۴۶/میرزاتقی خان

سئوال های آقای رشید پور، و جواب های آقای روحانی در مصاحبه هفته پیش شان، من را یاد سئوال و جواب های همسرم با خودم انداخت :
ــ مدتیه در یخچال را که باز می کنی، صدا می کنه، ببین چشه…

طنزنوشته های ریزودرشت/۴۴/میرزاتقی خان

تازه معلوم شده چرا کلید آقای روحانی هیچ قفلی را باز نکرد . عشاق در آلمان قفلی را به نشانه پایدار ماندن عشق شان  به نرده های کنار پل نصب می کنند و کلیدش را در رودخانه می اندازند.
حتمن آقای روحانی هم کلیده را انداخته توی سد کرج؟!…

طنزنوشته های ریزودرشت/۴۳/میرزاتقی خان

با توضیحات فوق، میلاد پرسعادت حضرت مسیح را اول به مسلمان ها تبریک می گویم که نگویند تو که مثلا مسلمانی چرا اول به مسیحی ها تبریک گفتی، و اگر از آن همه تبریک چیزی تهش ماند! تقدیم می کنم به مسیحیان جهان که طفلکی ها هیچ انتظاری از هیچ کس ندارند…

طنزنوشته های ریزودرشت/۴۲/میرزاتقی خان

اینجا حلب است ومی خواهند دوباره بسازندش … چارلی چاپلین یک فیلمی دارد به نام پسربچه . درآن فیلم چارلی درنقش یک شیشه برظاهرمی شود. پسرش جلوجلومی رود، با سنگ شیشه خانه های مردم را می شکند وفرارمی کنند وچارلی با همان حرکات خودش آهسته آهسته ازراه می رسد وشیشه نومی اندازد!؟…

طنزنوشته های ریزودرشت۴۱/میرزاتقی خان

آدمیزاد اگر عقلش را به کار بیندازد، حتی از اشعار ترانه ها هم می تواند بیاموزد و راه و رسم زنده ماندن و زندگی کردن را یاد بگیرد. به عنوان مثال، آرش خواننده پاپ، ترانه ای دارد که از اول تا آخرش تکرار می کند “تکون بده!” اگر فکر انسان منحرف نباشد، می تواند شعر را اینطور تعبیرکند که: بهتر ….

طنزنوشته های ریزودرشت /۴۰/میرزاتقی خان

دانشمندان نمک و شکر نمی خورند چون این دو ماده را دو سم سفید می دانند.
شاید به همین دلیل هم هست که هرگز نه یک دانشمند با نمک داشته ایم، نه یک دانشمند شیرین سخن!

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۹/میرزاتقی خان

طبق یک رسم دیرین، هرساله در روز شکرگزاری، رئیس جمهور آمریکا از سر تقصیرات یک بوقلمون می گذرد و او را می بخشد!
…دل آدم ضعف میره واسه دلرحمی این سیاستمدارها!

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۷/میرزاتقی خان

خرید و فروش برده که اینک در لیبی دوباره رواج یافته و بی بی سی، عکس و خبرش را منتشرکرده، حرفه ساده ای نیست. خریدار امروزی، با وجود اینهمه تنوع جنس و اینکه می شود در اینترنت جستجو کرد و هر جنسی را به قیمت مناسب خرید، همینطور الکی پولش را حرام نمی کند و چشم بسته …

طنزنوشته های ریزودرشت/۳/میرزاتقی خان

تفسیرخبرها، کار سخت و پیچیده ایست. باید دید جهانی داشته باشی، خبرهای مهم را تعقیب کنی و بتوانی آنها را به شکلی منطقی به هم ربط بدهی و حلاّجی کنی….
وقتی ترامپ دختر جوانش را همراهش به این کشور و آن کشور می برد…

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۳/میرزاتقی خان

از بس که همه جا از مردم مدرک می خوان، طرف داره برای نکیر و منکر سلفی می گیره و مدرک جور می کنه که ثابت کنه من برای امام حسین کلی گریه کرده ام، بذارین برم تو بهشت!…..

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۱/میرزاتقی خان

دُرسا درخشانی، شطرنج‌باز ایرانی و استاد بین المللی شطرنج که به خاطر عدم رعایت حجاب از تیم ایران اخراج شده بود، به فدراسیون شطرنج آمریکا پیوست.
ـ : حالا دیگه شیش دُنگ حواسم به شاهه و وزیر، نه روسریم!

طنزنوشته های ریزودرشت/۳۰/میرزاتقی خان

انتخابات آلمان ساده و بی دردسر و بدون خون و خونریزی انجام شد و من را یاد نوشته ای روی شیشه یک مغازه انداخت …
سالها پیش برای سرکشی به نماینده کیهان در مرند، به این شهر رفته بودم

طنزنوشته های ریزودرشت/۲۹/میرزاتقی خان

تندروهای آلمان در انتخابات چند روز قبل، ۱۳ درصد آراء را به دست آوردند.
تندروهای خودمان با آنکه جون ندارند قدم از قدم بردارند، سالهاست که صاحب صد درصد آراء مردم هستند !

طنزنوشته های ریزودرشت/۲۷/میرزاتقی خان

دربحبوحه هجوم پناهجویان به آلمان، تنها کسی که به داد این زن بی پناه رسید، مطبوعات ایران بود .
دیدند موهاش پیداست و حجابش را رعایت نکرده،گفتند خدای ناکرده ممکنه در همین حالت…

طنزنوشته های ریزودرشت/۲۶/میرزاتقی خان

آن روز رئیس پیشنماز شد وکارمندهای اداره پشت سرش مشغول خواندن نماز جماعت شدند.

به سجده که رفتند، یکی از ابن الوقت ها چنان با صدای بلند تظاهر به گریه و زاری کرد که یکی از همکارهاش،

طنزنوشته های ریز و درشت/۲۵/میرزاتقی خان

در هر محفلی که صحبت از اقشار محروم مملکت می شود، همه بلافاصله یاد کارگر و کارمند و معلم می افتند و شروع می کنند به نوچ نوچ کردن که: بمیرم الهی برایشان، چه می کشند در این دنیای وانفسا…. بی توجه به آنکه محروم تر از آنها، شاعران هستند!….

طنزنوشته های ریزودرشت۲۳/میرزاتقی خان

خدا رحمت کند ضرب المثل “کس نخارد پشت من، جز ناخن انگشت من” را . چه ضرب المثل نازنینی بود، فدای زیبائی ظاهر شد. حالا دیگه کی دلش میاد با این ناخن های گرانقیمت پشتش را بخارونه که خدای ناکرده بشکنه یا رنگش لطمه ببینه؟!

طنزنوشته های ریز و درشت ـ ۲۱/ میرزاتقی خان

دنیا از روز اولش هم پارتی بازی بوده و وضع پولدارها بهتر از بقیه مردم بوده. حافظ بیخود که نگفته:
جام می و خون دل، هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد

رجزخوانی استصوابی!/ هادی خرسندی

من به قران بیست میلیون این سفر دزدیده ام
پنج میلیون از همیشه بیشتر دزدیده ام
جمع دزدی های اینها و برادرهایشان
کمترست از آنچه که من یکنفر دزدیده ام
قُبح دزدی چونکه رفت از بین در اُم القُرا

Pin It on Pinterest