کتاب “جرایم و مجازات در اسلام” روز شنبه ۲۸ ماه ژوئن، هم زمان با هفته همبستگی با قربانیان شکنجه، در نورت یورک سیویک سنتر روگشایی شد. این کتاب که توسط دکتر عزت مصلی نژاد به نگارش درآمده، توسط نشر زاگرس به چاپ رسیده است. این برنامه به نوعی جشن رونمایی کتاب “جرایم و مجازات در اسلام” بود که با استقبال نسبتا خوبی هم روبه رو شد.
در ابتدای برنامه آقای یاری چند آهنگ خواند و از حاضران در سالن هم خواست که با او همکاری کنند و به نوعی مجلس را از حالت خشک و رسمی آن بیرون آورند.

اولین سخنران برنامه منصور شمس طراح روی جلد کتاب بود. او در دو دهه اخیر کارگردان کارهای ی بوده است و با شرکت های بزرگ انیمیشن نظیر وارنر برادرز، اچ بی او، فاکس در آمریکا و نروانا انیمشن هاوس در کانادا فعالیت کرده است. او انیمیشن را در دانشگاه های مختلفی من جمله کانادا، چین و سنگاپور تدریس می کند.

بالا از راست: ناهید، منصور شمس، محمد الله وردی  پایین: شهلا کیوانی، محمود، مهوش علاسوندی

بالا از راست: ناهید مجری برنامه و از همکاران نشر زاگرس، منصور شمس، محمد الله وردی
پایین: شهلا کیوانی، محمود، مهوش علاسوندی

طرحی که روی جلد کتاب دیده می شود، شخصی است که گویی در یک رقص به حلق آویخته شده است. طرح قربانی که برای خلق آن از المان ها و کاراکترهای غربی مثل بتمن و اسپایدرمن تاثیر گرفته شده است.
منصور شمس درباره این طرح گفت: یک نوع نگاه از پایین به شخصی است که بالای دار به حلق آویخته می شود. نظاره به آن رقص غم انگیزی است که اتفاق می افتد و همه آن را می بینند؛ و آن رقص چیزی نیست جز پدیده تلخ اعدام که در سرزمینمان اتفاق می افتد.
او پس از اظهار امیدواری برای پایان اعدام در نقاط مختلف دنیا و بویژه ایران، صحبت های خود را با شعری از حافظ پایان داد: به یکی جرعه که آزار کسش در پی نیست، زحمتی می کشم از مردم نادان که مپرس.

دومین سخنران برنامه محمد الله وردی بود. او ابتدا درباره پدیده اعدام در کشورهای مسلمان و بخصوص ایران صحبت کرد. سپس ضرورت نوشتن کتاب جرایم و مجازات در اسلام را از دید خودش گفت و در آخر نکات برجسته کتاب و کمبودهای آن را برشمرد.
او گفت: از هر صد هزار نفر ایرانی، دویست و هشتاد نفر در زندان هستند. این یک آمار است. من به عنوان کسی که آمار کلاسیک خوانده است نمی خواهم بگویم این آمار درست یا غلط است؛ چون دسترسی به رد یا قبولی این آمار ندارم، ولی می دانم که زندان ها پر است؛ به خاطر جرایمی که حکومت جرم می داند. در زمان شاه، تهران تنها شهر بزرگی بود که میدانی به نام اعدام داشت، حالا این میدان اگر میدان امام خمینی یا چیز دیگری نام گرفته است فرقی در اساس موضوع نمی کند. این میدان حتی می تواند به میدان سنگسار تبدیل شود، ولی لغات اعدام، سنگسار، قطع عضو، شلاق زدن و غیره آن چنان در قوانین آمیخته شده است که دنیا نه تنها ایران را بلکه کشورهای مسلمان را به این پدیده ها می شناسد. به عبارتی نکته شناخت اکثر کشورهای مسلمان این موضوع است.
الله وردی درباره ضرورت این کتاب و نکات برجسته آن گفت: آموزش های فلسفی که برخی از ما در دهه های قبل، مثلا دهه های چهل و پنجاه داشتیم، آموزش های کلاسیک بود. من اسم این آموزش ها را آموزش یواشکی می گذارم چرا که کتابهایی که می گرفتیم از کتاب اصول مقدماتی فلسفه پولیتسر گرفته تا دیگر آثار مارکسیسم و ماتریالیسم را یواشکی و اغلب زیر پتو می خواندیم. این آثار با مفهوم خدا می خواست بجنگد و تنها آثار غیر خرافی جامعه بود که در دسترس بود. در آن زمان سلاحی نبود که به جای بحث درباره مسئله الهیات بحث را به قوانین شرعی بکشاند. خلاصه این که ما آثاری نداریم که به زبان خیلی خلاصه بدون زبان پیچیده نجفی، کربلایی و غیره به ما آموزش بدهد که چه چیزهای جرم است و مجازات آن ها چیست. و این کتاب از این دست کتاب هاست که بسیار زیبا طبقه بندی شده است و بدون هیچ گشاده گویی و مبهم گویی با ضمیمه دانش وسیع نویسنده شامل اکثر جرایم و جنایت هاست.
او سپس در مقابل نکات مثبتی که از کتاب ذکر کرد، کمبودهای کتاب را برشمرد و گفت: منابع فارسی و عربی، اردو و ترکی زبان سوم و چهارم در اسلام است. منابع اردو و ترکی یا نیست یا اگر بوده کم بوده است. به علاوه در این کتاب از دید خردگرایانه به جرایم و مجازات در مورد کودکان پرداخته نشده است. و آخرین آن عدم کارکرد روی جرایم نژادی و محیط زیستی در اسلام است. او با تاکید بر این که بیشتر می توان روی مسائل تبعیض نژادی و محیط زیستی در اسلام کار کرد، سخنان خود را پایان داد.

ویراستاری کتاب را شهلا کیوانی به عهده داشته است، او پشت تریبون آمد و سخنان خود را با شعری از سیاوش کسرایی آغاز کرد: بسیار قصه ها به پایان رسید و باز/ غمگین کلاغ پیر ره آشیان نجست/ اما هنوز در تک این شام می پرد/ پرسان و پی کننده هر قصه از نخست.
او گفت: ایمان و اعتقاد چشم و گوش بسته آدمی را از رسیدن به حقیقت باز می دارد. تمامی دستگاه های عقیدتی که پایه و مبنای علمی و منطقی ندارند، از پیروان خود با اصرار و حتی تهدید، ایمان کورکورانه می طلبند و می کوشند مومنان و مریدان را از شک بر حذر دارند؛ شک که در اکثر ادیان اولین حربه شیطان و در واقع دروازه و نخستین گام انسان به راه پر پیچ و خم آگاهی است. دستگاه های عقیدتی می خواهند از الگوهای خود اسطوره سازند این گونه الگوها عقب گرایند و به استبداد و بیراهه کشیده می شود.
این بار کلاغ پیر باغ ما به بررسی جرایم و مجازات های دنیوی و اخروی در اسلام پرداخته؛ با دیدی خردگرایانه فقهای اسلام و رژیم های بنیادگرای اسلامی را به چالش کشیده است. کل نظام اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه را به خاطر نادیده گرفتن ریشه جرم که در جهل و فقر آدمی است مقصر دانسته است. کلاغ پیر ما پا به راهی بسیار دشوار و پر خطر نهاده است. مبارزه پی گیر علیه هر نوع اسارت و بندگی انسان. من شهامت او را ارج می نهم و او را کلاغ پیر نام می نهم، چرا که کلاغ یکی از باهوش ترین حیوانات است که بجز ریزبینی و دوراندیشی و حافظه قوی، خبررسان است و آگاهی خود را به همنوعان خود می آموزد.
کیوانی در آخر سخنان خود گفت: به امید این که در سراسر جهان ریشه های سخت و کهن جهل و خرافات، ظلم و بیداد که در هم پیوسته اند، سست تر شود و دانه های نهفته آگاهی و آزادی شکوفا گردد.

مهوش علاسوندی مادری که کتاب جرایم و مجازات به او تقدیم شده است، سخنران بعدی برنامه بود. او مادر محمد و عبدالله فتحی است که در تاریخ هفدهم می ۲۰۱۱ به اتهام سرقت مسلحانه در دادگاه انقلاب اسلامی به محاربه یعنی جنگ با خدا محکوم و در اصفهان اعدام شدند. نهاد مادران علیه اعدام را ایشان پایه گذاری کرد. او برای نجات جان محکومان به اعدام در ایران یا هر جای دیگر جهان تلاش می کند.
او گفت: این کتاب در کمال شفافیت، رسالتی که بر دوش نویسنده بوده را به انجام رسانیده است. شفافیت و راست گویی چیزی است که همه ما کم و بیش از آن گریزانیم. من فقط راجع به شکنجه هایی که درون این کتاب ثبت نشده است و در هیچ جای دیگری هم ثبت نشده است و فقط با ما مادران هست، صحبت می کنم. من نه زندان بودم، نه شکنجه شدم، نه کابل به کف پایم و نه شلاق به کمرم خورده، هیچ جای من از نظر جسمی مورد شکنجه قرار نگرفته است. ولی یک چیز را می خواهم از جانب خودم و تمام مادرانی که یک شب را تا صبح در زندان ها یا پشت در دادگاه ها به سر می برند که روز اعدام فرزندانشان هست، بگویم.

حسین افصحی و شقایق

حسین افصحی و شقایق زین العابدینی

او گفت: برای همه ما طلوع مظهر زیبایی و آغاز است، اما طبق چیزی که در این کتاب هم آمده است؛ مجازات اسلامی طلوع را به پایان زندگی انسان ها تبدیل کرده است. برای من مادر طلوع و عطر سحرگاهان نفرت آور است، چرا که یادآور گرفتن جان فرزندانم است.
او گفت، با چاپ این کتاب، باید همه کسانی که خود را مبارز، آزادی خواه و دموکراسی خواه می دانند و خواهان پیاده کردن اصول انسانی برای مردم ایران هستند، در سخنرانی های خود به صورت شفاف، مردم و بخصوص جوانان را با چهره اسلام آشنا نمایند و ترس از مبارزه واقعی نداشته باشند.
او در آخر گفت: من به عنوان مادر سر به دار علیه اعدام تلاش می کنم و در این راه دست یاری به سوی شما دراز می کنم.

پس از پایان یافتن سخنان مهوش علاسوندی، یکی از همکاران زاگرس محمود، سخنرانی کوتاهی ارایه داد.
او گفت: ما هر روز شاهد اعدام و دیگر خبرهای بد هستیم، این خبرها احساسات ما را جریحه دار می کند. ما می بینیم خیلی از فعالان حقوق بشر خواست مجازات را از فعالیت های خود حذف کردند و فقط روی محاکمه تاکید می کنند. واقعیت این است که جامعه احتیاج به مجازات و حقوق جزایی دارد. کتاب مصلی نژاد از این جهت برای من مهم بود که نگرش اجمالی به مسئله مجازات داشت. مجازات مسئله مورد علاقه من هم بود و خودم چند سالی روی آن کار کردم. شما اگر در گوگل عبارت “فلسفه مجازات” را جست و جو کنید، مشاهده می کنید که بیست لینک اول وابسته به جمهوری اسلامی است؛ این نشان می دهد که چقدر جمهوری اسلامی در مورد فلسفه مجازات کار می کند و ما چقدر در این باره کم کاری داریم. به نظر من باید در این مورد هوشمندانه عمل کرد تا همان اتفاق های سال پنجاه و هفت بار دیگر برایمان نیفتند.

آخرین سخنران برنامه نویسنده کتاب، عزت مصلی نژاد بود. او حرف های خود را با غزلی از مولانا شروع کرد؛ چو غلام آفتابم هم از آفتاب گویم، نه شبم نه شب پرستم که حدیث خواب گویم.
او از کتاب خود سخن خود و گفت: من این کتاب را مدیون سردبیر نشریه آرش هستم. او به من گفت که یک مقاله به عنوان فلسفه مجازات در اسلام برای نشریه بنویسم. سردبیر دو بار به من مهلت داد تا مقاله را بنویسم، اما من نتوانستم آن را به موقع تمام کنم و تحویل بدهم. در جریان این تحقیقات که حدود شش ماه طول کشید و بسیاری از روزهای تعطیل من را گرفت، بسیار چیزها آموختم و حاصل آن هم کتاب کنونی شد. یکی از چیزهایی که من در جریان نوشتن این کتاب آموختم، همکاری بود. به نظرم هیچ اشکالی ندارد که یک کتاب حاصل همکاری باشد و مثلا ده تا مؤلف داشته باشد. چیز دیگری که یاد گرفتم این بود که کارهای زیادی در مورد جزای اسلامی هم از طریق فقهای اسلامی، هم از طریق فقهای شیعه انجام شده است و کم کاری ما در این مورد باعث خجالت است. به علاوه نکته ای که قابل بررسی است، بی سوادی مذهبی توده مردم درباره اسلام است و می توان گفت یکی از انگیزه های اصلی من برای نوشتن این کتاب مبارزه با بی سوادی بوده است.

عزت مصلی نژاد

عزت مصلی نژاد

او گفت: روشنگری به معنای نوجویی و نوطلبی است. روشنگری به معنی دست رد زدن به تمام نیروهای بازدارنده است؛ روشنگری کار سختی است و روشنگر می خواهد با ابزاری که در دست دارد دنیا را روشن کند.
کارل مارکس هم می گوید، برای علم شاهراه وجود ندارد. تنها کسانی می توانند به قله های علم برسند که از سنگلاخ های ریز و سربالایی های تند و طاقت فرسا نترسند. در راه روشنگری باید جست و جو کرد و باز نایستاد. کار من هم در این کتاب این نبوده است که به سئوالی پاسخ دهم چرا که این کار، کاری عبث است؛ چون برای هر پرسش ممکن است چندین پاسخ وجود داشته باشد. کاری که من کردم ایجاد پرسش های جدید است. سئوال هایی که باید شما و دیگران پی گیری کنید؛ چرا که تاریخ مثل یک مزرعه است و دانه پاکی در آن کاشته می شود، روزی روزگاری به ثمر خواهد رسید.

این برنامه که حدود دو ساعت طول کشید، با نمایش خوانی ادامه یافت. حسین افصحی نویسنده و کارگردان تئاتر در نقش مرشد و شقایق زین العابدینی از صداپیشگان ایرانی و از تازه واردان به تورنتو در نقش بی بی مرشد، نمایشنامه معرکه را که توسط حسین افصحی در تاثیر از کتاب جرایم و مجازات نوشته شده بود در قالب “معرکه گیری” اجرا کردند که مورد استقبال قرار گرفت.
این اولین بار است که نقش بچه مرشد تبدیل به نقش بی بی مرشد می شود، که همین امر جذابیت کار را بیشتر کرده بود. حضور بی بی مرشد با سئوالات کنجکاوانه و دقیقش به نقش تاثیرگذار زنان در جامعه اشاره داشت.
اجرای دوباره “یاری”، قرعه کشی و اهدای جوایز و پذیرایی و امضای کتاب پایان بخش این برنامه بود.