به بهانه فروش تابلوهای نقاشی برای کمک به ساخت پناهگاه شماره دو وفا در قزوین

 

درباره وفا جسته و گریخته شنیده بودم؛ می دانستم که یک انجمن دوستداران حیوانات است که هدف آنها کمک کردن به حیوانات آسیب دیده و بی پناه است. اما اطلاع چندانی از چند و چون فعالیت های آنها نداشتم. چند وقت پیش از طریق اطلاعیه ای در هفته نامه شهروند از حراج تابلوهای نقاشی به نفع پناهگاه وفا با خبر و خیلی مشتاق شدم که با این گروه و فعالیت های آنها

بیشتر و از نزدیک آشنا بشوم.

حدود سه هفته پیش بود که به همراه خانم فرح طاهری برای تهیه گزارش به خانه ی سودابه جان رفتیم. چون راه را بلد نبودم، پشت سر خانم طاهری راه می رفتم و به اطراف نگاه می کردم، قبل از ورود به اتاق هال مانندی که افراد انجمن در آنجا گرد آمده بودند، تابلوهای بزرگ و قدی نقاشی که به دیوار راهرو تکیه داده شده بودند، نظرم را جلب کرد. وارد اتاق هال که شدم، میز بزرگی در گوشه ای از اتاق قرار داده شده بود که انواع و اقسام غذاهای رنگین روی آن به آدم چشمک می زد. بعدا فهمیدم که این غذاها توسط خود افراد انجمن تهیه شده است و هر کسی که مایل بود می توانست به ازای پرداخت مبلغ ده دلار هم از غذاها بخورد و هم از این راه کمکی برای جمع آوری پول به نفع حیوانات آسیب دیده کرده باشد.

سودابه مجیدی که برگزارکننده ی این برنامه جمع آوری کمک مالی بود، تعدادی از آثار خود و برخی از هنرجویانش از جمله خانم ها پوران امامی، شهره کمالی (شکراللهی) و فریده ترکمان را در معرض فروش گذاشته بود.

از راست: شهره کمالی، فامطه معتمدی، سودابه مجیدی، فریده ترکیان، پوران امامی

از راست: شهره کمالی، فامطه معتمدی، سودابه مجیدی، فریده ترکیان، پوران امامی

پیمان شکراللهی هنرمند نوازنده سنتور در این برنامه با نواختن چند قطعه هم همراهی اش را با “وفا” نشان داد و هم فضا را آهنگین کرد.

فرصت که دست داد یکی از بروشورهای پناهگاه وفا را برداشتم تا نگاهی به آن بیندازم. در صفحه اول آن در توضیح وفا و فعالیت های آنها، این چنین آمده است: پناهگاه وفا در سال ۱۳۸۲ تاسیس شد و به عنوان اولین پناهگاه حیوانات در ایران شروع به کار کرد، تعهد وفا کمک کردن و پناه دادن به حیوانات آسیب دیده و بی پناه در ایران است. پناهگاه وفا یک سازمان خیریه غیردولتی است که فقط به کمک های مردمی و خدمات داوطلبانه اتکا دارد. در حال حاضر، پناهگاه زیر نظر آقای علی ثانی اداره می شود و گروهی از داوطلبان فداکار و صمیمی و دامپزشکان دلسوز و مهربان خدماتشان را به این مرکز هدیه کرده اند. این پناهگاه در حال حاضر میزبان بیش از ۴۵۰ سگ است.

و البته حالا “وفا” می خواهد شعبه ی دیگری در شهر قزوین باز کند. زمین این پناهگاه خریداری شده و برای ساخت و ساز اصولی آن نیاز به دست های یاریگر حیوان دوستان و نیکوکاران بسیاری است. برای همین دوستداران وفا، که اعضا و حامیان و داوطلبان یاریگر وفا در تورنتو هستند، هر از گاهی برنامه ای این چنین ترتیب می دهند تا با جمع آوری پول یاریگر آنهایی باشند که در ایران برای این پروژه دارند زحمت می کشند و از توان و وقت و مال خود مایه می گذارند.

صفحه های بعدی بروشور را ورق زدم و با فعالیت های آنها در این سال ها و نمونه کارهایشان بیشتر آشنا شدم، اگر بخواهم به همه آنها اشاره کنم از تعداد محدود کلمات من خارج خواهد بود. برای مثال یکی از کارهای آنها این بود که سگی را که به سختی مورد ضرب و شتم قرار گرفته و یک پایش شکسته بود پیدا و به پناهگاه منتقل کردند و پس از چند ماه نگهداری و مداوا، از طریق صفحه ی پذیرش سگ در سایت وفا، برایش خانه و خانواده ای در کالیفرنیا پیدا کرده و او را به آنجا فرستادند تا در کنار خانواده جدیدش زندگی کند.

بعد از اینکه نگاهی به بروشور انداختم در دلم یک نوع شادمانی احساس کردم، یک نوع شادی از اینکه هنوز هم انسان هایی هستند که آنقدر در روزمرگی غرق نشدند و به فکر موجودات زنده اطراف خود هستند. مثل اینکه در دلم فشفشه ای روشن شده باشد، از جایم بلند شدم و در خانه گشت و گذاری کردم؛ خانه ای که دلباز بود و از اتاق های متعددی تشکیل شده بود. به طبقه پایین رفتم و وارد اتاق ها شدم، هر کدام مملو از تابلوهای مختلف با موضوعات نقاشی متعدد بود. برخی به دیوار آویخته شده بودند، برخی به دلیل کمبود جا به دیوار تکیه داده شده بودند و در این بین تابلوهای نیمه کاره هم دیده می شد.

لالوی این گردش در خانه، به یک کتاب جالب به اسم “سلانه سلانه” برخوردم . این کتاب اثر مارک بکاف و ترجمه فاطمه معتمدی است. با خانم معتمدی بنیانگزار پناهگاه وفا همان جا آشنا شده بودم.

در صفحه اول پیشگفتار کتاب چنین آمده است: این که کسی به انواع مختلف حیوانات احترام بگذارد، یا آنها را نادیده بگیرد، و یا به آن ها آسیب برساند تا حد زیادی به نوع محیطی که او در آن پرورش پیدا می کند و بخصوص طرز فکر و نگرش خانواده و دوستانش مربوط می شود.

این جملات فشرده و کوتاه علل اصلی بی توجهی ایرانیان را به حیوانات و حیوان ستیزی آنها بیان می کند. در واقع اگر بخواهیم به طور کلی نگاه کنیم، می بینیم که ساده ترین رفتار اکثریت مردم داخل ایران حیوان ستیزی است؛ ساده ترین و دم دستی ترین مثال بی توجهی مردم به گربه های ولگرد خیابانی و دور کردن وحشیانه آنها از خود و فراری دادن آنهاست. در ایران آگاهی کم است، جامعه آگاه نیست و آموزش و پرورش در این مورد کاملا نقش خنثی دارد. این عدم آگاهی و در هم تنیدن مذهب و خرافات مردم را تا حدود بسیاری حیوان ستیز کرده است. تضاد این رفتارها با جوامع دیگر بسیار زیاد است. برای مثال در مدت کوتاهی که در ایتالیا اقامت داشتم، روزی به خانه مان می رفتم که دیدم یک خانم مسن ایتالیایی یک بسته گوشت از

vafa-1مغازه خریده است و دارد تکه تکه گوشت ها را از جعبه در می آورد و به یک گربه خیابانی می دهد و با او با مهربانی برخورد می کند.

در کتاب سلانه سلانه این چنین آمده است: ما تنها زمانی که بفهمیم، اهمیت می دهیم، تنها وقتی اهمیت بدهیم کمک خواهیم کرد، و تنها زمانی که کمک کنیم همه چیز نجات خواهد یافت.

همه این حرف ها را زدم تا بگویم که هدف انجمن وفا هم همین است. تمام تلاش آنها آگاهی رساندن به مردم، جمع کردن پول به نفع حیوانات تنها مانده و زخمی شده و بیمار و کمک به آن هاست. شما هم اگر این نوشته های کوچک را خواندید و در دلتان یک فشفشه روشن شد، می توانید یک قدم کوچک بردارید و ماهانه با پرداخت ۲۰ دلار در تهیه غذا، امور درمانی، واکسن و قرص ضد انگل و غیره برای حیوانات سهیم باشیم. چرا که کسانی که در برخورد با حیوانات مهربان هستند و به آنها احترام می گذارند، احتمالا در ارتباط با سایر افراد بشر درک و مهربانی بیشتری از خود نشان می دهند.

راستی تا یادم نرفته بگم که خانم معتمدی گفت در پایان این برنامه حدود ده میلیون تومان به نفع پروژه ی وفای قزوین جمع آوری شد. همگی خسته نباشند.

روز شنبه ۱۶ آگوست از ساعت ۹ صبح تا ۱ بعدازظهر دوستداران وفا گاراژ سل دارند در آدرس زیر، اگر دوست دارید بیایید:

۴۶۷ Soudan Avenue,

Toronto, ON., M4S 1X1

برای دیدن عکس های این برنامه به صفحه فیس بوک دوستداران وفا در کانادا مراجعه کنید:

Friends of Vafa in Canada