به بهانه دوازدهمین سالگرد درگذشت علی حاتمی/ عارف محمدی

پنجشنبه ۱۴ آذر برابر با  4 دسامبر مصادف است با دوازدهمین سالگرد کوچ علی حاتمی فیلمساز و روایتگر تاریخ معاصر سینمای ایران. کمتر فیلمسازی را در ایران سراغ دارم …


 

شماره ۱۲۰۶ ـ پنجشنبه ۴ دسامبر  ۲۰۰۸


 

بلا روزگاریه عاشقیت…


 

پنجشنبه ۱۴ آذر برابر با  ۴ دسامبر مصادف است با دوازدهمین سالگرد کوچ علی حاتمی فیلمساز و روایتگر تاریخ معاصر سینمای ایران. کمتر فیلمسازی را در ایران سراغ دارم که در دیالوگ نویسی  تبحر داشته باشد. روی سخنم با کارگردانانی است که خود فیلمنامه هایشان را می نویسند. مثل مسعود کیمیایی که  پس از قریب سه دهه هنوز هم دیالوگهای بیشتر فیلمهایش بخصوص قیصر و گوزنها ورد زبان علاقمندان به سینماست. فریدون گله نیز از نادر دیالوگ نویسهایی بود که همچون کیمیایی و علی حاتمی فضا و شخصیتهای قصه اش را خوب می شناخت و به همین خاطر هم حتی در فیلمی همچون کوچه مردها که از دید منتقدان در رده فیلمفارسی های رایج آن دوره قرار دارد، دیالوگهایش ناخودآگاه در ذهن ها باقی مانده است. چرا که جنس دیالوگها دقیقا از جنس آدهای قصه است و هیچ غرابتی بین آنها نیست. علی حاتمی در طوقی و بخصوص در شاهکارش سوته دلان به این مهم دست یافت. دیالوگهایی مثل : "واسه من جمعه، جمعه آقامه، شنبه شنبه آقامه، خواه مرده، خواه زنده…" یا " به داداش حبیبم گفتم منو شبونه برسون امامزاده داود. گفت نه. گفتم تو رو خاک آقام نمی خوام جلو زنم لو برم. نمی خوام بفهمه من دعایی ام. بلا روزگاریه عاشقیت… (سوته دلان)


 

علی حاتمی را می توان فیلمسازی صاحب سبک دانست. هنرمندی شیفته اصالت ایرانی و تصویرگر حکایتها، افسانه ها و شخصیتهای تاریخ معاصر. آثار حاتمی به نوعی حدیث نفس اوست. فیلمسازی که با نوشتن قصه های فولکلوریک اولین اثر سینمایی خود را با نام حسن کچل با گرایش به این نوع ادبیات خلق کرد. من علی حاتمی را جزو  موج سوم سینمای ایران می دانم. یعنی فیلمسازانی که توانستند  بین سینمای گیشه پسند و روشنفکری پلی بزنند و هم عام و هم خاص را به تماشای آثار خود بنشانند. کاری که فریدون گله در سینمای ایران کرد.

با این مقدمه کوتاه مروری می کنیم به زندگینامه این فیلمساز فقید.


 علی حاتمی

عباس علی حاتمی در سال ۱۳۲۳ در تهران به دنیا آمد. در سالهای درس و مشق، به اقتضای سن و سال و تحت تاثیر قریحه اش، نمایش نامه های کوتاهی می نوشت که در کوچه های محله شان به همراه گروهی از دوستانش اجرا می کرد. بعدها، در دهه ۱۳۴۰، با تحقیق در افسانه های خیال انگیز ایرانی نمایش نامه ای با عنوان دیب (دیو) نوشت که در تالار نمایش هنرهای دراماتیک اجرا کرد. حاتمی در این سالها، به مقدار فراوان، در زندگی روزمره خود و از طریق کتاب ها و متون ادبی با بافت زبان آهنگین آشنا شد، و همین آشنایی او را برانگیخت تا نمایش ها و داستان های خود را با ریتم و زبان موسیقی بیان کند. در سال ۱۳۴۶ نخستین فیلم نامه کامل خود را با نام حماسه عشقی شب جمعه نوشت که فریدون رهنما آن را پسندید و هژیر داریوش به صورت یک فیلم کوتاه در آورد. در سال ۱۳۴۹ حسن کچل را بر اساس نمایشنامه ای از خودش جلوی دوربین برد. سبک و سیاق حاتمی در این فیلم و بعد از آن در بابا شمل (۱۳۵۰) و خواستگار (۱۳۵۱) متاثر از سنت سخن وری و نقالی بود.


 

طوقی پس از موفقیت قیصر با قصه ای ساده و آشنا برای تماشاگر ایرانی ساخته شد. با این فیلم حاتمی نشان داد که سینما را وسیله ای برای نمایش ارزش ها و سنت های ملی می داند. او در جزییات فیلم تعلق خاطر خود را به ملاحظات و شواهد تاریخی نشان داد اما همانطور که فیلم ستارخان (۱۳۵۱) نشان می دهد هدف حاتمی بررسی سیاسی ماجراهای تاریخی نیست، بلکه او در فیلم های تاریخی اش حتی در مجموعه های سلطان صاحبقران (۱۳۵۴) و هزاردستان (۱۳۵۷-۶۶) و فیلم های حاجی واشنگتن (۱۳۶۱)، کمال الملک (۱۳۶۳)، جعفرخان از فرنگ برگشته (۱۳۶۳) و دلشدگان (۱۳۷۰) همواره می خواسته جنبه های انسانی و عاطفی " آدمهای تاریخی " را نشان دهد.


 

به قول جواد طوسی علی حاتمی در مصاحبه ای کارش را به "قالی بافی" تشبیه کرده بود. در دوره ای که هنر قالی بافی در این ولایت کاملا از رونق افتاده، گویی مردم بی حال و حوصله این زمانه دل شان برای قصه گویی و قالی بافی حاتمی لک زده است.  او در قصه هایش گذشته را با حال مقایسه میکند، از سنت ها و ارزش های پاک و اصیل و خصایل انسانی می گوید، تاریخ معاصر را به سیاق خود ورق می زند و در اغلب آثارش به نوعی معرفت شناسی و حس معنوی و عرفانی می رسد.


 

علی حاتمی در سال ۱۳۷۳ فیلمبرداری جهان پهلوان تختی را آغاز کرد، اما در سال ۱۳۷۵ به علت بیماری نیمه تمام ماند و پس از مرگ او بهروز افخمی فیلم را به پایان رساند. شاید دیگر به ندرت فیلمسازی را در عرصه سینمای ایران آنچنان که حاتمی به ایران و تاریخ آن علاقه نشان می داد بیابیم  و به همین جهت لقب ایرانی ترین فیلمساز ایرانی شایسته این هنرمند فقید است.

در خاتمه باید اشاره کنم در نوشتن این مطلب از کتاب صد چهره سینمای ایران نوشته عباس بهارلو نیز استفاده کرده ام.


 

ایمیل نویسنده:

aref35@yahoo.ca

 

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This