طنزنوشته های ریزودرشت۴۱/میرزاتقی خان

طنزنوشته های ریزودرشت۴۱/میرزاتقی خان

به گزارش بی بی سی، براساس یک سنت دیرین، این دختربچه ۸ ساله در نپال بعنوان خدا انتخاب شد.

من ضمن اینکه آرزو می کنم خداوند همه بندگانش را شفا بدهد، در این فکرم که این دخترکه در۸ سالگی خدا شده، بزرگ بشه چی میشه؟!

***

فقط بگو آره!

آدمیزاد اگر عقلش را به کار بیندازد، حتی از اشعار ترانه ها هم می تواند بیاموزد و راه و رسم زنده ماندن و زندگی کردن را یاد بگیرد. به عنوان مثال، آرش خواننده پاپ، ترانه ای دارد که از اول تا آخرش تکرار می کند “تکون بده!” اگر فکر انسان منحرف نباشد، می تواند شعر را اینطور تعبیرکند که: بهتر است فقط به امید خدا ننشینی و خودت هم یک تکانی بخوری!

و ترانه “فقط بگو آره” مرحوم هایده، به انسان می آموزد که اگر می خواهی در زندگی موفق باشی، فقط بگو آره!

اگر ترامپ و نتانیاهو گفتند بیت المقدس پایتخت اسرائیله، بگو آره و برای خودت گرفتاری درست نکن و اگر روحانی پرسید از بودجه ای که برای سال آینده به مجلس داده ام وکارمندها و بازنشسته ها را نخودی حساب کرده ام راضی هستید؟

لبخند بزنید و فقط بگین آره!

درست است که ما ضرب المثلی داریم که می گوید: یک نه بگو و نُه ماه سر دل نکش … ولی آن ضرب المثل برای موارد دیگر است. ضرب المثل فقط بگو آره، مدرن تر است، امروزه بیشتر کاربرد دارد و به کسانی که فقط می گویند آره این امکان را می دهد که صاحب همه جور امکانات و آلاف و اولوفی بشوند!

***

روزی که حضرت ابراهیم تبر دست گرفت و بت ها را شکست، اصلا به ذهنش نرسید که هزار سال بعد مردم دوباره از یک آدم معمولی برای خودشون بت می سازند!

***

دیشب ویرم گرفته بود حساب کنم ببینم نان و پنیر و مغزگردوئی که دارم به عنوان شام می خورم لقمه ای چند درمیاد …؟

گفتم یه دونه نانش را میگیم هزار تومن، پنیرش کیلوئی ۲۵ هزارتومن، مغزگردوش را هم میگیم چهل هزار تومن …چائیش را هم فرض کردم آب رنگ کرده داغ است و مجانیست!

آقا خیلی سخت بود، نشد. خواستم از درس هایی که در گذشته خونده بودم کمک بگیرم، نتوانستم. تانژانت وکتانژانت و کروشه و آکلاد که کلا یادم رفته، جذرکه دیگه بلد نیستم بگیرم … هی راجع به گذشته و دانشگاه و اینا فکر کردم فقط قیمت اولین پیکان نوئی که خریده بودم یادم آمد:

سفید بود، ۱۸ هزار تومن از دم قسط و ماهی پانصد تومن!

***

تاریخ نویسان بعدها خواهند نوشت قرن بیست و یکم قرنی بود که مردم از زندگی بیشتر از مرگ می ترسیدند!

***

آقا معلم رفت خواستگاری، پدر دختره گفت حقوق معلمیت که خیلی ناچیزه. چیز دیگری توی دست و بالت هست؟ از اینور و اونور چیزی گیرت میاد؟

معلمه باخوشحالی جواب داد بعله، عضو فیسبوک هم هستم، ماهی دو سه هزار تا لایک و احسنت و مرحبا هم از دوستای فیسبوکیم می گیرم که اونها را دارم جمع می کنم واسه دوران پیریم و روز مبادا !

***

ما ایرانی ها به خاطر داشتن ۲۵۰۰ سال تاریخ، یاد گرفته ایم نزدیک عید نوروزکه می شود، چون مردم به خاطر حفظ سنت و چشم و همچشمی ناچار به خرید هستند، قیمت همه اجناس را دو سه برابرکنیم و صنار سه شاهی کاسبی کنیم.

اروپایی ها و آمریکایی های بی ریشه چون تاریخی نداشته اند که از آن درس بگیریند، مثل این آدم های خل مزاج، از یک ماه مانده به کریسمس و سال نو، همه اجناس شان را به طور باورنکردنی حراج و ارزان می کنند…

به چنین ملت هایی نباید گفت خدا شفایتان بدهد انشااله؟!

***

داستان دهقان فداکار را گرچه واقعی بود به اینجهت از کتاب های درسی حذف کردند که به نظر افسانه می آمد. دوره دوره چوپان های دروغگوست!

***

از تولید کننده ای که با شربت ذرت و شیرین کننده های مصنوعی عسل طبیعی! تولید می کرد پرسیدند برای چی زنبورهای عسل را بدنام می کنی و عسل تقلبی خودت را به جای عسل طبیعی به مردم می فروشی؟ جواب داد یه آدم گنده قد من چقدر می تونه علاف یه مشت زنبور نیم وجبی باشه که براش عسل تولید کنند؟ مشتری ها را نمی بینی که صف کشیده اند و این پا و آن پا می شوند؟!

***

جنگ جهانی دوم وقتی شروع شد که سه تا دیوانه بر جهان حکومت می کردند. هیتلر، استالین و موسولینی…

الان بیشتر از سه تا دیوانه داریم …بشمرید : ۱ ، ۲ ،۳ ، ۴ ، ۵…!

***

به محض اینکه ترامپ بیت المقدس را به عنوان پایتخت اسرائیل شناخت، مجسمه آزادی عکس العمل نشان داد.

بعضی از مجسمه ها چقدر حساسند!

***

بسیاری از جوان های ایران قبل از اینکه به دانشگاه بروند، در هفت آسمان یک ستاره ندارند، اما به محض اینکه به دانشگاه رفتند، ستاره دار می شوند!

***

به یکی گفتند مثل اینکه جوراب هاتو عوضی پوشیدی، یکیش سفیده یکیش سیاه…

جواب داد نه مدلش اینجوریه. یک جفت دیگه هم توی خونه دارم، اونها هم یکیش سفیده یکیش سیاه!

***

کارمند و معلم جماعت توی مملکت ما هرگز راضی نمی شوند.

یک زمانی میلیونر شدن را در خواب هم نمی دیدند، حالا که همه شان میلیونرشده اند و ماهی یک میلیون تومن حقوق می گیرند، تظاهرات می کنند که ما با این چندرغاز چه جوری زندگی کنیم؟!

***

به خانمم میگم خیلی سرت به آی پد و موبایلت گرمه، دیگه  حالی از ما نمی پرسی؟

میگه بده دیگه به جونت غر نمی زنم که برام اینو بخر و اونو بخر؟

***

میگن سه برابر شدن عوارض خروج ازکشور، باعث میشه خیلی ها عطای سفر را به لقای آن ببخشند و به مسافرت نروند؟

برای حل این مشکل، باید یک جریمه خارج نشدن ازکشور هم تصویب بشه تا مردم همینطور الکی الکی نگن ولش کن بابا نمیریم خارج ….مملکت حساب وکتاب داره، خونه خاله که نیست!

***

روانشناس به آقاهه گفت خانمتان میگه درتمام ۳۵ سالی که با هم زن و شوهر بوده ایم ، حتی یک بار به من نگفته دوستت دارم.

آقاهه برافروخته جواب داد فراموشکاره، خانم، فراموشکار…. یک بار سر عقد بهش گفتم، یک بارم شب عروسی مون. مگه یک حرف را چند بار به آدمیزاد میزنن؟!

***

تا همین چند سال پیش، هیچکس در دنیا نفهمیده بود خیال خام یعنی چی؟

بالاخره ایرانیان این مشکل را حل کردند و توضیح دادند خیال خام یعنی اینکه تصورکنی وقتی بازنشسته شدی، می توانی با حقوق بازنشستگی ات زندگی کنی و اندکی آرامش داشته باشی!

***

شیطان و جواب دندان شکنش!

یکی از شیطان پرسید تو اینهمه دروغ و دغل و حقه بازی و شیطنت وکلک و بدجنسی را از کجا یاد گرفته ای؟

جواب داد ببینم، چیزی از “آموزش حین کار شنیده ای؟”

من اول ها یکی دو تا چشمه بیشتر بلد نبودم، بقیه اش را هنگام خدمت، از شما آدم ها یاد گرفته ام!

***

می گویند دروغگو دشمن خداست در حالی که دروغگوها بیشتر از همه به دوستی با خدا افتخار می کنند!

***

در هاید پارک، معروفترین و بزرگترین پارک لندن، گوشه ای را در نظرگرفته اند برای سخنرانی های مخالفان.

در این گوشه یعنی (هاید پارک کرنر)، مردم آزادند که از هر مقامی با تندترین کلمات انتقاد کنند.

کاشکی در ایران هم چنین پارکی وجود داشت که مردم بتوانند بروند آنجا و آزادانه از مقامات انگلیس انتقاد کنند!

***

آقاهه پول انداخت توی صندوق صدقات و خواست بره اونور خیابان که یک موتوسیکلت زد بهش و افتاد کف خیابان…

همانجورکه نالان وگریان داشت بلند می شد، دید یک نفر دیگه داره پول میندازه توی همان صندوق … فریاد زد ننداز بابا ….ننداز… صندوقش خرابه، کار نمی کنه!

***

لطفن چانه نزنید

خدا اهل معامله هست، اما اهل چانه زدن نیست …!

(Visited 1 times, 1 visits today)

About The Author

میرزا تقی خان

طنزپرداز و سریال نویس پیشکسوت، با سابقه 50 سال طنزنویسی در توفیق، کشکیات، کاریکاتور، کیهان و تلویزیون از همکاران افتخاری شهروند است. از این نویسنده سه کتاب به نام های "آدم های زیادی" (2013 ـ کانادا)،"شما چند می ارزید؟"(2016 ـ آلمان) و "شیرین تر از تلخ" (2017 - آلمان) منتشر شده است.

نظر خوانندگان

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پیشخوان

Pin It on Pinterest

Share This